موضوعات = ارتوپدی
ارتوپدی

بررسی پیامدهای بازسازی قطع‌شدگی نوک انگشت با فلپ کف‌ دست و عوامل مرتبط با آن (مطالعه‌ی مقطعی گذشته‌نگر)

دوره 24، شماره 1، زمستان 1404، صفحه 6-13

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.246027

سید حسین سعید بنادکی، میلاد قلی زاده، نیما فتح الله زاده، شهاب شیخعلیشاهی، حسام الدین جعفری نسب

چکیده مقدمه: آسیب‌های نوک انگشت از تروماهای شایع دست هستند و انتخاب روش بازسازی می‌تواند بر درد، عملکرد و ظاهر انگشت اثرگذار باشد. هدف این مطالعه بررسی پیامدهای بازسازی آمپوتاسیون نوک انگشت با فلپ پالمار و ارزیابی عوامل مرتبط با پیامدها بود. مواد و روش‌ها: در این مطالعه‌ی مشاهده‌ای مقطعی گذشته‌نگر، پرونده‌های پزشکی بیمارانی که بین سال‌های 1395 تا 1403 در یک بیمارستان تحت بازسازی با فلپ کف‌دستی قرار گرفته بودند بررسی شدند. پیامدهای گزارش‌شده توسط بیماران شامل عملکرد، درد و ظاهر با استفاده از مقیاس عددی ۱۰نمره‌ای اندازه‌گیری شد. تحلیل‌های آماری با استفاده از آزمون تی مستقل، تحلیل واریانس یک‌طرفه (ANOVA) و ضریب هم‌بستگی رتبه‌ای اسپیرمن انجام شد. نتایج و بحث: در مجموع، ۵۰ بیمار وارد مطالعه شدند؛ میانگین سن ۱۴/۳۰ سال با انحراف معیار (SD) ۵۸/۵ بود و ۸۸ درصد بیماران مرد بودند. مکانیسم آسیب در همه‌ی موارد صنعتی بود. میانگین امتیاز ظاهر ۷۲/۷، درد ۷۲/۷ و عملکرد ۲۶/۸ گزارش شد. تفاوت معنی‌داری در پیامدها برحسب جنس و سمت آسیب مشاهده نشد. درد در بیماران با آسیب سه انگشت بیشتر بود (031/0= P). عملکرد در درگیری انگشت پنجم کاهش معنی‌دار داشت (007/0=P ) تأخیر بیش از ۲۴ ساعت تا جراحی با درد بیشتر همراه بود (017/0= P) و با افزایش تأخیر در عمل جراحی نمره‌ی عملکرد روند مرزی داشت (094/0= P). نتیجه‌گیری: در بازسازی نوک انگشت با فلپ پالمار، تعداد انگشت‌های درگیر، درگیری انگشت پنجم و تأخیر جراحی از عوامل مهم مرتبط با پیامدهای کم هستند.

ارتوپدی

انواع شکستگی‌های لگن همراه با مشکل سیستم ادراری

دوره 24، شماره 1، زمستان 1404، صفحه 17-20

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.246029

مهدی عابدین زاده، سید حسین سعید بنادکی، میلاد قلی زاده، معین بیغمیان، محمد تقی مروج، سیدمصطفی اخلاقی، سارا جام‌برسنگ

چکیده شکستگی‌های لگن اگرچه درصد کمی از آسیب‌های اسکلتی-عضلانی را تشکیل می‌دهند، اما به دلیل مجاورت با ساختارهای حیاتی مانند مثانه و حالب، از اهمیت بالایی برخوردارند. این شکستگی‌ها ممکن است با مرگ‌ومیر تا ۲۰ درصد همراه باشند. موقعیت مثانه و حالب در حفره لگنی، آن‌ها را در برابر تروماهای شدید آسیب‌پذیر می‌سازد. طبق آمار، حدود ۶ تا ۱۵ درصد شکستگی‌های لگن با آسیب‌های اورولوژیک همراه هستند. هدف این مطالعه بررسی ارتباط بین نوع شکستگی لگن (lateral compression ، anterior-posterior compression، وvertical shear) و نوع علائم آسیب مجاری ادراری تحتانی بود. مواد و روش‌ها: در این مطالعه ، پرونده بیماران مبتلا به شکستگی لگن که طی 5 سال‌ به مرکز درمانی مراجعه کرده بودند، از نظر شکل ادراری بررسی شد. بیماران با سابقه شکستگی قبلی لگن یا جراحی اورولوژیک از مطالعه خارج شدند. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS25 تحلیل شدند. نتایج و بحث: نتایج در مجموع ۱۳۴ بیمار بررسی شدند که ۲/۶۴ درصد مرد بودند. میانگین سنی بیماران ۵/۲۱ ± 7/40 سال بود. شایع‌ترین نوع شکستگی کامپرشن لترال (82/8 درصد) بود. ارتباط آماری معنی‌داری بین نوع شکستگی و علائم ادراری مشاهده شد (۰۴۷/۰ = P). هماچوری واضح بیشتر در شکستگی‌های قدامی-خلفی و هماچوری میکروسکوپیک در شکستگی‌های شیرینگ عمودی دیده شد. بیشترین موارد بدون علائم ادراری در گروه کامپرشن لترال بودند. نتیجه‌گیری: نوع شکستگی لگن با نوع و شدت علائم مجاری ادراری تحتانی ارتباط دارد. توجه به این ارتباط می‌تواند در تشخیص سریع‌تر و مدیریت بهتر آسیب‌های اورولوژیک در بیماران ترومایی مؤثر باشد.

ارتوپدی

ارزش تشخیصی تصویربرداری ام-آر-آی در تشخیص سندروم تونل کارپ

دوره 24، شماره 1، زمستان 1404، صفحه 21-27

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.246032

امیرپاشا عامل شهباز، عباس عبدلی تفتی، اطهر ابوالفتحی، میلاد قلی زاده، شهاب شیخعلیشاهی، حسام الدین جعفری نسب

چکیده مقدمه: سندروم تونل کارپ یک نوروپاتی فشاری شایع اندام فوقانی است. با توجه به ناهمگونی کارایی روش‌های متعارف تشخیصی، ارزیابی شاخص‌های کمّی در تصویربرداری تشدید مغناطیسی می‌تواند به تصمیم‌گیری بالینی کمک کند. این مطالعه ارزش تشخیصی این شاخص‌ها را بررسی می‌کند. مواد و روش‌ها: در یک مطالعه‌ی مقطعی ـ تشخیصی بر روی ۳۰ بیمار مراجعه‌کننده به مرکز دانشگاهی، شدت بالینی با نسخه‌ی فارسی معتبرشده پرسش‌نامه‌ی بوستون سنجیده شد و طبقه‌بندی الکترودیاگنوستیک به خفیف/ متوسط/ شدید انجام گرفت. تصویربرداری تشدید مغناطیسی مچ با سکانس‌های روتین و کورسازی ارزیاب نسبت به داده‌های بالینی و الکترودیاگنوستیک اجرا شد. سطح مقطع عصب مدین در خروجی تونل کارپ، شدت سیگنال عصب و نسبت شدت سیگنال عصب به عضله‌ی هیپوتنار اندازه‌گیری و با افراد نرمال مقایسه شد. تحلیل‌ها با آزمون‌های مناسب و آستانه معنی‌داری ۰۵/۰>P انجام گرفت. نتایج و بحث: سطح مقطع عصب مدین در بیماران در مقایسه با نرمال بزرگ‌تر بود ( ۸۹/۱ ± ۳۶/۱۱ در برابر ۶۳/۱ ± ۷۰/۹ میلی‌متر مربع؛ ۰۵/۰ > P). شدت سیگنال عصب نیز بالاتر بود (۹۵/۵۲ ± ۱۳/۵۹۷ در برابر ۵۰/۴۰ ± ۶۷/۵۰۱؛ ۰۵/۰>P). نسبت شدت سیگنال عصب به عضله‌ی هیپوتنار افزایش نشان داد ( ۲۶/۰ ± ۳۱/۱ در برابر ۱۳/۰ ± ۸۰/۰؛ ۰۱/۰> P). نتیجه‌گیری: شاخص‌های کمّی مبتنی بر تصویربرداری تشدید مغناطیسی توان تمایزبخشی معناداری میان بیماران و افراد نرمال نشان دادند و می‌توانند به‌عنوان مکمل در مسیر تشخیصی به کار روند. این الگو با زیست ساختار فشردگی (ادم/ تورم و تغییرات بافتی) سازگار است و از کارآمدی سنجه‌های کمّی در تکمیل معاینه و الکترودیاگنوستیک حمایت می‌کند استانداردسازی محل اندازه‌گیری و آستانه‌ها و نیز مطالعات آینده‌نگر چندمرکزی برای ترجمه‌ی مطمئن نتایج به عمل بالینی ضروری است.

ارتوپدی

مدیریت شکستگی‌های هم‌زمان شفت فمور همراه با آمپوتاسیون‌ اطراف زانو (گزارش دوموردی)

دوره 24، شماره 1، زمستان 1404، صفحه 39-42

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.246033

داوود دهقانی اشکذری، سعید بشارتی، سیدحسین سعید بنادکی، میلاد قلی زاده

چکیده شکستگی‌های هم‌زمان شفت فمور و آمپوتاسیون‌های اطراف زانو، آسیب‌های نادر اما پیچیده‌ای هستند که اغلب ناشی از ترومای پرانرژی هستند. این مقاله چالش‌ها و استراتژی‌های درمانی این موارد را مرور می‌کند و بر پوزیشن‌دهی نوآورانه‌ی بیماران روی تخت عمل مخصوص شکستگی و روش‌های فیکساسیون شکستگی هم‌زمان فمور در آمپوتاسیون‌های بالای زانو، از زانو یا زیر زانو تمرکز دارد. دو مورد جدید ارائه شده است: یک مورد مرد ۲۹ساله با آمپوتاسیون بالای زانو و شکستگی شفت فمور، درمان‌شده با نیل به صورت تأخیری پس از فیکساسیون با اکسترنال فیکساتور. مورد دیگر مرد ۴۰ساله با آمپوتاسیون از زانو و شکستگی باز شفت فمور، مدیریت‌شده با تعبیه‌ی اکسترنال فیکساتور، گرفت پوستی، و سپس فیکساسیون با پلاک. چالش‌های کلیدی شامل ناپایداری بیمار، نقص بافت نرم، استخوان استئوپروتیک، و پوزیشن‌دهی است. تکنیک‌هایی مانند Schanz pins، Kirschner wires، inverted boots و skin traction ریداکشن را تسهیل می‌کنند. این مرور بر نیاز به رویکردهای مرحله‌ای و پروتکل‌های استاندارد برای بهینه‌سازی نتایج در این سناریوهای نادر تأکید دارد.

ارتوپدی

ارزیابی شواهد بالینی - اپیدمیولوژیک بیماران مبتلا به شکستگی اطراف پروتز پس از آرتروپلاستی کامل زانو

دوره 23، شماره 4، پاییز 1404، صفحه 157-164

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.243330

مهدی مطیفی فرد، مهدی هادیان، علیرضا اسعدی، سیدمحمدرضا زمانیان

چکیده چکیده مقدمه: شکستگی‌های پروتز اطراف مفصل پس از آرتروپلاستی کامل زانو (TKA) از عوارض پیچیده این جراحی محسوب می‌شوند، به‌ویژه در بیماران سالمند و مبتلا به پوکی استخوان. شناسایی عوامل خطر بالینی و اپیدمیولوژیک برای بهبود راهبردهای پیشگیری و مدیریت ضروری است. مواد و روش‌ها: در این مطالعه مقطعی و گذشته‌نگر،  بیماران مبتلا به شکستگی پَروتز اطراف زانو-۴۵ بیمار و ۹۰ بیمار بدون شکستگی (گروه کنترل) که طی دو سال در دو مرکز آموزشی درمان شده بودند، مطالعه شدند. اطلاعات جمعیت‌شناختی و بالینی، شاخص توده بدنی (BMI)، پوکی استخوان، مصرف کورتیکواستروئید و سابقه‌ی آرتروپلاستی مجدد زانو ثبت شد. شکستگی‌ها براساس محل آناتومیک و پایداری ایمپلنت با استفاده از سیستم‌های استاندارد طبقه‌بندی شدند. برای تعیین عوامل خطر مستقل از رگرسیون لجستیک استفاده شد. نتایج و بحث: از میان ۴۵ بیمار مبتلا به شکستگی، 9/68 درصد زن و 7/66 درصد بالای ۶۰ سال بودند. شایع‌ترین محل شکستگی، فمور (6/75 درصد) بود. اکثر شکستگی‌ها (6/75 درصد) بیش از ۹۰ روز پس از جراحی رخ دادند. اضافه‌وزن و چاقی عوامل خطر مستقل محسوب شدند و بیشترین خطر مربوط به آرتروپلاستی مجدد زانو بود. پوکی استخوان و مصرف کورتیکواستروئید گرچه معنادار نبودند، اما روندی افزایشی در خطر نشان دادند. سن و جنس ارتباط معناداری با خطر شکستگی نداشتند. نتیجه‌گیری: چاقی و سابقه آرتروپلاستی مجدد زانو از مهم‌ترین عوامل خطر مستقل برای شکستگی اطراف پَروتز زانو پس از TKA هستند. پوکی استخوان و مصرف کورتیکواستروئید نیز می‌توانند در افزایش ریسک نقش داشته باشند. استفاده از شاخص توده بدنی، وضعیت بازبینی جراحی، سلامت استخوان و تاریخچه دارویی در ارزیابی پیش‌عمل و پیگیری پس از عمل می‌تواند به کاهش بروز این عارضه کمک کند.

ارتوپدی

مقایسه‌ی آرتروپلاستی معمولی هیپ‌ با روش دوحرکتی در دو مرکز آموزشی

دوره 23، شماره 4، پاییز 1404، صفحه 165-171

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.243320

مهدی هادیان، مهدی مطیفی فرد، مریم کریمی، علیرضا اسعدی، محمد پرهام فر

چکیده چکیده
مقدمه: ایمپلنت‌های دوحرکتی (DM) به‌طور فزاینده‌ای در آرتروپلاستی کامل مفصل ران (THA) برای کاهش خطر بی‌ثباتی پس از عمل مورد استفاده قرار گرفته‌اند. بااین‌حال، شواهد مقایسه‌ی DM و آرتروپلاستی معمولی در جوامع خاورمیانه همچنان محدود است.
مواد و روشها: در یک مطالعه‌ی مورد-شاهدی گذشته‌نگر بیمارانی که در دوره‌ای یک‌ساله در دو مرکز آموزشی عمل THA یک‌طرفه‌ی اولیه داشتند بررسی شدند. گروه مورد ایمپلنت دریافت کردند، درحالی‌که گروه کنترل تحت THA معمولی قرار گرفتند. همه‌ی بیماران به‌مدت یک سال پیگیری شدند. پیامدها شامل درد (مقیاس رتبه‌بندی عددی)، عملکرد مفصل ران (امتیاز هیپ‌هریس HHS) و کیفیت زندگی (EQ-5D) بود. عوارض پس از عمل نیز ثبت شد.
نتایج و بحث: از ۸۶ بیمار، ۴۲ نفر DM و۴۴ نفر پروتز معمولی داشتند. دو گروه در پیگیری یک‌ساله بهبود قابل‌توجهی در درد، عملکرد و کیفیت زندگی تجربه کردند. گروه DM در مقایسه با گروه معمولی، بهبود بیشتری در نمرات EQ-5D و HHS بالاتر پس از عمل نشان داد. دررفتگی یک مورد (۶/۴ درصد) در گروه معمولی از نظر آماری تفاوت معنی‌دار نبود. سایر عوارض بعد از عمل، ازجمله عفونت و DVT، بین گروه‌ها مشابه بودند.
نتیجه‌گیری: جراحی تعویض مفصل ران با DM با بهبود عملکرد بعد از عمل و پیامدهای کیفیت زندگی مطلوب‌تر، بدون افزایش قابل‌توجه عوارض، همراه بود. این یافته‌ها از کاربرد گسترده‌تر ایمپلنت‌های DM در THA اولیه پشتیبانی می‌کند، اگرچه مطالعات آینده‌نگر بیشتری برای ارزیابی پیامدهای بلندمدت و مقرون‌به‌صرفه بودن مورد نیاز است.

ارتوپدی

مقایسه کیفیت زندگی در بیماران با ترومای ماژور اندام تحتانی تحت آمپوتاسیون و تحت درمان حفظ اندام یا کانسرواتیو

دوره 23، شماره 3، تابستان 1404، صفحه 95-101

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.545467.1148

سلمان غفاری، شیوا آق آتابای، مهران رضوی پور، مریم رضاپور

چکیده چکیده: مقدمه: در برخی موارد ترومای ماژور اندام تحتانی، قطع عضو یا حفظ اندام صورت می‌گیرد. هدف از انجام این مطالعه مقایسه کیفیت زندگی در بیماران تحت آمپوتاسیون با حفظ اندام می‌باشد. مواد و روشها: مطالعه حاضر مقایسه‌ای مقطعی بوده و بیماران مبتلا به ترومای ماژور اندام تحتانی که تحت آمپوتاسیون اندام تحتانی یا حفظ اندام قرار گرفته بودند پس از گذشت حداقل 6 ماه از درمان آسیب اولیه از نظر کیفیت زندگی با استفاده از پرسشنامه SF-36 مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج و بحث: 94 بیمار وارد مطالعه شدند که 9/80 درصد از بیماران در این مطالعه مرد بودند. میانه سنی 5/41 سال (18 تا 64) بود. همچنین اختلاف آماری معناداری از نظر سن، جنسیت، وضعیت تأهل، تعداد فرزند، سطح تحصیلات، سیگار کشیدن و سوءمصرف مواد و یا الکل بین گروه‌های مطالعه وجود نداشت. زیر مقیاس سلامت عمومی (001/0= P) و سرزندگی (انرژی) (002/= P) به طور معناداری 6 ماه پس از آسیب اولیه در گروه آمپوتاسیون نمرات بالاتری داشتند. نتیجه‌گیری: در بیماران مبتلا به ترومای ماژور، تلاش جهت حفظ اندام در مقابل آمپوتاسیون منجر به افزایش طول مدت بستری، تعداد موارد عفونت و جراحی مجدد می‌گردد. آمپوتاسیون پس از حداقل 6 ماه منجر به بهبود کیفیت زندگی به ویژه در زمینه سلامت عمومی و احساس سرزندگی می‌گردد.

ارتوپدی

افسردگی و عوامل مرتبط با آن در بیماران مبتلا به پوکی استخوان

دوره 23، شماره 3، تابستان 1404، صفحه 102-108

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.546106.1159

شیوا مومنی، محمد محسن حسینیان، آسیه کتوک، سیده معصومه حسینی مرزرودی، عیسی نظر

چکیده چکیده: مقدمه: پوکی استخوان در حال حاضر یک مشکل بهداشت عمومی بوده و به‌عنوان بیماری خاموش قرن شناخته می‌شود. عوارض پوکی استخوان بر زندگی افراد تأثیر گذاشته و منجر به اضطراب و افسردگی می‌شود؛ بنابراین هدف اصلی مطالعه حاضر، تعیین فراوانی علائم افسردگی و عوامل مرتبط با آن در این بیماران است. مواد و روشها: پژوهش حاضر یک مطالعه مقطعی-تحلیلی است که بر روی 35 بیمار مبتلا به پوکی استخوان که در سال 1403 به کلینیک پوکی استخوان بیمارستانی آموزشی مراجعه کرده بودند انجام شد. اطلاعات بیماران با استفاده از یک چک‌لیست محقق ساخته و پرسشنامه اضطراب و افسردگی هاسپیتال جمع‌آوری شدند. تحلیلهای آماری با استفاده از نرم‌افزار 20 SPSS در سطح معنی‌داری 05/0 انجام شد. نتایج و بحث: از 35 بیمار مورد مطالعه، در 24 (57/68 درصد) بیمار علائم افسردگی مشاهده شد. 32 (40/91 درصد) بیمار زن و 3 (60/8 درصد) بیمار نیز مرد بودند. علائم افسردگی در 60/65 درصد از زنان و همه مردان مشاهده شد. میانگین سنی کلی بیماران 80/6 86/63 سال بود. 7 (70/46 درصد) نفر از بیماران مبتلا به دیابت و 17 (00/85 درصد) نفر از بیماران بدون دیابت علائم افسردگی داشتند و ارتباط آماری معناداری بین دیابت و علائم افسردگی در این بیماران مشاهده شد (05/0 < P)؛ اما ارتباط آماری معناداری بین سایر متغیرها با علائم افسردگی یافت نشد (05/0 > P). نتیجه‌گیری: یافتههای حاصل از مطالعه حاضر نشان داد که فراوانی علائم افسردگی در بیماران مبتلا به پوکی استخوان بالا است از این رو بایستی به عنوان یک عامل مهم در درمان پوکی استخوان در نظر گرفته شود.

ارتوپدی

بررسی اثربخشی نوعی مکمل غذایی بر میزان درد و عملکرد مفاصل بیماران دارای استئوآرتریت زانو

دوره 23، شماره 3، تابستان 1404، صفحه 109-114

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.545486.1149

مسعود شایسته آذر، عیسی نظر، محمد محسن حسینیان، فاطمه فکری

چکیده چکیده: مقدمه: استئوآرتریت (OA) یا آرتروز زانو، یک بیماری مفصلی شایع است که به طور خاص بر مفصل زانو تأثیر می‌گذارد و سبب ایجاد ناتوانی جدی شده و بار زیادی را بر سیستم‌های بهداشتی و درمانی تحمیل مینماید. ازاین‌رو درمان این بیماران و به حداقل رساندن از دست رفتن کارکرد فیزیکی آنان بسیار حائز اهمیت است. مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی نوعی مکمل غذایی در میزان درد و عملکرد مفاصل بیماران دارای استئوآرتریت زانو انجام شد. مواد و روشها: پژوهش حاضر از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی شده دوسوکور می‌باشد و بر روی بیمارانی که طی سال 1403 به درمانگاه‌های ارتوپدی وابسته به یک مرکز علمی مراجعه کرده بودند انجام شد. بیماران گروه مداخله، نوعی مکمل غذایی را علاوه بر درمان استاندارد دریافت کردند. گروه کنترل نیز درمان استاندارد را به همراه یک دارونما گرفتند. تمام تجزیه‌وتحلیل‌های آماری با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 20 در سطح معناداری 05/0 انجام شد. نتایج و بحث: میانگین سنی بیماران گروه کنترل و مداخله نیز به ترتیب 65/5±93/58 سال و 44/6±77/59 سال به دست آمد و اختلاف آماری معناداری در میانگین سنی بیماران بین دو گروه کنترل و مداخله وجود نداشت (05/0 P>). نتایج حاصل از مدل رگرسیون آنالیز کوواریانس چندگانه نشان داد که اختلاف آماری معناداری بین دو گروه از نظر میزان درد، میزان علائم، میزان عملکرد و نمره کل پرسشنامه WOMAC وجود دارد (05/0 P<). نتیجه‌گیری: تجویز روزانه نوعی مکمل غذایی به مدت حداکثر دو ماه، علاوه بر درمان استاندارد در بیماران مبتلا به استئوآرتریت زانو توصیه می‌شود و می‌تواند بهبود قابل‌توجه و بالینی در میزان درد، شدت علائم، میزان عملکرد و نمره کل WOMAC بیماران داشته باشد.

ارتوپدی

مقایسه اثرات ضد دردی دولوکستین و ممانتین پس از آرتروپلاستی کامل زانو: یک کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور با گروه کنترل دارونما

دوره 23، شماره 3، تابستان 1404، صفحه 115-1122

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.549577.1174

آرزو باطبی، سلمان غفاری، مهران ضرغامی، سیده فاطمه احمدی محلی، عیسی نظر، مریم رضاپور

چکیده چکیده: مقدمه: استئوآرتریت (OA) یک بیماری شایع و ناتوان‌کننده اسکلتی-عضلانی است که با درد مزمن مشخص می‌شود. با توجه به اثربخشی کمتر از حد مطلوب داروهای مسکن فعلی، شناسایی استراتژی‌های درمانی جدید همچنان یک اولویت بالینی است. این کارآزمایی تصادفی کنترل‌شده دوسوکور با هدف ارزیابی اثربخشی مقایسه‌ای دولوکستین و ممانتین در مدیریت درد پس از عمل جراحی تعویض کامل مفصل زانو (TKA) انجام شد. مواد و روشها: یک کارآزمایی بالینی تصادفی، دوسوکور و کنترل‌شده با دارونما بر روی ۱۸۷ بیمار تحت TKA انجام شد. شرکت‌کنندگان به سه گروه تقسیم شدند: دارونما (۶۳ نفر)، ممانتین (۱۰ میلی‌گرم در روز، ۶۲ نفر) و دولوکستین (۲۰ میلی‌گرم در روز، ۶۲ نفر). همه گروه‌ها از یک پروتکل استاندارد پیرامون عمل پیروی کردند. شدت درد قبل از عمل و دو هفته و سه ماه پس از عمل با استفاده از مقیاس آنالوگ بصری
(
VAS؛ ۰-۱۰) ارزیابی شد. متغیرهای جمعیت‌شناختی و مصرف مواد افیونی (معادل‌های سولفات مورفین) در طول بستری در بیمارستان ثبت شد. نتایج و بحث: میانگین مصرف مواد افیونی در طول بستری به ترتیب در دارونما، ممانتین و دولوکستین ۷۰٫۵ ± ۲٫۰۱، ۷۱٫۲۹ ± ۲٫۶ و
۷۶
٫۰۷ ± ۲٫۵ میلی‌گرم بود. آنالیز واریانس یک‌طرفه هیچ تفاوت آماری معنی‌داری بین گروهی در مصرف مواد افیونی نشان نداد (05/0 P>). به طور مشابه، هیچ تفاوت معنی‌داری در میانگین شدت درد در هر نقطه زمانی در گروه‌ها مشاهده نشد (05/0 P>). بااین‌حال، تجزیه‌وتحلیل طولی (آزمون فریدمن) کاهش آماری معنی‌داری در شدت درد در طول زمان در همه گروه‌ها نشان داد (05/0 P<) که با مسیرهای معمول بهبودی پس از عمل سازگار است. (05/0 P<). نتیجه‌گیری: درحالی‌که هم دولوکستین و هم ممانتین با کاهش زمانی شدت درد همراه بودند، هیچ‌یک از مداخلات برتری آماری معنی‌داری نسبت به دارونما در کاهش درد پس از عمل یا نیاز به مواد افیونی نشان ندادند. تحقیقات بیشتر در مورد رژیم‌های دوز بهینه، دوره‌های پیگیری طولانی‌تر و اثرات هم‌افزایی با این داروها ممکن است یافته‌های متفاوتی در مدیریت درد TKA ارائه دهد.

ارتوپدی

مروری برکاربرد ونقش انواع پیچ‌ها در جراحی ارتوپدی(مقاله مروری)

دوره 23، شماره 3، تابستان 1404، صفحه 128-147

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.488537.1115

صالح ولیدی، احسان قدیمی، پویا طباطبایی ایرانی، عرفان خسروی، سید هادی کلانتر

چکیده   چکیده: پیچ‌های ارتوپدی نقش حیاتی در فیکساسیون داخلی برای تثبیت شکستگی‌ها، یونیون سطح  مفصلی و انجام استئوتومی دارند. پیشرفت‌های اخیر در علوم مواد و بیومکانیک منجر به توسعه انواع مختلف پیچ‌های ارتوپدی شده است که هدف آن‌ها بهینه‌سازی استحکام فیکساسیون و کاهش عوارض پس از جراحی است. درک ویژگی‌های بیومکانیکی، طبقه‌بندی و نوآوری‌های فناوری پیچ‌های ارتوپدی برای بهبود نتایج جراحی ضروری است. این مطالعه یک بررسی جامع از طبقه‌بندی، طراحی، ویژگی‌های بیومکانیکی و کاربردهای بالینی پیچ‌های ارتوپدی ارائه می‌دهد. با تحلیل سیستماتیک منابع علمی، انواع مختلف پیچ‌ها بر اساس ترکیب مواد، ویژگی‌های مکانیکی و تکنیک‌های فیکساسیون مورد ارزیابی قرار گرفتند. همچنین، فناوری‌های نوظهور از جمله پیچ‌های زیست‌تخریب‌پذیر، پیچ‌های قفل‌شونده و ایمپلنت‌های هوشمند از نظر تأثیر آن‌ها بر جراحی ارتوپدی مدرن بررسی شدند. نتایج نشان می‌دهند که پیچ‌های قفل‌شونده (لاک) در استخوان‌های استئوپروتیک و شکستگی‌های پیچیده، استحکام فیکساسیون برتری داشته و خطر شکست ایمپلنت را کاهش می‌دهند. پیچ‌های زیست‌تخریب‌پذیر پتانسیل حذف نیاز به جراحی ثانویه برای برداشت ایمپلنت را دارند، اما چالش‌هایی نظیر کنترل نرخ تخریب آن‌ها همچنان حل‌نشده باقی مانده است. همچنین، پیچ‌های دارو-رهش تأثیر مثبتی در کاهش نرخ عفونت‌های پس از جراحی نشان داده‌اند، اما مطالعات بیشتری برای تعیین دوز بهینه دارو و نحوه آزادسازی آن مورد نیاز است. پیشرفت‌های اخیر در فناوری پیچ‌های ارتوپدی، از جمله نوآوری‌های مواد و بهبود طراحی مکانیکی، نتایج بالینی را به طور قابل‌توجهی ارتقا داده‌اند. بااین‌حال، چالش‌هایی همچنان در مورد پایداری طولانی‌مدت پیچ‌های زیست‌تخریب‌پذیر، بهینه‌سازی خواص مکانیکی و کاهش عوارض ناشی از ایمپلنت‌ها وجود دارد. تحقیقات آینده باید بر توسعه ایمپلنت‌های متناسب با بیمار و اصلاح طراحی‌های بیومکانیکی متمرکز شوند تا میزان موفقیت جراحی‌ها را افزایش دهند.

ارتوپدی

موارد مربوط به موقعیت تثبیت شکستگی گردن فمور با هدایت فلوروسکوپی در موقعیت دکوبیتوس جانبی در مورد با سابقه‌ی ازهم‌گسیختگی زانو(گزارش موردی)

دوره 23، شماره 3، تابستان 1404، صفحه 148-151

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.541490.1141

حسن براتی، مجتبی باروتکوب، امیر برزنونی، علی کیپورفرد، علی قضات فر

چکیده چکیده: شکستگی گردن فمور یکی از ناتوان‌کننده‌ترین و رو به افزایش‌ترین آسیب‌ها در بیماران بالای ۵۰ سال است. شایع‌ترین وضعیت جراحی در جراحی پروگزیمال فمور، وضعیت خوابیده به پشت‌روی میز شکستگی یا رادیولوسنت است. در سال ۲۰۲۳، پیسوده و همکارانش وضعیت جراحی جدیدی را معرفی کردند که بیمار را در موقعیت دکوبیتوس جانبی قرار می‌داد. این مطالعه این وضعیت را در بیماری با سابقه‌ی ازهم‌گسیختگی توصیف می‌کند. مردی ۴۰ ساله با شکستگی پاولز نوع I (گاردن نوع II) راست با ازهم‌گسیختگی زانوی قبلی ناشی از ترومای گسترده‌ی تیبیا، تحت جااندازی بسته و تثبیت داخلی قرار گرفت. بیمار در موقعیت دکوبیتوس جانبی چپ قرار داده شد. مفصل زانو و ران به‌طور ایمن تا ۴۵ درجه روی پایه مایو خم شدند. سپس، اندام آسیب‌دیده بیمار با دقت بلند شد و یک بالش یا پد زیر آن قرار داده شد. پس از قرار دادن در موقعیت مناسب، موقعیت توسط دو تکیه‌گاه جانبی در پشت و تنه از پشت و جلو پشتیبانی می‌شد. بهبود دسترسی و تنظیم C-arm که منجر به کاهش خطر آلوده شدن ناحیه استریل، نمای جانبی دقیق‌تر از پروگزیمال فمور، کاهش خطر از دست دادن جااندازی، بهینه‌سازی گردش کار و مناسب‌تر بودن در بیماران پیچیده می‌شود، از مزایای مشاهده شده در این مورد است. از سوی دیگر، افزایش زمان کل جراحی، شواهد محدود موجود و تنظیمات سخت‌تر فلوروسکوپی از چالش‌های این مورد بودند. در این بیمار با سابقه جدا شدن مفصل، موقعیت خوابیده به پهلو برای شکستگی گردن فمور، نتایج امیدوارکننده‌ای را در حین و بعد از عمل نشان داد.

ارتوپدی

بررسی مقایسه‌ای اثربخشی شاک‌ویو تراپی و درمان طبی در مدیریت بیماران مبتلا به فاشئیت پلانتار در یک بیمارستان آموزشی

دوره 23، شماره 2، بهار 1404

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.539558.1139

امید الهی فر ، محسن فتحی، پریسا دهقانی فیروزآبادی، علی ترکمان

چکیده چکیده
مقدمه : فاشئیت پلانتار یکی از شایع‌ترین اختلالات اسکلتی-عضلانی بوده که با درد پاشنه و محدودیت عملکرد همراه است. با توجه به نتایج متناقض مطالعات پیشین در زمینه اثربخشی درمان‌های طبی و غیرتهاجمی، مطالعه حاضر با هدف مقایسه تأثیر شاک‌ویو تراپی و درمان طبی بر شدت درد، عملکرد بیماران و عوارض درمانی طراحی شد.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه کوهورت آینده‌نگر، ۸۰ بیمار مبتلا به فاشئیت پلانتار به‌صورت در دسترس از کلینیکی اموزشیدر یک دوره ۲ ساله  انتخاب شده و پس از کسب رضایت ‌نامه، به دو گروه درمان طبی و شاک‌ویو تراپی تخصیص یافتند. شاک‌ویو تراپی با دستگاه Dornier Epos Ultra و درمان طبی شامل کشش فاشیای کف پا، ماساژ یخ و داروی NSAID انجام شد. شاخص‌های درد و عملکرد در هفته دوازدهم و یک سال پس از مداخله، با استفاده از مقیاس VAS و Roles and Maudsley ارزیابی شدند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۶ انجام گرفت.
یافته‌ها: کاهش امتیاز VAS و بهبود عملکرد براساس Roles and Maudsley در گروه شاک‌ویو تراپی به‌طور معنی‌داری بیش از گروه درمان طبی بود (P<0.05). تفاوت معنی‌داری در توزیع سنی و جنسیتی دو گروه مشاهده نشد. میزان بروز عوارض جانبی در هر دو گروه از نظر آماری متفاوت نبود و تمامی عوارض ثبت‌شده گذرا بودند.
نتیجه‌گیری: شاک‌ویو تراپی در کنترل درد و بهبود عملکرد بیماران مبتلا به فاشئیت پلانتار، اثربخشی پایدار و بالاتری نسبت به درمان طبی دارد و با ایمنی قابل قبول می‌تواند به‌عنوان گزینه‌ای مؤثر در مدیریت این بیماران مورد استفاده قرار گیرد.
چکیده
مقدمه : فاشئیت پلانتار یکی از شایع‌ترین اختلالات اسکلتی-عضلانی بوده که با درد پاشنه و محدودیت عملکرد همراه است. با توجه به نتایج متناقض مطالعات پیشین در زمینه اثربخشی درمان‌های طبی و غیرتهاجمی، مطالعه حاضر با هدف مقایسه تأثیر شاک‌ویو تراپی و درمان طبی بر شدت درد، عملکرد بیماران و عوارض درمانی طراحی شد.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه کوهورت آینده‌نگر، ۸۰ بیمار مبتلا به فاشئیت پلانتار به‌صورت در دسترس از کلینیکی اموزشیدر یک دوره ۲ ساله  انتخاب شده و پس از کسب رضایت ‌نامه، به دو گروه درمان طبی و شاک‌ویو تراپی تخصیص یافتند. شاک‌ویو تراپی با دستگاه Dornier Epos Ultra و درمان طبی شامل کشش فاشیای کف پا، ماساژ یخ و داروی NSAID انجام شد. شاخص‌های درد و عملکرد در هفته دوازدهم و یک سال پس از مداخله، با استفاده از مقیاس VAS و Roles and Maudsley ارزیابی شدند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۶ انجام گرفت.
یافته‌ها: کاهش امتیاز VAS و بهبود عملکرد براساس Roles and Maudsley در گروه شاک‌ویو تراپی به‌طور معنی‌داری بیش از گروه درمان طبی بود (P<0.05). تفاوت معنی‌داری در توزیع سنی و جنسیتی دو گروه مشاهده نشد. میزان بروز عوارض جانبی در هر دو گروه از نظر آماری متفاوت نبود و تمامی عوارض ثبت‌شده گذرا بودند.
نتیجه‌گیری: شاک‌ویو تراپی در کنترل درد و بهبود عملکرد بیماران مبتلا به فاشئیت پلانتار، اثربخشی پایدار و بالاتری نسبت به درمان طبی دارد و با ایمنی قابل قبول می‌تواند به‌عنوان گزینه‌ای مؤثر در مدیریت این بیماران مورد استفاده قرار گیرد.

ارتوپدی

مروری بر تأثیر مواد مخدر اینتراتکال بر تغییرات همودینامیک و کیفیت بی‌حسی نخاعی در جراحی‌های فمور

دوره 23، شماره 2، بهار 1404

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.543405.1143

نازلی کرمی، ابراهیم حسنی، علیرضا ماهوری، احمدرضا افشار

چکیده مواد مخدر اینتراتکال، مانند مورفین و فنتانیل، به‌طور فزاینده‌ای به‌عنوان مکمل‌های بی‌حسی نخاعی استفاده می‌شوند و کیفیت تسکین درد را در طول و پس از عمل جراحی بهبود می‌بخشند. این مرور به بررسی مکانیسم‌ها، مزایا و عوارض ناشی از استفاده از این مواد مخدر، به‌ویژه در زمینه جراحی استخوان ران می‌پردازد. فارماکوکینتیک این عوامل، شامل توزیع سریع آن‌ها در مایع مغزی-نخاعی و اتصال به گیرنده‌های نخاعی، به مدیریت مؤثر درد کمک می‌کند، اما در عین حال خطراتی نظیر مهار تنفسی و احتباس ادراری را به همراه دارد. علاوه بر این، اثر تغییرات همودینامیک در جراحی استخوان ران مورد بررسی قرار گرفته است و بر اهمیت تنظیم دقیق رژیم‌های بی‌حسی و پایش دقیق پس از عمل برای کاهش عوارض تأکید می‌شود. شواهد نشان می‌دهد که مواد مخدر اینتراتکال ممکن است میزان هذیان پس از عمل و مصرف مواد مخدر در بیماران مسن را کاهش دهند، اگرچه تحقیقات بیشتری برای اثبات اثربخشی آن‌ها در زمینه‌های مختلف جراحی ضروری است. این مرور بر لزوم تحقیقات مداوم در مورد کنترل درد چندجانبه  با استفاده از مواد مخدر اینتراتکال برای بهبود پیش آگهی بیماران و اطمینان از ایمنی در بی‌حسی های نخاعی  با این ترکیبات تأکید دارد.
 

ارتوپدی

بررسی نتایج بالینی پس از بازسازی ACL در بیماران معتاد به تریاک و بیماران سیگاری در مقایسه با بیماران غیر معتاد

دوره 23، شماره 1، زمستان 1403، صفحه 1-5

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.547473.1162

محمد شیبانی، امیررضا صادقی فر، امیررضا کلانتری، الهام السادات سید قاسمی، سلمان آذرسینا

چکیده مقدمه: رباط صلیبی قدامی (ACL) یک عنصر خارج سینوویال است و فیبروبلاست ها در تجدید و نگهداری مداوم آن نقش دارند. به نظر می رسد اعتیاد به تریاک و استعمال دخانیات اثرات مخربی بر روند بهبودی توانبخشی رباط صلیبی قدامی دارد. بنابراین، هدف مطالعه حاضر بررسی نتایج بالینی جراحی بازسازی ACL در بیماران معتاد به تریاک، افراد سیگاری در مقایسه با بیماران غیر معتاد می باشد.
مواد و روش ها: این مطالعه یک مطالعه کوهورت آینده نگر است. بیماران به چهار گروه سیگاری، معتاد به تریاک، معتاد به تریاک و سیگار و سالم تقسیم شدند. سپس نتایج بازسازی رباط در این چهار گروه بر اساس پرسشنامه KOOS و Lysholm و همچنین سیستم KT-2000 مورد ارزیابی قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کای اسکوئر و تی مستقل استفاده شد و سطح معنی داری زیر 05/0 در نظر گرفته شد.
یافته ها: میزان جابجایی بر اساس سیستم KT-2000 در گروه غیر معتاد به طور معنی داری کمتر از گروه های مواجهه بود. شدت زانو درد و میزان سختی فعالیت‌های روزانه و ورزش بر اساس معیارهای KOOS در افراد غیر معتاد به‌طور معنی‌داری کمتر از گروه‌های مواجهه بود. بر اساس پرسشنامه Lysholm، نمره لنگش بیمار، نمره حمایت، نمره ناپایداری، نمره پله‌نوردی و نمره چمباتمه زدن در گروه غیر معتاد به‌طور معنی‌داری بیشتر از هر یک از گروه‌های مواجهه‌شده بود. سطح قفل شدن و تورم تفاوت معنی داری نداشت.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر به طور کلی نشان داد که نتایج بالینی بازسازی رباط صلیبی قدامی (ACL) در بیماران معتاد به تریاک و سیگاری ها به طور معنی داری بدتر از بیماران غیر معتاد بود. نتایج پیگیری بیماران پس از 12 ماه نشان داد که میزان جابجایی بر اساس سیستم KT-2000 در گروه غیر معتاد به طور معنی داری کمتر از گروه های مواجهه بود.

ارتوپدی

بررسی نتایج درازمدت دو روش فیکساسیون DHS و PFNA در بیماران با شکستگی اینترتروکانتریک پایدار

دوره 23، شماره 1، زمستان 1403، صفحه 6-10

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.551667.1178

پیمان محمدحسینی آذر، سلمان آذرسینا، محمدسجاد میرحسینی، محمد شیبانی

چکیده مقدمه: شکستگی اینترتروکانتریک یکی از شایع‌ترین شکستگی‌های هیپ بخصوص در جمعیت سالخورده می‌باشد، DHS (پیچ متحرک هیپ) و PFNA (نیل پروگزیمال فمور) همچنان اصلی‌ترین روش‌های ثابت سازی این شکستگی محسوب می‌شوند. این مطالعه به مقایسه نتایج درازمدت این دو روش در شکستگی‌های با طبقه‌بندی OTA/AO A1&A2.1 می‌پردازد.
مواد و روشها: این مطالعه که به‌صورت کوهورت گذشته‌نگر در بیمارستانی آموزشی در یک دوره ۱۰ ساله شامل 154 بیمار تحت درمان با DHS و PFNA درمان شده بودند بررسی شدند. پیامدهای کلیدی مانند عفونت نرخ عمل مجدد و مرگ‌ومیر بر اساس سن و جنس در زیرگروه‌های مختلف بررسی شدند.
نتایج و بحث: در بررسی‌های انجام‌گرفته بر روی 154 بیمار ازنظر عفونت، احتیاج به جراحی مجدد و میزان مرگ‌ومیر 5 ساله تفاوت معناداری بین دو روش DHS و PFNA مشاهده نشد، در ادامه تأثیر سن و جنس بر روی دو روش بررسی شد که مشخص شد در افراد مؤنث و بالای 70 سال با روش DHS احتیاج به عمل بیشتری داشتند.
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج به‌غیراز گروه سنی بالای 70 سال و جنسیت مؤنث که نرخ جراحی مجدد در آن‌ها در صورت درمان با DHS بیشتر بود، در سایر موارد تفاوتی بین دو گروه نبود.
مقدمه: شکستگی اینترتروکانتریک یکی از شایع‌ترین شکستگی‌های هیپ بخصوص در جمعیت سالخورده می‌باشد، DHS (پیچ متحرک هیپ) و PFNA (نیل پروگزیمال فمور) همچنان اصلی‌ترین روش‌های ثابت سازی این شکستگی محسوب می‌شوند. این مطالعه به مقایسه نتایج درازمدت این دو روش در شکستگی‌های با طبقه‌بندی OTA/AO A1&A2.1 می‌پردازد.
مواد و روشها: این مطالعه که به‌صورت کوهورت گذشته‌نگر در بیمارستانی آموزشی در یک دوره ۱۰ ساله شامل 154 بیمار تحت درمان با DHS و PFNA درمان شده بودند بررسی شدند. پیامدهای کلیدی مانند عفونت نرخ عمل مجدد و مرگ‌ومیر بر اساس سن و جنس در زیرگروه‌های مختلف بررسی شدند.
نتایج و بحث: در بررسی‌های انجام‌گرفته بر روی 154 بیمار ازنظر عفونت، احتیاج به جراحی مجدد و میزان مرگ‌ومیر 5 ساله تفاوت معناداری بین دو روش DHS و PFNA مشاهده نشد، در ادامه تأثیر سن و جنس بر روی دو روش بررسی شد که مشخص شد در افراد مؤنث و بالای 70 سال با روش DHS احتیاج به عمل بیشتری داشتند.
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج به‌غیراز گروه سنی بالای 70 سال و جنسیت مؤنث که نرخ جراحی مجدد در آن‌ها در صورت درمان با DHS بیشتر بود، در سایر موارد تفاوتی بین دو گروه نبود.
 

ارتوپدی

آمبولی چربی در زمینه‌های غیر ارتوپدی: مروری بر موارد بالینی و پاتوفیزیولوژی(مقاله مروری)

دوره 23، شماره 1، زمستان 1403، صفحه 11-15

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.552137.1180

پوریا چقامیرزایی، آروین نجفی، سلمان آذرسینا، جواد کریمی رزوه، درسا هادوی، محمد هادی بحری، محمد عزیزمنش، مهدی تیوتور

چکیده چکیده:
سندرم آمبولی چربی (FES) به‌طور سنتی با تروماهای ارتوپدی، به‌ویژه شکستگی‌های استخوان‌های بلند، مرتبط است، اما وقوع آن در زمینه‌های غیر ارتوپدی مانند روش‌های زیبایی، طب سوزنی و سایر مداخلات کم‌تهاجمی به عنوان یک نگرانی بالینی قابل توجه مطرح می‌شود. این مرور ادبیات موارد بالینی، پاتوفیزیولوژی و شکاف‌های دانشی مرتبط با آمبولی چربی در این زمینه‌های غیر ارتوپدی را موردبررسی قرار می‌دهد. بیش از همه مقالات ۱۴ سال گذشته موردبررسی قرارگرفته‌اند. این بررسی، گزارش‌های موردی موجود را بررسی کرد و مکانیزم‌هایی را که در آن‌ها گلبول‌های چربی معمولاً از طریق تخریب بافت در مناطق پرچربی وارد جریان خون می‌شوند، برجسته می‌سازد. درحالی‌که آمبولی چربی در تروماهای ارتوپدی به‌خوبی مستند شده است، خطر آن در زمینه‌های غیر تروما همچنان کمتر شناسایی شده و با چالش‌های تشخیصی و درک محدود از مکانیزم‌های دقیق همراه است. روش‌هایی مانند لیپوساکشن، پیوند چربی گلوئتال و طب سوزنی در ایجاد آمبولی چربی نقش داشته‌اند و اغلب منجر به عوارض شدیدی مانند تنگی نفس و نقص‌های عصبی می‌شوند. علی‌رغم افزایش فراوانی این روش‌ها، شکاف‌های قابل‌توجهی در درک عوامل خطر، بهبود تکنیک‌های تشخیصی و بهینه‌سازی استراتژی‌های درمانی باقی مانده است. این مرور بر نیاز به افزایش آگاهی و انجام تحقیقات بیشتر به‌منظور درک بهتر آمبولی چربی در زمینه‌های غیر ارتوپدی، بهبود رویکردهای تشخیصی و توسعه اقدامات پیشگیرانه برای کاهش ریسک عوارض در عمل بالینی تأکید می‌کند.

ارتوپدی

تعیین تأثیر داروی پنتوکسی فیلین بر روند بهبود بافت در بیماران دچار قطع تروماتیک نوک انگشتان:یک کار آزمایی بالینی تصادفی

دوره 23، شماره 1، زمستان 1403، صفحه 28-35

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.550416.1176

سلمان آذرسینا، آروین نجفی، سعید بهجتی، محمد سجاد میرحسینی، آرمین تاجیک، امیرمحمد کشاورز حسنی، حمیدرضا بالایی سریزدی، سارا محبی

چکیده چکیده: مقدمه: هدف از این تحقیق، بررسی تأثیر داروی پنتوکسی فیلین بر روند بهبود زخم‌های ناشی از قطع تروماتیک نوک انگشتان دست در بیماران علی‌الخصوص بیمارانی که به تسریع درمان و نتایج بهتر نیاز دارند. مواد و روشها: این مطالعه به‌صورت کارآزمایی بالینی تصادفی بر روی ۵۲ بیمار انجام شد که به ‌دلیل قطع انگشتان ناشی از تروما به بیمارستان مراجعه کرده بودند. بیماران به دو گروه مداخله (دریافت‌کننده پنتوکسی فیلین) و گروه کنترل (دریافت‌کننده دارونما) تقسیم شدند. داروی پنتوکسی فیلین در گروه مداخله به میزان ۱۲۰۰ میلی‌گرم در روز به مدت ۲۱ روز تجویز شد. ارزیابی‌ها در سه زمان (روز هفتم، چهاردهم و بیست و یکم) از نظر وضعیت زخم و پیش‌آگهی درمان انجام شد. نتایج و بحث: نتایج نشان داد که در روز هفتم، درصد کمتری از بیماران گروه مداخله دچار نکروز مرکزی و حاشیه‌ای بودند. همچنین در روزهای چهاردهم و بیست و یکم، بهبود قابل‌توجهی در وضعیت زخم‌ها در گروه مداخله مشاهده شد و پیش‌آگهی درمان در این گروه به ‌طور معناداری بهتر بود. در روز بیست و یکم، ۹۰٪ از بیماران گروه مداخله به بهبودی کامل رسیدند، درحالی‌که در گروه کنترل این رقم ۷۵٪ بود. همچنین، عوارض جانبی پنتوکسی فیلین در گروه مداخله کم و موقتی بود و هیچ‌کدام از بیماران نیاز به قطع دارو نداشتند. نتیجه‌گیری: استفاده از پنتوکسی فیلین به‌عنوان درمان مکمل در بیماران مبتلا به قطع انگشت ناشی از تروما، تأثیر مثبت و قابل‌توجهی در تسریع بهبودی زخم‌ها و بهبود پیش‌آگهی درمان دارد.

ارتوپدی

بررسی مقایسه‌ای دو روش مولکولی و کشت جهت تشخیص عوامل میکروبی در بیماران مبتلا به استئومیلیت و آرتریت سپتیک

دوره 22، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 182-186

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.546299.1153

حسین عبدالهی، محمد کاظم امامی میبدی، شهرام شیروانی بروجنی، مرتضی ایزدی، مرتضی حسینی، سجاد محمدنبی

چکیده مقدمه: عفونت از مشکلات شایع ارتوپدی، به ویژه پس از تعویض زانو است. یکی از بزرگ‌ترین خطرات پس از عمل، عفونت می‌باشد. در بیماران تصادفی یا مجروح با زخم‌های باز، عفونت از عوارض خطرناک محسوب می‌شود و نیازمند درمان طولانی‌مدت آنتی‌بیوتیکی و بستری در بیمارستان است. در بسیاری از موارد، جراحی اصلاح پروتز برای جایگزینی مفصل و دبریدمان مکرر در استئومیلیت ضروری می‌شود که این امر منجر به آسیب‌های جدی و ناتوانی بیماران می‌گردد. با توجه به مصرف خودسرانه آنتی‌بیوتیک‌ها توسط بیماران و نتایج منفی تست کشت در عفونت‌های مفصلی، این مطالعه به مقایسه دو روش مولکولی و کشت برای تشخیص عوامل میکروبی در بیماران مبتلا به استئومیلیت و آرتریت سپتیک پرداخته است. مواد و روشها: در این مطالعه تحلیلی مقطعی، 100 نمونه از بیماران مبتلا به عفونت مفصلی و استئومیلیت در یک بیمارستان با دو روش کشت میکروبی و PCR بررسی شدند. داده‌های دموگرافیک (سن و جنس)، بیماری‌های زمینه‌ای و علائم بالینی مانند تب، لرز، تورم، ترشح، درد و محدودیت حرکتی از پرونده بیماران استخراج گردید. تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار SPSS22 انجام شد. نتایج و بحث: از 100 نمونه، 80 مورد در PCR و 55 مورد در کشت میکروبی مثبت بودند. 20% نمونه‌ها در PCR و 45% در کشت منفی گزارش شدند. اختلاف معناداری بین دو روش از نظر درصد مثبت/منفی بودن مشاهده شد (04/0> P). نتیجه‌گیری: روش مولکولی (PCR) در مقایسه با کشت، سریع‌تر و دقیق‌تر بوده و می‌تواند به درمان زودهنگام بیماران کمک کند.

ارتوپدی

آسیب عروقی پس از استئوتومی اطراف زانو(گزارش موردی)

دوره 22، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 210-212

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.546602.1157

محمدامین حیدری، محمدکاظم امامی میبدی، محسن مطلبی

چکیده ازآنجایی‌که مال الایمنت اندام تحتانی اطراف زانو یک ریسک فاکتور مستقل برای پیشرفت آرتروز می‌باشد، یک روش برای جلوگیری از آن جراحی استئوتومی اطراف زانو است و یکی از عوارض نادر آن آسیب به شریان‌ها می‌باشد. در این مطالعه سه مورد ارائه شده شامل دو مرد 24 و 42 ساله و یک دختر 15 ساله که همه با تشخیص انحراف اندام تحتانی تحت استئوتومی زانو (پروگزیمال تیبیا یا دیستال فمو) قرارگرفته‌اند و پس از جراحی دچار آسیب شریانی شدند. تأخیر در تشخیص آسیب از حدود 1 ساعت تا حدود یک ماه پس از جراحی متغیر بود. بسته به نوع آسیب، تأخیر در تشخیص می‌تواند عوارض غیرقابل جبرانی داشته باشد که اصلاح این امر مستلزم معاینات دقیق‌تر پس از عمل و همچنین آگاه‌سازی بیمار نسبت به علائم هشدار آسیب عروقی می‌باشد.

ارتوپدی

بررسی‌ نتایج‌ آرتروپلاستی‌ بای پولار مفصل‌ هیپ‌ در میان مدت

دوره 22، شماره 3، تابستان 1403، صفحه 119-126

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.546089.1151

مسعود شایسته آذر، مصطفی کلته، مسعود غریب، جمشید یزدانی‌ چراتی‌

چکیده چکیده: مقدمه: آرتروپلاستی‌ به‌ عنوان یک‌ گزینه‌ درمانی‌، به‌طور گسترده‌ای در بیماران مسن‌ مبتلا به‌ شکستگی‌ گردن استخوان فمور مورد حمایت‌ قرار گرفته‌ است‌ هر چند نوع آرتروپلاستی‌ هنوز مورد‌‌ بحث‌ است‌. مواد و روشها: این‌ مطالعه‌ به‌ منظور ارزیابی‌ نتیجه‌ عملکردی همی‌ آرتروپلاستی‌ دوقطبی‌ (BHA) انجام شد. ٤٩ بیمار با شکستگی‌ داخل‌ کپسولی‌ گردن فمور که‌ با BHA جراحی‌ شده بودند وارد مطالعه‌ شدند. پیگیری بالینی‌ و رادیولوژیک‌ انجام شد. نتایج‌ عملکردی با استفاده از نمره هریس‌ هیپ‌ اصلاح شده ارزیابی‌ شد. نتایج و بحث: در مطالعه‌ حاضر ٩ بیمار (٤/١٨ %) زیر ٦٠ و ٤٠ بیمار (٦/٨١ %) سن‌ بالای ۶۰ سال داشتند. در گروه ٦٠< سال، ٧/٦٦ % مرد و ٣/٣٣ % زن و در گروه ٦٠ ≥ سال، ٤٥% مرد و ٥٥% زن بودند. میانگین‌ دوره پیگیری در افراد ٦٠< سال٦٦/٤٨ ماه و در افراد ٦٠ ≥ سال ٦٠/٤٦ ماه بود. اختلاف میانگین‌ نمره هیپ‌ هریس‌ بین‌ دو گروه به‌طور حاشیه‌ای معنی‌دار بود (٠٦/٠=p). در طبقه‌بندی عملکرد بر اساس نمره هریس‌ هیپ‌ در افراد ٦٠< سال ٦/٥٥ % عملکرد ضعیف‌، ٣/٣٣ % نسبتاً خوب و ١/١١ % خوب را نشان دادند. این‌ نسبت‌ها در افراد ٦٠≥ سال به‌ ترتیب‌ ٨٥ %، ٥/٧ % و ٥/٧% بود. نتیجه‌گیری: مطالعه‌ حاضر نتوانست‌ یک‌ پیامد عملکردی رضایت‌بخش‌ را پس‌ از BHA در درازمدت مشاهده کند؛ بنابراین‌ ارزیابی‌ عملکرد هیپ‌ و دلایل آن‌ها در بیماران تحت‌ BHA در درازمدت نکته‌ ایست‌ که‌ نیاز به‌ بررسی‌ دارد. فرسایش‌ استابولوم متعاقب‌ BHA شاید دلیل‌ احتمالی‌ عملکرد نسبتاً ضعیف‌ در این‌ بیماران در درازمدت باشد.

ارتوپدی

مرگ‌ومیر پس از جراحی شکستگی‌های اینترتروکانتریک در یک سال (یک مطالعه گذشته‌نگر)

دوره 22، شماره 3، تابستان 1403، صفحه 127-133

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.547943.1167

شاهین طالبی، مسعود شایسته‌ آذر، سلمان غفاری، مهران رضوی پور، عبدالرسول علایی، رضا زندی، حسن حیدریان

چکیده چکیده:
مقدمه: شکستگی‌های اینترتروکانتریک فمور از شایع‌ترین شکستگی‌های مفصل ران هستند و می‌توانند با عوارض و مرگ‌ومیر قابل‌توجهی همراه باشند. هدف از این مطالعه، بررسی میزان مرگ‌ومیر و عوامل مؤثر بر آن در بیماران تحت جراحی شکستگی اینترتروکانتریک بود.
مواد و روشها: این مطالعه گذشته‌نگر توصیفی-تحلیلی بر روی ۲۲۷ بیمار مبتلا به شکستگی اینترتروکانتریک انجام شد که طی یک سال تحت عمل جراحی قرار گرفته بودند انجام شد. اطلاعات دموگرافیک، سوابق بالینی (شامل استئوپروز، اختلالات شناختی، سابقه شکستگی)، نوع جراحی و فاصله بین بستری تا جراحی از پرونده‌های بیماران استخراج گردید. وضعیت حیات بیماران از طریق تماس تلفنی پیگیری شد. تحلیل آماری با استفاده از نرم‌افزار STATA و آزمون رگرسیون لجستیک انجام شد.
نتایج و بحث: نرخ کلی مرگ‌ومیر 3/16 درصد بود. سن، استئوپروز، سابقه شکستگی، اختلالات شناختی، فشارخون بالا، از DHS (Dynamic Hip Screw) و تأخیر در جراحی در گروه فوت‌شده به‌طور معناداری بیشتر بود (05/0>p). در تحلیل رگرسیون، سن بالا، استئوپروز، سابقه شکستگی، اختلالات شناختی، سابقه افتادن، تأخیر در جراحی و نوع روش جراحی، به‌عنوان عوامل مستقل پیش‌بینی‌کننده مرگ‌ومیر شناسایی شدند (05/0>p).
نتیجه‌گیری: مرگ‌ومیر پس از جراحی شکستگی اینترتروکانتریک تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل بالینی و قابل مداخله قرار دارد. انتخاب به‌موقع روش جراحی مناسب و شناسایی بیماران پرخطر می‌تواند نقش مؤثری در بهبود پیامدهای درمانی ایفا کند.

ارتوپدی

تأثیر جراحی ارتوپدی در سینماتیک راه رفتن، تعادل وضعیتی و سرعت راه رفتن در کودکان مبتلا به فلج مغزی اسپاستیک: رویکردی چندبعدی

دوره 22، شماره 3، تابستان 1403، صفحه 134-139

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.547939.1165

خدیجه کاظمی، مسعود شایسته آذر، مرضیه مرادی، میثم نظام الدینی، مسعود غریب

چکیده چکیده:
مقدمه: فلج مغزی اسپاستیک (CP) شایع‌ترین ناتوانی حرکتی در کودکان است که با اسپاستیسیتی مزمن، سفتی عضلانی و اختلال در کنترل حرکتی مشخص می‌شود و به اختلالات راه رفتن، ناپایداری وضعیتی و کاهش سرعت راه رفتن منجر می‌شود. جراحی ارتوپدی شامل طولانی کردن تاندون‌ها و رهاسازی عضلات به‌طور روزانه برای اصلاح ناهنجاری‌های اسکلتی-عضلانی و بهبود عملکرد حرکتی به کار می‌رود. بااین‌حال، میزان تأثیر این جراحی‌ها در سینماتیک راه رفتن، تعادل وضعیتی و سرعت راه رفتن نامشخص است. هدف این مطالعه ارزیابی تأثیر جراحی ارتوپدی در سینماتیک راه رفتن، تعادل وضعیتی و سرعت گام‌برداری در کودکان مبتلا به CP اسپاستیک با استفاده از رویکردی چندبعدی بود.
مواد و روشها: مشاهده‌ای آینده‌نگرانه کوهورت بر روی 30 کودک (۵ تا ۱۲ سال، سطوح GMFCS I تا GMFCS III)، که برای جراحی ارتوپدی برنامه‌ریزی شده بودند، انجام شد. شرکت‌کنندگان قبل از عمل و در فواصل 6 و 12 ماه پس از جراحی ارزیابی شدند. متغیرهای مورد بررسی شامل سینماتیک راه رفتن (طول گام، کادنس، زوایای مفصلی)، تعادل وضعیتی (مقیاس تعادل کودکان [PBS]، آزمون برخاستن و رفتن زمان‌دار [TUG]) و سرعت راه رفتن (آزمون راه رفتن ۱۰ متری [10MWT]) بودند. داده‌ها با استفاده از ANOVA با اندازه‌های تکراری تحلیل شدند و اندازه اثر کوهن (Cohen's d) محاسبه شد.
نتایج و بحث: در 12 ماه پس از جراحی، بهبود معناداری در تمامی متغیرهای پیامدی مشاهده شد. طول گام ۵/۱۲ درصد (۰۱/۰ p <) و کادنس ۳/۸ درصد (۰۵/۰ p <) افزایش یافت. زاویه فلکسیون زانو و دُرسی‌فلکسیون مچ پا نیز به‌طور معناداری بهبود یافتند (۰۱/۰ p <). تعادل وضعیتی بهتر شد، به‌طوری که نمره PBS از ۳/۴۲ به ۷/۴۸ افزایش (۰۱/۰ p <) و زمان آزمون TUG از ۵/۱۲ به ۸/۹ ثانیه کاهش یافت (۰۱/۰ p <). سرعت راه رفتن در حالت عادی ۶/۱۸ درصد و در حالت سریع ۲/۱۵ درصد بهبود یافت (۰۱/۰ p <). تحلیل زیرگروه‌ها نشان داد که کودکان با سطح GMFCS I بهبود بیشتری از سطوح GMFCS II و GMFCS III داشتند (۰۵/۰ p <). تفاوت معناداری بین روش‌های طولانی کردن تاندون و رهاسازی عضلات مشاهده نشد (۰۵/۰ p <).
نتیجه‌گیری: جراحی ارتوپدی به‌طور معناداری سینماتیک راه رفتن، تعادل وضعیتی و سرعت گام‌برداری را در کودکان مبتلا به CP اسپاستیک بهبود می‌بخشد و این پیامدها تا 12 ماه پس از جراحی پایدار می‌مانند. یافته‌ها بر اهمیت مداخلات جراحی و پروتکل‌های توانبخشی فردی در بهبود تحرک عملکردی و کیفیت زندگی این بیماران تأکید می‌کنند.

ارتوپدی

بررسی تأثیر پوزیشن لگن بر Pelvic incidence

دوره 22، شماره 3، تابستان 1403، صفحه 140-144

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.547942.1166

سعید احمدی، مانی فلسفی، ناصر قائمیان، هدی شیرافکن، امیر محمود افشار

چکیده چکیده: مقدمه: با توجه به اهمیت ثابت بودن زاویه pelvic incidence جهت برسی راستای ستون مهره‌ها و از طرفی اهمیت زاویه مناسب جهت فیکسیشن ستون مهره‌ها در اعمال جراحی ستون مهره‌ها، هدف از انجام این مطالعه بررسی این زاویه و مقایسه آن در وضعیت‌های Flexion Full و
Full Extension بوده است. مواد و روشها: در این مطالعه مقطعی، 44 دانشجو که جهت شرکت در مطالعه داوطلب بودند، مورد ارزیابی دینامیک ویو در دو پوزیشن
Full Flexion و Full Extension قرار گرفتند و زاویه Pelvic incidence در دو پوزیشن مورداندازه‌گیری قرار گرفت. از تمام شرکت‌کنندگان که وارد مطالعه شدند دینامیک ویو در دو حالت 1- نشسته و خم شدن به جلو در حد توان (Full Flexion) و 2- حالت دراز کشیده و سپس پاها آویزان از تخت در حد توان فرد (Full Extension) گرفته شد. سپس با کمک نرم‌افزار PACS زاویه Pelvic incidence اندازه‌گیری شد. نتایج و بحث: میانگین زاویه PI در پوزیشن‌های Full Flexion وFull Extension ، برابر نیستند و زاویه موردنظر در دو پوزیشن، تغییرات را نشان می‌دهد. تغییرات زاویه PI در پوزیشن‌ها مورد مطالعه بدین‌صورت بود که میانگین آن در پوزیشن Full Flexion بیشتر از پوزیشن
Full Extension بود. میانگین تغییرات زاویه PI بین دو پوزیشن برابر 6/3±9/3 درجه بود. تغییرات به معنی اختلاف زاویه PI بین دو پوزیشن
Full Flexion وFull Extension  می‌باشد. میانگین زاویه PI در پوزیشن Full Flexion در زنان 23/11±83/55 درجه به دست آمد که بیشتر از زاویه PI در همان پوزیشن در مردان 62/7±22/53 درجه بود اما به لحاظ آماری اختلاف معناداری دیده نشد (390/0=P). میانگین زاویه PI در پوزیشن Full Extension در زنان 87/9±61/51 درجه محاسبه شد که بیشتر از زاویه PI در همان پوزیشن در مردان 05/7±65/49 درجه بود از نظر آماری، تفاوت معنادار گزارش نشد (608/0=P). نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه نشان داد که پوزیشن لگن بر میزان Pelvic Incidence تأثیر می‌گذارد و اندازه PI در دو پوزیشن‌های مختلف، یکسان نمی‌باشد. همچنین میزان PI در پوزیشن Flextion Full بیشتر از پوزیشن Full Extension بوده است.

ارتوپدی

بررسی ارتباط معیارهای رادیوگرافیک پیش از جراحی با میزان آزادسازی مدیال در عمل تعویض مفصل زانو

دوره 22، شماره 3، تابستان 1403، صفحه 145-151

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.546877.1161

سلمان غفاری، مسعود شایسته آذر، مهران رضوی پور، شاهین طالبی، شایان امجدی

چکیده چکیده: مقدمه: دفورمیتی واروس شایع‌ترین دفورمیتی موجود در بیمارانی است که مورد تعویض مفصل زانو قرار می‌گیرند و اصلاح آن بر آزادسازی بافت نرم مدیال زانو استوار است؛ اما معیار دقیقی برای میزان آن وجود ندارد هدف از مطالعه کنونی بررسی پارامترهای رادیوگرافیک قبل از جراحی است که قادر به پیش‌بینی میزان نیاز به آزادسازی عناصر مدیال می‌باشند. مواد و روشها: در یک مطالعه‌ی هم‌گروهی گذشته‌نگر کلیه بیمارانی که از در دوره‌ای ۲ ساله در مراکز درمانی دانشگاهی توسط یک جراح مورد جراحی تعویض مفصل زانو اولیه قرار گرفتند به‌صورت سرشماری وارد مطالعه شدند. بیماران بر اساس نوع و میزان آزادسازی مدیال به سه گروه تقسیم شدند. رادیوگرافی استاندارد ایستاده زانو در نماهای رخ و نیم‌رخ و الایمنت قبل و پس از عمل جراحی بررسی شد و معیارهای رادیوگرافیک شامل زاویه مکانیکال فموروتیبیال (mFTA)، زاویه لترال دیستال فمور (LDFA)، زاویه مدیال پروگزیمال تیبیا (MPTA)، زاویه‌ی خط مفصلی (JLCA) و والگوس کات انگل (VCA) قبل و بعد از عمل بین گروه‌ها مقایسه شد. نتایج و بحث: تعداد ۱۱۵ زانو مرتبط با 103 بیمار موردبررسی قرار گرفتند. بین زوایای لترال دیستال فمورال (LDFA) و مدیال پروگزیمال تیبیا (MPTA) و مکانیکال فمور و تیبیا (mFTA) و والگوس کات انگل (VCA) و میزان نهایی اصلاح واروس (زاویه مکانیکال فمور و تیبیا) با درجه‌ی آزادسازی مدیال ارتباط آماری معنی‌داری وجود داشت (05/0 < P). میزان اصلاح نهایی واروس به‌صورت معنی‌داری پیشگویی‌کننده نیاز به ریلیز وسیع‌تر مدیال می‌باشد (01/0 = P، 49/1 = OR). نتیجه‌گیری: زوایای LDFA،MPTA ، زاویه‌ی مکانیکال فمور و تیبیا (mFTA) و والگوس کات انگل (VCA) و میزان نهایی اصلاح زاویه مکانیکال فمور و تیبیا با درجه‌ی آزادسازی مدیال ارتباط آماری معنی‌داری وجود دارد و میزان اصلاح نهایی واروس به‌صورت معنی‌داری پیشگویی‌کننده نیاز به ریلیز بیشتر مدیال می‌باشد.