بررسی نتایج بالینی پس از بازسازی ACL در بیماران معتاد به تریاک و بیماران سیگاری در مقایسه با بیماران غیر معتاد
صفحه 1-5
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.547473.1162
محمد شیبانی، امیررضا صادقی فر، امیررضا کلانتری، الهام السادات سید قاسمی، سلمان آذرسینا
چکیده مقدمه: رباط صلیبی قدامی (ACL) یک عنصر خارج سینوویال است و فیبروبلاست ها در تجدید و نگهداری مداوم آن نقش دارند. به نظر می رسد اعتیاد به تریاک و استعمال دخانیات اثرات مخربی بر روند بهبودی توانبخشی رباط صلیبی قدامی دارد. بنابراین، هدف مطالعه حاضر بررسی نتایج بالینی جراحی بازسازی ACL در بیماران معتاد به تریاک، افراد سیگاری در مقایسه با بیماران غیر معتاد می باشد.
مواد و روش ها: این مطالعه یک مطالعه کوهورت آینده نگر است. بیماران به چهار گروه سیگاری، معتاد به تریاک، معتاد به تریاک و سیگار و سالم تقسیم شدند. سپس نتایج بازسازی رباط در این چهار گروه بر اساس پرسشنامه KOOS و Lysholm و همچنین سیستم KT-2000 مورد ارزیابی قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کای اسکوئر و تی مستقل استفاده شد و سطح معنی داری زیر 05/0 در نظر گرفته شد.
یافته ها: میزان جابجایی بر اساس سیستم KT-2000 در گروه غیر معتاد به طور معنی داری کمتر از گروه های مواجهه بود. شدت زانو درد و میزان سختی فعالیتهای روزانه و ورزش بر اساس معیارهای KOOS در افراد غیر معتاد بهطور معنیداری کمتر از گروههای مواجهه بود. بر اساس پرسشنامه Lysholm، نمره لنگش بیمار، نمره حمایت، نمره ناپایداری، نمره پلهنوردی و نمره چمباتمه زدن در گروه غیر معتاد بهطور معنیداری بیشتر از هر یک از گروههای مواجههشده بود. سطح قفل شدن و تورم تفاوت معنی داری نداشت.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر به طور کلی نشان داد که نتایج بالینی بازسازی رباط صلیبی قدامی (ACL) در بیماران معتاد به تریاک و سیگاری ها به طور معنی داری بدتر از بیماران غیر معتاد بود. نتایج پیگیری بیماران پس از 12 ماه نشان داد که میزان جابجایی بر اساس سیستم KT-2000 در گروه غیر معتاد به طور معنی داری کمتر از گروه های مواجهه بود.
بررسی نتایج درازمدت دو روش فیکساسیون DHS و PFNA در بیماران با شکستگی اینترتروکانتریک پایدار
صفحه 6-10
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.551667.1178
پیمان محمدحسینی آذر، سلمان آذرسینا، محمدسجاد میرحسینی، محمد شیبانی
چکیده مقدمه: شکستگی اینترتروکانتریک یکی از شایعترین شکستگیهای هیپ بخصوص در جمعیت سالخورده میباشد، DHS (پیچ متحرک هیپ) و PFNA (نیل پروگزیمال فمور) همچنان اصلیترین روشهای ثابت سازی این شکستگی محسوب میشوند. این مطالعه به مقایسه نتایج درازمدت این دو روش در شکستگیهای با طبقهبندی OTA/AO A1&A2.1 میپردازد.
مواد و روشها: این مطالعه که بهصورت کوهورت گذشتهنگر در بیمارستانی آموزشی در یک دوره ۱۰ ساله شامل 154 بیمار تحت درمان با DHS و PFNA درمان شده بودند بررسی شدند. پیامدهای کلیدی مانند عفونت نرخ عمل مجدد و مرگومیر بر اساس سن و جنس در زیرگروههای مختلف بررسی شدند.
نتایج و بحث: در بررسیهای انجامگرفته بر روی 154 بیمار ازنظر عفونت، احتیاج به جراحی مجدد و میزان مرگومیر 5 ساله تفاوت معناداری بین دو روش DHS و PFNA مشاهده نشد، در ادامه تأثیر سن و جنس بر روی دو روش بررسی شد که مشخص شد در افراد مؤنث و بالای 70 سال با روش DHS احتیاج به عمل بیشتری داشتند.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج بهغیراز گروه سنی بالای 70 سال و جنسیت مؤنث که نرخ جراحی مجدد در آنها در صورت درمان با DHS بیشتر بود، در سایر موارد تفاوتی بین دو گروه نبود.
مقدمه: شکستگی اینترتروکانتریک یکی از شایعترین شکستگیهای هیپ بخصوص در جمعیت سالخورده میباشد، DHS (پیچ متحرک هیپ) و PFNA (نیل پروگزیمال فمور) همچنان اصلیترین روشهای ثابت سازی این شکستگی محسوب میشوند. این مطالعه به مقایسه نتایج درازمدت این دو روش در شکستگیهای با طبقهبندی OTA/AO A1&A2.1 میپردازد.
مواد و روشها: این مطالعه که بهصورت کوهورت گذشتهنگر در بیمارستانی آموزشی در یک دوره ۱۰ ساله شامل 154 بیمار تحت درمان با DHS و PFNA درمان شده بودند بررسی شدند. پیامدهای کلیدی مانند عفونت نرخ عمل مجدد و مرگومیر بر اساس سن و جنس در زیرگروههای مختلف بررسی شدند.
نتایج و بحث: در بررسیهای انجامگرفته بر روی 154 بیمار ازنظر عفونت، احتیاج به جراحی مجدد و میزان مرگومیر 5 ساله تفاوت معناداری بین دو روش DHS و PFNA مشاهده نشد، در ادامه تأثیر سن و جنس بر روی دو روش بررسی شد که مشخص شد در افراد مؤنث و بالای 70 سال با روش DHS احتیاج به عمل بیشتری داشتند.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج بهغیراز گروه سنی بالای 70 سال و جنسیت مؤنث که نرخ جراحی مجدد در آنها در صورت درمان با DHS بیشتر بود، در سایر موارد تفاوتی بین دو گروه نبود.
آمبولی چربی در زمینههای غیر ارتوپدی: مروری بر موارد بالینی و پاتوفیزیولوژی(مقاله مروری)
صفحه 11-15
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.552137.1180
پوریا چقامیرزایی، آروین نجفی، سلمان آذرسینا، جواد کریمی رزوه، درسا هادوی، محمد هادی بحری، محمد عزیزمنش، مهدی تیوتور
چکیده چکیده:
سندرم آمبولی چربی (FES) بهطور سنتی با تروماهای ارتوپدی، بهویژه شکستگیهای استخوانهای بلند، مرتبط است، اما وقوع آن در زمینههای غیر ارتوپدی مانند روشهای زیبایی، طب سوزنی و سایر مداخلات کمتهاجمی به عنوان یک نگرانی بالینی قابل توجه مطرح میشود. این مرور ادبیات موارد بالینی، پاتوفیزیولوژی و شکافهای دانشی مرتبط با آمبولی چربی در این زمینههای غیر ارتوپدی را موردبررسی قرار میدهد. بیش از همه مقالات ۱۴ سال گذشته موردبررسی قرارگرفتهاند. این بررسی، گزارشهای موردی موجود را بررسی کرد و مکانیزمهایی را که در آنها گلبولهای چربی معمولاً از طریق تخریب بافت در مناطق پرچربی وارد جریان خون میشوند، برجسته میسازد. درحالیکه آمبولی چربی در تروماهای ارتوپدی بهخوبی مستند شده است، خطر آن در زمینههای غیر تروما همچنان کمتر شناسایی شده و با چالشهای تشخیصی و درک محدود از مکانیزمهای دقیق همراه است. روشهایی مانند لیپوساکشن، پیوند چربی گلوئتال و طب سوزنی در ایجاد آمبولی چربی نقش داشتهاند و اغلب منجر به عوارض شدیدی مانند تنگی نفس و نقصهای عصبی میشوند. علیرغم افزایش فراوانی این روشها، شکافهای قابلتوجهی در درک عوامل خطر، بهبود تکنیکهای تشخیصی و بهینهسازی استراتژیهای درمانی باقی مانده است. این مرور بر نیاز به افزایش آگاهی و انجام تحقیقات بیشتر بهمنظور درک بهتر آمبولی چربی در زمینههای غیر ارتوپدی، بهبود رویکردهای تشخیصی و توسعه اقدامات پیشگیرانه برای کاهش ریسک عوارض در عمل بالینی تأکید میکند.
مقایسه روش جراحی فیکساتور خارجی همراه با پلاک در مقایسه با پلاک به تنهایی در درمان شکستگیهای خرد شده داخل مفصلی دیستال رادیوس
صفحه 16-21
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.551625.1177
آروین نجفی، میلاد بهزادی، سلمان آذرسینا، محمد سجاد میرحسینی، محمد شیبانی، درسا هادوی، الهه خندان، مهدی یعقوب نژاد
چکیده چکیده: مقدمه: شکستگی دیستال رادیوس شایعترین شکستگی در اندام فوقانی است. مطالعات زیادی در مورد جنبههای مختلف درمان این بیماران انجامشده است، اما هنوز توافق نظری در مورد اینکه کدام روش درمانی ارجح است وجود ندارد. هدف ما مقایسه روش درمانی ترکیبی فیکساتور خارجی وپلاک با پلاک به تنهایی میباشد. مواد و روشها: در این کارآزمایی بالینی تصادفی (RCT)، بیماران با شکستگی دیستال رادیوس با طبقهبندی C2 و C3.1 AO/OTA بهطور تصادفی به دو گروه پلاک لاکینگ به تنهایی (شاهد) و فیکساتور خارجی همراه با پلاک (مداخله) تقسیم شدند. سپس بیماران از نظر نتایج رادیولوژیک و بالینی در هفته اول، هفته سوم، هفته ششم، ماه ششم و ماه نهم پس از جراحی مورد ارزیابی قرار گرفتند. ناتوانیهای زودرس بازو، شانه و دست (qDASH) و نمره مقیاس بینایی آنالوگ (VAS) برای بررسی استفاده شدند. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزار SPSS استفاده شد. رضایت آگاهانه از بیماران گرفته شد. نتایج و بحث: 52 بیمار (26 نفر در هر گروه) وارد مطالعه شدند. میانگین سنی در گروه کنترل 42 سال و در گروه مداخله 41 سال بود. نمره (qDASH) در گروه کنترل 35 و در گروه مداخله 38 بود که این تفاوت بین دو گروه معنیدار نبود. بر اساس نمره (VAS) نیز تفاوت معنیداری بین دو گروه از نظر میزان درد مشاهده نشد. همچنین معیارهای رادیولوژیکی شامل ارتفاع رادیوس و شیب ولار، بین دو گروه تفاوت معنیداری نداشت (05/0P<). نتیجهگیری: با یکسان بودن نتایج پلاک به تنهایی با فیکساتور خارجی همراه با پلاک در شکستگیهای C2 ,C3 انتهای رادیوس – استفاده از پلاک به تنهایی توصیه میشود.
بررسی معیارهای رادیولوژیکی و یافته های بالینی در بیماران قبل و بعد از استئوتومی اسمیت-پترسون برای اصلاح ناهنجاری ستون فقرات بزرگسالان
صفحه 22-27
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.544474.1144
بابک میرزاشاهی، محمدجواد دهقانی فیروزآبادی، سعید پناهی، امیرحسین حاجی علی گل، سلمان آذرسینا، مهدی تیوتور، فرناز حاج طالبی، رومینا بسیج
چکیده چکیده: مقدمه: هدف از این مطالعه بررسی معیارهای رادیولوژیکی و یافتههای بالینی در بیماران قبل و بعد از استئوتومی اسمیت-پترسون برای اصلاح ناهنجاری ستون فقرات بزرگسالان است. مواد و روشها: یک مطالعه سری موردی است. دادهها بهصورت گذشتهنگر از پرونده بیماران تهیه و استخراج شود. معیارهای ورود به مطالعه عبارت بودند از: سن بالای 18 سال، انجمن بیهوشی آمریکا کلاس خطر ASA III یا کمتر و کاندیدای جراحی انتخابی استئوتومی اسمیت-پیترسون با نشانه اصلی اصلاح ناهنجاری ستون فقرات ساژیتال در سه سال گذشته. تمام رادیوگرافیها و پرسشنامههای مربوط به درمان بالینی در آن زمان گنجاندهشده است. همه بیماران قبل از جراحی تحت رادیوگرافی دیجیتال کامل ایستاده قرار گرفتند. پارامترهای رادیوگرافی و بالینی شامل موارد زیر از پرونده بیماران قبل از عمل و 1 ماه بعد از عمل استخراج شدند. اطلاعات دموگرافیک و بالینی برای هر بیمار به دست آمد: سن، جنس، شاخص توده بدنی (BMI) و... ابتدا اطلاعات پرسشنامه کدگذاری شده و وارد نرمافزار SPSS گردیدد. سطح معنیداری کمتر از 5 درصد در نظر گرفته شد. نتایج و بحث: 10 بیمار که شرایط ورود به مطالعه را داشتند موردبررسی قرار گرفتند. میزان تغییر در SAV قبل و بعد از اصلاح بدشکلی بعد از عمل بهطور معنیداری کاهش یافته است (0001/0 < P)، میزان بروز لگن نیز از 7/51 به 5/52 بعد از جراحی افزایشیافته است که ازنظر آماری معنیدار نیست. (0.269). شیب لگن پس از جراحی از 7/28 به 5/23 کاهش یافت (002/0=P). شیب ساکرال از 5/23 به 4/29 افزایش یافت (002/0=p). لوردوز کمری نیز پس از جراحی از 5/8 به 1/42 افزایش یافت (0001/0>p). میزان کیفوز قفسه سینه نیز پس از جراحی از 4/24 به 2/25 افزایش یافت (003/0=P). کاهش معنیداری در VAS از 7.7 به 1/3 بعد از جراحی مشاهده شد (00001/0>P). نتیجهگیری: بر اساس نتایج نشان داده شده است که اصلاح ناهنجاری با روش استئوتومی اسمیت-پترسون میتواند وضعیت بالینی و رادیوگرافیک بیماران را در یک پیگیری کوتاه مدت بهبود بخشد.
تعیین تأثیر داروی پنتوکسی فیلین بر روند بهبود بافت در بیماران دچار قطع تروماتیک نوک انگشتان:یک کار آزمایی بالینی تصادفی
صفحه 28-35
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.550416.1176
سلمان آذرسینا، آروین نجفی، سعید بهجتی، محمد سجاد میرحسینی، آرمین تاجیک، امیرمحمد کشاورز حسنی، حمیدرضا بالایی سریزدی، سارا محبی
چکیده چکیده: مقدمه: هدف از این تحقیق، بررسی تأثیر داروی پنتوکسی فیلین بر روند بهبود زخمهای ناشی از قطع تروماتیک نوک انگشتان دست در بیماران علیالخصوص بیمارانی که به تسریع درمان و نتایج بهتر نیاز دارند. مواد و روشها: این مطالعه بهصورت کارآزمایی بالینی تصادفی بر روی ۵۲ بیمار انجام شد که به دلیل قطع انگشتان ناشی از تروما به بیمارستان مراجعه کرده بودند. بیماران به دو گروه مداخله (دریافتکننده پنتوکسی فیلین) و گروه کنترل (دریافتکننده دارونما) تقسیم شدند. داروی پنتوکسی فیلین در گروه مداخله به میزان ۱۲۰۰ میلیگرم در روز به مدت ۲۱ روز تجویز شد. ارزیابیها در سه زمان (روز هفتم، چهاردهم و بیست و یکم) از نظر وضعیت زخم و پیشآگهی درمان انجام شد. نتایج و بحث: نتایج نشان داد که در روز هفتم، درصد کمتری از بیماران گروه مداخله دچار نکروز مرکزی و حاشیهای بودند. همچنین در روزهای چهاردهم و بیست و یکم، بهبود قابلتوجهی در وضعیت زخمها در گروه مداخله مشاهده شد و پیشآگهی درمان در این گروه به طور معناداری بهتر بود. در روز بیست و یکم، ۹۰٪ از بیماران گروه مداخله به بهبودی کامل رسیدند، درحالیکه در گروه کنترل این رقم ۷۵٪ بود. همچنین، عوارض جانبی پنتوکسی فیلین در گروه مداخله کم و موقتی بود و هیچکدام از بیماران نیاز به قطع دارو نداشتند. نتیجهگیری: استفاده از پنتوکسی فیلین بهعنوان درمان مکمل در بیماران مبتلا به قطع انگشت ناشی از تروما، تأثیر مثبت و قابلتوجهی در تسریع بهبودی زخمها و بهبود پیشآگهی درمان دارد.
آژنزی ساکرال، کیست تراتوم و ناهنجاری واژن در یک زن جوان(گزارش موردی)
صفحه 36-38
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.551648.1179
مهدی تیوتور، مهدی محمدی تبار، سلمان آذرسینا، محمد جواد دهقانی فیروزآبادی، فرناز حاج طالبی
چکیده چکیده: در این گزارش مورد بالینی به وضعیت یک زن جوان که با درد شدید کمر همراه با چرخش و انحراف لگن مراجعه کرده بودند میپردازیم. به دلیل شدت تغییر شکل وضعیتی ایشان و تأثیر زیاد این مشکلات بر کیفیت زندگی، درمان فیوژن اسپاینوپلویک انجام پذیرفت تا، جلوگیری از پیشرفت بیشتر تغییر شکل و همچنین کاهش درد بیمار حاصل شود. در حین ارزیابیها، یک توده در ناحیه ساکرال شناسایی شد. همچنین مشخص شد که واژن او دارای دو دهانه مجزا است که این یافتهها کیس موردنظر را در گروه آژنزی ساکرالهای سندرومیک قرار میدهد. اهمیت آزمایشهای ژنتیکی و مشورت و همفکری با سایر متخصصان و اهمیت پیگیری مستمر تأکید میشود.
تسریع التیام شکستگی با استفاده از پودر لیوفیلیزه L-PRF زنوژنیک (اسب) در ترمیم استخوان در مدل حیوانی موش صحرایی
صفحه 39-46
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.547919.1164
سبحان رضویان، امین بیغم صادق، احمد عریان، ابوتراب طباطبایی نائینی
چکیده چکیده: مقدمه: ضایعات استخوانی ناشی از تروما، موقعیت های پاتولوژیک، یا مداخلات جراحی اغلب نیازمند راهکارهای پیشرفته ترمیمی هستند، خصوصا زمانی که بدن به خودی خود قادر به ترمیم ضایعه بحرانی استخوان نمیباشد. در میان فاکتورهای ترمیمی، فیبرین غنی از پلاکت و لوکوسیت (L-PRF) به دلیل خاصیت ترمیم استخوان آن در هر دو فرم خودی و غیر خودی مورد توجه ویژه ای قرار گرفته است. مواد و روشها: برای بررسی L-PRF لیوفیلیزه گرفته شده از خون اسب، از موش های صحرایی نر بالغ استفاده شد. موش ها به ۴ گروه تقسیم شدند که در یکسری از گروه ها بر روی ضایعه ای که در استخوان زند زبرین ایجاد شده بود، بافت خودی استخوان قرار گرفت. L-PRF از خون اسب تهیه شد و بعد از لیوفیلیزه کردن در ناحیه ضایعه قرار داده شد. سپس روند ترمیم استخوان بوسیله رادیولوژی و هیستوپاتولوژی بررسی شد و مورد تحلیل آماری قرار گرفت. نتایج و بحث: تفسیرهای رادیوگرافی و هیستوپاتولوژی نشان دادند که گروه اتوگرافت+ L-PRF بیشترین میزان ترمیم استخوان، با بالاترین امتیاز Lane and sandhu، را داشته است. این گروه در مقایسه با گروه L-PRF و گروه خالی پیشرفت بیشتری در تبدیل بافت غضروفی به استخوانی داشته است. گروه اتوگرافت نیز نسبت به گروه L-PRF برتری مشخصی داشت. در این تحقیق گروه خالی نتوانست بافت استخوانی مورد نیاز برای ترمیم ضایعه را تشکیل دهد و تنها بافت پیوندی تشکیل شد. بدین ترتیب اثر هم افزایی L-PRF با گرافت خودی استخوان به خوبی مشخص شد. نتیجهگیری: در این مطالعه L-PRF به دست آمده از خون اسب خصوصا در موارد همراهی با اتوگرافت خودی، تاثیر قابل توجهی در ترمیم ضایعات بحرانی استخوان زند زبرین در موش های صحرایی داشته است.
