موضوعات = شانه و آرنج
شانه و آرنج

ارزیابی عوامل سرولوژیکی و ارتباط آنها با امتیاز ثابت شانه در بیماران شانه یخ زده

دوره 23، شماره 2، بهار 1404

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.521020.1134

علیرضا روحانی، اصغر علمی، حسام دانش، مسعود پریش، محسن دشتی، هادی حامدفر، شهاب مهدی پور

چکیده چکیده
هدف: شانه یخ زده یک بیماری دردناک و ناتوان کننده است که 2 تا 5 درصد از جمعیت عمومی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و با درد قابل توجه شانه و کاهش تحرک مشخص می‌شود که منجر به از دست دادن حرکات غیرفعال و فعال می‌شود. این یک مطالعه مقطعی برای ارزیابی عوامل سرولوژیکی در این بیماران و ارتباط آنها با امتیاز ثابت شانه (CSS) است که ممکن است از نظر تشخیصی مفید باشد.
 
طراحی: مطالعه کوهورت.
مکان: کلینیک ارتوپدی یک بیمارستان ارجاعی سطح سوم.
مواد و روش‌ها: موارد شانه یخ زده (کپسولیت چسبنده) که ظرف 4 ماه از بیماری مراجعه کرده بودند، برای مطالعه در نظر گرفته شدند (نمونه ارجاع شده). معیارهای تشخیصی برای کپسول‌های چسبنده شامل موارد زیر بود: ۱) شانه محدود و دردناک به مدت حداقل ۴ هفته، ۲) درد شدید شانه که در زندگی روزمره یا عملکرد کاری اختلال ایجاد می‌کرد، ۳) درد شبانه، ۴) محدودیت دردناک در بالا بردن فعال و غیرفعال شانه به کمتر از ۱۰۰ درجه، و ۵) محدودیت حداقل ۵۰٪ در چرخش خارجی. پس از ارزیابی‌های بالینی اولیه، یک سری آزمایش خون خاص درخواست شد و دامنه حرکتی شانه و نمرات آنها ثبت شد. میانگین سطح قند خون ناشتا (FBS)، میزان رسوب گلبول قرمز (ESR) و پروتئین واکنشی C (CRP) و سطح CRP مرتبط با نمره ثابت شانه (CSS) ثبت شد.
نتایج: پنجاه بیمار مبتلا به شانه یخ‌زده که در یک دوره یکساله به کلینیک ارتوپدی یک بیمارستان نهادی سطح سوم مراجعه کرده بودند، وارد مطالعه شدند. در مجموع ۲۹ بیمار مبتلا به کپسولیت چسبنده به این مطالعه اختصاص داده شدند که ۲۲ نفر از آنها زن (۷۶٪) و ۷ نفر مرد (۲۴٪) بودند. میانگین سطح قند خون ناشتا (FBS)، سرعت رسوب گلبول قرمز (ESR) و پروتئین واکنشی C (CRP) به ترتیب ۱۰۰.۶۱ ± ۱۷.۲۹ میلی‌گرم در دسی‌لیتر، ۱۶.۸۹ ± ۱۳.۱۴ میلی‌متر در ساعت و ۲.۸۵ ± ۶.۸۸ میلی‌گرم در لیتر بود. سطح CRP با نمره ثابت شانه (CSS) ارتباط معکوس داشت.
نتیجه‌گیری: سطح سرمی CRP ممکن است یک نشانگر زیستی قابل اعتماد برای پیش‌بینی وضعیت کیفی درد و دامنه حرکتی در بیماران مبتلا به کپسولیت چسبنده باشد.
 
 

شانه و آرنج

ارزش تشخیصی سونوگرافی در ترومای آرنج در شرایط اورژانسی

دوره 22، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 196-201

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.545680.1147

فخرالدین سلطانی، محمدرضا قانع، یوسف علی محمدی، رمضان جعفری، امیرحسین غزاله، مهدی عباس زاده، محمد جواد بهزادنیا

چکیده مقدمه: شکستگی آرنج از آسیب‌های شایع است که تشخیص دقیق آن برای انتخاب درمان مناسب اهمیت زیادی دارد. اگرچه رادیوگرافی روش استاندارد تشخیص محسوب می‌شود، سونوگرافی به‌عنوان جایگزینی مناسب، به‌ویژه در شرایطی که رادیوگرافی دشوار یا ناممکن باشد، به‌طور فزاینده‌ای مورد توجه قرار گرفته است. هدف از این مطالعه، بررسی دقت تشخیصی سونوگرافی در شناسایی شکستگی‌های آرنج و مقایسه آن با رادیوگرافی و سی‌تی‌اسکن به‌عنوان روش‌های مرجع بود. مواد و روشها: در این مطالعه، ۴۰ بیمار با شک بالینی به شکستگی آرنج وارد شدند و به ترتیب تحت سونوگرافی، رادیوگرافی و سی‌تی‌اسکن قرار گرفتند. نتایج سه روش تصویربرداری با یکدیگر مقایسه شد و شاخص‌هایی مانند حساسیت، ویژگی و ضریب توافق بین سونوگرافی و روش‌های مرجع ارزیابی گردید. نتایج و بحث: میانگین سنی بیماران 5/15 سال بود (دامنه: ۴ تا ۴۹ سال) و ۵/۷۲ درصد آن‌ها مرد بودند (۲۹ نفر). شکستگی سوپراکوندیلر در افراد زیر ۱۸ سال و شکستگی سر رادیوس در افراد بالای ۱۸ سال شایع‌تر بود. سونوگرافی در مقایسه با رادیوگرافی، حساسیت ۹/۸۸ درصد، ویژگی ۸۷ درصد و ضریب کاپای ۷۳/۰ داشت. در مقایسه با سی‌تی‌اسکن نیز حساسیت آن ۸/۹۴ درصد و ویژگی ۷/۸۹ درصد گزارش شد. نتیجه‌گیری: سونوگرافی روشی دقیق، غیرتهاجمی و مقرون‌به‌صرفه برای تشخیص شکستگی آرنج است که به‌ویژه در شرایط اورژانسی یا در نبود تجهیزات پیشرفته تصویربرداری، می‌تواند جایگزین یا مکمل رادیوگرافی و سی‌تی‌اسکن باشد. با توجه به حساسیت و ویژگی بالای آن، سونوگرافی به‌ویژه در کودکان و محیط‌های کم‌منبع، ابزاری قابل اعتماد محسوب می‌شود. انجام مطالعات آینده با نمونه‌های بیشتر و پیگیری بیماران برای تأیید تشخیص‌ها توصیه می‌شود.

شانه و آرنج

بررسی ریسک فاکتورهای دخیل در کپسولیت چسبنده در بیماران دیابتی

دوره 22، شماره 1، زمستان 1402، صفحه 39-41

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.222709

علی تبریزی، سید مهدی موسوی زاده، نوشین میلانچیان، خاطره احمدی

چکیده چکیده:
مقدمه: کپسولیت چسبنده که به عنوان شانه منجمد شناخته می شود یکی از بیماری های شایع دردناک و محدود کننده حرکات شانه به شمار می رود. ارتباط قوی بین بیماری دیابت با این بیماری است. هدف از این مطالعه بررسی ریسک فاکتور های التهابی دخیل در بروز کپسولیت چسبنده در بیماران دیابتی می باشد.
مواد و روشها: در یک مطالعه توصیفی- تحلیلی افراد مبتلا به کپسولیت چسبنده در عرض سه سال مورد بررسی قرار گرفتند. از بین این بیماران، افراد دارای تشخیص قطعی دیابت که تحت درمان بودند مشخص شده و وارد مطالعه شدند و با افراد غیر دیابتی مورد مقایسه قرار گرفتند. سپس پرسشنامه از پیش تعیین شده که شامل بررسی یافته های دموگرافیک، طول مدت دیابت، نوع درمان و یافته های ازمایشگاهی ثبت و از نظر ارتباط با این بیماری مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج و بحث: در این مطالعه 53 بیمار مورد بررسی قرار گرفتند که میزان بروز همزمانی دیابت با کپسولیت چسبنده شانه 47% بوده است.هیپرلیپیدمی و هیپرکلسترولمی در همزمانی با دیابت و کپسولیت چسبنده ارتباط معنی داری داشت.         میانگین مدت ابتلا به دیابت در بیماران دریافت کننده خوراکی 22/2 ± 43/3 سال و در دریافت کنندگان انسولین 60/2 ± 55/4 سال بود (26/0= P). میانگین HbA1C در دریافت کنندگان درمان خوراکی 01/1 ± 72/7 و در دریافت کنندگان انسولین 48/0 ± 71/6 بود که ارتباط معنی داری نوع درمان و طول دیابت با بروز کپسولیت چسبنده داشت.
نتیجه‌گیری: براساس یافته های این مطالعه همزمانی هیپرلیپیدمی و هیپرکلسترولمی با دیابت نقش بسزایی در بروز کپسولیت چسبنده دارد.

شانه و آرنج

Effect of reaming on intramedullary nailing of humeral shaft fractures

دوره 21، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 115-121

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.449941.1083

مهدی هادیان، مریم ریاحی، مجتبی بنی اسدی، شهریار رحمانی، مهدی مطیفی فرد

چکیده Abstract
Introduction: Humeral shaft fractures are highly prevalent. These fractures can lead to complications and significantly impact quality of life. Choosing the appropriate surgery type presents challenges of high cost, and economic burden. We are investigating and comparing the outcome of Intramedullary Nailing (IMN) surgery with reaming and nailing without reaming as a treatment method for humeral shaft fractures and its outcomes.
Materials & Methods: This study was a prospective cohort study that examined patients with humerus shaft fractures in 2023. The study was conducted on nailing humeral fractures in a teaching hospital. The patients were randomly divided into two groups: One group was treated with intramedullary nailing with reaming, and the other group without reaming. The patients were monitored for pain, delayed union, non-union, infection, radial nerve palsy, and healing status at intervals of two weeks, one, three, and six months after surgery.
Results & Discussion: Sixty-nine patients including 29 in non-reamed and 40 in the reamed cases were studied. Union was observed at 11.1±3.5 weeks in non-reamed and 8.2±1.9 in reamed group, delayed union was observed in 3 of non-reamed and 2 of reamed cases. One case of non-union was in non-reamed group. In the second week of the follow-up, the reamed group reported significantly higher pain levels; however, no significant difference was observed in the 4th and 12th weeks of follow-up. There was no significant difference between the two groups regarding complications.
Conclusion: Reamed IMN of humeral fracture can reduce the union time, and helps to lower the occurrence of delayed union and non-union. However, the patients would experience more pain in few first post-surgery weeks and reaming.

شانه و آرنج

تأثیر کورتیکواستروئید بر درد و عملکرد بیماران مبتلا به آرنج تنیس بازان درمقایسه با تاثیر نرمال سالین: کارآزمایی بالینی تصادفی شاهددار سه سو کور

دوره 21، شماره 3، تابستان 1402، صفحه 84-90

https://doi.org/10.22034/ijos.2024.462858.1086

احسان فلاح، سید محمد صادق افقهی، سید احسان تدریسی

چکیده آرنج تنیس بازان بازان یا اپی کندیلیت خارجی بازو معمولا با ناتوانی مزمن همراه است و تاکنون درمان مناسب و قابل قبولی که تاثیر کامل داشته باشد، معرفی نشده است لذا یافتن راه درمان این بیماری امری ضروری است. بنابراین هدف از این مطالعه بررسی تأثیر کورتیکواستروئید بر درد و عملکرد بیماران مبتلا به آرنج تنیس بازان می باشد. این مطالعه بر روی 43 بیمار انجام گرفت (21 نفر در گروه نرمال سالین و 22 نفر در گروه کورتیکواستروئید). بیماران به صورت تصادفی در دو گروه قرار گرفتند و داروهای مورد نظر برای بیماران تجویز شد و درد و عملکرد در بیماران 1 ماه و 3 ماه بعد ثبت شد. آزمونهای کای اسکویر و من ویتنی جهت مقایسه داده ها استفاده شد. نتایج مطالعه ما نشان داد که هر دو روش درمانی تزریق کورتیکواستروئید و نرمال سالین در کوتاه مدت سبب بهبود درد و عملکرد بیماران بر اساس پرسشنامه DASH در شد (P<0.05) اما در طولانی مدت (3 ماه پس از مداخله) مشابه با نرمال سالین، شاهد برگشت علائم بودیم به گونه ایی که نمره درد بین 5/0 تا یک واحد افزایش داشته و نمره DASH بین 5 تا 10 واحد افزایش داشت. در نتیجه میتوان دریافت که تزریق کورتیکواستروئید برتری نسبت به نرمال سالین نداشته و هر دو روش در طولانی مدت تاثیرکمی داشته و در کوتاه مدت موثرتر میباشند و با توجه به عوارض بالای کورتیکواستروئید، درمان به روش نرمال سالین بهتر میباشد.

شانه و آرنج

بررسی ارتباط سطح هموگلوبین A1c (Hb A1c) سه ماه قبل و سه ماه بعد از ترمیم آرتروسکوپیک روتاتور کاف در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو

دوره 21، شماره 1، زمستان 1401، صفحه 1-6

https://doi.org/10.22034/ijos.2024.369432.1044

امیر سبحانی، شایان امیری، شروین لشکری

چکیده چکیده:
پس زمینه: ارتباط بین سطح هموگلوبین A1c (HbA1C) با عوارض پس از جراحی آرتروسکوپیک ترمیم روتاتور کاف در تعدادی از مطالعات گزارش شده است. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی ارتباط بین عوارض پس از جراحی ترمیم روتاتور کاف به روش آرتروسکوپی با میانگین سطح HbA1c، سه ماه قبل و سه ماه بعد از جراحی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو طراحی شد.
مواد و روش‌ها: 61 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو که از سال 1398 تا 1400، در یک بیمارستان آموزشی تحت عمل حراحی آرتروسکوپیک ترمیم روتاتور کاف قرار گرفته بودند به صورت گذشته‌نگر بررسی شدند. سطح هموگلوبین A1c (HbA1c) بیماران، سه ماه قبل و سه ماه بعد از جراحی ارزیابی شد. تمام بیماران 6 ماه پس از عمل جراحی، از نظر بروز عفونت بافتی، نیاز به جراحی مجدد، دهیسنس زخم و خشکی و سفتی پوست بعد از عمل پی‌گیری شدند.
نتایج: 16 بیمار (2/26%) دچار خشکی و سفتی (stiffness) شده بودند. تا 6 ماه پس از جراحی هیچ موردی از پارگی زخم، عفونت بافتی و نیاز به جراحی مجدد مشاهده نشد. نتایج آنالیز چند متغیره رگرسیون لجستیک نشان داد، شانس رخداد سفتی بعد از عمل به طور معنی‌داری با عوامل زیر ارتباط داشت. سن بالا (نسبت شانس 13/1، فاصله اطمینان 95 درصد: 03/1 تا 27/1، ارزش p برابر 041/0)؛ جنسیت مرد (نسبت شانس 88/1، فاصله اطمینان 95 درصد: 11/1 تا 75/2، ارزش p برابر 001/0)؛ میانگین HbA1c (نسبت شانس 23/1، فاصله اطمینان 95 درصد: 03/1 تا 48/1، ارزش p برابر 01/0)؛ و دورة قبل از عمل بیماران (نسبت شانس 11/1، فاصله اطمینان 95 درصد: 02/1 تا 26/1، ارزش p برابر 023/0).
نتیجه‌گیری: مطالعة ما نشان داد در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو، میانگین سطح HbA1c قبل و بعد از عمل جراحی ترمیم روتاتور کاف به روش آرتروسکوپی، به طور معنی‌داری با افزایش بروز سفتی بعد از عمل همراه است. 

شانه و آرنج

علل و فراوانی دررفتگی مفصل آرنج در یک بیمارستان ارجاعی منطقه‌ای در افغانستان

دوره 20، شماره 1، زمستان 1400، صفحه 37-39

https://doi.org/10.22034/ijos.2022.338386.1022

شاه ولی حبیب

چکیده زمینه و هدف: مفصل آرنج شامل سه استخوان است که ممکن است از جای خود جدا شده و باعث دررفتگی آرنج شوند. هدف این مطالعه بررسی علل دررفتگی مفصل آرنج در منطقه کندز افغانستان به قصد کاهش بروز موارد آن از طریق اطلاع‌رسانی به مردم و گفتگو در این زمینه با دولت بود.
روش: این مطالعه موردی آینده‌نگر در یک بیمارستان منطقه‌ای در ولایت کندز افغانستان طراحی شد تا علل و تعداد دررفتگی‌های مفصل آرنج را از ابتدا تا پایان سال 2021 بررسی کند. جامعة آماری مطالعه شامل 23 بیمار بالای پنج سال بود. داده‌ها به صفحة گسترده وارد شد و در نرم‌افزار SPSS مورد تجزیه ‌وتحلیل قرار گرفت.
نتایج: از 23 بیمار بررسی شده، 18 نفر (78%) مرد، 5 نفر (22%) زن، 14 نفر بین 10 تا 30 سال داشتند و 15 نفر (66%) باشندة (ساکن) ولایت کندز بودند. 10 مورد (43%) از دررفتگی مفصل آرنج ناشی از سقوط از ارتفاع، 6 مورد (26%) تصادف جاده‌ای، 5 مورد (22%) صدمات ورزشی و 2 (9%) نزاع خانوادگی بود. نوع دررفتگی‌ها شامل دررفتگی خلفی 19 مورد (84%)، دررفتگی قدامی 4 مورد (1%)، دررفتگی جانبی 4 مورد (1%)، دررفتگی خلفی باز همراه با شکستگی 4 مورد (1%) و دررفتگی پیچیدة خلفی نزدیک به 4 مورد (1%) بود. در 61 درصد موارد، آرنج دست راست دررفته بود. 21 مورد دررفتگی آرنج بدون عمل جراحی و 2 مورد (8%) با عمل جراحی درمان شدند. در این 21 مورد (92%) هیچ عارضه‌ای وجود نداشت، 1 نفر (4%) میوزیت استخوانی و  در 1 نفر (4%) که دررفتگی توسط شکسته‌بند محلی درمان شده بود، آرنج به صورت دررفته باقی‌مانده بود.
نتیجه‌گیری: شایع‌ترین علل دررفتگی آرنج سقوط از ارتفاع و تصادفات جاده‌ای و شایع‌ترین نوع دررفتگی، دررفتگی خلفی جانبی بود.
 
 

شانه و آرنج

بررسی سطح گلوکز خون در بیماران با شکایت درد شانه مراجعه کننده به کلینیک تخصصی شانه: مطالعه مقطعی

دوره 19، شماره 3، تابستان 1400، صفحه 91-95

https://doi.org/10.22034/ijos.2021.291748.1008

نیما باقری، محمدرضا گیتی، امیر حسین کریم، فربد یوسفی، سید هادی کلانتر، سمانه محمود آبادی

چکیده چکیده:
پیش زمینه: وجود ارتباط بین بیماری دیابت ملیتوس و مشکلات سیستم عضلانی استخوانی در بسیاری از مطالعات پیشین اثبات شده است.هدف اصلی ما مطالعه شیوع بالا بودن قند خون (دیابت یا پره دیابت) در بیماران با شکایت درد شانه بوده و هم چنین پاسخ به این سوال است که آیا اندازه گیری سطح قند خون در این بیماران منطقی است؟

روش: در یک دوره یک ساله ازابتدای بهمن ماه 1398 تا ابتدای بهمن ماه 1399 بیماران مراجعه کننده به درمانگاه تخصصی شانه با شکایت درد شانه وارد این مطالعه مقطعی شدند.بیماران واجد شرایط بعد از اخذ رضایت آگاهانه مورد بررسی قرار گرفتند. یک چک لیست واخد شامل: داده های دموگرافیک ، سطح گلوکز ناشتای خون، تشخیص بیماری و اندکس توده بدنی (BMI) بودند.

یافته ها: 564 بیمار واجد شرایط وارد مطالعه شدند. از این 564 بیمار 106 بیمار ( 18.8%) مبتلا به دیابت بودند، 146 بیمار (25.9%) در مرحله پره دیابتی قرار داشتند و مابقی 312 بیمار( 55.3%) قند خون طبیعی داشتند. درصد بالاتری از مردان در مقایسه با زنان قند خون بالا داشتند( 54 درصد در مقابل 33.9 درصد). ارتباط معنی داری بین سطح گلوکز خون وپاتولوژی ایجاد کننده درد وجود نداشت(P = 0.191). .

نتیجه گیری: شیوع بالاتر اختلال قند خون در بیماران با درد شانه لازمه مطالعات بیشتر در این زمینه و تعریف گسترده تری از فاکتورهای پیششگویی کننده دیابت دارد. این نکته به ویژه در کشور ما که غربالکری فند خون به صورت روتین انجام نمی شود حایز اهمیت است.