ارزش تشخیصی معیارهای سونوگرافی در سندروم تونل کارپال (مطالعهی مقطعی)
دوره 24، شماره 1، زمستان 1404، صفحه 1-5
https://doi.org/10.22034/ijos.2026.246025
عباس عبدلی تفتی، امیرپاشا عامل شهباز، عبدالرحیم صادقی یخدانی، سعید قربانی، میلاد قلی زاده
چکیده مقدمه: سندروم تونل کارپال (CTS) شایعترین نوروپاتی فشاری است که معمولاً با آزمونهای الکترودیاگنوستیک(EMG‑NCV) تشخیص داده میشود؛ بااینحال، این آزمونها اگرچه دقت مناسبی دارند، تهاجمی بوده و ممکن است در بخشی از بیماران نتایج منفی کاذب ایجاد کنند. سونوگرافی با وضوح بالا بهعنوان یک روش تشخیصی غیرتهاجمی، در دسترس و مقرونبهصرفه مطرح شده است. هدف این مطالعه ارزیابی ارزش تشخیصی سونوگرافی در بیماران مبتلا به CTS و بررسی ارتباط آن با یافتههای بالینی و الکترودیاگنوستیک بود.
مواد و روشها: در این مطالعهی مقطعی تشخیصی بیماران مراجعهکننده با شوک بالینی CTS در بیمارستان شهید صدوقی بررسی شدند. برای تمام بیماران آزمون، EMG‑NCV و سونوگرافی دوطرفهی مچ دست انجام شد. پارامترهای سونوگرافیک، شامل مساحت سطح مقطع (CSA) و عرض عصب مدیان در سطوح مختلف ساعد و تونل کارپال، بین گروههای شدت الکترودیاگنوستیک (نرمال، خفیف، متوسط، شدید) مقایسه شدند. حساسیت و ویژگی مقادیر آستانهی انتخابشده برای CSA و عرض عصب محاسبه شد.
نتایج و بحث: تعداد 60 بیمار میانگین سنی 4/10 ± 5/49 سال و میانگین BMI برابر با 6/3 ± 8/26 کیلوگرم بر متر مربع بررسی شدند؛ ۹۰ درصد بیماران زن و 80 درصد دارای درگیری دوطرفه بودند. سن ارتباط معنیداری با شدت CTS نداشت (۳۴۴/۰ = p)، درحالیکه BMI بالاتر با شدت بیشتر بیماری همبستگی داشت (۰۱/۰ = p). مساحت سطح مقطع (CSA) و عرض عصب مدیان بهطور موازی با افزایش شدت CTS افزایش یافت. در دست راست، آستانهی CSA برابر 5/8 میلیمتر مربع در سطح تونل کارپال با حساسیت 5/87 درصد و و یژگی 7/81 درصد ایجاد کرد؛ در دست چپ، آستانهی ۸ میلیمتر مربع حساسیت ۷۰ درصد و ویژگی 5/95 درصد داشت. عرض عصب ≥۵ میلیمتر حساسیت بالا ولی ویژگی کمتری نشان داد.
نتیجهگیری: سونوگرافی، بهویژه اندازهگیری CSA عصب مدیان، ابزار تشخیصی غیرتهاجمی، قابلاعتماد و دقیق برای کمک به EMG‑NCV در تشخیص و درجهبندی CTS محسوب میشود.
درد پیلار پس از آزادسازی تونل کارپال (مطالعهی مروری)
دوره 24، شماره 1، زمستان 1404، صفحه 43-49
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.246034
میلاد قلی زاده، عباس عبدلی تفتی، سیدمحمد حسینی مروست
چکیده مقدمه: درد پیلار (Pillar pain) یکی از پیامدهای پس از آزادسازی تونل کارپال (CTR) است که به صورت درد عمقی یا حساسیت فشاری در نواحی تنار و هیپوتنار بروز میکند و میتواند بازگشت به کار و رضایت بیمار را مختل کند. این مقالهی مروری، با تمرکز بر علتشناسی، رویکردهای درمانی نوین و الگوریتم عملی مدیریت درد پیلار تهیه شده است. مواد و روشها: جستوجوی ساختاریافته در PubMed و منابع مکمل تا دسامبر ۲۰۲۵ انجام شد. مطالعات کارآزمایی بالینی، مرورهای نظاممند و متاآنالیز، مطالعات کوهورت و مرورهای روایی معتبر، که به درد پیلار، عوامل خطر، پاتوفیزیولوژی یا درمانهای پس از CTR پرداخته بودند، استخراج و دستهبندی شدند. نتایج و بحث: شواهد نشان میدهد درد پیلار غالباً خودمحدودشونده است و بیشتر موارد طی ۳ تا ۶ ماه فروکش میکند. بااینحال، در برخی گزارشها حدود نیمی از بیماران آن را تجربه میکنند. علتشناسی چندعاملی است و شامل تغییرات بیومکانیکی قوس کارپال پس از قطع رباط عرضی، التهاب بافت نرم یا اسکار، حساسیت شاخهی پوستی کفدستی عصب مدین یا نوروما و عوامل مرکزی میشود. درمانهای غیرجراحی ستون اصلی مدیریت هستند و شامل آموزش و اطمینانبخشی، مدالیتههای کاردرمانی (کاهش حساسیت، ماساژ، تمرینات تدریجی)، داروهای ضدالتهاب/ ضددرد غیرمخدر و در موارد مقاوم درمانهای کمتهاجمی مانند شاکویو خارجبدنی (ESWT) و فوتوبیومدولیشن است. شواهد نوظهور دربارهی لیزر فرکشنال CO₂ برای موارد مقاوم امیدوارکننده ولی هنوز محدود است. از منظر پیشگیری، تکنیکهای کمتهاجمی و نیز انتخاب روش مناسب ترمیم پوست میتواند بر درد پیلار کوتاهمدت اثرگذار باشد. نتیجهگیری: درد پیلار پس از CTR غالباً خوشخیم و گذرا است، اما نیازمند رویکرد مرحلهای و چندوجهی است. ترکیب آموزش بیمار، توانبخشی هدفمند و راهکارهای غیرمخدر برای کنترل درد و استفادهی انتخابی از درمانهای کمتهاجمی در موارد مقاوم، بهترین توازن میان اثربخشی و ایمنی را فراهم میکند.
مدیریت جوش نخوردن هر دو استخوان ساعد عفونی با پلاکگذاری اولنار و پیوند استخوان رادیوس آنله (گزارش موردی)
دوره 23، شماره 4، پاییز 1404، صفحه 209-212
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.243332
رضا بابایی، مینا غریبی، آیدا کرمی، سید حسین حیدری
چکیده چکیده جوش نخوردن عفونی هر دو استخوان ساعد، چالشهای درمانی قابلتوجهی را به همراه دارد. روشهای مرسوم اغلب شامل تثبیت طولانیمدت یا تکنیکهای پیوند پیچیده با نتایج عملکردی متغیر هستند. یک زن دیابتی ۴۹ ساله با ترشح چرکی و جوش نخوردن ناموفق پس از دو عمل جراحی قبلی برای شکستگیهای باز ساعد مراجعه کرد. رادیوگرافیها، جوش نخوردن عفونی را با سختافزار باقیمانده تأیید کردند. یک پروتکل مرحلهای انجام شد: (1) دبریدمان رادیکال، پلاکگذاری اولنار و قرار دادن فاصلهدهنده سیمان آنتیبیوتیکی در نقص رادیوس؛ (2) پس از آنتیبیوتیکهای موقت، برداشتن فاصلهدهنده و بازسازی رادیوس با اتوگرافت تاج ایلیاک تریکورتیکال که با پیچ ثابت شده و با پیوند اسفنجی تقویت شده است. در پیگیری ۲۴ هفتهای، جوش خوردن رادیوسوگرافیک بدون عود عفونت حاصل شد. تقریباً ۹۰ درصد از دامنهی حرکتی ساعد طرف مقابل بازیابی شد و هیچ عارضهای در محل اهداکننده وجود نداشت. این رویکرد - ترکیبی از تثبیت فوری استخوان زند زبرین (اولنا) با بازسازی مرحلهای استخوان زند زبرین (رادیوس) با استفاده از تکنیک ماسکولت – بهطور مؤثری عفونت را برطرف کرده و عملکرد را در جوشنخوردگی پیچیدهی هر دو استخوان بازیابی میکند. این روش تعادلی استراتژیک از اصول مکانیکی و بیولوژیکی را برای بازسازی چالشبرانگیز اندام فوقانی نشان میدهد.
نتایج رادیوگرافیک جراحی گرافت استخوانی بدون پایه عروقی در جوش نخوردگی اسکافوئید
دوره 23، شماره 3، تابستان 1404، صفحه 123-127
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.549057.1173
مهران رضوی پور، سلمان غفاری، الهه فلاح
چکیده چکیده:
مقدمه: پیوند استخوان به عنوان اصلیترین رکن درمانی عدم جوش خوردگی است که ممکن است با توجه به یافتههای حین عمل جراحی همراه با فیکساسیون یا بدون آن انجام شود. این مطالعه به بررسی نتایج رادیوگرافیک جوش خوردگی در بیماران دچار این شکستگی در گرافت استخوانی بدون پایه عروقی میپردازد.
مواد و روشها: در این مطالعه مقطعی بیمارانی که جوش نخوردگی اسکافویید در یک دوره ۴ ساله در مراکز آموزشی شهر درمان شده بودند به روش نمونهگیری سرشماری بررسی شدند. بیماران با پیوند استخوان بدون پایه عروقی درمان شده بودند. بیماران تا زمان جوش خوردن کامل رادیولوژیک، از نظر ترمیم و عوارض، پیگیری و با گچ بیحرکت بودند. سپس رادیوگرافی سریال تا زمان وقوع جوش خوردگی از بیماران گرفته شد. آنالیز دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 24 انجام شد.
نتایج و بحث: 43 بیمار با میانگین سنی ۲۹٫۹۱ ± ۸٫۵۸ سال وارد مطالعه شدند. 13 نفر عارضه داشتند که شامل 6 نفر محدودیت در حرکت و 7 نفر درد میشد. ۱۵ نفر (۳۴٫۹) از بیماران پس از شکستگی دچار نکروز آوسکولار شده بودند. میانگین مدتزمان جراحی از اولین برش تا پایان آن ۴۹٫۱۶ ± ۵٫۹۸ دقیقه بود. میانگین مدتزمان سپریشده از جراحی تا اولین شواهد جوش خوردگی بر اساس گرافی بیمار ۳۶٫۵۹±۴۷٫۴۲ روز بود که جوش خوردگی استخوان اسکافویید در تمامی بیماران رخ داد.
نتیجهگیری: مطالعه ما نشان داد که جراحی گرافت استخوانی بدون پایه عروقی در تمام بیماران، حتی با نکروز آواسکولار، منجر به جوش خوردن اسکافوئید شد و عملکرد دست بهبود یافت. عوارض عمدتاً خفیف بودند تنها در ۳۰٫۲% از بیماران عوارضی همچون درد مچ دست و محدودیت حرکت مشاهده گردید.
مقایسه روش جراحی فیکساتور خارجی همراه با پلاک در مقایسه با پلاک به تنهایی در درمان شکستگیهای خرد شده داخل مفصلی دیستال رادیوس
دوره 23، شماره 1، زمستان 1403، صفحه 16-21
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.551625.1177
آروین نجفی، میلاد بهزادی، سلمان آذرسینا، محمد سجاد میرحسینی، محمد شیبانی، درسا هادوی، الهه خندان، مهدی یعقوب نژاد
چکیده چکیده: مقدمه: شکستگی دیستال رادیوس شایعترین شکستگی در اندام فوقانی است. مطالعات زیادی در مورد جنبههای مختلف درمان این بیماران انجامشده است، اما هنوز توافق نظری در مورد اینکه کدام روش درمانی ارجح است وجود ندارد. هدف ما مقایسه روش درمانی ترکیبی فیکساتور خارجی وپلاک با پلاک به تنهایی میباشد. مواد و روشها: در این کارآزمایی بالینی تصادفی (RCT)، بیماران با شکستگی دیستال رادیوس با طبقهبندی C2 و C3.1 AO/OTA بهطور تصادفی به دو گروه پلاک لاکینگ به تنهایی (شاهد) و فیکساتور خارجی همراه با پلاک (مداخله) تقسیم شدند. سپس بیماران از نظر نتایج رادیولوژیک و بالینی در هفته اول، هفته سوم، هفته ششم، ماه ششم و ماه نهم پس از جراحی مورد ارزیابی قرار گرفتند. ناتوانیهای زودرس بازو، شانه و دست (qDASH) و نمره مقیاس بینایی آنالوگ (VAS) برای بررسی استفاده شدند. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزار SPSS استفاده شد. رضایت آگاهانه از بیماران گرفته شد. نتایج و بحث: 52 بیمار (26 نفر در هر گروه) وارد مطالعه شدند. میانگین سنی در گروه کنترل 42 سال و در گروه مداخله 41 سال بود. نمره (qDASH) در گروه کنترل 35 و در گروه مداخله 38 بود که این تفاوت بین دو گروه معنیدار نبود. بر اساس نمره (VAS) نیز تفاوت معنیداری بین دو گروه از نظر میزان درد مشاهده نشد. همچنین معیارهای رادیولوژیکی شامل ارتفاع رادیوس و شیب ولار، بین دو گروه تفاوت معنیداری نداشت (05/0P<). نتیجهگیری: با یکسان بودن نتایج پلاک به تنهایی با فیکساتور خارجی همراه با پلاک در شکستگیهای C2 ,C3 انتهای رادیوس – استفاده از پلاک به تنهایی توصیه میشود.
شکستگی انتهای تحتانی استخوان رادیوس (بخش دوم)
دوره 22، شماره 1، زمستان 1402، صفحه 14-27
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.222706
عزیز احمدی
چکیده مقالة حاضر بخش دوم از مروری جامع است با تکیه بر آناتومی، فیزیولوژی و درمان شکستگی دیستال رادیوس (انتهای تحتانی رادیوس). این آسیب یکی از شایعترین آسیبهای اسکلتی است. در بخش نخست، تاریخچه ای از این عارضه ارائه و پیشرفت های بشر در شناسایی و درمان آن بازگو شد. در آن بخش گفته شد درمان این شکستگی نیاز به درک دقیق آناتومی رادیوس و مفصل مچ دست دارد. همچنین بر اهمیت تصویربرداریهای استاندارد مانند رادیوگرافی و سیتیاسکن برای ارزیابی شکستگی و برنامهریزی جراحی تاکید و به سیستمهای طبقهبندی مختلف برای درمان این شکستگی اشاره شد. از آنجا که هدف اصلی درمان، بازگرداندن عملکرد مچ دست به سطح قبلی است، در بخش نخست بر نقش مهم پارامترهای کلیدی مانند اختلاف سطح مفصلی، شیب دورسال و طول رادیال در تصمیمگیری درمانی تاکید شد. اینک در بخش دوم، روش های جراحی پین پلاستر، پینگذاری از راه پوست، تکنیک کاپانچی، تثبیت اختصاصی قطعه، فیکساتورهای خارجی (نوع پوشا و ناپوشا)، پلیتهای قفلی (با زاویه ثابت و متغیر) و پلیتهای پوشا بررسی شدهاند. همچنین عوارض هر روش، از جمله عفونت، آسیب به عصب رادیال، و مشکلات مرتبط با تاندونها مورد بحث قرار گرفته است. مدیریت درد پس از عمل، مراقبتهای بعدی، و اهمیت تصویربرداری دقیق (به ویژه نمای فاست) از دیگر مباحث کلیدی بخش دوم این مقاله هستند. در نهایت، تاکید شده است که انتخاب روش جراحی باید بر اساس ویژگیهای شکستگی، شرایط بیمار، و تجربه جراح صورت گیرد.
بررسی توانایی عملکردی دست در بین بیماران دیابتی و غیر دیابتی
دوره 22، شماره 1، زمستان 1402، صفحه 33-38
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.222708
ندا ولی زاده، علی تبریزی، عابد فتحی
چکیده چکیده:
مقدمه: دیابت به عنوان یک بیماری مزمن داخلی دارای تظاهرات اسکلتی-ماهیچهای نیز می باشد. علاوه بر ایجاد بیماری های همراه در سیستم اسکلتی-ماهیچهای می تواند در توانایی عضلات اثرگذار باشد. در این مطالعه قدرت و توانایی عملکردی افراد دیابتی و افراد سالم همسن مورد ارزیابی قرار دادیم.
مواد و روشها: در یک مطالعه توصیفی- تحلیلی دو گروه شامل بیمارن دیابتی که خود در دو زیر گروه تحت درمان دارویی خوراکی و درمان تزریقی با انسولین تقسیم بندی شده بودند با افراد سالم مورد مقایسه قرار گرفتند. قدرت مشت کردن و نیشگون گرفتن با استفاده از دینامومتر در همه انها اندازه گیری شد. همچنین متغیر های مربوط به بیماری در دو گروه برای بررسی تاثیر احتمالی بر روی توانایی عملکردی بیماران دیابتی ثبت گردید.
نتایج و بحث: در این مطالعه 90 مورد شامل 45 بیمار دیابتی با 45 فرد سالم شامل 21 مرد (3/23%) و 69 زن (7/76%) وارد مطالعه شدند. براساس نتایج حاصل از دستگاه دینامومتر در بین دو گروه بیماران دیابتی و افراد سالم تفاوت اماری معنی داری از نظر قدرت مشت کردن (gripstrength) و نیشگون گرفتن (key and pulp pinch strength) وجود داشته است به طوریکه افراد سالم قدرت بالاتری را ثبت کردند. مقایسه توانایی عملکردی دست بیماران در قدرت مشت کردن و نیشگون گرفتین در بین دو گروه از بیماران تحت درمان دارویی خوراکی و تزریق انسولین تفاوت اماری معنی داری وجود نداشت.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد افراد سالم نسبت به گروه دیابتی قدرت بالاتری را از نظر مشت کردن (grip strength) و نیشگون گرفتن (key and pulp pinch strength) ثبت کردند. همچنین بین توانایی عملکردی دست بیمارن در قدرت مشت کردن و نیشگون گرفتین در بین دو گروه از بیماران تحت درمان دارویی خوراکی و تزریق انسولین تفاوت آماری معنی داری وجود نداشت تاثیر هیپرگلیسمی مستقل از نوع درمان می شود.
درمان نکروزآواسکولار کاپیتیت با استفاده از گرافت عروقی (گزارش موردی)
دوره 22، شماره 1، زمستان 1402، صفحه 48-52
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.222711
احمدرضا افشار، علی تبریزی، ثریا شاهرخ شهرکی
چکیده چکیده:
نکروز آواسکولار استخوان های مچ دست بجز لونیت خیلی نادر است و باعث درد مزمن مچ دست می شود. در حال حاضر درمان استاندارد برای نکروز استخوان کاپیتیت مچ دست وجود ندارد. با توجه به تعداد کم این بیماری تجربه چندانی در مورد نحوه درمان وجود ندارد. در این گزارش یک مورد اقای 30 ساله با نکروز آواسکولار کاپیتیت معرفی شده است. برای درمان از گرافت استخوانی با پایه عروقی استفاده شده است. در پیگیری یک ساله علایم بیمار برطرف شد و پیشرفتی در نکروز استخوان کاپیتیت رخ نداد.
بلوکهای عصبی و ناحیهای اندام فوقانی در جراحیهای اندام فوقانی (مقاله مروری روایی)
دوره 22، شماره 1، زمستان 1402، صفحه 53-61
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.222713
نازلی کرمی، علیرضا ماهوری، ابراهیم حسنی، احمدرضا افشار
چکیده چکیده:
بلوک شبکه بازویی یک تکنیک بی حسی منطقه ای است که عمدتاً برای اعمال جراحی اندام فوقانی استفاده می شود. این روش شامل تزریق مواد بیحس کننده موضعی در نزدیکی شبکه بازویی است، شبکهای از اعصاب که بازو را عصب دهی کرده و در نتیجه موقتاً حس و عملکرد حرکتی در ناحیه آسیبدیده را مسدود میکند. این دارو به عنوان جایگزین یا کمکی برای بیهوشی عمومی عمل می کند، به ویژه برای بیماران مبتلا به بیماری های همراه قابل توجه یا کسانی که ممکن است در معرض خطر عوارض مرتبط با بیهوشی عمومی باشند مفید است. بیهوشی ناحیه ای با ارائه بیهوشی جراحی و بی دردی بعد از عمل ارتباط نزدیکی با پیشرفت در بیهوشی ارتوپدی و سرپایی دارد. علاوه بر این، با ظهور سونوگرافی، روش های جدیدی از بلوک های اندام فوقانی برای بیحسی قسمت های مختلف گزارش می کنند. رویکردهای مختلف آن به متخصصین بیهوشی اجازه میدهد تا استراتژیهای مدیریت درد را بر اساس نیازهای فردی بیمار و نیازهای جراحی تنظیم کنند. پیشرفت های مداوم در فناوری اولتراسوند ایمنی و کارایی را در اجرای این بلوک ها بهبود می بخشد و بیحسی و بیدردی ناحیه ای را میتوان به عنوان یک روش معمول برای مدیریت بیهوشی یا بیدردی جراحیهای اندام فوقانی در نظر گرفت.
بروز انگشت ماشهای بعد از درمان سندرم تونل کارپال (مقاله مروری)
دوره 22، شماره 1، زمستان 1402، صفحه 62-65
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.222715
ثریا شاهرخ، سید مهدی موسوی زاده، مسعود یاوری
چکیده چکیده:
سندرم تونل کارپ(CTS) ایدیوپاتیک شایعترین سندرم نوروپاتیک فشاری در اندام فوقانی است که شیوع آن در جمعیت عمومی 7/2% گزارش شده است . انگشت ماشه ای(T.F) یک اختلال شایع اندام فوقانی است که به صورت قفل شدن دردناک یک یا چند انگشت تظاهر می کند. در بررسی متون و مطالعات انجام شده و تجربیات شخصی نویسندگان بروز انگشت ماشه ای بعد از جراحی سندرم تونل کارپال به طور قابل توجه بالاتر از افراد بدون سندرم تونل کارپال است، هر چند که این افزایش بروز به طور قطعی ارتباط با جراحی را ثابت نمی کند. در اغلب این مطالعات شایعترین انگشت درگیر در همزمانی با سندرم تونل کارپال ، شست بود ولی در مواردی بین انگشت سوم شایعتر بود . و در هر حالت برخلاف مواردی که به تنهایی است، انگشت ماشه ای معمولا انگشت چهارم شایعترین درگیری را دارد.
شکستگی انتهاء تحتانی (دیستال) رادیوس
دوره 21، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 174-184
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.472915.1100
عزیز احمدی
چکیده این شکستگی یکی از رایج ترین اسیب های دست است. بر طبق ارزیابی سال ۱۹۹۸ در امریکا؛ سالیانه ۶۴۳۰۰۰ مورد مشاهده شده است. ۳۷۲۰۰۰ مورد مربوط به افراد ۶۵ سال ببالا بوده است.تعداد شکستگی ها با بالا رفتن سن افزایش می یابد.نوشتجات در مورد این شکستگی زیاد هست؛ تا جولای ۲۰۲۲؛ بیش از ۱۸۰۰ مقاله را مشاهده می کنیم؛۶۲۸ مقاله مقدم به دوازده ماه اخیر بوده است.
این شکستگی قبل از عصر ۱ACL (رباط صلیبی قدامی) ردیف اول شکایت های پزشکی قانونی را از آن خود داشت. بنظر می آید اکنون شکایات بیهوشی و ACL در ردیف اول قرار دارند.
در زمان جالینوس و بقراط[(۱۳۱-۲۰۱ قبل از میلاد) آنرا در رفتگی مچ میدانستند. پوتو Pouteau از فرانسه در سال ۱۷۸۳ این سنت را شکست و آنرا بنام شکستگی پوتو در نوشتجات ثبت کرد.جو سیاسی قرن هیجده اروبا طوری بود که دنیای انگلیسی زبان ؛فرانسه زبانان را به رسمیت نمی شناخت.مبادلات علمی بین آنها وجود نداشت.
ابرهام کالیس جراح ایرلندی این شکستگی رار سال ۱۸۱۴ در مجله Edinburgh Medical Surgical Journal چاپ کرد.شرح و بیان این شکستگی فقط بر پایه معاینات کلینیکی و بسیار درست بود. ناگفته نماند کالیس آنرا ۸۱ سال قبل از ظهور رادیو گرافی شرح داده بود. رادیو گرافی در سال ۱۸۹۵ اختراع شد.
عوارض کوتاهمدت فیکساسیون شکستگی دیستال رادیوس کودکان با استفاده از پینگذاری از راه پوست در بیماران مراجعهکننده به بیمارستان شهید مدنی
دوره 21، شماره 3، تابستان 1402، صفحه 77-83
https://doi.org/10.22034/ijos.2024.471860.1097
محمدسجاد میرحسینی، سلمان آذرسینا، پدرام یوسفی، محمد شیبانی، فرشید قاسمی، سهراب اسماعیل زاده
چکیده اهداف:
شکستگی انتهای دیستال استخوان رادیوس (DRF) در بین شکستگیهای کودکان بیشترین میزان بروز را دارد. درمان شکستگیهای انتهای دیستال رادیوس در کودکان باید تا حد امکان غیرتهاجمی باشد و نیازمند مراقبتهای قطعی برای جااندازی و تثبیت مناسب است. این مطالعه با هدف ارزیابی عوارض کوتاهمدت پینگذاری شکستگیهای رادیوس در کودکان، کمک به جراح برای تصمیمگیری مناسب براساس شرایط بیماران، و همچنین جستجوی راهکارهایی برای کاهش عوارض طراحی شده است.
روشها:
در این مطالعه کوهورت، بیماران مبتلا به شکستگی انتهای دیستال رادیوس، در محدوده سنی ۳ تا ۱۵ سال، که به بیمارستان شهید مدنی کرج مراجعه کرده بودند، مورد ارزیابی قرار گرفتند. پس از اخذ رضایتنامه از بیماران، ویژگیهای جمعیتشناختی و نوع شکستگی در بیمارانی که تحت عمل پینگذاری شکستگی انتهای دیستال رادیوس قرار گرفتند، جمعآوری شد. سپس عوارض بیماران بر اساس نمرات Clavien-Dindo-Sink و Dahl در هفتههای چهارم و پنجم و همچنین سه و شش ماه پس از عمل جراحی ارزیابی شدند.
یافتهها:
براساس نمره Clavien-Dindo-Sink، ۹۶ مورد بدون عارضه، ۳۵ مورد با عوارض درجه ۱، ۲۷ مورد با عوارض درجه ۲، ۹ مورد با عوارض درجه ۳ و ۱ بیمار با عوارض درجه ۴ بودند. در بررسی نمره عوارض محل عمل DahlPin، ۱۰۸ مورد بدون عارضه محل عمل، ۳۰ مورد با عوارض درجه ۱، ۲۲ مورد با عوارض درجه ۲، ۶ مورد با عوارض درجه ۳ و ۲ مورد با عوارض درجه ۴ بودند. همچنین چهار مورد نوروپراکسی گذرا و ۲۰ مورد محدودیت دامنه حرکتی گزارش شد.
نتیجهگیری:
نتایج بهدستآمده از این مطالعه درک جامعتری از عوارض و نقاط ضعف روش درمانی پینگذاری از طریق پوست در بیماران با شکستگی انتهای دیستال رادیوس ارائه میدهد.
بررسی ارتباط یافتههای سونوگرافی با نتایج ترمیم پارگی های عصب مدین (Median)
دوره 21، شماره 1، زمستان 1401، صفحه 7-12
https://doi.org/10.22034/ijos.2024.427881.1079
میربهرام صفری، علی تبریزی، افشین محمدی، شاهین صدقی
چکیده چکیده:
مقدمه: آسیب عصب مدین (Median) شیوعی در حدود 8/2% در بیماران ترومایی دارد. تستهای الکترودیاگنوستیک نمیتوانند اطلاعات شفافی در مورد نوع آسیب ایجاد شده، تصویرسازی عصب قطع شده، تشخیص وجود یا عدم وجود نوروما و ارزیابی تشکیل اسکار بافتی اطراف ضایعه برای راهنمایی و برنامهریزی جهت مداخلة جراحی به پزشک بدهد. سونوگرافی یک متد تشخیصی قابل اعتماد، ارزان، سودمند و قابل دستیابی سریع در بالین بیمار است.
مواد و روش کار: در این مطالعة توصیفی – تحلیلی، بیمارانی که با نشانههای آسیب و پارگی حاد عصب مدین دراثر ترومای نافذ در یک بخش ارتوپدی اموزشی در طی یک سال بستری شده بودند، وارد مطالعه شدند. بیمارانی با اختلالات عصبی مادرزادی، مبتلا به دیابت و سایر بیماریهای سیستمیک یا سابقة جراحی روی اعصاب مچ دست و وجود دیسکوپتیهای گردنی حذف شدند. بیماران در پیگیری سه ماه بعد از ترمیم عصب تحت معاینة بالینی و تستهای الکترودیاگنوستیک و سونوگرافی قرار گرفتند.
یافتهها: در طی یک سال، به صورت گذشتهنگر، 21 بیمار شامل 12 مرد و 9 زن در بازة سنی 20 تا 55 سال، با ترمیم عصب مدین، وارد مطالعه شدند. میانگین ضخامت عصب ترمیم شده در سمت پروگزیمال 51/0±58/2 میلیمتر و در دیستال 61/0±51/2 میلیمتر به دست آمد. میانگین ضخامت عصب ترمیم شده در سمت پروگزیمال به محل آسیب در جنس مذکر به صورت معنادار بیشتر بود. بر اساس معاینات بالینی 12 مورد (1/57%)، 3 ماه پس از جراحی بهبودی کامل و 9 مورد (9/42%) بهبودی نسبی داشتند. با توجه به آنالیز سونوگرافی، حجم نورومای تشکیل شده در محل ترمیم در موارد بهبود یافتة کامل، کمتر از بیماران با بهبودی نسبی بود. حجم نورومای تشکیل شده در محل ترمیم در موارد با نتیجة الکترومیوگرافی ریجنراسیون عصب کمتر از بیماران با آسیب آکسونی شدید بود ولی رابطة معناداری یافت نشد. همچنین بیماران با آسیب در محل ورودی تونل کارپال با جراحی بهبودی کامل داشته اند ولی رابطة معناداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: از سونوگرافی میتوان به عنوان یک روش کمهزینه و غیرتهاجمی برای بررسی نتیجة درمان آسیب اعصاب محیطی و پیگیریهای پس از ترمیم استفاده کرد.
فیکساسیون پیچ داخل - مدولاری برای جوشخوردگی تأخیری متاکارپ: گزارش موردی
دوره 21، شماره 1، زمستان 1401، صفحه 30-33
https://doi.org/10.22034/ijos.2024.463541.1087
محمد علی اخوت پور، مهرداد صدیقی، امیر صباغ زاده، فرساد بیگلری، میثم جعفری کافی آبادی، عادل ابراهیم پور
چکیده چکیده:
شکستگیهای متاکارپ آسیبهای شایعی در ناحیة دست هستند که اغلب برای جابجایی یا ناپایداری شدید به مداخلة جراحی نیاز دارند. روشهای فیکساسیون گوناگونی از قبیل سیمهای کیرشنر، صفحات، فیکساتورهای خارجی و پیچهای داخل - مدولاری استفاده میشوند که هر کدام عوارض احتمالی خاص خود را دارند. درک آناتومی و بیومکانیک متاکارپ برای مدیریت موفق بسیار مهم است. در اینجا، مردی 36ساله را که بر اثر تصادف با موتورسیکلت دچار شکستگی متاکارپ دوم شده بود بهعنوان نمونه ارائه میکنیم. پس از اینکه پینینگ اولیه ناموفق بود، جااندازی باز با کمک فیکساسیون داخلی انجام شد که بعداً یک پیچ سرصاف داخل - مدولاری جای آن قرار گرفت. فیزیوتراپی بعدی به نتیجهای موفقیتآمیز در عملکرد و جوشخوردگی طبیعی منجر شد. روشهای جراحی برای شکستگیهای متاکارپ شامل پینینگ، آبکاری و دستگاههای داخل - مدولاری است که هرکدام مشخصات و ملاحظات خاصی دارند. درحالیکه پینینگ مقرون به صرفه و کمتر تهاجمی است، آبکاری برای الگوهای شکستگی خاص ترجیح داده میشود و دستگاههای داخل - مدولاری امکان تحرک اولیه را فراهم میکنند. در نمونة ما، پیچ داخل ‑ مدولاری برای درمان جوشخوردگی تأخیری پس از عدم موفقیتهای قبلی مؤثر بود. برای تأیید اثربخشی و کشف عوارض بالقوة این جراحی به مطالعات گستردهتری نیاز است. این نمونه اهمیت روشهای درمانی فردی را در شکستگیهای پیچیدة متاکارپ برجسته میکند.
مقایسه خواص مکانیکی ساختارهای نانوالیافی پلییورتان با پولیهای طبیعی برای کاربرد به عنوان پولی مصنوعی در مهندسی بافت استخوان
دوره 20، شماره 2، بهار 1401، صفحه 72-77
https://doi.org/10.22034/ijos.2023.350686.1030
مهرنوش نخعی، نفیسه جیرفتی، علی مرادی، محمد حسین ابراهیم زاده
چکیده پیشزمینه: غلاف تاندون فلکسور در انگشتان یک تونل فیبروسئوسی با خط سینوویال با تراکم سگمنتال بافت فیبری است که پولی نامیده میشود. پولی نوع A با ساختاری حلقوی، از مهمترین پولیها در انگشتان دست است. روش رایج در درمان و ترمیم تاندون آسیبدیده، بازسازی دو مرحلهای آن با استفاده از سیلیکون راد میباشد که به دلیل زمان بازتوانی بلندمدت و تمایل به چسبندگی تاندون ترمیم شده به تونل فیبری-استخوانی اطرافش، همواره با مشکلاتی همراه بوده است. استفاده از پولی مصنوعی برای ترمیم آسیبهای تأخیری تاندون در یک مرحله باعث میشود که ترمیم دو مرحلهای تاندون فلکسور در ناحیة یک و دو، در یک مرحله انجام شود و نیازی به استفاده از سلیکونراد و عوارض و هزینة آن نخواهد بود. در این راستا، در پژوهش پیش رو، داربستهای نانوالیافی پلییورتان (PU) برای ساخت پولی مصنوعی طراحی شدهاند.
مواد و روشها: الکتروریسی برای ساخت داربستهای نانوالیافی مورد استفاده قرار گرفت و خواص ساختاری و مکانیکی آنها مورد ارزیابی قرار گرفته است.
یافتهها: خواص ساختاری داربستهای نانوالیافی نشاندهندة نزدیکی سایز نانوالیاف پلییورتان با الیاف پروتئینی و پلیساکاریدی در ماتریس برونسلولی، Extracellular Matrix (ECM) میباشد. نتایج حاصل از طیفسنجی تبدیل فوریه مادون قرمز، Fourier Transform Infrared (FTIR) تأییدکنندة حضور گروههای عاملی Polyurethane (PU) و عدم حضور واکنشهای ناخواسته است. میزان تنش (54/0±19/3) و مدول یانگ (39/0±20/1) در ساختارهای نانوالیافی پلییورتان شباهت نزدیکی به خواص مکانیکی در پولیهای طبیعی را نشان میدهند.
نتیجهگیری: نتایج به دست آمده نشان میدهد داربستهای نانوالیافی پلییورتان میتوانند به عنوان کاندیدای مناسبی جهت ساخت پولی مصنوعی در آسیب تاندون فلکسور مطرح شوند.
