تعداد دوره‌ها 20
تعداد شماره‌ها 76
تعداد مقالات 568
تعداد نویسندگان 1,372
تعداد مشاهده مقاله 256,324
تعداد دریافت اصل مقاله 163,849
نسبت مشاهده بر مقاله 451.27
نسبت دریافت بر مقاله 288.47
--------------------------
مقالات ارسال شده 807
تعداد مقالات رد شده 53
درصد عدم پذیرش 7
مقالات پذیرفته شده 595
درصد پذیرش 74
زمان پذیرش (روز) 75
پایگاه های نمایه شده 10
تعداد داوران 503

 

 

 

 

 

 

درباره این فصلنامه

  • کشور محل چاپ: ایران
  • زبان مجله: فارسی و انگلیسی (چکیده و اصل مقاله)
  • ناشر: انجمن جراحان ارتوپدی ایران
  • حوزه تخصصی: ارتوپدی، جراحی ارتوپدی
  • فرمت: چاپی و الکترونیکی
  • دسترسی: آزاد و رایگان (با ذکر منبع)
  • قابل دسترس از:
  • مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی
  • بانک اطلاعات نشریات کشور
  • سامانه دانش گستر برکت
  • بانک مقالات پزشکی کشور
  • مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری

 

 

  • نمایه شده در:
  • Index Copernicus
  • Electronic Journal Library
  • Google Scholar
  • Open J-Gate
  • Gale databases
  • پایگاه استنادی علوم جهان اسلام ISC
  • Indexing biomedical journals published in Islamic Countries
  • Magiran
  • SID
  • شاپای الکترونیکی:2975-1735
  • هزینه چاپ مقاله: رایگان
  • شاپای چاپی:1735-2967
  • نوبت های چاپ: فصلنامه
  • نوع داوری: بسته با حداقل 2 داور

  • زمان داوری: حداقل 5 هفته

  • ایمیل: ijosjournal@yahoo.com
  • Creative Commons Licence: BY-NC
  • نوع مجله: علمی
  • نوع مجوز Creative Commons: ارجاع بدون اشتقاق
   
  • سامانه مشابهت یابی فارسی: همیاب
  • سامانه مشابهت یابی انگلیسی: iThenticate
دست

ارزش تشخیصی معیارهای سونوگرافی در سندروم تونل کارپال (مطالعه‌ی مقطعی)

صفحه 1-5

https://doi.org/10.22034/ijos.2026.246025

عباس عبدلی تفتی، امیرپاشا عامل شهباز، عبدالرحیم صادقی یخدانی، سعید قربانی، میلاد قلی زاده

چکیده مقدمه: سندروم تونل کارپال (CTS) شایع‌ترین نوروپاتی فشاری است که معمولاً با آزمون‌های الکترودیاگنوستیک(EMG‑NCV) تشخیص داده می‌شود؛ بااین‌حال، این آزمون‌ها اگرچه دقت مناسبی دارند، تهاجمی بوده و ممکن است در بخشی از بیماران نتایج منفی کاذب ایجاد کنند. سونوگرافی با وضوح بالا به‌عنوان یک روش تشخیصی غیرتهاجمی، در دسترس و مقرون‌به‌صرفه مطرح شده است. هدف این مطالعه ارزیابی ارزش تشخیصی سونوگرافی در بیماران مبتلا به CTS و بررسی ارتباط آن با یافته‌های بالینی و الکترودیاگنوستیک بود.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه‌ی مقطعی تشخیصی بیماران مراجعه‌کننده با شوک بالینی CTS در بیمارستان شهید صدوقی بررسی شدند. برای تمام بیماران آزمون، EMG‑NCV و سونوگرافی دوطرفه‌ی مچ دست انجام شد. پارامترهای سونوگرافیک، شامل مساحت سطح مقطع (CSA) و عرض عصب مدیان در سطوح مختلف ساعد و تونل کارپال، بین گروه‌های شدت الکترودیاگنوستیک (نرمال، خفیف، متوسط، شدید) مقایسه شدند. حساسیت و ویژگی مقادیر آستانه‌ی انتخاب‌شده برای CSA و عرض عصب محاسبه شد.
نتایج و بحث: تعداد 60 بیمار میانگین سنی 4/10 ± 5/49 سال و میانگین BMI برابر با 6/3 ± 8/26 کیلوگرم بر متر مربع بررسی شدند؛ ۹۰ درصد بیماران زن و 80 درصد دارای درگیری دوطرفه بودند. سن ارتباط معنی‌داری با شدت CTS نداشت (۳۴۴/۰ = p)، درحالی‌که BMI بالاتر با شدت بیشتر بیماری هم‌بستگی داشت (۰۱/۰ = p). مساحت سطح مقطع (CSA) و عرض عصب مدیان به‌طور موازی با افزایش شدت CTS افزایش یافت. در دست راست، آستانه‌ی CSA برابر 5/8 میلی‌متر مربع در سطح تونل کارپال با حساسیت 5/87 درصد و و یژگی 7/81 درصد ایجاد کرد؛ در دست چپ، آستانه‌ی ۸ میلی‌متر مربع حساسیت ۷۰ درصد و ویژگی 5/95 درصد داشت. عرض عصب ۵ میلی‌متر حساسیت بالا ولی ویژگی کمتری نشان داد.
نتیجه‌گیری: سونوگرافی، به‌ویژه اندازه‌گیری CSA عصب مدیان، ابزار تشخیصی غیرتهاجمی، قابل‌اعتماد و دقیق برای کمک به EMG‑NCV در تشخیص و درجه‌بندی CTS محسوب می‌شود.

ارتوپدی

بررسی پیامدهای بازسازی قطع‌شدگی نوک انگشت با فلپ کف‌ دست و عوامل مرتبط با آن (مطالعه‌ی مقطعی گذشته‌نگر)

صفحه 6-13

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.246027

سید حسین سعید بنادکی، میلاد قلی زاده، نیما فتح الله زاده، شهاب شیخعلیشاهی، حسام الدین جعفری نسب

چکیده مقدمه: آسیب‌های نوک انگشت از تروماهای شایع دست هستند و انتخاب روش بازسازی می‌تواند بر درد، عملکرد و ظاهر انگشت اثرگذار باشد. هدف این مطالعه بررسی پیامدهای بازسازی آمپوتاسیون نوک انگشت با فلپ پالمار و ارزیابی عوامل مرتبط با پیامدها بود. مواد و روش‌ها: در این مطالعه‌ی مشاهده‌ای مقطعی گذشته‌نگر، پرونده‌های پزشکی بیمارانی که بین سال‌های 1395 تا 1403 در یک بیمارستان تحت بازسازی با فلپ کف‌دستی قرار گرفته بودند بررسی شدند. پیامدهای گزارش‌شده توسط بیماران شامل عملکرد، درد و ظاهر با استفاده از مقیاس عددی ۱۰نمره‌ای اندازه‌گیری شد. تحلیل‌های آماری با استفاده از آزمون تی مستقل، تحلیل واریانس یک‌طرفه (ANOVA) و ضریب هم‌بستگی رتبه‌ای اسپیرمن انجام شد. نتایج و بحث: در مجموع، ۵۰ بیمار وارد مطالعه شدند؛ میانگین سن ۱۴/۳۰ سال با انحراف معیار (SD) ۵۸/۵ بود و ۸۸ درصد بیماران مرد بودند. مکانیسم آسیب در همه‌ی موارد صنعتی بود. میانگین امتیاز ظاهر ۷۲/۷، درد ۷۲/۷ و عملکرد ۲۶/۸ گزارش شد. تفاوت معنی‌داری در پیامدها برحسب جنس و سمت آسیب مشاهده نشد. درد در بیماران با آسیب سه انگشت بیشتر بود (031/0= P). عملکرد در درگیری انگشت پنجم کاهش معنی‌دار داشت (007/0=P ) تأخیر بیش از ۲۴ ساعت تا جراحی با درد بیشتر همراه بود (017/0= P) و با افزایش تأخیر در عمل جراحی نمره‌ی عملکرد روند مرزی داشت (094/0= P). نتیجه‌گیری: در بازسازی نوک انگشت با فلپ پالمار، تعداد انگشت‌های درگیر، درگیری انگشت پنجم و تأخیر جراحی از عوامل مهم مرتبط با پیامدهای کم هستند.

پاتولوژی

اپیدمیولوژی و ویژگی‌های کلینیکوپاتولوژیک ضایعات ستون مهره (مطالعه‌ای 10ساله)

صفحه 14-16

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.246028

پویا قدیری، مینا حاجی حسینی، سپهر سرخی زاده، میلاد قلی زاده

چکیده مقدمه: ستون مهره بخش حیاتی سیستم اسکلتی-عضلانی است و ضایعات آن می‌توانند به‌طور قابل‌توجهی بر کیفیت زندگی بیماران تأثیر بگذارند. ضایعات خوش‌خیم ستون مهره، مانند عفونت‌ها، قابل‌درمان هستند اما اغلب تشخیص آن‌ها دشوار است، درحالی‌که ضایعات بدخیم، ازجمله سارکوم‌ها و تومورهای متاستاتیک، پیش‌آگهی ضعیفی دارند. مواد و روش‌ها: این مطالعه توصیفی-مقطعی بیماران مبتلا به ضایعات خوش‌خیم و بدخیم ستون مهره در فاصله 10 سال در یک بیمارستان آموزشی بررسی شدند. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه‌ی ساختاریافته جمع‌آوری و با نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۲ تحلیل شدند. متغیرها شامل سن، جنس، نوع پاتولوژی، نوع ضایعه (خوش‌خیم/ بدخیم)، اندازه‌ی ضایعه، منشأ آناتومیک و سال تشخیص بودند. نتایج و بحث: 114 بیمار با میانگین سنی ۵/۲۰ ± ۱/۵۲ سال (دامنه: ۱ ماه تا ۸۹ سال) شامل می شوند. مردان80 مورد (2/70 درصد) را تشکیل می‌دادند. از کل ضایعات، 63 مورد (3/55 درصد) خوش‌خیم و 51 مورد (7/44 درصد) بدخیم بودند. درگیری ناحیه‌ی کمری شایع‌ترین (۶۴ درصد) بود، سپس ناحیه‌ی پشتی (2/20 درصد)، ساکرال (2/13 درصد) و گردنی (6/2 درصد). از نظر پاتولوژیک، ضایعات التهابی (1/49 درصد) شایع‌ترین بودند، پس از آن سرطان‌ها (6/38 درصد)، لنفوم‌ها (4/4 درصد)، تومورهای خوش‌خیم (5/3 درصد)، سارکوم‌ها (9/0 درصد) و سایر موارد (5/3 درصد). هیچ ارتباط معنی‌داری بین نوع ضایعه و جنس، سن، محل ضایعه یا سال تشخیص مشاهده شد (۰۵/۰<p). نتیجه‌گیری: ضایعات خوش‌خیم، به‌ویژه ضایعات التهابی، شایع‌ترین پاتولوژی‌های ستون مهره بودند، اما ضایعات بدخیم نیز تقریباً نیمی از موارد را تشکیل می‌دادند. ناحیه‌ی کمری بیشترین درگیری را داشت. این یافته‌ها بر اهمیت رویکردهای تشخیصی جامع تأکید می‌کنند و نیاز به مطالعات چندمرکزی برای بهبود مدیریت ضایعات ستون مهره را پیشنهاد می‌دهند.

ارتوپدی

انواع شکستگی‌های لگن همراه با مشکل سیستم ادراری

صفحه 17-20

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.246029

مهدی عابدین زاده، سید حسین سعید بنادکی، میلاد قلی زاده، معین بیغمیان، محمد تقی مروج، سیدمصطفی اخلاقی، سارا جام‌برسنگ

چکیده شکستگی‌های لگن اگرچه درصد کمی از آسیب‌های اسکلتی-عضلانی را تشکیل می‌دهند، اما به دلیل مجاورت با ساختارهای حیاتی مانند مثانه و حالب، از اهمیت بالایی برخوردارند. این شکستگی‌ها ممکن است با مرگ‌ومیر تا ۲۰ درصد همراه باشند. موقعیت مثانه و حالب در حفره لگنی، آن‌ها را در برابر تروماهای شدید آسیب‌پذیر می‌سازد. طبق آمار، حدود ۶ تا ۱۵ درصد شکستگی‌های لگن با آسیب‌های اورولوژیک همراه هستند. هدف این مطالعه بررسی ارتباط بین نوع شکستگی لگن (lateral compression ، anterior-posterior compression، وvertical shear) و نوع علائم آسیب مجاری ادراری تحتانی بود. مواد و روش‌ها: در این مطالعه ، پرونده بیماران مبتلا به شکستگی لگن که طی 5 سال‌ به مرکز درمانی مراجعه کرده بودند، از نظر شکل ادراری بررسی شد. بیماران با سابقه شکستگی قبلی لگن یا جراحی اورولوژیک از مطالعه خارج شدند. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS25 تحلیل شدند. نتایج و بحث: نتایج در مجموع ۱۳۴ بیمار بررسی شدند که ۲/۶۴ درصد مرد بودند. میانگین سنی بیماران ۵/۲۱ ± 7/40 سال بود. شایع‌ترین نوع شکستگی کامپرشن لترال (82/8 درصد) بود. ارتباط آماری معنی‌داری بین نوع شکستگی و علائم ادراری مشاهده شد (۰۴۷/۰ = P). هماچوری واضح بیشتر در شکستگی‌های قدامی-خلفی و هماچوری میکروسکوپیک در شکستگی‌های شیرینگ عمودی دیده شد. بیشترین موارد بدون علائم ادراری در گروه کامپرشن لترال بودند. نتیجه‌گیری: نوع شکستگی لگن با نوع و شدت علائم مجاری ادراری تحتانی ارتباط دارد. توجه به این ارتباط می‌تواند در تشخیص سریع‌تر و مدیریت بهتر آسیب‌های اورولوژیک در بیماران ترومایی مؤثر باشد.

ارتوپدی

ارزش تشخیصی تصویربرداری ام-آر-آی در تشخیص سندروم تونل کارپ

صفحه 21-27

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.246032

امیرپاشا عامل شهباز، عباس عبدلی تفتی، اطهر ابوالفتحی، میلاد قلی زاده، شهاب شیخعلیشاهی، حسام الدین جعفری نسب

چکیده مقدمه: سندروم تونل کارپ یک نوروپاتی فشاری شایع اندام فوقانی است. با توجه به ناهمگونی کارایی روش‌های متعارف تشخیصی، ارزیابی شاخص‌های کمّی در تصویربرداری تشدید مغناطیسی می‌تواند به تصمیم‌گیری بالینی کمک کند. این مطالعه ارزش تشخیصی این شاخص‌ها را بررسی می‌کند. مواد و روش‌ها: در یک مطالعه‌ی مقطعی ـ تشخیصی بر روی ۳۰ بیمار مراجعه‌کننده به مرکز دانشگاهی، شدت بالینی با نسخه‌ی فارسی معتبرشده پرسش‌نامه‌ی بوستون سنجیده شد و طبقه‌بندی الکترودیاگنوستیک به خفیف/ متوسط/ شدید انجام گرفت. تصویربرداری تشدید مغناطیسی مچ با سکانس‌های روتین و کورسازی ارزیاب نسبت به داده‌های بالینی و الکترودیاگنوستیک اجرا شد. سطح مقطع عصب مدین در خروجی تونل کارپ، شدت سیگنال عصب و نسبت شدت سیگنال عصب به عضله‌ی هیپوتنار اندازه‌گیری و با افراد نرمال مقایسه شد. تحلیل‌ها با آزمون‌های مناسب و آستانه معنی‌داری ۰۵/۰>P انجام گرفت. نتایج و بحث: سطح مقطع عصب مدین در بیماران در مقایسه با نرمال بزرگ‌تر بود ( ۸۹/۱ ± ۳۶/۱۱ در برابر ۶۳/۱ ± ۷۰/۹ میلی‌متر مربع؛ ۰۵/۰ > P). شدت سیگنال عصب نیز بالاتر بود (۹۵/۵۲ ± ۱۳/۵۹۷ در برابر ۵۰/۴۰ ± ۶۷/۵۰۱؛ ۰۵/۰>P). نسبت شدت سیگنال عصب به عضله‌ی هیپوتنار افزایش نشان داد ( ۲۶/۰ ± ۳۱/۱ در برابر ۱۳/۰ ± ۸۰/۰؛ ۰۱/۰> P). نتیجه‌گیری: شاخص‌های کمّی مبتنی بر تصویربرداری تشدید مغناطیسی توان تمایزبخشی معناداری میان بیماران و افراد نرمال نشان دادند و می‌توانند به‌عنوان مکمل در مسیر تشخیصی به کار روند. این الگو با زیست ساختار فشردگی (ادم/ تورم و تغییرات بافتی) سازگار است و از کارآمدی سنجه‌های کمّی در تکمیل معاینه و الکترودیاگنوستیک حمایت می‌کند استانداردسازی محل اندازه‌گیری و آستانه‌ها و نیز مطالعات آینده‌نگر چندمرکزی برای ترجمه‌ی مطمئن نتایج به عمل بالینی ضروری است.

زانو

رویکردهای درمان نوآورانه برای آرتروز زانو: از تزریق داخل‌مفصلی تا جراحی‌های بازسازی غضروف (مقاله‌ی مروری)

صفحه 28-38

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.246021

فرشاد شایان مهر، زهرا zahra، انیس رنجبرزاد حق، اصغر علمی

چکیده استئوآرتریت زانو (KOA) یک اختلال مفصلی دژنراتیو شایع است، به ویژه در میان افراد بالای 50 سال، و شیوع بیشتر در زنان، افراد چاق و افراد دارای آسیب‌های مفصلی قبلی. استراتژی‌های درمانی فعلی در مرحله اول بر کنترل علائم تمرکز دارند، که بر نیاز فوری به درمان‌های مؤثرتر و اصلاح‌کننده بیماری تأکید می‌کند. پیشرفت‌های اخیر در هر دو روش غیرجراحی و جراحی، گزینه‌های بازسازی امیدوارکننده‌ای را معرفی کرده‌اند. درمان‌هایی مانند پلاسمای غنی از پلاکت (PRP) و سلول‌های بنیادی مزانشیمی (MSCs) پتانسیل کاهش التهاب و ترویج بازسازی غضروف، به ویژه در مراحل اولیه استئوآرتریت را نشان داده‌اند. در مقابل، تزریق اسید هیالورونیک داخل مفصلی (HA) فقط تسکین موقت علائم را فراهم می‌کند و اثربخشی طولانی مدت محدودی را نشان می‌دهد. برای موارد پیشرفته، مداخلات جراحی ازجمله کاشت کندروسیت اتولوگ (ACI) و آرتروپلاستی زانو (TKA) گزینه‌های مناسبی هستند، اگرچه با خطرات و عوارض خاصی همراه هستند. رویکردهای درمانی شخصی‌سازی شده بر اساس شدت بیماری، پیشرفت و عوامل خاص بیمار احتمالاً نتایج بهینه‌ای را به همراه خواهند داشت. مسیرهای آینده در مدیریت آرتروز زانو ممکن است شامل سلول‌های بنیادی مزانشیمی ویرایش‌شده ژنتیکی، ایمپلنت‌های هوشمند و ادغام یادگیری ماشینی برای افزایش دقت درمانی و موفقیت بلندمدت باشد.

ارتوپدی

مدیریت شکستگی‌های هم‌زمان شفت فمور همراه با آمپوتاسیون‌ اطراف زانو (گزارش دوموردی)

صفحه 39-42

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.246033

داوود دهقانی اشکذری، سعید بشارتی، سیدحسین سعید بنادکی، میلاد قلی زاده

چکیده شکستگی‌های هم‌زمان شفت فمور و آمپوتاسیون‌های اطراف زانو، آسیب‌های نادر اما پیچیده‌ای هستند که اغلب ناشی از ترومای پرانرژی هستند. این مقاله چالش‌ها و استراتژی‌های درمانی این موارد را مرور می‌کند و بر پوزیشن‌دهی نوآورانه‌ی بیماران روی تخت عمل مخصوص شکستگی و روش‌های فیکساسیون شکستگی هم‌زمان فمور در آمپوتاسیون‌های بالای زانو، از زانو یا زیر زانو تمرکز دارد. دو مورد جدید ارائه شده است: یک مورد مرد ۲۹ساله با آمپوتاسیون بالای زانو و شکستگی شفت فمور، درمان‌شده با نیل به صورت تأخیری پس از فیکساسیون با اکسترنال فیکساتور. مورد دیگر مرد ۴۰ساله با آمپوتاسیون از زانو و شکستگی باز شفت فمور، مدیریت‌شده با تعبیه‌ی اکسترنال فیکساتور، گرفت پوستی، و سپس فیکساسیون با پلاک. چالش‌های کلیدی شامل ناپایداری بیمار، نقص بافت نرم، استخوان استئوپروتیک، و پوزیشن‌دهی است. تکنیک‌هایی مانند Schanz pins، Kirschner wires، inverted boots و skin traction ریداکشن را تسهیل می‌کنند. این مرور بر نیاز به رویکردهای مرحله‌ای و پروتکل‌های استاندارد برای بهینه‌سازی نتایج در این سناریوهای نادر تأکید دارد.

دست

درد پیلار پس از آزادسازی تونل کارپال (مطالعه‌ی مروری)

صفحه 43-49

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.246034

میلاد قلی زاده، عباس عبدلی تفتی، سیدمحمد حسینی مروست

چکیده مقدمه: درد پیلار (Pillar pain) یکی از پیامدهای پس از آزادسازی تونل کارپال (CTR) است که به‌ صورت درد عمقی یا حساسیت فشاری در نواحی تنار و هیپوتنار بروز می‌کند و می‌تواند بازگشت به کار و رضایت بیمار را مختل کند. این مقاله‌ی مروری، با تمرکز بر علت‌شناسی، رویکردهای درمانی نوین و الگوریتم عملی مدیریت درد پیلار تهیه شده است. مواد و روش‌ها: جست‌وجوی ساختاریافته در PubMed و منابع مکمل تا دسامبر ۲۰۲۵ انجام شد. مطالعات کارآزمایی بالینی، مرورهای نظام‌مند و متاآنالیز، مطالعات کوهورت و مرورهای روایی معتبر، که به درد پیلار، عوامل خطر، پاتوفیزیولوژی یا درمان‌های پس از CTR پرداخته بودند، استخراج و دسته‌بندی شدند. نتایج و بحث: شواهد نشان می‌دهد درد پیلار غالباً خودمحدودشونده است و بیشتر موارد طی ۳ تا ۶ ماه فروکش می‌کند‎. بااین‌حال، در برخی گزارش‌ها حدود نیمی از بیماران آن را تجربه می‌کنند. علت‌شناسی چندعاملی است و شامل تغییرات بیومکانیکی قوس کارپال پس از قطع رباط عرضی‎، التهاب بافت نرم یا اسکار، حساسیت شاخه‌ی پوستی کف‌دستی عصب مدین یا نوروما و عوامل مرکزی می‌شود. درمان‌های غیرجراحی ستون اصلی مدیریت هستند و شامل آموزش و اطمینان‌بخشی، مدالیته‌های کاردرمانی (کاهش حساسیت، ماساژ، تمرینات تدریجی)، داروهای ضدالتهاب/ ضددرد غیرمخدر و در موارد مقاوم درمان‌های کم‌تهاجمی مانند شاک‌ویو خارج‌بدنی (ESWT)‎ و فوتوبیومدولیشن‎ است. شواهد نوظهور درباره‌ی لیزر فرکشنال CO₂ برای موارد مقاوم امیدوارکننده ولی هنوز محدود است‎. از منظر پیشگیری، تکنیک‌های کم‌تهاجمی و نیز انتخاب روش مناسب ترمیم پوست می‌تواند بر درد پیلار کوتاه‌مدت اثرگذار باشد‎. نتیجه‌گیری: درد پیلار پس از CTR غالباً خوش‌خیم و گذرا است، اما نیازمند رویکرد مرحله‌ای و چندوجهی است. ترکیب آموزش بیمار، توان‌بخشی هدفمند و راهکارهای غیرمخدر برای کنترل درد و استفاده‌ی انتخابی از درمان‌های کم‌تهاجمی در موارد مقاوم، بهترین توازن میان اثربخشی و ایمنی را فراهم می‌کند.

بیومکانیک

تأثیر تحریک الکتریکی عصب از طریق پوست (TENS) بر درد و عملکرد مفصل در استئوآرتریت زانو: یک مرور سیستماتیک و متاآنالیز

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 06 مهر 1404

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.492980.1118

لبانه جانبازی، عفت صدوقی، مهدیه ساکی، طناز احدی، سیمین سجادی، معصومه باقرزاده

چکیده Background: Transcutaneous electrical nerve stimulation (TENS) is a common conservative treatment for knee osteoarthritis. However, Although TENS has been commonly used for knee osteoarthritis, its effectiveness in alleviating symptoms remains unclear or inconclusive, Given the prevalence and impact of knee osteoarthritis, understanding the effectiveness of TENS is crucial for informing clinical practices
Objectives: This meta-analysis evaluates the effects of TENS on key symptoms of knee osteoarthritis, including pain, function, and range of motion.
Methods: Two independent investigators conducted comprehensive searches in multiple databases, including PubMed, Embassy, Scopus, Web of Science, and the Cochrane Library, to identify relevant studies. They extracted the data and assessed them with the Cochrane risk-of-bias tool. The standardized mean difference (SMD) was calculated using RevMan 5.4.1 to assess the effect size of TENS compared to control groups, follow-up, TENS type, electrode location, number of sessions, combining TENS with exercise, sample size, and publication year.
Results: A total of 32 articles were included in the qualitative review, and 23 were included in the meta-analysis.
TENS was significantly more effective than sham TENS in reducing pain (I² = 76%, P < 0.0001), while no significant difference was found when compared to active interventions (I² = 70%, P = 0.71). Active intervention improved function immediately (I2: 0%; P=0.04), compared to TENS significantly increased the active knee range of motion immediately compared to sham TENS (I² = 0%, P = 0.002).
Conclusion: TENS reduces pain and increases active range of motion compared to sham TENS, but it does not have a significant effect on joint function and stiffness.
TENS demonstrates similar effectiveness to active interventions in reducing pain, though it does not significantly impact joint function or stiffness.

بیومکانیک

تاثیر تمرینات کلیستنیکس بر ثبات مرکزی، قدرت عضلانی، تعادل و حس عمقی تنه نوجوانان پسر

دوره 20، شماره 4، پاییز 1401، صفحه 164-172

https://doi.org/10.22034/ijos.2024.414241.1068

امین دولابی تلک آبادی، سمیه مومنی، فرزانه موثقی، زهرا همتی فارسانی

چکیده پیش‌زمینه: تمایل برای انجام فعالیت بدنی در اوایل نوجوانی کمتر می‌شود، لذا فعالیت‌‍ بدنی سازمان یافته در مدرسه نقش اساسی را در ارتقای سلامت و رشد جسمانی مناسب دانش‌آموزان ایفا می‌کند.
هدف : بررسی تاثیر هشت هفته تمرینات کلیستنیکس بر ثبات مرکزی، قدرت عضلانی، تعادل و حس عمقی نوجوانان پسر بود.
روش‌ها: 40 دانش آموز پسر 15 تا 18 ساله شهر زواره از بین داوطلبان به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه تمرینات کلیستنیکس (20 نفر) و کنترل (20 نفر) تقسیم شدند. گروه تمرین به مدت هشت هفته، هفته‌ای سه روز و به مدت 60 دقیقه تمرینات کلیستنیکس را انجام دادند. قبل و بعد از دوره تمرینی تعادل ایستا، ثبات مرکزی، قدرت عضلانی و حس عمقی آزمودنی‌‌ها به ترتیب با استفاده از آزمون‌ تعادل استوک، تست مک‌گیل، آزمون پرس سینه، پارویی و پرس پا و خطای بازسازی زاویه 45 درجه فلکشن تنه اندازه‌گیری شدند. یافته‌ها: نتایج آزمون t مستقل نشان داد، انجام هشت هفته تمرینات کلیستنیکس تاثیر معنی‌داری در افزایش تعادل ایستا (0001/0>p)، حس عمقی تنه (0001/0>p)، ثبات مرکزی در حالت خم کردن تنه (05/0>p) و قدرت عضلات در آزمون پارویی و پرس پا (05/0>p) داشته است.
نتیجه‌گیری: در مجموع یافته‌های تحقیق حاضر نشان داد که پس از انجام یک دوره 8 هفته‌ای تمرینات کلیستنیکس، حس عمقی، ثبات مرکزی در حالت خم شدن، قدرت عضلانی و تعادل ایستا در نوجوانان بهبود یافته، لذا این نوع تمرینات می‌تواند به عنوان یک جایگزین مناسب شیوه تمرینی در مدارس استفاده گردد

شانه و آرنج

Effect of reaming on intramedullary nailing of humeral shaft fractures

دوره 21، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 115-121

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.449941.1083

مهدی هادیان، مریم ریاحی، مجتبی بنی اسدی، شهریار رحمانی، مهدی مطیفی فرد

چکیده Abstract
Introduction: Humeral shaft fractures are highly prevalent. These fractures can lead to complications and significantly impact quality of life. Choosing the appropriate surgery type presents challenges of high cost, and economic burden. We are investigating and comparing the outcome of Intramedullary Nailing (IMN) surgery with reaming and nailing without reaming as a treatment method for humeral shaft fractures and its outcomes.
Materials & Methods: This study was a prospective cohort study that examined patients with humerus shaft fractures in 2023. The study was conducted on nailing humeral fractures in a teaching hospital. The patients were randomly divided into two groups: One group was treated with intramedullary nailing with reaming, and the other group without reaming. The patients were monitored for pain, delayed union, non-union, infection, radial nerve palsy, and healing status at intervals of two weeks, one, three, and six months after surgery.
Results & Discussion: Sixty-nine patients including 29 in non-reamed and 40 in the reamed cases were studied. Union was observed at 11.1±3.5 weeks in non-reamed and 8.2±1.9 in reamed group, delayed union was observed in 3 of non-reamed and 2 of reamed cases. One case of non-union was in non-reamed group. In the second week of the follow-up, the reamed group reported significantly higher pain levels; however, no significant difference was observed in the 4th and 12th weeks of follow-up. There was no significant difference between the two groups regarding complications.
Conclusion: Reamed IMN of humeral fracture can reduce the union time, and helps to lower the occurrence of delayed union and non-union. However, the patients would experience more pain in few first post-surgery weeks and reaming.

مفاصل

درمان شکستگی‌های خرد شده دیستال رادیوس به روش پین‌گذاری زیرپوستی همراه با فیکساتور خارجی

دوره 20، شماره 3، تابستان 1401، صفحه 99-104

https://doi.org/10.22034/ijos.2023.344174.1024

مهدی تیموری، محمد دهقانی، فاطمه مزارعی

چکیده مقدمه: شکستگی دیستال رادیوس (زند زبرین) بسیار شایع است. این شکستگی می‌تواند در همة گروه‌های سنی رخ دهد. روش‌های مختلفی برای درمان این نوع شکستگی‌ها وجود دارد. بررسی نتایج درمان شکستگی دیستال رادیوس با کاربرد فیکساتور خارجی به همراه پین‌گذاری زیرپوستی (bridging external fixator + (percutaneous pinning هدف ما در این مطالعه است.
مواد و روش‌ها: این مطالعة مقطعی بین سال‌های 1397 تا 1400، در مرکز آموزشی درمانی بیمارستان کاشانی در شهر اصفهان، بر روی 72 بیمار انجام شد. شکستگی بیماران از نوع فرناندز 3، 4 و 5 بود و تحت درمان فیکساتور خارجی و پین‌گذاری برای شکستگی دیستال رادیوس قرار گرفته بودند. بیماران در فواصل 3 و 6 ماه پس از عمل، تحت معاینه مجدد قرار گرفتند.
یافته‌ها: 72 بیمار در این مطالعه بررسی شدند. میانگین سنی 2/44 سال بود. 55 درصد از بیماران مرد و بقیه زن بودند. شایع‌ترین علت ایجاد شکستگی، تصادفات وسایل نقلیه بود. 4 مورد بدجوش‌خوردگی (malunion)، 4 مورد آسیب عصب رادیال سطحی، 2 مورد شل‌شدگی فیکساتور خارجی و 6 مورد عفونت سطحی در نتایج مطالعه یافت شد.
نتیجه‌گیری: کاربرد فیکساتور خارجی یک روش درمانی مناسب برای درمان شکستگی‌های دیستال رادیوس، همراه با عوارض کم و سطح رضایت بالای بیمار است.

پا و مچ پا

ارتباط کف پای صاف بر کمردرد مزمن غیراختصاصی (مروری نظام‌مند بر مطالعات گذشته)

دوره 23، شماره 4، پاییز 1404، صفحه 200-208

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.510437.1128

فریبا مرادی، منصور صاحب الزمانی، سعید بحیرایی

چکیده چکیده کمردرد مزمن غیراختصاصی یکی از علل اصلی ناتوانی و کاهش کیفیت زندگی است که عوامل بیومکانیکی متعددی در ایجاد آن نقش دارند. صافی کف پا به‌عنوان یک ناهنجاری ساختاری، با تغییر در توزیع نیروهای مکانیکی، افزایش استرس بر ستون فقرات و ناپایداری حرکتی، ممکن است در بروز یا تشدید این عارضه مؤثر باشد. این مطالعه، با رویکرد مرور نظام‌مند، شواهد ارتباط بین صافی کف پا و کمردرد را بررسی می‌کند. این مطالعه مطابق دستورالعمل‌های PRISMA انجام شد. مقالات بین سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۲۵ از پایگاه‌های PubMed، Scopus، Medline، Embase و Google Scholar با استفاده ازMeSH Terms  جست‌وجو شدند. مطالعات براساس معیارهای ورود و خروج مشخص انتخاب و کیفیت روش‌شناسی آن‌ها با مقیاس نیوکاسل-اتاوا (NOS) برای مطالعات کوهورت و مورد - شاهدی و مقیاس PEDro برای کارآزمایی‌های بالینی تصادفی‌شده (RCTs) ارزیابی شد. درمجموع، یازده مطالعه واجد شرایط تحلیل شدند. صافی کف پا ازطریق تغییرات سینماتیکی اندام تحتانی، افزایش چرخش داخلی زانو و لگن و تأثیر بر بیومکانیک ستون فقرات می‌تواند شدت و تداوم کمردرد را افزایش دهد. بااین‌حال، برخی مطالعات این ارتباط را قطعی تأیید نکردند. صافی کف پا با. تغییر در توزیع نیروهای مکانیکی و الگوهای حرکتی می‌تواند موجب بی‌ثباتی عملکردی ستون فقرات و افزایش استرس کمری و شاید عامل خطر برای «کمردرد مزمن غیراختصاصی» باشد. مطالعات آینده با روش‌های پیشرفته‌ی بیومکانیکی ضروری است.

زانو

تکنیک سیمان گذاری در تعویض کامل مفصل زانو(مقاله مروری)

دوره 23، شماره 3، تابستان 1404، صفحه 152-155

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.482173.1110

سینا امینی زاده، مهدی بیاتی، مهدی صاحبی، محمد آیتی فیروزآبادی، محمد رضا رزاق اف، سید محمد جواد مرتضوی

چکیده چکیده: تعویض کامل مفصل زانو (Total Knee Arthroplasty or TKA) نوعی جراحی برای درمان بیماران مبتلا به استئوآرتریت پیشرفته زانو می‌باشد. در حال حاضر حدود %۹۵٫۳ آرتروپلاستی‌های زانو با سیمان گذاری انجام میشوند. از زمان معرفی سیمان، Polymethylmethacrylate (PMMA) نقش اصلی را به عنوان ماده نگاه‌دارنده در آرتروپلاستی ایفا کرده است. cementless fixation می‌تواند نرخ بقای بهتری را در گروهی از بیماران ایجاد کند اما اعتقاد بر این است که cemented TKA دارای عوارض عفونی کمتری است. بنابراین با روند رو به افزایش TKA، برای جلوگیری از افزایش شکست در TKA اولیه و جلوگیری از تحمیل هزینه، بهبود روش‌های انجام TKA و به ویژه بهبود تکنیک سیمان گذاری در TKA ضروری می‌باشد. این مطالعه مروری روایی (narrative review) با جست‌وجو کردن پایگاه داده الکترونیکی MEDLINE برای مقالات منتشرشده در رابطه با TKA cementing در بازه زمانی 2000 تا 2024 با هدف بررسی مناسب‌ترین تکنیکهای سیمان گذاری در تعویض مفصل زانو انجام شد. مقالات اخیر عوامل متعددی که بر نتایج گذاشتن سیمان در TKA اثر گذارند از جمله میزان نفوذ سیمان، تکنیک سیمان گذاری و ویسکوزیته سیمان (نوع سیمان) را شناسایی کرده-اند.آماده‌سازی سطوح استخوانی قبل از هر روش سیمان گذاری برای اطمینان از نفوذ کافی سیمان در استخوان ضروری است. برای این منظور باید دبری‌های استخوانی و خون و چربی را از سطوح پاک کرد. سطوح استخوانی باید قبل از سیمان گذاری به‌طور کامل خشک شوند. برای اطمینان از نفوذ کافی سیمان به استخوان، باید سطوح اسکلروتیک تحت دریلینگ قرار بگیرند. دریلینگ استخوان اسکلروتیک علاوه بر افزایش نفوذ سیمان باعث بهبود Pull-out Strength نیز میشود. روش سیمان گذاری با شل شدن پروتز مفصل زانو مرتبط است و می‌تواند منجر به شکست زودهنگام یا دیررس عمل تعویض مفصل و در ادامه نیاز به تعویض مفصل مجدد شود. فلذا بهره‌گیری از یک روش دقیق سیمان گذاری در زمان قرار دادن پروتز مفصلی، برای جلوگیری از شل شدن آسپتیک و در نتیجه شکست زودهنگام TKA اساسی است.

ارتوپدی

مقایسه کیفیت زندگی در بیماران با ترومای ماژور اندام تحتانی تحت آمپوتاسیون و تحت درمان حفظ اندام یا کانسرواتیو

دوره 23، شماره 3، تابستان 1404، صفحه 95-101

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.545467.1148

سلمان غفاری، شیوا آق آتابای، مهران رضوی پور، مریم رضاپور

چکیده چکیده: مقدمه: در برخی موارد ترومای ماژور اندام تحتانی، قطع عضو یا حفظ اندام صورت می‌گیرد. هدف از انجام این مطالعه مقایسه کیفیت زندگی در بیماران تحت آمپوتاسیون با حفظ اندام می‌باشد. مواد و روشها: مطالعه حاضر مقایسه‌ای مقطعی بوده و بیماران مبتلا به ترومای ماژور اندام تحتانی که تحت آمپوتاسیون اندام تحتانی یا حفظ اندام قرار گرفته بودند پس از گذشت حداقل 6 ماه از درمان آسیب اولیه از نظر کیفیت زندگی با استفاده از پرسشنامه SF-36 مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج و بحث: 94 بیمار وارد مطالعه شدند که 9/80 درصد از بیماران در این مطالعه مرد بودند. میانه سنی 5/41 سال (18 تا 64) بود. همچنین اختلاف آماری معناداری از نظر سن، جنسیت، وضعیت تأهل، تعداد فرزند، سطح تحصیلات، سیگار کشیدن و سوءمصرف مواد و یا الکل بین گروه‌های مطالعه وجود نداشت. زیر مقیاس سلامت عمومی (001/0= P) و سرزندگی (انرژی) (002/= P) به طور معناداری 6 ماه پس از آسیب اولیه در گروه آمپوتاسیون نمرات بالاتری داشتند. نتیجه‌گیری: در بیماران مبتلا به ترومای ماژور، تلاش جهت حفظ اندام در مقابل آمپوتاسیون منجر به افزایش طول مدت بستری، تعداد موارد عفونت و جراحی مجدد می‌گردد. آمپوتاسیون پس از حداقل 6 ماه منجر به بهبود کیفیت زندگی به ویژه در زمینه سلامت عمومی و احساس سرزندگی می‌گردد.

جنرال

گزارش یک مورد آسیب Essex-Lopresti به همراه شکستگی دوبل ساعد

دوره 20، شماره 3، تابستان 1401، صفحه 133-136

https://doi.org/10.22034/ijos.2023.384936.1055

فاطمه ایمانی، اکبر خدابنده

چکیده مقدمه: یکی از آسیب‌های نادر ناحیة آرنج دست، آسیب Essex-Lopresti (ELI) است که شامل شکستگی سر رادیوس، اختلال در غشای بین استخوانی ساعد،IOM  (interosseous membrane) و دررفتگی مفصل رادیواولنار دیستال، DRUJ (distal radio-ulnar joint) است و در اثر وارد شدن فشار عرضی به آرنج و ساعد هنگام زمین خوردن یا وارد شدن انرژی بالا اتفاق می‌افتد.
معرفی مورد: در این مطالعه بیمار40 ساله‌ای را معرفی می‌کنیم که علاوه بر آسیب فوق دچار شکستگی دوبل ساعد نیز شده است. بیمار ابتدا تحت جراحی ORIF دوبل ساعد قرار گرفت و سپس جهت فیکساسیون سر استخوان رادیوس دو عدد پیچ هربرت جاگذاری شد و نیز مفصل رادیواولنار دیستال پین‌گذاری شد.
یافته‌‌ها: معاینه پس از جراحی نشان داد وضعیت عصبی - عروقی بیمار نرمال است و بیمار با بهبودی نسبی مرخص شد.
نتیجه‌گیری: پس از شش ماه ویزیت مجدد نشان داد که بیمار تنها در حالت پرونیشن دارای 20 درجه محدودیت حرکتی است و در بقیة حالت‌ها دامنه حرکتی مفصل کامل بود.
 

شناسنامه نشریه
بانک ها و نمایه نامه ها

ابر واژگان

نشریات مرتبط