درمان شکستگی‌های دیستال تی‌بیا و فیبولا با پلاک تی‌بیا و پیچ‌های پروفیبولا

دوره 9، شماره 1، زمستان 1389، صفحه 1-7

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121020

احمد شهلا، سعید چاره‌ ساز، افشین امین‌زاده گوهری

چکیده پیش‌زمینه: ثابت کردن شکستگی‌های دیستال تی‌بیا و فیبولا با پلاک تی‌بیا و با عبور پیچ‌ها از هر دو استخوان تی‌بیا و فیبولا که پروفیبولا نامیده می‌شود، عمدتاً در بیماران مسن با استئوپروز، که استحکام کافی برای پیچ‌ها وجود ندارد و یا بیماران جوان که به‌علت تعدد قطعات شکسته و شرایط پوستی بد، امکان ثابت کردن مستقل هر دو استخوان با دو برش مستقل وجود ندارد، به کار می‌رود. در این مطالعه نتایج درمان شکستگی‌های دیستال تی‌بیا و فیبولا با روش پلاک تی‌بیا و پیچ‌های پروفیبولا بررسی شدند. مواد و روش‌ها: در یک مطالعه گذشته‌نگر، 15 مورد شکستگی دیستال تی‌بیا و فیبولا در 14 بیمار، طی مدت 6 سال با روش تثبیت تی‌بیا با پلاک و عبور 2 الی3 پیچ به داخل فیبولا (تی‌بیا پروفیبولا) در دو مرکز آموزشی درمانی ارومیه درمان شدند. برای ارزیابی از مقیاس «انجمن پا و مچ پای آمریکا» (AOFAS) استفاده شد. میانگین زمان پیگیری 28 ماه بود. یافته‌ها: همه شکستگی‌ها جوش خوردند. دو نفر از بیماران جوان سینوستوزیس تیبیوفیبولا پیدا کردند. در ارزیابی با مقیاس AOFAS ، 7 بیمار نمره خوب (90-80) و 7 بیمار دیگر نمره قابل قبول (80-70) کسب کردند. هیچ‌یک از بیماران مشکل حرکتی و محدودیت در حرکات مچ پا نداشتند. نتیجه‌گیری: ثابت کردن شکستگی‌های خرد شده انتهای ساق با پیچ‌های عبورداده شده از تی‌بیا به‌داخل فیبولا، در گروه خاص همراه با پوکی شدید یا وضعیت پوستی نامناسب، نتیجه مثبتی خواهد داشت.

ارتباط سونوگرافی و بررسی الکترودیاگنوز در تشخیص و نتایج درمان سندروم کانال مچی

دوره 10، شماره 1، زمستان 1390، صفحه 1-6

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121052

شهین نارویی، امیررضا صادقی ‌فر، عالیا آیت اللهی موسوی، علیرضا سعید

چکیده پیش‌زمینه: تشخیص سندروم کانال مچی با معاینات بالینی و تایید تشخیص با یافته‌های الکترودیاگنوستیک انجام می‌شود. سونوگرافی نیز یک روش غیرتهاجمی برای تشخیص این بیماری می‌باشد. هدف از این تحقیق بررسی ارتباط سونوگرافی و مطالعات الکترودیاگنوز در تشخیص این سندروم بود. مواد و روش‌ها: در یک مطالعه آینده‌نگر ۷۶ دست کاندید عمل جراحی سندروم کانال مچی ایدیوپاتیک (گروه مطالعه) و ۸۰ دست سالم (گروه شاهد) در یک مرکز درمانی کرمان مقایسه شدند. سطح مقطع عصب با سونوگرافی مدیان تعیین و تست‌های الکترودیاگنوستیک و نمره «داش» (DASH) در گروه مطالعه قبل از عمل و 6 ماه پس از عمل انجام شد. در گروه شاهد نیز مقطع عصب با سونوگرافی تعیین گردید. ارتباط یافته‌های سونوگرافی با تست‌های الکترودیاگنوز و نمره «داش» در بیماران بررسی و با گروه شاهد مقایسه شدند. یافته‌ها: بین اندازه عصب مدیان در سونوگرافی در دو گروه (۰۰۰۱/۰=p)؛ و بین نمره «داش» در گروه بیمار قبل از جراحی و آخرین پیگیری (۰۰۱/۰=p) تفاوت معنی‌دار وجود داشت. سونوگرافی در تشخیص سندروم کانال مچی ۹۵% حساسیت داشت و ۹۳% اختصاصی بود. بین یافته‌های سونوگرافی و شدت بیماری در مطالعات الکترودیاگنوستیک همبستگی ضعیف وجود داشت (۰۱/۰=p و ۳۸/۰=r). بین سطح مقطع عصب و یا شدت بیماری در مطالعات الکترودیاگنوز با نمره «داش» قبل و بعد از عمل ارتباط معنی‌دار مشاهده نشد (۰۵/۰≤p ). نتیجه‌گیری: سونوگرافی وسیله تشخیصی مناسب در سندروم کانال مچی می‌باشد، ولی بین میزان سطح مقطع عصب و یافته‌های الکترودیاگنوز با نمره عملکرد رابطه‌ وجود ندارد. در این مورد که آیا سونوگرافی می‌تواند جایگزین مطالعات الکترودیاگنوز باشد، تحقیقات بیشتری لازم است.

اثر سه روش استفاده از ترانکسامیک اسید در کاهش خونریزی پس از جراحی تعویض مفصل زانو

دوره 11، شماره 1، زمستان 1391، صفحه 1-6

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121082

محمدمهدی سرزعیم، غلامحسین کاظمیان، غلامحسین کاظمیان، محمد امامی، علیرضا منافی راثی، محمد امامی، آرش غفاری، سلیم خانی

چکیده ۱پیش‌زمینه : یکی از مشکلات جراحی تعویض مفصل زانو خونریزی است. ترانکسامیک اسید داروی آنتی فیبیرینولیتیک است که برای کاهش خونریزی استفاده می‌شود و روش استفاده از آن مورد بحث می‌باشد. در این مطالعه تأثیر‌ روش‌های مختلف استفاده از این دارو بر میزان خونریزی پس از جراحی تعویض مفصل زانو بررسی شد. مواد و روش‌ها: در یک کارآزمایی بالینی، ۲۰۰ بیمار دچار استئوآرتریت زانو که کاندید تعویض مفصل زانو بودند، به‌طور تصادفی به ۴ گروه تقسیم شدند. به گروه 1 پس از اتمام جراحی، ۵۰۰ میلی‌گرم ترانکسامیک اسید در ۱۰۰ سی‌سی سالین داخل وریدی تزریق شد. در گروه 2 قبل از بخیه کردن، مفصل زانو با 3 گرم ترانکسامیک اسید در ۱۰۰ سی‌سی سالین شستشو داده شد. در گروه 3 بلافاصله بعد از بستن زخم، ۵/۱ گرم ترانکسامیک اسید در ۱۰۰ سی‌سی سالین از طریق درن تزریق شد. گروه ۴ تحت درمان با ترانکسامیک اسید قرار نگرفت و درن برای یک ساعت به‌طور کامل کلمپ شد. میزان خونریزی، میزان ترانسفیوژن و تغییرات هموگلوبین پس از عمل بررسی گردید. یافته‌ها: میانگین خونریزی پس از عمل در گروه‌های ۱، ۲، ۳ و ۴ به ترتیب ۸/۱۱۴ ± ۸/۴۷۶، ۵/۱۱۶ ± ۲/۷۴۳، ۵/۶۰ ± ۹/۱۷۳ و ۲/۱۵۲ ± ۵/۸۶۰ سی‌سی بود (۰/۰۰۱) . هموگلوبین بعد از عمل در گروه‌های ۱، ۲، ۳ و ۴ به ترتیب ۹/۰±۶/۲، ۱±۲/۴، ۱/۱±۹/۳ و ۱±۵/۴ میلی‌گرم بر دسی‌لیتر کاهش یافت(۰۰۱/۰). نتیجه‌گیری: در مقایسه با روش‌های تزریق داخل مفصلی ترانکسامیک اسید، استفاده داخل وریدی آن در جلوگیری از کاهش هموگلوبین پس از عمل موثرتر است.

مقایسه نتایج ترمیم عصب تیبیال پشتی موش صحرایی با بخیه و چسب فیبرینی تهیه شده از خون یک دهنده انسانی

دوره 8، شماره 1، زمستان 1388، صفحه 1-8

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121131

رضا عرفانیان، معصومه فیروزی، محمد حسین نبیان، مسعود درویش‌زاده، لیلا اوریادی زنجانی، شایان عبدالله‌زادگان، رضا شهریار کامرانی

چکیده پیش‌زمینه: استفاده از چسب‌های فیبرینی، پیشینه گسترده‌ای در پزشکی و ترمیم اعصاب محیطی دارد. ویژگی‌های فیزیکی این نوع چسب‌ها استفاده از آنها را محدود ساخته است. در این مطالعه، کارآیی و ویژگی فیزیکی چسب فیبرینی تهیه شده از پلاسمای خون یک دهنده انسانی در ترمیم عصب تیبیال پشتی موش صحرایی بررسی گردید.مواد و روش‌ها: در یک مطالعه آزمایشگاهی- حیوانی، عصب تیبیال پشتی ۴۰ موش صحرایی قطع گردید. موش‌ها به ۵ گروه تقسیم شدند: در گروه «الف» هیچ‌گونه ترمیمی صورت نگرفت. در گروه «ب» دو سرعصب با یک بخیه و در گروه «ج» دو سر عصب به‌وسیله سه بخیه به هم نزدیک شدند. در گروه «د» ترمیم با یک بخیه و چسب فیبرینی، و در گروه «هـ» ترمیم به‌وسیله چسب فیبرینی به‌تنهایی صورت گرفت. در طول 8 هفته پیگیری، شاخص عملکردی عصب تیبیال اندازه‌گیری شد. در پایان مطالعه نیروی چسبندگی، التهاب و میزان تشکیل اسکار سنجیده شد.یافته‌ها: میزان بهبود عملکرد در هفته هشتم در گروه‌های «الف» و «هـ» نسبت به گروه‌های «ب» و «ج» به میزان قابل توجهی پایین‌تر بود (۰/۰۳=p < /em>). هیچ یک از حیواناتی که به‌وسیله چسب فیبرینی ترمیم شدند، جداشدگی نداشتند و نیمی از حیوانات گروه «الف» دچار جداشدگی کامل شدند که به میزان قابل توجهی بیشتر از سایر گروه‌ها بود (۰/۰۰۲=p < /em>). از نظر میزان التهاب و بافت اسکار بین گروه‌ها تفاوت معنی‌داری وجود نداشت.نتیجه‌گیری: چسب فیبرینی تولید شده، استحکام لازم را دارد و می‌تواند در درازمدت، دو سر عصب را در کنار هم نگاه دارد.

درمان جراحی در شکستگی‌ تالوس

دوره 7، شماره 1، زمستان 1387، صفحه 1-5

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121163

محمدتقی پیوندی، امیررضا بیدخوری

چکیده مقدمه: با توجه به نادر بودن شکستگی تالوس و نتایج متناقض درمان این شکستگیها در مقالات مختلف، برآن شدیم تا نتایج جراحی شکستگی تالوس را در یک مرکز آموزشی درمانی مشهد بررسی نماییم. هدف از این مطالعه ارزیابی نتایج درمان جراحی شکستگی‌های گردن و جسم تالوس بود.مواد و روش‌ها: در یک مطالعه گذشته‌نگر، ۱۶ بیمار (۱۲ مرد، ۴ زن) با شکستگی جسم و گردن تالوس که طی سال دو سال (۱۳۸۶-۱۳۸۵) تحت عمل جراحی قرار گرفته بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. میانگین سن بیماران ۲۴/۸ سال (۵۰-۱۵ سال) و میانگین زمان پیگیری ۱۸ ماه (۲۴-۱۲ ماه) بود. سن، جنس، نوع و مکانیسم شکستگی، صدمات همراه، وضعیت جوش‌خوردگی، وجود نکروز بدنه تالوس، میزان درد و ناتوانی در پرسشنامه ارزیابی شدند.یافته‌ها: در طی پیگیری جوش‌خوردگی در تمام بیماران به‌دست آمد. ۵  بیمار (۳۱%) دچار نکروز تنه تالوس بودند. میانگین نمره بیماران به روش «هاوکینز» (Hawkins) مقدار ۸/۲۵ بود.نتیجه‌گیری: در پایان دوره پیگیری، در تمامی بیماران درد و ناتوانی مشاهده گردید و می‌توان نتیجه‌ گرفت که این شکستگی ناتوان‌کننده است و همیشه درجاتی از درد و محدودیت حرکتی برای بیمار به همراه خواهد داشت.

شکستگی کوندیل خارجی استخوان بازو در کودکان

دوره 6، شماره 1، پاییز 1386، صفحه 1-8

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121198

جواد گرجی، بهنام پنجوی، محمدرضا عباس زاده

چکیده اختلاف‌نظرهای فراوانی در نحوه تقسیم‌بندی و درمان شکستگی‌های کوندیل خارجی استخوان بازو در کودکان وجود دارد. در این مطالعه ضمن ارائه نتایج درمانی، اختلاف‌ نظرهای موجود مورد بحث قرار گرفته است.مواد و روش‌ها: در یک مطالعه گذشته‌نگر ۲۶ بیمار (۸ دختر و ۱۸ پسر) که تحت درمان شکستگی کوندیل خارجی استخوان بازو قرار گرفته بودند، مطالعه شدند. میانگین سن بیماران ۴/۵ سال ۱/۹-۸سال) و میانگین زمان پیگیری ۶ سال (۲۰-۳ سال) بود. بیماران در آخرین معاینه از نظر دامنه حرکت، جوش خوردن شکستگی، تغییرشکل، ضایعه عصبی و عوارضی نظیر نکروز قطعه شکسته مورد بررسی قرار گرفتند.یافته‌ها: از ۲۶ بیمار با شکستگی کوندیل خارجی بازو، ۱۷ بیمار با جابه‌جایی کمتر از ۲ میلی‌متر درمان غیرجراحی،۸  بیمار با جابه‌جایی بیش از ۲ میلی‌متر درمان ثابت کردن شکستگی و یک بیمار دچار جوش‌نخوردگی فقط عمل جراحی جابه‌جایی عصب اولنا دریافت کردند. در آخرین معاینه به جز یک بیمار که به‌دلیل جوش‌نخوردن شکستگی دارای افزایش «زاویه حمل آرنج» (carrying angle) بود، تمام بیماران دامنه حرکتی کامل و بدون تغییرشکل داشتند.نتیجه‌گیری: شکستگی کوندیل خارجی بازو در کودکان بیش از سایر شکستگی ها نیاز به عمل جراحی دارد و در صورت وجود جابه‌جایی اولیه بیش از ۲ میلی‌متر یا بوجود آمدن جابه‌جایی در حین درمان، عمل جراحی توصیه می‌گردد.

توقف رشد در نیمه محدب انحنای ستون فقرات از جلو و پشت در اسکولیوز مادرزادی

دوره 5، شماره 1، پاییز 1385، صفحه 1-6

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121228

حمید بهتاش، محمدصالح گنجویان، ابراهیم عامری، بهرام مبینی، سید جسین وحید طاری، مرضیه نجومی

چکیده ۲۳۲۳پیش‌زمینه: تکامل غیرعادی مهره، علت اسکولیوز مادرزادی است. این ضایعه اغلب پیشرونده بوده و اکثراً به عمل جراحی نیاز دارد. توقف رشد در نیمه محدب انحنا یکی از اعمال جراحی است که در اسکولیوز مادرزادی در ابتدای طفولیت انجام می‌شود. در این مطالعه اثربخشی همی‌اپی‌ فیزیودزیس در اسکولیوز مادرزادی بررسی شد.مواد و روش‌ها: تمام بیمارانی که در فاصله ۱۹ سال در بیمارستان شفا یحیاییان تهران به دلیل اسکولیوز مادرزادی تحت عمل جراحی توقف رشد در ناحیه محدب انحنای کمر قرار گرفته بودند، به‌طور گذشته‌نگر بررسی و ضمن معاینه کلینیکی و پرتونگاری، یافته‌های قبل از عمل با هنگام پیگیری مقایسه شدند. ۲۳ بیمار (۱۳ دختر و ۱۰ پسر) با میانگین پیگیری ۵/۶ سال (۱۹-۲ سال) ارزیابی شدند.یافته‌ها: بهبودی انحنای کمر در ۹ مورد همی‌ورتبرا بهتر از نوع ۳ (مخلوط) بود (۱۸ درجه بهبودی نسبت به ۱۵، ۰/۰۴= p < /em>).  یک مورد با شکست درمان (بدتر شدن میزان انحنای اسکولیوز) روبرو شد و کیفوز همزمان با درجه بالا داشت.نتیجه‌گیری: توقف رشد در نیمه محدب انحنا در سال‌های اولیه طفولیت موثر است و در ناهنجاری همی‌ورتبرا بهتر جواب می‌دهد.

نتایج گرافت عصبی در بستر اسکار در عصب سیاتیک موش صحرایی (مقایسه روش یک مرحله‌ای و دو‌‌ مرحله‌ای)

دوره 4، شماره 4، تابستان 1385، صفحه 1-7

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121237

رضا شهریار کامرانی، معصومه فیروزی، محمدحسین نبیان، لیلا اوریادی زنجانی، مرتضی شاهرضایی

چکیده پیش‌زمینه: با وجود تکنیک‌های متعدد برای درمان آسیب عصبی در بستر اسکار، نتایج این درمان‌ها هنوز رضایت‌بخش نمی‌باشد. تکنیک پیوند دومرحله ای در مورد آسیب‌های تاندونی گزارش شده است. در این مطالعه روش دو مرحله‌ای پیوند عصب در مورد آسیب با فاصله بلند در عصب سیاتیک در بستر اسکار آزموده شد.مواد‌ و روش‌ها: در ۲۰ موش صحرایی، عصب سیاتیک پای راست بریده و خارج شد. موش‌ها به دو گروه «پیوند یک مرحله‌ای» و «پیوند دو مرحله‌ای» که عبارت بود از گذاشتن گرافت در کانال ایجاد شده با یک میله سیلیکون تقسیم شدند. در گروه ۱ لوله سیلیکونی در محل عصب به دو سر عصب پیوند شد و در گروه ۲ روی سر عصب کلاهک سیلیکونی قرار داده شد. در دو گروه ایجاد بافت اسکار در بستر عصب توسط پودر تتراسیکلین القا گردید. پس از چهار هفته، در تمام موش‌ها طی عمل دوم، از عصب مدیان دو دست برای پیوند به عصب سیاتیک استفاده شد. ۱۵ هفته پس از پیوند، تمامی موش‌ها تحت ارزیابی‌های عملکردی و بررسی هیستولوژیک اسکار و برش‌های عصبی قرار گرفتند.یافته‌ها: عملکرد حرکتی و حسی که توسط آزمون‌های «زاویه کف پا با راستای حرکت»، «مقایسه قدرت عضلات اکستانسور کف پا»، «نسبت وزن‌تر عضلات سولیوس و گاستروکنمیوس» و «وقفه پاسخ گویی به تحریک حسی» سنجیده شدند، در گروه ۱ پیوند دومرحله‌ای نتایج بهتری نشان داد (۰/۰۵>p < /em>). نتایج بافتی نیز با این نتایج همخوانی داشتند و میزان اسکار کمتی را در گروه ۱ نشان داد.نتیجه گیری: این مطالعه توصیه می کند که پیوند دو مرحله ای عصب در بستر اسکار موجب بهبود نتایج پیوند عصب می شود. مطالعات بیشتری برای بررسی امکان استفاده از این روش در انسان مورد نیاز است.

آسیب‌های ناشی از تصادفات در کودکان

دوره 4، شماره 3، بهار 1385، صفحه 1-6

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121247

مهزاد جاوید، غلامحسین شاهچراغی، فریور عبداله زاده لاهیجی، عزیز احمدی، افشین فرهادی، غلامعلی عکاشه

چکیده پیش‌زمینه: هدف از این مطالعه بررسی مکانیسم‌های شایع ترومای اطفال در اثر تصادفات رانندگی در شهر بزرگ تهران، به عنوان نمونه‌ای از شهرهای ایران و پیشنهاد راه کارهایی جهت جلوگیری از مشکلات عوارض ناشی از آن بود.مواد و روش‌ها: مطالعه آزمایشی در ۳ مرکز ترومای اطفال تهران توسط انجمن ارتوپدی ایران آغاز گردید. تمام بیماران ۱۴ سال یا کوچک‌تر که در اثر تصادف به این بیمارستان‌ها منتقل می‌شدند و دچار آسیب بدنی شده بودند، در طول ۲۴ ساعت شبانه‌ روز توسط پزشکان عمومی، بررسی می‌شدند و فرم‌های مخصوص تکمیل می‌گردید. این بررسی در یک ماه از هر فصل سال گذشته انجام شد.یافته‌ها: از کل ۳۱۸ کودک مراجعه کننده به اورژانس بیمارستان‌ها به دلیل تصادف، ۷۲۸۹ نفر دچار آسیب‌های مختلف بدنی بودند (۲۱۵ پسر و ۷۲ دختر). در ۱۵۱ بیمار آسیب به سیستم استخوانی‌ـ عضلانی و در ۳۱ بیمار نیز هیچگونه آسیب بدنی واضحی وجود نداشت. ۳۳/۶% بیماران  نیز دچار تروماهای متعدد شده بودند. ۵۲/۸% تصادفات در بهار و تابستان ۲۱/۷% در پاییز و ۲۵/۵% در زمستان رخ داد. محل حادثه در ۷۱% در خیابان، ۱۷/۵% در کوچه و ۱۲/۵% در جاده و ۶۵% در هنگام شب و ۳۵% در روز بود. مکانیسم تروما در ۳۳/۷% موارد به علت تصادف بین موتورسیکلت و عابر پیاده و در ۳۱/۹% بین ماشین و عابر پیاده بود.آسیب‌های استخوانی شامل شکستگی تی بیا و فیبولا (۶۲مورد)، فمور (۲۵ مورد)، ساعد (۱۸ مورد) و هومروس (۱۱ مورد) به ترتیب شیوع بودند. ۲۴% بیماران با آمبولانس به بیمارستان منتقل شده و بقیه توسط مردم یا خانواده بیمار رسانده شده‌ بودند.نتیجه‌گیری: کودکان در معرض آسیب‌های شدیدی در اثر تصادفات درون شهری می‌باشند که علت آن عدم اطلاع‌رسانی و آموزش کودکان و بزرگسالان در مورد مقررات راهنمایی و رانندگی است. بررسی وضعیت ایمنی رانندگی در شهر بزرگ تهران ضروری است و باید راه‌گشای بررسی مشابه در سایر شهرهای بزرگ در کشورهای در حال توسعه باشد.

جراحی «اشتباه»: از آنچه به اشتباه عمل کردید چه خاطره‎ای دارید؟ تا چه حد برای مطرح کردن اشتباه خود آمادگی دارید؟

دوره 12، شماره 1، زمستان 1392، صفحه 1-5

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121254

مهزاد جاوید، غلامحسین شاهچراغی، فریور ع. لاهیجی، عزیز احمدی

چکیده پیش‌زمینه: انجام عمل جراحی در سمت یا محل اشتباه، یا برروی شخص اشتباه و یا عمل جراحی اشتباه، با وجود اینکه شایع نیستند ولی وقوع آن دهشتناک است. در این مقاله، شیوع جراحی در «محل اشتباه» در بین اعضای انجمن جراحی ارتوپدی ایران بررسی شده است.مواد و روش‎ها: تعداد ۷۳۶ پرسشنامه یک صفحه‌ای مبنی بر درخواست گزارش از وجود تجربه شخصی و یا اطلاع از رخداد «جراحی اشتباه» در طی ۲ سال گذشته برای تمامی اعضای انجمن جراحان ارتوپدی ایران ارسال شد. با تمامی اعضاء تماس تلفنی برقرار شد تا از دریافت پرسشنامه اطمینان حاصل گردد و تقاضا شد پاسخ آن سریع‎تر ارسال شود. اطلاعات پرسشنامه‎‌های باز پس فرستاده شده، مورد بررسی قرار گرفتند.یافته‌ها: از ۷۳۶ پرسشنامه ارسالی به اعضای انجمن، به ۵۴ پرسشنامه پاسخ داده شد (۵/۷%). ۳۶۸ عضو (۵۰%) اعلام نمودند که موردی از جراحی در «محل اشتباه» نداشته، ندیده و یا نشنیده‎اند.۳۱۳ عضو (۴۲/۵%) هیچ پاسخی به پرسشنامه و تلفن ندادند. از ۵۴ پرسشنامه پاسخ داده شده، ۲۹ نفر از بروز چنین اشتباهی در ۴۰ مورد اطلاع داشتند که شامل ۳۲ اشتباه در محل جراحی و ۸ اشتباه در سمت جراحی بود.نتیجه گیری: میزان پاسخ اعضای انجمن جراحان ارتوپدی ایران به سوالات مربوط به جراحی «اشتباه» کم است. شاید استفاده از ی پروتکل سختگیرانه برای پیشگیری از جراحی در محل یا سمت اشتباه تعداد اشتباهات در یک اتاق عمل شلوغ را کاهش می دهد.

مقایسه اندازه‌گیری آنته‌ورژن گردن فمور به روش دوبعدی و سه‎بعدی

دوره 13، شماره 1، زمستان 1393، صفحه 1-7

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121283

پونه دهقان، زهرا سقایی، فرید عباس زاده، مراد کریم پور، سهیل مهدی پور

چکیده پیش‎زمینه: در روش‎های معمول اندازه‎گیری آنته ورژن به‎صورت دوبعدی، از اسلایس‎های سی‎تی‌اسکن و در روش سه‎بعدی از مدل استخراج شده استخوان از میان تصاویر سی‎تی‎اسکن استفاده می‎شود. هدف از انجام این مطالعه مقایسه اندازه‎گیری آنته ورژن گردن فمور به روش دوبعدی و سه بعدی بود.مواد و روش‎ها: در این مطالعه گذشته‌نگر، در ۴۰ بیمار (۶ مرد، ۳۴ زن) مراجعه کننده به یک مرکز درمانی تهران، آنته ورژن فمور به روش دو بعدی و سه بعدی با استفاده از سی‎تی‎اسکن ارزیابی گردید. نقاط مرجع برای اندازه‎گیری این زاویه در هردو روش شامل مرکز سر فمور، مرکز گردن فمور، و برآمدگی پشتی دو کوندیل فمور بود. در روش سه‎بعدی صفحه‎ای عمود بر محور آناتومی فمور به‎عنوان نمای ارزیابی تعریف شد.یافته‎ها: میانگین آنته ورژن با روش دوبعدی ۹/۸ و در روش سه بعدی ۱۶/۱۱محاسبه گردید. نمودار «بلاند- آلتمن» نیز بین دو روش دو و سه بعدی اختلاف معنی‌دار نشان داد.نتیجه‎گیری: اختلاف بین دو روش دو و سه بعدی می‎تواند با انتخاب اسلایس‎ها، نحوه قرارگیری بیمار بر روی تخت و یا تأثیر بدشکلی در روش دوبعدی وابسته باشد. در روش سه‎بعدی با تعیین صحیح تر علایم و زاویه دید فمور، خطاهای اندازه‎گیری کاهش می‎یابد. باتوجه به عدم وجود روش قطعی، لازم است بازبینی و مطالعات بیشتر در مورد نحوه اندازه‎گیری این زاویه صورت پذیرد.

مقایسه دو روش پین‎گذاری از راه پوست در درمان شکستگی‎های بند ابتدایی انگشتان

دوره 14، شماره 1، زمستان 1394، صفحه 1-6

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121313

علیرضا سعید، سیدمحمد ثابت جهرمی

چکیده پیش‎زمینه: شکستگی‎های انگشتان دست از شکستگی‎های شایع اندام فوقانی است. برای درمان شکستگی‎های خارج مفصلی بندهای انگشتان پایین می‎توان از داخل مفصل متاکارپوفالانجیال عبور کرد یا به‎طور ضربدری از خارج مفصل شکستگی را ثابت نمود. هدف از این بررسی، مقایسه بین دو روش بود. مواد و روش‎ها: این مطالعه  کارآزمایی بالینی بر روی نمونه‎های انسانی با شکستگی عرضی پروگزیمال فالنکس انگشتان در یک مرکز درمانی کرمان به دو روش انجام شد. در روش اول دو پین به‎صورت موازی داخل مفصلی از سر متاکارپ در تنه پروگزیمال فالنکس؛ و در روش دوم دو پین متقاطع به صورت خارج مفصلی از کندیل پروگزیمال فالنکس گذاشته شد. محدوده حرکتی فعال مفاصل  MCP < /span>، PIP < /span> و DIP < /span> ، مدت زمان لازم برای بازگشت بیمار به فعالیت‎های روزانه  و همچنین عوارض بعد از عمل مانند عفونت محل زخم جراحی بررسی شدند. یافته‎ها: میانگین محدوده حرکتی در مفاصل MCP < /span>، PIP < /span> و DIP < /span> در سه ماه و شش ماه پس از عمل جراحی نشان داد بین دو روش جراحی از نظر میزان محدوده حرکتی مفاصل پس از جراحی تفاوت معنی‌داری وجود نداشت. همچنین از نظر متغیرهای سن، جنس و مدت زمان برگشت به کار نیز بین  دو روش تفاوت معناداری مشاهده نشد (p < /em><۰.۰۵) نتیجه‌گیری: نتایج استفاده از پین کراس و اینترامدولاری، در شکستگی بند ابتدایی انگشتان یکسان بود با توجه به راحت تر بودن استفاده از دو پین موازی، استفاده کمتر از اشعه فلوروسکوپی سی آرم، آسیب کمتر بافت نرم و دیستراکشن کمتر شکستگی، استفاده از پین‎گذاری اینترامدولاری ترانس آرتیکولار توصیه می‌شود.

پایایی بین مشاهده‎گر و مشاهده‎گران در مورد روش‎های مختلف بررسی وجود تاندون پالماریس لانگوس و فلکسور سطحی پنجم

دوره 14، شماره 4، پاییز 1395، صفحه 1-6

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121325

علیرضا سعید، افشین احمدزاده حشمتی، امیررضا صادقی فر، الهام رسایی

چکیده خلاصه پیش‎زمینه: برای تعیین وجود تاندون پالماریس لانگوس از تست‎های متعددی استفاده می‎شود. در این مطالعه ما سعی کردیم پایایی درون و بین مشاهده‎گران پنج تست از مشهورترین آنها و همچنین تست فونکسیون عضله فلکسور سطحی پنجم را بررسی نماییم. مواد و روش‎ها: دو معاینه‎گر که در مورد انجام تست‎ها آموزش دیده و تمرین کرده بودند، 105 داوطلب را در دو نوبت و به فاصله یک ماه مورد بررسی قرار دادند و نتایج معاینه آنها ثبت گردید. میزان پایایی روش‎های مختلف در دو مرحله با اندازه‎گیری Kappa بررسی شد. یافته‎ها: میزان Kappa برای تست‎های مختلف و مراحل مختلف اندازه‎گیری از 541/0 (پایایی متوسط) تا 813/0 (پایایی تقریبا کامل) برای پالماریس متفاوت بود. بیشترین پایایی درون و بین مشاهده‎گران و همچنین بیشترین توافق با سایر تست‎ها را تست شافر داشت. کمترین میزان Kappa برای تست تامپسون بدست آمد و بقیه تست‎ها پایایی خوب به بالا داشتند. میزان Kappa در مورد پایایی درون و بین مشاهده‎گران برای فلکسور سطحی پنجم به ترتیب 415/0 و 500/0 بود (پایایی متوسط). نتیجه‎گیری: تست‎های مورد مطالعه دارای پایایی خوبی هستند بجز تست تامپسون که وضعیت متوسطی داشت. به نظر می‎آید تست استاندارد (شافر) بهترین تست برای معاینه وجود یا عدم وجود تاندون پالماریس لانگوس باشد. روش مورد مطالعه برای معاینه فلکسور سطحی پنجم دارای پایی متوسط درون و بین مشاهده‏گران بود.  

آموزش ارتوپدی را چگونه ارزیابی می‎کنیم؟

دوره 15، شماره 4، پاییز 1396، صفحه 1-1

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121344

غلامحسین شاهچراغی

چکیده ثبت کردن بخشی از آموخته‎های ارتوپدی توسط دستیاران را که بنام «لاگ بوک» خوانده می‎شود می‎توان با کمک برنامه رایانه‎ای انجام داد. این پیام مقاله‎ای است که در این شماره توسط دکتر قریشی و همکاران آنان از دانشگاه شهید بهشتی – به چاپ رسیده است- امروزه هنوز بسیاری از برنامه‎های تخصصی دنیا آزمونی نهایی برای بررسی و طبیعت دانشجویان خود دارند. «لاگ بوک» زمان زیادی است که بسیاری از موسسات و دانشگاه‎ها – چه در رشته‎های داخلی و چه جراحی - بکار گرفته می‎شود. در ایران و بخصوص در رشته ارتوپدی نیز سابقه طولانی داشته و معمولاً بصورت دفترچه‎ای توسط دستیار نوشته شده و توسط سرپرست گروه تایید می‎شود. هدف اصلی مطلع بودن از این واقعیت است که دستیاران چه نوع اعمال جراحی را دیده‎اند و این چنین دفترچه‎ای در بهترین فرم خود نشانگر تجربه‎ای است که دستیار در اطاق عمل کسب کرده است و مشاهده نموده و یا انجام داده است و نشانگر میزان خوب اجرا کردن آن عمل خاص و توانایی وی و تردستی او برای انجام آن در آینده نمی‎شود. تلاش‎های دیگری برای قوی‎تر و موثرتر کردن سیستم ارزیابی انجام پذیرفته. از آن جمله گرفتن فیلم و ویدیو از یک دستیار در حال انجام یک عمل جراحی و بررسی آن توسط یک ارزیاب مستقل و بی‎نظر. آوردن «بیمار نما» و یا انجام یک عمل جراحی روی مدل‎های پلاستیکی و دست‎ساز در کارگاه‎های آموزشی و یا روی جسد و ارزیابی کار یک دستیار ضمن انجام آنها راه دیگری برای ارزیابی است. لازم به یادآوری است که حتی جراحی‎ روی جسد یا روی میز کارگاه آموزشی هرچند احساس اطمینان و آمادگی خوبی به دستیار برای انجام یک جراحی خاص را ارائه می‎دهد اما به هیچ‎وجه جایگزین آموزش روی بیمار زنده در اطاق عمل و تقویت توان تصمیم‎گیری‎های سریع و صحیح که در چنین شرایطی لازم است نخواهد بود. «لاگ بوک» الکترونیکی ساده‎تر و موثرتر از کتابچه یادداشت خواهد بود و بخصوص برای ارزیابی کمبودهای آموزشی علمی هر دستیار در اعمال مختلف می‎تواند بسیار کارآمدی خوبی داشته باشد. جمع‎آوری چنین اطلاعاتی برای هیئت بورد تخصصی ارتوپدی و وزارتخانه برای بررسی توان دانشگاه‎های مختلف نیز می‎تواند مفید باشد. لازم به ذکر است که محدودیت‎های خاصی برای استفاده از «لاگ بوک» نیز وجود دارد: مهم‎تر از همه تایید کننده‎ای که حضور یا انجام یک عمل جراحی را توسط دستیاری تایید می‎کند لازم است خود سابقه و تجربه خوبی را دارا باشد، صدیق و بدون غرض ارزیابی کند و بتواند «بازخورد» مناسب را به دستیار بدهد آموزش‎دهنده کم‎تجربه و ضعیف ارزیابی قوی و به درد بخوری را ارائه نخواهد کرد. در ضمن کنترل بسیار خوب و منظم از برنامه «لاگ بوک – یا تجربه نویس» توسط هر بخش آموزشی لازم است و به روز شدن برنامه الزامی است. باید به خاطر داشته باشیم که «تجربه نویس» بسیاری از ارزیابی‎ها را شامل نمی‎شود: احساس مسئولیت، رعایت اصول اخلاقی و اخلاق پزشکی ارتباط شخص با همکاران و بیمار، توانایی استفاده صحیح از آزمایش‎ها و تصویربرداری‎های لازم و بررسی کردن آنها، قدرت ثبت یافته‎های بالینی و معاینه‎ای و نوشتن تاریخچه پزشکی خوب و شرح عمل دقیق که کارآیی داشته باشد – همه و همه نکات ارزشمندی هستند که با ثبت، تجربه نویس با «لاگ بوک» میسر نخواهد شد.

بررسی نتایج بالینی ادکتورتناتومی و جااندازی بسته در درمان دیسپلازی تکامل مفصل هیپ کودکان

دوره 17، شماره 1، زمستان 1397، صفحه 1-5

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121381

حنون سعدونی، سید سعید طباطبائی، حمیدرضا آرتی، محمدعلی قاسمی، شهاب یوسفی فر

چکیده خلاصه
پیش‎زمینه: دیسپلازی تکاملی مفصـل هیـپ  (Developmental dysplasia of thehip) (DDH)طیف گسترده‎ای از اختلالات ناشی از تکامل غیرطبیعی هیپ را شامل می‌شود که می‌تواند در هر زمان از جمله دوره جنینی، شیرخوارگی و یا کودکی آشکار شود. هدف از این مطالعه بررسی نتایج بالینی و رادیوگرافی بیماران مبتلا به دیسـپلازی تکاملی هیـپ است که تحت درمان با ادکتورتناتومی و جااندازی بسته قرار گرفته بودند
مواد و روش‎ها: مطالعه به ‌صورت گذشته‌نگر روی 30 کودک (33 مفصل) مبتلا به دیسپلازی تکاملی هیپ، در بیمارستان رازی اهواز، بین سال‌های 94 تا 96 انجام شد. معیارهای ورود ابتلا به DDH در محدوده سنی زیر 2 سال بوده است. معیارهای خروج بیماری‌های بافت هم بند، دررفتگی ثانویه ناشی از عفونـت پیشـین و دیسپلازی استابولوم در زمینه سندرم خاص بودند. بیماران پس از عمـل بـه لحـاظ بالینی، میزان دررفتگی کامل یا نیمه دررفتگی مفصل هیپ، همواری مفصل هیپ و یافته‌های رادیـوگرافی، بـه‌ ترتیب بـراساس معیارهای Severin،Tonnis grading ،McKay و شاخص استابولار مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافته‎ها: میانگین ایندکس استابولار پس از جراحی (15/2 ± 06/27 درجه) در مقایسه با میزان آن قبل از جراحی (27/3 ± 54/36 درجه) به‌طور قابل توجهی کاهش یافت. براساس معیار McKay پس از جراحی در 9/90% بیماران نتایج درمانی عالی و خوب گزارش شد. بر اساس معیار Tonnis، پس از جراحی 9/93% از بیماران در طبقه‎بندی I & II قرار داشتند. در ارزیابی‌های رادیوگرافیکی پس از جراحی، براساس معیار Severin ، 9/96% از بیماران در Class Ia & Ib قرار گرفتند. در یک بیمار (03/3 %) نکروز استخوانی(استئونکروزیس) در سر، در دو بیمار(06/6 %) لنگش و نقص در راه رفتن، و در سه بیمار (09/9 %) نقص در نشستن مشاهده شد. همه بیماران بررسی شده در این مطالعه زن بودند.
نتیجه‌گیری: براساس نتایج درمانی و ارزیابی‌های بالینی انجام شده در این مطالعه، روش جااندازی بسته به همراه ادکتورتناتومی می‌تواند در اولین اقدام درمانی به عنوان یک تکنیک مناسب جهت درمان بیماران مبتلا به دیسپلازی تکاملی هیپ در سنین پایین استفاده شود.

 

تغییر در تعداد استخوان‌های مهره در بیماران ایرانی مبتلا به اسکولیوز ایدیوپاتیک نوجوانان

دوره 18، شماره 1، زمستان 1398، صفحه 1-6

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121406

حسن قندهاری، مرضیه رشیدی، سعید صباغان، سیدمانی مهدوی، الهام میرزامحمدی، ابوذر عزیزی، فرشاد صفدری

چکیده مقدمه: عمل جراحی در سطح صحیح، یکی از مهمترین نگرانی‌ها در درمان بیماران اسکولیوز ایدیوپاتیک نوجوانان (AIS) است. تغییر در تعداد مهره‌ها می‌تواند به طور بالقوه منجر به انجام جراحی اشتباه شود. این امکان وجود دارد که بروز و نوع این تغییرات تحت تأثیر عوامل مختلفی از قبیل نژاد باشد. در مطالعه گذشته نگر حاضر، شیوع این تغییرات در بیماران مبتلا به AIS ایرانی بررسی شده است.
مواد و روش‌ها: از سال 2012 تا 2017، جراحی فیوژن ستون فقرات برای درمان AIS در 125 بیمار انجام شد. مهره‌های پشتی و کمری تحت رادیوگرافی‌ خلفی بعد از عمل قرار گرفتند. اولین مهره پشتی، مهره متصل به اولین جفت دنده در نظر گرفته شد. شمارش از بالا به پایین انجام شد. مهره های ناحیه کمری دقیقاً از زیر آخرین مهره که یک جفت دنده به آن متصل بود شروع می شد.
یافته‌ها: در 18 بیمار (14.4٪) شمارش غیر طبیعی مهره مشاهده شد. شیوع تعداد غیر طبیعی مهره های کمری نسبت به مهره‌های پشتی بیشتر بود (10.4٪ در مقابل 4٪). در 5 بیمار (4٪) تعداد 11مهره پشتی مشاهده شد. در 11 بیمار (8/8٪) 4 مهره کمری مشاهده شد. 2 بیمار، 6 مهره کمری (1.6٪) داشتند. هیچ بیماری با تعداد غیر طبیعی مهره‌های پشتی و کمری همزمان وجود نداشت.
نتیجه‌گیری: مطالعه حاضر نشان داد که در بیماران مبتلا به AIS در ایران تعداد غیر طبیعی مهره‌های پشتی و کمری نسبتاً بالا است. لازم است که قبل از عمل مهره‌ها را بر اساس یک پروتکل سازمان یافته شمارش کرده تا از جراحی اشتباه در بیماران AIS جلوگیری شود.

پا و مچ پا

تغییر شکل‌های تطبیقی استخوان ران یک طرف در بیماران مبتلا به بیماری بلانت یک طرفه در نوزادان و نوجوانان

دوره 19، شماره 1، زمستان 1399، صفحه 1-6

https://doi.org/10.22034/ijos.2021.130297

مارینا مکرو، کانر اسمیت، تیلور جکسون، چان هی جو، جان برچ

چکیده پیش زمینه و هدف: بیماران اطفال مبتلا به بیماری بلانت[1] غالباً تغییر شکل‌های تطبیقی ثانویه را در دیستال استخوان ران همان سمت نشان می‌دهند. این مطالعه، طول قسمت‌ها و زاویه‌ لاترال دیستال استخوان ران طرف درگیر و سالم را در کودکان با بیماری بلانت نوزادی و نوجوانی یک‌طرفه ارزیابی می‌کند.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه ۲۳ بیمار مبتلا به بلانت نوزادی و ۲۴ بیمار بلانت نوجوانی بررسی شدند. مشخصات رادیوگرافی و آماری (شامل طول استخوان‌های فمور و تیبیا و mLDFA) در عکس ایستاده رخ قبل از عمل در سمت نرمال و درگیر محاسبه شدند.
یافته‌ها: 23 بیمار بلانت نوزادی و 24 بیمار با بیماری بلانت نوجوانی بودند. سن بیماران نوجوان به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای بیشتر بود (2.0 ± 14.0 در مقابل 2.2± 7.0؛ 01/0>p). نژاد سیاه در هر دو گروه بیشتر بود (65-75%). گروه نوجوانان غالباً پسر بودند (21/24;88%)، در حالی که درگروه نوزادی بیشتر دختر بودند (13/23 ;57% ,p <0.01). نابرابری طول اندام در بیماران نوجوان به‌طور معنی‌داری بیشتر از گروه نوزادی بود (1.9 ±1.8 در مقابل  0.8± 0.6سانتی‌متر؛ 0.01 p <) . کوتاهی استخوان ران در همان طرف (1.2 ± 1.2سانتی‌متر) کوتاه شدن تیبیا را در گروه نوجوان برجسته‌تر کرده بود (). اختلاف طول استخوان تیبیا در بیماران بلانت نوزادی نسبت به بلانت نوجوانی بیشتر بود (0.7 ± 0.8  سانتی‌متر؛ p=0.54)، همراه با رشد نسبی استخوان ران در همان طرف (0.7± 0.2 سانتی‌متر 01/0>p). نسبت استخوان تیبیا به فمور بین گروه‌ها تفاوت معنی‌داری داشت ( 0.81 در بلانت نوجوانی در مقابل 0.78در بلانت نوزادی; p <0.01). گروه نوزادی به‌طور متوسط زاویه‌های مکانیکی لاترال دیستال ران (mLDFA)[1] نرمال (2± 87 درجه) داشتند، در حالی‌که اکثر بیماران نوجوان، انحراف واروس در دیستال ران آنها بیشتر شده بود (4 ± 95 درجه؛ 01/0>p).
نتیجه‌گیری: بیماران مبتلا به بلانت نوزادی و نوجوانی یک‌طرفه، تغییرات انطباقی کاملاً متفاوتی را در دیستال استخوان ران همان سمت نشان می‌دهند. تغییرات هم‌زمان در استخوان ران همان سمت، باعث افزایش انحراف زاویه‌ای و اختلاف طول پا در بیماران بلانت نوجوانی می‌شود که در گروه بلانت نوزادی دیده نمی‌شود.

بررسی نتایج کوتاه مدت بازسازی رباط صلیبی قدامی با استفاده از تاندون پرونئال لونگوس

دوره 20، شماره 1، زمستان 1400، صفحه 1-7

https://doi.org/10.22034/ijos.2022.349557.1029

مهران سلیمانها، سهراب کیهانی، مریم موسوی، زهرا مهرپویا

چکیده هدف: بازسازی رباط صلیبی قدامی یکی از رایج‌ترین جراحی‌های زانو در بزرگسالان است. انتخاب اتوگرافت مناسب نقش اساسی در بازگرداندن پایداری زانو و حداقل عوارض ناحیة اهدا کننده دارد. تاندون پرونئال لونگوس می‌تواند به عنوان یک اتوگرافت جایگزین مناسب برای بازسازی رباط صلیبی قدامی در نظر گرفته شود. این مطالعه با هدف ارزیابی نتایج درمانی کوتاه‌مدت بازسازی رباط صلیبی قدامی با استفاده از تاندون پرونئال لونگوس انجام شده است.
روش: در این مطالعه مقطعی- توصیفی بیماران دچار پارگی رباط صلیبی قدامی، تحت جراحی بازسازی با استفاده از تاندون پرونئال لونگوس قرار گرفتند و به مدت حداقل یک سال پیگیری شدند. قطر گرافت در حین عمل اندازه‌گیری شد. نتایج عملکردی زانو بر اساس امتیاز Lysholm و IKDC قبل از عمل و حداقل یک سال بعد ارزیابی شد. عملکرد ناحیة اهداکننده مچ پا با استفاده از اسکورهایAOFAS  ،FADI  و دامنة حرکتی مچ پا بررسی شد.
یافته‌ها: 50 بیمار (47 مرد و 3 زن) با میانگین سنی 2/24 سال (50-17 سال) و میانگین زمان پیگیری 19 ماه (24 –12 ماه) مورد مطالعه قرار گرفتند. متوسط قطر اتوگرافت پرونئال لونگوس 5/0± 22/8 میلی متر (9-7 میلی‌متر) بود. بیماران بهبود قابل توجهی در نتایج عملکردی و نمرات بالینی نشان دادند (001/0p <). اختلال عملکرد قابل توجهی در مفصل مچ پا مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج عملکردی حاصل از جراحی و عدم اختلال عملکرد در محل برداشت گرافت، تاندون پرونئال لونگوس به عنوان یک اتوگرافت جایگزین ایمن و کاربردی برای بازسازی رباط صلیبی قدامی توصیه می‌شود.
 

شانه و آرنج

بررسی ارتباط سطح هموگلوبین A1c (Hb A1c) سه ماه قبل و سه ماه بعد از ترمیم آرتروسکوپیک روتاتور کاف در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو

دوره 21، شماره 1، زمستان 1401، صفحه 1-6

https://doi.org/10.22034/ijos.2024.369432.1044

امیر سبحانی، شایان امیری، شروین لشکری

چکیده چکیده:
پس زمینه: ارتباط بین سطح هموگلوبین A1c (HbA1C) با عوارض پس از جراحی آرتروسکوپیک ترمیم روتاتور کاف در تعدادی از مطالعات گزارش شده است. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی ارتباط بین عوارض پس از جراحی ترمیم روتاتور کاف به روش آرتروسکوپی با میانگین سطح HbA1c، سه ماه قبل و سه ماه بعد از جراحی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو طراحی شد.
مواد و روش‌ها: 61 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو که از سال 1398 تا 1400، در یک بیمارستان آموزشی تحت عمل حراحی آرتروسکوپیک ترمیم روتاتور کاف قرار گرفته بودند به صورت گذشته‌نگر بررسی شدند. سطح هموگلوبین A1c (HbA1c) بیماران، سه ماه قبل و سه ماه بعد از جراحی ارزیابی شد. تمام بیماران 6 ماه پس از عمل جراحی، از نظر بروز عفونت بافتی، نیاز به جراحی مجدد، دهیسنس زخم و خشکی و سفتی پوست بعد از عمل پی‌گیری شدند.
نتایج: 16 بیمار (2/26%) دچار خشکی و سفتی (stiffness) شده بودند. تا 6 ماه پس از جراحی هیچ موردی از پارگی زخم، عفونت بافتی و نیاز به جراحی مجدد مشاهده نشد. نتایج آنالیز چند متغیره رگرسیون لجستیک نشان داد، شانس رخداد سفتی بعد از عمل به طور معنی‌داری با عوامل زیر ارتباط داشت. سن بالا (نسبت شانس 13/1، فاصله اطمینان 95 درصد: 03/1 تا 27/1، ارزش p برابر 041/0)؛ جنسیت مرد (نسبت شانس 88/1، فاصله اطمینان 95 درصد: 11/1 تا 75/2، ارزش p برابر 001/0)؛ میانگین HbA1c (نسبت شانس 23/1، فاصله اطمینان 95 درصد: 03/1 تا 48/1، ارزش p برابر 01/0)؛ و دورة قبل از عمل بیماران (نسبت شانس 11/1، فاصله اطمینان 95 درصد: 02/1 تا 26/1، ارزش p برابر 023/0).
نتیجه‌گیری: مطالعة ما نشان داد در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو، میانگین سطح HbA1c قبل و بعد از عمل جراحی ترمیم روتاتور کاف به روش آرتروسکوپی، به طور معنی‌داری با افزایش بروز سفتی بعد از عمل همراه است. 

اثر تکرار گچ‎گیری پونستی بر بیماران مبتلا به کلاب فوت مقاوم به درمان

دوره 15، شماره 2، بهار 1396، صفحه 22-27

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121331

مهزاد جاوید، غلامحسین شاهچراغی

چکیده پیش‎زمینه: درمان با استفاده از تکنیک گچ‎گیری پونستی روش استاندارد درمان کلاب فوت است. هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر استفاده از تکرار روش پونستی در مواردی است که پس از اقدامات قبلی اصلاح نشده است. مواد و روش‎ها: این مطالعه آینده‌‎نگر بر روی بیماران بزرگتر از 3 ماه مبتلا به کلاب‎فوت که دفرمیتی آنها با گچ‎گیری‎های قبلی اصلاح نشده بودند و برای عمل جراحی به کلینیک‎های ما ارجاع شده بودند انجام شد. نمرات اولیه و نهایی «پیرانی» در یک پیگیری متوسط 5/4 ساله مقایسه شدند. نمرات عملکردی، میزان عود، و روش‎های اضافی مورد نیاز برای اصلاح نیز بررسی گردیدند. یافته‎ها: 79 پا از 53 بیمار در سنین 3 ماهگی تا 9 سالگی مورد بررسی قرار گرفتند که میانگین نمرات پیرانی آنها 4/4 بود و قبلاً به‎طور میانگین 8/7 (5/2±) بار گچگیری شده بودند و 9 مورد تنوتومی آشیل داشتند. به‎طور متوسط 3/4 (7/1±) (محدوده: 2 تا 8) بار گچ‎گیری و 32 مورد بلند کردن تاندون آشیل (ATL) مورد نیاز بود تا اصلاح کامل در 77 پا (98% موارد) صورت گیرد. عود دفرمیتی در 42 پا (53%) دیده شد که منجر به اصلاح 89% موارد در پیگیری نهایی شد. با این حال، نمره عملکردی در پایان، در 93% موارد خوب یا عالی بود. نتیجه‎گیری: استفاده مجدد از تکنیک پونستی در موارد مقاوم به درمان، از میزان موفقیت بالایی، حتی در مراحل دیررس برخوردار است. سطح شواهد بالینی: سطح 4  

آزادسازی شانه و انتقال عضله برای آسیب شبکه بازویی زمان تولد در کودکان سنین بالاتر

دوره 7، شماره 2، بهار 1388، صفحه 38-47

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121154

مهزاد جاوید، غلامحسین شاهچراغی

چکیده پیش‌زمینه: تغییر شکل و خشکی شانه از یافته‌های شایع بعد از فلج زایمانی شبکه بازویی است که حتی در گروهی که بهبودی خوبی از لحاظ کارآیی عصبی داشته‌اند و یا جراحی میکروسکوپی ترمیم اعصاب در نوزادی برایشان انجام شده، دیده می‌شود. ما در این مقاله نتایج درمان آزادسازی و بازسازی شانه را در کودکانی با سن بالاتر گزارش می‌کنیم.مواد و روش‌ها: در ۲۴ بیماری که خشکی شانه ناشی از فلج زایمانی شبکه بازویی داشتند، عمل جراحی آزادسازی شانه و انتقال همزمان تاندون‌های «لاتیسیموس پشتی» و «ترس ماژور» به قسمت پشتی‌ـ‌خارجی هومروس و یا عضلات روتاتورکاف انجام گردید. متوسط سن زمان جراحی ۸ سال و ۱۱ ماه بود. میانگین زمان پیگیری ۶ سال و ۸ ماه بود. بیماران با پرسشنامه‌ها «جراحان شانه و آرنج امریکا» و «اندکس درد و ناتوانی در شانه» و پرسشنامه‌های مربوط به فعالیت‌هایی روزانه زندگی و امتیازدهی رضایت بیمار و خانواده وی، تحت بررسی و پیگیری قرار گرفتند.یافته‌ها: میزان انحراف ثابت شانه به‌صورت چرخش به داخل از ۱۲±۳۰ درجه به ۲۷±۷۲/۵ درجه چرخش به خارج بهبود یافت. ابداکسیون به میزان ۲۶±۶۵درجه و حرکت به جلو به میزان ۳۳±۴۷ درجه افزایش یافتند در حالی‌که هیچ‌گونه گچ‌گیری یا مانیپولاسیون قبل از عمل نداشتند. افزایش چرخش به خارج نسبت به افزایش ابداکسیون ارتباط بیشتری با امتیاز بالای کارآیی بیماران داشت. بیمارانی که قبل از جراحی، امتیاز کارآیی کمتری داشتند، توانستند چرخش خارجی بیشتر و امتیاز کارآیی بالاتری را با جراحی به‌دست آوردند. گروهی که سن ۹ سال و بالاتر داشتند از لحاظ به‌دست آوردن کارآیی، تفاوتی با بچه‌های کوچک‌تر نداشتند.نتیجه‌گیری: جراحی آزادسازی شانه همزمان با انتقال تاندون‌های «لاتیسیموس پشتی» و «ترس ماژور» در فلج زایمانی شبکه بازویی مؤثر است و حتی در بچه‌های بزرگ‌تر که مراجعه دیر و دیسپلازی گلنویید دارند، کمک‌ کننده است.

نتایج همی‌ورتبرکتومی با رویکرد خلفی تنها در اسکولیوز مادرزادی ناحیه کمری

دوره 11، شماره 2، بهار 1392، صفحه 43-50

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121089

محسن کرمی، علی اکبر اسماعیلی جاه، محمدحسن کاظمی، فرشاد صفدری

چکیده پیش‌زمینه: همی‌ورتبرا یکی از دلایل شایع اسکولیوز مادرزادی است. در موارد پیشرونده و در صورت نیاز به رزکسیون همی‌ورتبرا، معمولاً از طریق یک رویکرد ترکیبی جلویی خلفی انجام می‌پذیرد که با موربیدیته بالا همراه است. اخیرا رزکسیون همی‌ورتبرا از طریق رویکرد خلفی معرفی شده است. در این مطالعه تجربیات روش خلفی ارائه گردیده است.مواد و روش‌ها: در این مطالعه گذشته‌نگر ۱۰ بیمار دچار اسکولیوز مادرزادی کمری که در سال‌های ۹۰-۱۳۸۷ تحت رزکسیون همی‌ورتبرا از طریق رویکرد خلفی و با استفاده از پیچ ترانس پدیکولار و فیوژن کوتاه قرار گرفته بودند، بررسی شدند. قوس‌های اسکولیوز اصلی و جبرانی و میزان قوس کیفوز مربوط به قبل از عمل با پیگیری ۱۰±۱۶.۱ماه مقایسه شدند.یافته‌ها: فیوژن در تمام بیماران به دست آمد. میانگین قوس اسکولیوز اصلی، اسکولیوز جبرانی و کیفوز به طور معناداری به ترتیب از ۶.۶±۳۹.۶ به ۵±۱۱.۳درجه، از ۵.۱±۱۲.۹به ۳.۴±۷.۸ درجه و از ۸.۱±۱۵.۶ به ۸.۲±۲.۷درجه کاهش یافت (۰.۰۵>p < /em>). میانگین میزان اصلاح قوس اسکولیوز اصلی ۹±۷۲.۵ درصد و میانگین اصلاح قوس جبرانی ۳۴.۳±۳۷.۷ درصد به دست آمد. همچنین میانگین اصلاح کیفوز ۵۱±۹۰درصد بود. هیچ بیماری دچار عوارض نوروواسکولار یا عمومی ناشی از جراحی نشد.نتیجه گیری: فرزکسیون همی ورتبرا از طریق رویکرد خلفی تنها با استفاده از پیچ ترانس پدیکولار و فیوژن کوتاه در پیگیری کوتاه مدت، روش ایمن و موثر در درمان بیماران دچار اسکولیوز مادرزادی ناشی از همی ورتبرا در یک سطح می باشد.

مقایسه نتایج عمل جراحی تعویض مفصل هیپ در استئونکروز پیشرفته (نتایج کوتاه مدت با روکش‌گذاری مفصل فلز روی فلز)

دوره 6، شماره 2، زمستان 1386، صفحه 43-47

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121191

فیروز مددی، سید مرتضی کاظمی، آرمین اعلمی هرندی، محمدرضا عباسیان، فریور عبداله زاده لاهیجی، حمیدرضا حسین زاده، فواد رحیمی

چکیده پیش‌زمینه: نکروزآواسکولار هیپ با تخریب استخوانی ناشی از عدم کفایت خون‌رسانی و تخریب سطوح مفصلی ناشی از آن، از جمله بیماری‌های شایع ناتوان‌کنندۀ دهه‌های چهارم و پنجم زندگی است. آرتروپلاستی مفصل هیپ به روش روکش‌گذاری فلز روی فلز از جمله روش‌های درمانی جدید برای رفع مشکلات ناشی از نکروز آواسکولار است و این مطالعه به منظور بررسی نتایج درمانی بیماران با روش مذکور و مقایسه آن با مبتلایان به استئوآرتریت به علل دیگر انجام شد.مواد و روش‌ها: مطالعه به روش کوهورت تاریخی انجام شد. بیست و هشت بیمار مبتلا به استئونکروز آواسکولار (AVN) مراحل III و IV طبقه‌بندی «فیکا» و «آرلِت»، با ۲۴ بیمار مبتلا به استئوآرتریت (OA) مراحل V و IV طبقه‌بندی «کرافت» که در بیمارستان اختر از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۵ تحت عمل جراحی به روش سطح تماس فلز روی فلز مفصل هیپ قرار گرفته بودند، با یکدیگر مقایسه شدند. بیماران دو گروه از نظر جنسیت و تیم جراحی همسان شدند. میانگین زمان پیگیری پس از عمل 22±41 ماه بود و نتایج عمل جراحی با استفاده از مقیاس هیپ «هاریس» ارزیابی شد.یافته‌ها: میانگین سن بیماران گروه AVN معادل ۷/۵±۳۰/۸۶ سال و گروه OA معادل ۱۲/۶± ۴۷/۸۸ سال بود (۰/۰۰۳=p < /em>). در گروه AVN، سه بیمار (۱۰/۷%) و در گروه  OA سه بیمار  (۱۲/۵%) دچار یکی از عوارض شکستگی گردن فمور و یا اشکال در کاپ استابولوم شده بودند (۰/۰۵). بازسازی مجدد در  سه بیمار (۱۰/۷%) گروه  AVN  و ۳ بیمار (۱۲/۵%) گروه OA دیده شد (۰/۰۵). میانگین امتیاز «هاریس» در گروه AVN برابر  ۷/۲± ۹۴ و در گروه  OA برابر  ۹/۴±۹۱/۲ (۰/۰۵)، و میانگین دامنۀ حرکات مفصل هیپ در گروه AVN برابر  ۲۱۶±۶/۲ درجه و در گروه OA برابر ۵/۶±۱۹۶ درجه بود (۰/۰۵). نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که مبتلایان به استئونکروزآواسکولار پیشرفته و استئوآرتریت هیپ، با استفاده ازآرتروپلاستی به روش روکش‌گذاری فلز روی فلز نتایج قابل‌قبولی داشته و بین دو گروه تفاوت معنی‌داری وجود نداشت. با این حال بررسی نتایج طولانی مدت این روش در درمان بیماران، به خصوص مبتلایان استئونکروز آواسکولار، جهت قضاوت نهایی ضروری به نظر می‌رسد.

الگوهای پارگی منیسک همراه با ضایعات رباط صلیبی خلفی

دوره 17، شماره 2، بهار 1398، صفحه 44-49

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121388

محمد رضا میناتور سجادی، عادل ابراهیم پور، محمد علی اخوت پور، رضا زندی، حوریا امامی

چکیده چکیده
بود. )PCL( هدف: هدف از این مطا عه بررسی ویوع و ا گوهای پارگی منیس همراه با ضایعا رباط صلیبی خلفی
قرار گرفتند، در این مطا عه وارد PCL که تحت عمل جراحی بازسازی PCL روش: 11 بیمار با تش یص پارگی مزمن
ودند.پرونده بیماران بررسی ود.محل و درجه آسیب غضروف، محل و ا گوی پارگی منیس ، فاصله بین تش یص و عمل جراحی
و روش درمانی جمع آوری ود.
16 ماه بود. فاصله زمانی بین بروز تروما و جراحی در بیماران /73 ± 33/ نتایج: میانگین فاصله زمانی بین بروز تروما و جراحی 1
10 ماه بود. پارگی منیس در 07 بیمار /76 ± 0/ 04 ماه و در بیماران بدون پارگی منیس 1 /6 ±4/ مبتلا به پارگی منیس 16
1( در منیس خارجی وجود داوت.وایع / 03 ( در منیس داخلی و در 1 بیمار )% 1 /% 33 (. در 11 مورد ) 5 / مشاهده ود )% 3
ترین محل پارگی منیس پارگی ریشه و عمدتاً کندگی ریشه ای بود. از این تعداد ، 6 بیمار دچار کندگی ریشه خلفی منیس
17 ( مشاهده ود. / داخلی وده بودند.ضایعا غضروف در 14 بیمار )% 3
پارگی کندگی منیس ،PCL نتیجه گیری: بر اساس مطا عه حاضر، وایع ترین ا گوی پارگی منیس در بیماران مبتلا به پارگی
داخلی است که ممکن است با گذوت زمان بیشتر وود.
 

بررسی مشکلات استامپ ناشی از قطع اندام تحتانی در جانبازان

دوره 12، شماره 2، بهار 1393، صفحه 47-51

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121261

محمدهادی نورایی، محمد جاودان، فرهاد نورایی، عبداله محبی دهنوی، فرشاد صفدری

چکیده پیش‌زمینه: با وجود گذشت ۲۰ سال از جنگ تحمیلی، مطالعات اندکی در مورد رزمندگان دچار قطع اندام و عوارض ناشی از آن شده است. استفاده مداوم از پروتزها باعث افزایش مشکلات ناشی از آن می گردد، لذا جهت پیشگیری از آن، توجه خاص متخصصان توانبخشی و جراحان ارتوپد مورد نیاز می باشد. هدف از انجام این تحقیق، بررسی مشکلات ناشی از قطع اندام تحتانی در مورد مجروحان جنگی بود.مواد و روش‎ها: در این مطالعه گذشته نگر، ۱۵۰ بیمار ارجاعی به یک مرکز ارتز و پروتز در شهر اصفهان طی ۱۰ سال بررسی شدند. پس از گرفتن شرح حال، بیماران تحت معاینه قرار گرفتند و پرسشنامه ای برای آنان تکمیل گردید.یافته‌ها: مشکلات استامپ به ترتیب شیوع عبارت بودند از: ضایعات پوستی شامل تغییر رنگ، خارش، لینکیفیکاسیون، تعرق زیاد؛ و همچنین فولیکولیت، آتروفی استامپ کمبود بافت نرم سر استامپ، زخم، نامناسب بودن بافت نرم، درد استخوانی، درد عضلانی، درد خیالی، و ادم استامپ. از بقیه مواردی که با شیوع کمتری مشاهده شدند می توان رشد بیش از حد استخوان استامپ، هیپوستزی، شکستگی استخوان استامپ، افزایش بافت چربی، خونرسانی ناکافی استامپ، درد و رنگ پریدگی استامپ را نام برد. به طور کلی ضایعات پوستی شیوع بالاتر و مشکلات عروقی کمترین شیوع را داشتند. در سایر موارد، مشکلات استامپ در قطع اندام زیر زانو شایع تر یود. نتیجه گیری: با توجه به شیوع فراوان مشکلات پوستی، آموزش نحوه صحیح رعایت بهداشت استامپ و نیز آموزش استفاده صحیح از پروتز بسیار لازم و ضروری می باشد.