تأثیر تحریک الکتریکی عصب از طریق پوست (TENS) بر درد و عملکرد مفصل در استئوآرتریت زانو: یک مرور سیستماتیک و متاآنالیز
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 06 مهر 1404
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.492980.1118
لبانه جانبازی، عفت صدوقی، مهدیه ساکی، طناز احدی، سیمین سجادی، معصومه باقرزاده
چکیده Background: Transcutaneous electrical nerve stimulation (TENS) is a common conservative treatment for knee osteoarthritis. However, Although TENS has been commonly used for knee osteoarthritis, its effectiveness in alleviating symptoms remains unclear or inconclusive, Given the prevalence and impact of knee osteoarthritis, understanding the effectiveness of TENS is crucial for informing clinical practices
Objectives: This meta-analysis evaluates the effects of TENS on key symptoms of knee osteoarthritis, including pain, function, and range of motion.
Methods: Two independent investigators conducted comprehensive searches in multiple databases, including PubMed, Embassy, Scopus, Web of Science, and the Cochrane Library, to identify relevant studies. They extracted the data and assessed them with the Cochrane risk-of-bias tool. The standardized mean difference (SMD) was calculated using RevMan 5.4.1 to assess the effect size of TENS compared to control groups, follow-up, TENS type, electrode location, number of sessions, combining TENS with exercise, sample size, and publication year.
Results: A total of 32 articles were included in the qualitative review, and 23 were included in the meta-analysis.
TENS was significantly more effective than sham TENS in reducing pain (I² = 76%, P < 0.0001), while no significant difference was found when compared to active interventions (I² = 70%, P = 0.71). Active intervention improved function immediately (I2: 0%; P=0.04), compared to TENS significantly increased the active knee range of motion immediately compared to sham TENS (I² = 0%, P = 0.002).
Conclusion: TENS reduces pain and increases active range of motion compared to sham TENS, but it does not have a significant effect on joint function and stiffness.
TENS demonstrates similar effectiveness to active interventions in reducing pain, though it does not significantly impact joint function or stiffness.
مرور مدلهای مکانوبیولوژی ترمیم شکستگی استخوان: پیشرفتهای اخیر و جهتگیریهای آینده (مقاله مروری)
دوره 22، شماره 2، بهار 1403، صفحه 97-107
https://doi.org/10.22034/ijos.2024.228696
یونس رضوانیفر، محمد نجفی آشتیانی، غلامرضا روحی
چکیده چکیده: ترمیم شکستگی استخوان فرآیندی پیچیده است که نهایتاً میتواند به تشکیل استخوان جدید منجر شود. یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر این فرآیند، شرایط مکانیکی در محل بافت در حال ترمیم است. مدلهای محاسباتی با استفاده از الگوریتمهای مکانوبیولوژی میتوانند تأثیر تحریکهای مکانیکی بر فرآیند تمایز سلولهای بنیادی به بافتهای مختلف در ترمیم استخوان را شبیهسازی کنند. این مقاله به بررسی حوزه مکانوبیولوژی محاسباتی با تمرکز بر فرایند ترمیم استخوان پرداخته و مدلهای مکانوبیولوژی موجود را مرور میکند. همچنین، پیشرفتها و مشکلات کنونی در این حوزه موردبررسی قرارمیگیرد. اخیراً، ترکیب الگوریتمهای مکانوبیولوژی با توصیف دقیقتری از رویدادهای سلولی و مولکولی موردتوجه قرارگرفته است. یکی از چالشهای اصلی در این زمینه، اعتبارسنجی مدلها بهوسیله مقایسه آنها با دادههای تجربی است. این مدلها میتوانند به درک بهتر فرایند ترمیم شکستگی استخوان و بهینهسازی طراحی ایمپلنتها و روشهای درمانی کمک کنند. مدلهای مکانوبیولوژی موجود هنوز در دورهی طفولیت خود بسر میبرند و نیاز است بهطور مداوم، همگام با پیشرفت-های پیوسته در زمینهی مکانوبیولوژی سلولهای بنیادی، بهروزرسانی و اصلاح شوند.
مروری بر بیومکانیک و عملکرد پلاکهای لاکینگ در جراحیهای ارتوپدی، مزایا و محدودیتها (مقاله مروری)
دوره 22، شماره 2، بهار 1403، صفحه 108-117
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.474921.1101
سید حسین جهانبخش، آیدین عربزاده، سید سعید خبیری، نیما باقری، سید هادی کلانتر
چکیده چکیده: فیکساسیون شکستگی با استفاده از پلاک در طول زمان تکامل یافته است. این پیشرفت هم در انواع وسیلههای مورداستفاده، مانند تولید پلاکهای لاکینگ و هم در رویکرد مفهومی جراحان ارتوپد، مانند احترام به بافت نرم و حداقل دستکاری آن، مشهود است. بهطور خلاصه، پلاکهای لاکینگ بهعنوان فیکساتورهای اینترنال عمل میکنند، بهطوریکه پلاک بهعنوان راد و پیچها نقش شنز پین را ایفا میکنند. این ساختار که بهعنوان یک واحد محکم و یکپارچه عمل میکند، کمتر به کیفیت استخوان وابسته است و این ویژگی آن را به خصوص در فیکساسیون شکستگیهای سطح مفصلی و شکستگیهای متافیزیال، به ویژه با رویکردهای کمتر تهاجمی، مفید میسازد. پیشرفتهای متعدد در تکامل این پلاکها، مانند Variable Angle Platesو LCP (Locking Compression Plates) اختیار عمل قابلتوجهی را برای جراحان در حین عمل فراهم میآورد. درک مفاهیمی مانند Working Length And Screw density کمک زیادی به جراحان در قرار دادن پیچها میکند. اگرچه هیچ کنترااندیکاسیون قطعی برای استفاده از پلاکهای لاکینگ وجود ندارد، اما استفاده از آنها در شکستگیهای ساده دیافیزال توصیه نمیشود. با ارزیابی مستمر طراحی، بیومکانیک و درک مفاهیم جراحی، اطمینان داریم که در آینده نزدیک، پلاکهای لاکینگ جدیدتر و پیشرفتهتری از طریق همکاری جراحان ارتوپد و مهندسان توسعه خواهند یافت. این بهبود مستمر نشاندهنده طبیعت پویای تکنولوژی ارتوپدی و تکنیکهای جراحی در مدیریت شکستگیها است.
آلوگرافت تاندون دوگانة هالوسیس لانگوس و دیجیتورِم لانگوس بهعنوان انتخابی ایمن و مؤثر در جراحی ارتوپدی
دوره 21، شماره 2، بهار 1402، صفحه 54-61
https://doi.org/10.22034/ijos.2024.446116.1082
مهسا دلیانی، سارا طباطبایی، رضا سامانی پور، امیرحسین توکلی، سعید شاه حسینی دستجردی
چکیده چکیده:
پیشینه/ هدف: زمانی که اتوگرافت یا پیوند تاندون در دسترس یا ممکن نباشد، آلوگرافتهای تاندون ابزار ارزشمندی برای بازسازی بافتهای تاندون در چندین محل آناتومیک هستند. به منظور معرفی گرافت تاندون ایده آل، در تحقیق زیر، تاندون آلوگرافت خاصی فرآوری و مشخصه یابی شد.
روشها: آلوگرافت تاندون بهدستآمده از تاندون هالوسیس لانگوس (Hallucis Longus) و دیجیتورِم لانگوس (Digitorum Longus)، به نام تاندون دوگانه DT (Double Tendon)، از نظر پایداری ساختاری و همچنین سازگاری بیولوژیکیاش در شرایط آزمایشگاهی ارزیابی شد. بر این اساس، آزمایشی بالینی شامل ۲۰ بیمار مرد ۳۰ تا ۴۰ ساله، ازطریق طراحی پرسشنامه و درخواست از جراحان برای ارزیابی صلاحیتهای ازپیشتعریفشده (مانند تثبیت، ترمیمپذیری، جابهجایی و سایزبندی) DT در طی و پس از جراحی در بازة زمانی یکساله در رتبهبندیای چهارمرحلهای (عالی، بسیار خوب، خوب و ناموفق) انجام شد.
نتایج و بحث: بر اساس ارزیابیهای انجامشده، این محصول قادر است باری کششی تا حد نهایی ۸۷/۰±۳۳/۷ مگاپاسکال را تحمل کند که برای جایگزینی تاندون، با در نظر گرفتن سابقه علمی این موضوع، قابلقبول است. با توجه به نتایج سازگاری سلولی، زندهمانی سلولی در DT با میزان % 18 / 0 ± 13 / 98 درصد، در مقایسه با زندهمانی سلول نمونة شاهد، کاهش معناداری نداشت. همچنین، بر اساس تجزیهوتحلیلهای آماری، جراحان رضایت خود را از ویژگیهای ساختاری و اثربخشی بالینی DT گزارش کردند؛ زیرا هیچ «عدمموفقیتی» در هیچ پارامتری مشاهده نشد. افزون بر این، هیچ نمونهای از التهاب، عفونت یا وازنش پس از پیوند DT گزارش نشده است.
نتیجهگیری: در این مقاله، تاندون دوگانة (DT) بهعنوان جایگزینی ایمن و کارآمد برای ترمیم بافت تاندون معرفی شد.
تحلیل اجزاء محدود عمل لامینوپلاستی در بیومکانیک ستون فقرات گردنی
دوره 21، شماره 2، بهار 1402، صفحه 62-68
https://doi.org/10.22034/ijos.2024.417228.1071
نادیا علیزاده لاسکی، محمد نیکخو، کامران حسنی
چکیده چکیده:
پیش زمینه: در این مطالعه رفتـار بیومکـانیکی افـراد، قبل و بعد از عمل جراحی لامینوپلاستی با این هـدف مقایسـه شـده اسـت کـه تـوان مدل سازی اجزای محدود را در تسهیل فن آوری های تشخیص، درمان و پیشگیری از آسیب های ستون فقرات گردنی بسنجد و همچنین نقـش آن در ارتقاء استانداردسازی جراحی و کـاهش عـوارض در بیمـاران را مشخص کند. هدف اصلی این تحقیق اسـتخراج مــدل اجــزاء محــدود پــارامتری شخصی سازی شـده بیمـاران اسـت تــا بــه کمــک آن بــه پیش بینی بیومکانیک ستون فقرات گردنی بیماران بعد از عمل لامینوپلاستی پرداخــت.
مواد و روش ها: بــه همـــین منظـــور ابتــدا، مـــدل هندســـی پـــارامتری شخصـی سـازی شـده بـر پایـۀ 16 پـارامتر آناتومیکی ساخته می شود که از تصاویر رادیـوگرافی بیمار استخراج شـده انـد. در این پژوهش برای تجمیع تصاویر عکس برداری دوبعدی سیتی و تبدیل آن به ابر نقاط و اصلاحات اولیه ابر نقاط از نرم افزار mimics 2012 استفاده شده است. نرم افزار مورد استفاده برای اصلاح، سطح سازی و در نهایت ایجاد مدل های سه بعدی Geomagic Studio 2012 بود. پس از مدل سازی تمامی بافت های گردن، مدل، وارد نرم افزار المان محدود Abaqus 2012 شد و در این نرم افزار فرآیند شبیه سازی و تحلیل ستون فقرات گردن صورت پذیرفت. در پژوهش کنونی سعی شد تا ایجاد مدل هندسی در مدل سازی بافت های حجمی و همچنین در مدل سازی رباط ها و عضلات با دقت بسیار بالا صورت پذیرد تا بستری مناسب برای مطالعات آتی پیرامون خواص مواد و رفتار بافت ها به دور از بیم مشکلات هندسی مدل ایجاد شود.
یافته ها: با توجه به اینکه تحلیل عمل لامینوپلاستی در بیومکانیک ستون فقرات گردنی لازم بود تا مدل در راستای خم کردن و باز شدن صحه گذاری شود اما در صورتی که بارگذاری به مدل خارج از صفحه سجیتال میانی باشد باید به تناسب صحه گذاری در جهات دیگر نیز انجام گیرد. صحه گذاری پاسخ حرکتی دیسک برای دیسک بین مهره های دوم و سوم انجام گرفت و با توجه به ساختار و روند یکسان در طراحی دیسک های بین مهره ای از به دست آوردن پاسخ های حرکتی سایر دیسک ها صرف نظر شد. انطباق خوب بازة حرکتی در اعمال گشتاور در جهت باز شدن را می توان به دلیل طراحی صحیح مفاصل فاست و در نظر گرفتن فاصلة مناسب دو غضروف فاست از یکدیگر و نحوه درگیری آنها در مدل کنونی دانست.
نتیجه گیری: در حالت طبیعی بدن انسان وظیفه اصلی تحمل وزن سر و مستهلک کردن انرژی های ناشی از بارهای فشاری، به عهدة هسته دیسک است. در طول تحلیل عمل لامینوپلاستی در بیومکانیک ستون فقرات گردنی نیز اگرچه از اثرات وزن چشم پوشی شده اما جرم های بافت های ستون فقرات و جمجمه در راستای محور Z منتج به اعمال بار فشاری بر دیسک ها می شود که این بار فشاری به ترتیب کاملاً محسوس از بالا به سمت پایین افزایش می یابد. نکتة قابل ذکر دیگر برای هسته دیسک ها تأثیر قابل توجه خاصیت ویسکوالاستیک است. مدول الاستیسیته برای هستة دیسک حدود 12 کیلوپاسکال تعریف و اعمال شده که نسبت به خواص بافت های نرم دیگر مقدار به نسبت پایینی است اما به دلیل آنکه در تحلیل عمل لامینوپلاستی در بیومکانیک ستون فقرات گردنی هستة دیسک نرخ کرنش در اکثر بافت ها از جمله هستة دیسک بالا است، در عین حال که هسته های دیسک دچار تغییر شکل های شدیدی نشدند اما تنش هایی در حدود 20 مگاپاسکال را تحمل کردند.
تجزیه و تحلیل المان محدود تکنیک گوه باز استئوتومی پروگزیمال استخوان تیبیا
دوره 21، شماره 1، زمستان 1401، صفحه 22-29
https://doi.org/10.22034/ijos.2024.411578.1067
ابوالفضل مجیدی یزدی، بهروز سپهری، علیرضا موسویان
چکیده چکیده:
زﻣﻴﻨﻪ و هدف: انحراف در امتداد سالم استخوان از مشکلات رایج بیماران ارتوپدی است. یکی از این اختلالات به طور خاص در زانو به صورت ژنو واروم و ژنو والگوم بروز می کند. اندیکاسیون های تا حدودی مشخص برای اصلاح این مشکلات وجود دارد که این اصلاح معمولاً به صورت جراحی با استئوتومی و تغییر شکل و ثابت کردن استخوان در موقعیت جدید انجام می شود. در این زمینه تکنیک های فراوانی چه از نظر جراحی، چه از نظر نوع استئوتومی و چه از نظر نوع وسیلة فیکساسیون وجود دارد.
هدف این مطالعه تجزیه و تحلیل المان محدود و مقایسه بیومکانیکی تکنیک گوه باز استئوتومی پروگزیمال استخوان تیبیا بود. به این منظور تلاش شد تا تأثیر جراحی استئوتومی بر اصلاح تراز اندام تحتانی شبیه سازی شود. در این پژوهش رفتار بیومکانیکی چهار حالت شامل پروفیل پلاک به صورت خمیده و صاف و جهت گیری پیچ های پروگزیمال به صورت همگرا و واگرا تحت بار استاتیکی روی مدل ساخته شده در نرم افزار المان محدود بررسی و نیز برای نزدیک شدن به واقعیت یک مدل از چهار حالت مذکور، پیچ های ارتوپدی به صورت رزوه دار شبیه سازی شد.
روش ها: مدل سازی و شبیه سازی برای این که تا حد ممکن با مراجع نزدیک باشد، از تصاویر ثبت شده به روش سی تی اسکن از مولاژ استخوانی تهیه شده توسط مشاور طرح در 379 مقطع استفاده شد. تصاویر سی تی اسکن به نرم افزار میمیکس (Mimics) منتقل شد، وضعیت هندسی ایمپلنت ها و پیچ های ارتوپدی بعد از تهیه فیزیکی در نرم افزار سالید ورک (Solid work) ترسیم شد، سپس، مدل تحت آنالیز بیومکانیکی به صورت استاتیک در محیط نرم افزار آباکوس (Abaqus 6.14.2) قرار گرفت. برای دستیابی به مدل واقعی از منظر خواص، استخوان کورتیکال به صورت ارتوتروپیک و استخوان اسفنجی به صورت همسانگرد صفحه ای و ایمپلنت و پیچ های ارتوپدی نیز از جنس آلیاژ تیتانیوم در نظر گرفته شدند.
نتایج: در مقایسة تنش فون میسز (von Mises stress) بین چهار حالت، حالت پلاک خمیده با جهت پیچ های پروگزیمال به صورت همگرا، دارای بیشترین مقدار تنش فون میسز بر روی ایمپلنت و پیچ های ارتوپدی است، در حالی که تنش فون میسز روی استخوان در این حالت نسبت به سایر حالات دارای کمترین مقدار و احتمال رخ دادن پدیدة سپر تنشی (stress shielding) در این حالت بیشترین مقدار است؛ در مقابل، حالت پلاک صاف با جهت پیچ واگرا دارای کمترین مقدار تنش فون میسز روی ایمپلنت و پیچ های ارتوپدی است و انتظار می رود این حالت از منظر بیومکانیکی دارای بهترین خواص باشد. در مدل سازی با در نظر گرفتن رزوه برای پیچ های ارتوپدی، تنش به طور چشمگیری روی استخوان، ایمپلنت و پیچ های ارتوپدی افزایش یافت و این مسئله بیانگر اهمیت و ضرورت درنظر گرفتن رزوة پیچ های ارتوپدی در مدل سازی المان محدود است چراکه با حذف رزوة پیچ ها تمرکز تنش روی دندانة پیچ ها حذف می شود و نتایج با واقعیت اختلاف خواهد داشت.
تاثیر تمرینات کلیستنیکس بر ثبات مرکزی، قدرت عضلانی، تعادل و حس عمقی تنه نوجوانان پسر
دوره 20، شماره 4، پاییز 1401، صفحه 164-172
https://doi.org/10.22034/ijos.2024.414241.1068
امین دولابی تلک آبادی، سمیه مومنی، فرزانه موثقی، زهرا همتی فارسانی
چکیده پیشزمینه: تمایل برای انجام فعالیت بدنی در اوایل نوجوانی کمتر میشود، لذا فعالیت بدنی سازمان یافته در مدرسه نقش اساسی را در ارتقای سلامت و رشد جسمانی مناسب دانشآموزان ایفا میکند.
هدف : بررسی تاثیر هشت هفته تمرینات کلیستنیکس بر ثبات مرکزی، قدرت عضلانی، تعادل و حس عمقی نوجوانان پسر بود.
روشها: 40 دانش آموز پسر 15 تا 18 ساله شهر زواره از بین داوطلبان به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه تمرینات کلیستنیکس (20 نفر) و کنترل (20 نفر) تقسیم شدند. گروه تمرین به مدت هشت هفته، هفتهای سه روز و به مدت 60 دقیقه تمرینات کلیستنیکس را انجام دادند. قبل و بعد از دوره تمرینی تعادل ایستا، ثبات مرکزی، قدرت عضلانی و حس عمقی آزمودنیها به ترتیب با استفاده از آزمون تعادل استوک، تست مکگیل، آزمون پرس سینه، پارویی و پرس پا و خطای بازسازی زاویه 45 درجه فلکشن تنه اندازهگیری شدند. یافتهها: نتایج آزمون t مستقل نشان داد، انجام هشت هفته تمرینات کلیستنیکس تاثیر معنیداری در افزایش تعادل ایستا (0001/0>p)، حس عمقی تنه (0001/0>p)، ثبات مرکزی در حالت خم کردن تنه (05/0>p) و قدرت عضلات در آزمون پارویی و پرس پا (05/0>p) داشته است.
نتیجهگیری: در مجموع یافتههای تحقیق حاضر نشان داد که پس از انجام یک دوره 8 هفتهای تمرینات کلیستنیکس، حس عمقی، ثبات مرکزی در حالت خم شدن، قدرت عضلانی و تعادل ایستا در نوجوانان بهبود یافته، لذا این نوع تمرینات میتواند به عنوان یک جایگزین مناسب شیوه تمرینی در مدارس استفاده گردد
مقایسه تأثیر سه شیوه تمرینی برحس عمقی و تعادل در زنان بسکتبالیست
دوره 20، شماره 2، بهار 1401، صفحه 59-65
https://doi.org/10.22034/ijos.2023.356843.1040
زهرا رحیمی
چکیده پیش زمینه: با توجه به میزان بالای شیوع آسیبهای غیربرخوردی اندام تحتانی در میان زنان ورزشکار و اهمیت حس عمقی و تعادل در بروز آسیب، لزوم شناسایی راهکارهای مؤثر و کمهزینه ضروری به نظر میرسد. لذا این مطالعه با هدف مقایسة اثر تمرینهای عصبی - عضلانی، قدرتی و ترکیبی بر حس عمقی زانو و تعادل در زنان بسکتبالیست طراح شد. مواد و روشها: ۴۲ بسکتبالیست زن با میانگین سنی ۸۸/۱±۷۳/۲۰ سال و میانگین قد ۵۷/۶±۴۷/۱۷۲ سانتیمتر و میانگین وزن ۹۸/۴±۵۴/۶۳ کیلوگرم و میانگین شاخص تودة بدنی ۱۷/۱±۳۶/۲۱، در قالب سه گروه آزمایش «عصبی- عضلانی»، «قدرتی» و «ترکیبی» و یک گروه کنترل به صورت هدفمند انتخاب شدند. گروههای آزمایش به مدت شش هفته و سه جلسه در هفته، برنامههای تمرینی را اجراکردند. حس عمقی زانو توسط دستگاه ایزوکینتیک بایودکس 4 (Isokinetic Biodex) و با آزمون بازسازی زاویهای فعال، و تعادل پویا با آزمون عملکردی تعادل (star excurtion balance test)، قبل و بعد از برنامة تمرینی ارزیابی شد. آزمون تحلیل واریانس اندازههای تکراری آنوا (Repeated measure Anova)، تی زوجی (Paired T-Test) و آزمون تعقیبی توکی (Tukey post hoc test) روشهای آماری مورد استفاده بودند. یافتهها: اجرای برنامة تمرینی در هر سه گروه آزمایش سبب پیشرفت معنادار در حس عمقی زانو و تعادل پویا شد (۰۵/۰>p). بین چهار گروه در حس عمقی زانو و تعادل پویا تفاوت معنادار بود (۰۵/۰>p). نتیجهگیری: تمرینهای ترکیبی و پس از آن تمرینات عصبی- عضلانی میتوانند به عنوان شیوههای اثربخش بهبود عملکرد عصبی - عضلانی در برنامة ورزشی ورزشکاران زن مخصوصاً بسکتبالیستها گنجانده شوند.
تحلیل تنش و کرنشهای دینامیکی وارد بر سطح مشترک بین استخوان و ایمپلنت حین راه رفتن
دوره 19، شماره 3، تابستان 1400، صفحه 121-127
https://doi.org/10.22034/ijos.2021.282702.1000
محمد نجفی آشتیانی، سید محسن مرتضوی نجف آبادی
چکیده زمینهی مطالعه: شلشدگی ایمپلنت از شایعترین مشکلات پس از تعویض کامل مفصل ران است. در شل-شدگی عوامل مهمی مانند مشخصات هندسی ایمپلنت، کیفیت بافت استخوانی، فرآیند جایگذاری، سن و سبک زندگی بیمار تاثیر دارند. هدف مطالعهی حاضر تحلیل تنش و کرنشهای دینامیکی وارد بر سطح مشترک بین استخوان و ایمپلنت در فازهای مختلف راه رفتن است.
روشها: از یک مدل دو بعدی شامل استخوان ران و مفصل مصنوعی آن برای شبیهسازی عددی در نرمافزار ADINA به روش المان محدود استفاده شده است. مدول یانگ برای استخوان برابر 12 و برای ایمپلنت از جنس فولاد ضدزنگ پزشکی برابر 210 گیگاپاسکال فرض شده است. در سطح مشترک بین استخوان و ایمپلنت ضریب اصطکاک برابر 22/0 در نظر گرفته شده و مدل شرایط یک جراحی بدون سیمان استخوانی را شبیهسازی میکند. بار اعمالی به سر مفصل تعویض شده به صورت دینامیکی منطبق با سیکل راه رفتن طبیعی فردی با وزن 75 کیلوگرم بوده است.
یافتهها: نتایج نشان دادند اختلاف کرنش در سطح مشترک در انتهای ساقهی ایمپلنت بیشینه است. این متغیر همچنین در لبهی داخلی 16 برابر بیشتر از لبهی خارجی است. مقدار اختلاف کرنش در سطح مشترک به حدود 6/1 درصد و بیشینهی تنش به حدود 7/5 مگاپاسکال رسیده است.
نتیجهگیری: بیشترین مقدار اختلاف کرنش در پایینترین منطقهی ساقهی ایمپلنت رخ داده که بیان کنندهی محل بروز احتمالی جدایش در شلشدگی ایمپلنت است. این اطلاعات میتواند در بکارگیری راهبردهای جراحی تعویض مفصل ران نیز و برای طراحیهای مکانیکی بهینه در مفصل مصنوعی مهم باشد.
