مقایسه کیفیت زندگی در بیماران با ترومای ماژور اندام تحتانی تحت آمپوتاسیون و تحت درمان حفظ اندام یا کانسرواتیو
صفحه 95-101
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.545467.1148
سلمان غفاری، شیوا آق آتابای، مهران رضوی پور، مریم رضاپور
چکیده چکیده: مقدمه: در برخی موارد ترومای ماژور اندام تحتانی، قطع عضو یا حفظ اندام صورت میگیرد. هدف از انجام این مطالعه مقایسه کیفیت زندگی در بیماران تحت آمپوتاسیون با حفظ اندام میباشد. مواد و روشها: مطالعه حاضر مقایسهای مقطعی بوده و بیماران مبتلا به ترومای ماژور اندام تحتانی که تحت آمپوتاسیون اندام تحتانی یا حفظ اندام قرار گرفته بودند پس از گذشت حداقل 6 ماه از درمان آسیب اولیه از نظر کیفیت زندگی با استفاده از پرسشنامه SF-36 مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج و بحث: 94 بیمار وارد مطالعه شدند که 9/80 درصد از بیماران در این مطالعه مرد بودند. میانه سنی 5/41 سال (18 تا 64) بود. همچنین اختلاف آماری معناداری از نظر سن، جنسیت، وضعیت تأهل، تعداد فرزند، سطح تحصیلات، سیگار کشیدن و سوءمصرف مواد و یا الکل بین گروههای مطالعه وجود نداشت. زیر مقیاس سلامت عمومی (001/0= P) و سرزندگی (انرژی) (002/= P) به طور معناداری 6 ماه پس از آسیب اولیه در گروه آمپوتاسیون نمرات بالاتری داشتند. نتیجهگیری: در بیماران مبتلا به ترومای ماژور، تلاش جهت حفظ اندام در مقابل آمپوتاسیون منجر به افزایش طول مدت بستری، تعداد موارد عفونت و جراحی مجدد میگردد. آمپوتاسیون پس از حداقل 6 ماه منجر به بهبود کیفیت زندگی به ویژه در زمینه سلامت عمومی و احساس سرزندگی میگردد.
افسردگی و عوامل مرتبط با آن در بیماران مبتلا به پوکی استخوان
صفحه 102-108
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.546106.1159
شیوا مومنی، محمد محسن حسینیان، آسیه کتوک، سیده معصومه حسینی مرزرودی، عیسی نظر
چکیده چکیده: مقدمه: پوکی استخوان در حال حاضر یک مشکل بهداشت عمومی بوده و بهعنوان بیماری خاموش قرن شناخته میشود. عوارض پوکی استخوان بر زندگی افراد تأثیر گذاشته و منجر به اضطراب و افسردگی میشود؛ بنابراین هدف اصلی مطالعه حاضر، تعیین فراوانی علائم افسردگی و عوامل مرتبط با آن در این بیماران است. مواد و روشها: پژوهش حاضر یک مطالعه مقطعی-تحلیلی است که بر روی 35 بیمار مبتلا به پوکی استخوان که در سال 1403 به کلینیک پوکی استخوان بیمارستانی آموزشی مراجعه کرده بودند انجام شد. اطلاعات بیماران با استفاده از یک چکلیست محقق ساخته و پرسشنامه اضطراب و افسردگی هاسپیتال جمعآوری شدند. تحلیلهای آماری با استفاده از نرمافزار 20 SPSS در سطح معنیداری 05/0 انجام شد. نتایج و بحث: از 35 بیمار مورد مطالعه، در 24 (57/68 درصد) بیمار علائم افسردگی مشاهده شد. 32 (40/91 درصد) بیمار زن و 3 (60/8 درصد) بیمار نیز مرد بودند. علائم افسردگی در 60/65 درصد از زنان و همه مردان مشاهده شد. میانگین سنی کلی بیماران 80/6 86/63 سال بود. 7 (70/46 درصد) نفر از بیماران مبتلا به دیابت و 17 (00/85 درصد) نفر از بیماران بدون دیابت علائم افسردگی داشتند و ارتباط آماری معناداری بین دیابت و علائم افسردگی در این بیماران مشاهده شد (05/0 < P)؛ اما ارتباط آماری معناداری بین سایر متغیرها با علائم افسردگی یافت نشد (05/0 > P). نتیجهگیری: یافتههای حاصل از مطالعه حاضر نشان داد که فراوانی علائم افسردگی در بیماران مبتلا به پوکی استخوان بالا است از این رو بایستی به عنوان یک عامل مهم در درمان پوکی استخوان در نظر گرفته شود.
بررسی اثربخشی نوعی مکمل غذایی بر میزان درد و عملکرد مفاصل بیماران دارای استئوآرتریت زانو
صفحه 109-114
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.545486.1149
مسعود شایسته آذر، عیسی نظر، محمد محسن حسینیان، فاطمه فکری
چکیده چکیده: مقدمه: استئوآرتریت (OA) یا آرتروز زانو، یک بیماری مفصلی شایع است که به طور خاص بر مفصل زانو تأثیر میگذارد و سبب ایجاد ناتوانی جدی شده و بار زیادی را بر سیستمهای بهداشتی و درمانی تحمیل مینماید. ازاینرو درمان این بیماران و به حداقل رساندن از دست رفتن کارکرد فیزیکی آنان بسیار حائز اهمیت است. مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی نوعی مکمل غذایی در میزان درد و عملکرد مفاصل بیماران دارای استئوآرتریت زانو انجام شد. مواد و روشها: پژوهش حاضر از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی شده دوسوکور میباشد و بر روی بیمارانی که طی سال 1403 به درمانگاههای ارتوپدی وابسته به یک مرکز علمی مراجعه کرده بودند انجام شد. بیماران گروه مداخله، نوعی مکمل غذایی را علاوه بر درمان استاندارد دریافت کردند. گروه کنترل نیز درمان استاندارد را به همراه یک دارونما گرفتند. تمام تجزیهوتحلیلهای آماری با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 20 در سطح معناداری 05/0 انجام شد. نتایج و بحث: میانگین سنی بیماران گروه کنترل و مداخله نیز به ترتیب 65/5±93/58 سال و 44/6±77/59 سال به دست آمد و اختلاف آماری معناداری در میانگین سنی بیماران بین دو گروه کنترل و مداخله وجود نداشت (05/0 P>). نتایج حاصل از مدل رگرسیون آنالیز کوواریانس چندگانه نشان داد که اختلاف آماری معناداری بین دو گروه از نظر میزان درد، میزان علائم، میزان عملکرد و نمره کل پرسشنامه WOMAC وجود دارد (05/0 P<). نتیجهگیری: تجویز روزانه نوعی مکمل غذایی به مدت حداکثر دو ماه، علاوه بر درمان استاندارد در بیماران مبتلا به استئوآرتریت زانو توصیه میشود و میتواند بهبود قابلتوجه و بالینی در میزان درد، شدت علائم، میزان عملکرد و نمره کل WOMAC بیماران داشته باشد.
مقایسه اثرات ضد دردی دولوکستین و ممانتین پس از آرتروپلاستی کامل زانو: یک کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور با گروه کنترل دارونما
صفحه 115-1122
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.549577.1174
آرزو باطبی، سلمان غفاری، مهران ضرغامی، سیده فاطمه احمدی محلی، عیسی نظر، مریم رضاپور
چکیده چکیده:
مقدمه: استئوآرتریت (OA) یک بیماری شایع و ناتوانکننده اسکلتی-عضلانی است که با درد مزمن مشخص میشود. با توجه به اثربخشی کمتر از حد مطلوب داروهای مسکن فعلی، شناسایی استراتژیهای درمانی جدید همچنان یک اولویت بالینی است. این کارآزمایی تصادفی کنترلشده دوسوکور با هدف ارزیابی اثربخشی مقایسهای دولوکستین و ممانتین در مدیریت درد پس از عمل جراحی تعویض کامل مفصل زانو (TKA) انجام شد.
مواد و روشها: یک کارآزمایی بالینی تصادفی، دوسوکور و کنترلشده با دارونما بر روی ۱۸۷ بیمار تحت TKA انجام شد. شرکتکنندگان به سه گروه تقسیم شدند: دارونما (۶۳ نفر)، ممانتین (۱۰ میلیگرم در روز، ۶۲ نفر) و دولوکستین (۲۰ میلیگرم در روز، ۶۲ نفر). همه گروهها از یک پروتکل استاندارد پیرامون عمل پیروی کردند. شدت درد قبل از عمل و دو هفته و سه ماه پس از عمل با استفاده از مقیاس آنالوگ بصری
(VAS؛ ۰-۱۰) ارزیابی شد. متغیرهای جمعیتشناختی و مصرف مواد افیونی (معادلهای سولفات مورفین) در طول بستری در بیمارستان ثبت شد.
نتایج و بحث: میانگین مصرف مواد افیونی در طول بستری به ترتیب در دارونما، ممانتین و دولوکستین ۷۰٫۵ ± ۲٫۰۱، ۷۱٫۲۹ ± ۲٫۶ و
۷۶٫۰۷ ± ۲٫۵ میلیگرم بود. آنالیز واریانس یکطرفه هیچ تفاوت آماری معنیداری بین گروهی در مصرف مواد افیونی نشان نداد (05/0 P>). به طور مشابه، هیچ تفاوت معنیداری در میانگین شدت درد در هر نقطه زمانی در گروهها مشاهده نشد (05/0 P>). بااینحال، تجزیهوتحلیل طولی (آزمون فریدمن) کاهش آماری معنیداری در شدت درد در طول زمان در همه گروهها نشان داد (05/0 P<) که با مسیرهای معمول بهبودی پس از عمل سازگار است. (05/0 P<).
نتیجهگیری: درحالیکه هم دولوکستین و هم ممانتین با کاهش زمانی شدت درد همراه بودند، هیچیک از مداخلات برتری آماری معنیداری نسبت به دارونما در کاهش درد پس از عمل یا نیاز به مواد افیونی نشان ندادند. تحقیقات بیشتر در مورد رژیمهای دوز بهینه، دورههای پیگیری طولانیتر و اثرات همافزایی با این داروها ممکن است یافتههای متفاوتی در مدیریت درد TKA ارائه دهد.
نتایج رادیوگرافیک جراحی گرافت استخوانی بدون پایه عروقی در جوش نخوردگی اسکافوئید
صفحه 123-127
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.549057.1173
مهران رضوی پور، سلمان غفاری، الهه فلاح
چکیده چکیده:
مقدمه: پیوند استخوان به عنوان اصلیترین رکن درمانی عدم جوش خوردگی است که ممکن است با توجه به یافتههای حین عمل جراحی همراه با فیکساسیون یا بدون آن انجام شود. این مطالعه به بررسی نتایج رادیوگرافیک جوش خوردگی در بیماران دچار این شکستگی در گرافت استخوانی بدون پایه عروقی میپردازد.
مواد و روشها: در این مطالعه مقطعی بیمارانی که جوش نخوردگی اسکافویید در یک دوره ۴ ساله در مراکز آموزشی شهر درمان شده بودند به روش نمونهگیری سرشماری بررسی شدند. بیماران با پیوند استخوان بدون پایه عروقی درمان شده بودند. بیماران تا زمان جوش خوردن کامل رادیولوژیک، از نظر ترمیم و عوارض، پیگیری و با گچ بیحرکت بودند. سپس رادیوگرافی سریال تا زمان وقوع جوش خوردگی از بیماران گرفته شد. آنالیز دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 24 انجام شد.
نتایج و بحث: 43 بیمار با میانگین سنی ۲۹٫۹۱ ± ۸٫۵۸ سال وارد مطالعه شدند. 13 نفر عارضه داشتند که شامل 6 نفر محدودیت در حرکت و 7 نفر درد میشد. ۱۵ نفر (۳۴٫۹) از بیماران پس از شکستگی دچار نکروز آوسکولار شده بودند. میانگین مدتزمان جراحی از اولین برش تا پایان آن ۴۹٫۱۶ ± ۵٫۹۸ دقیقه بود. میانگین مدتزمان سپریشده از جراحی تا اولین شواهد جوش خوردگی بر اساس گرافی بیمار ۳۶٫۵۹±۴۷٫۴۲ روز بود که جوش خوردگی استخوان اسکافویید در تمامی بیماران رخ داد.
نتیجهگیری: مطالعه ما نشان داد که جراحی گرافت استخوانی بدون پایه عروقی در تمام بیماران، حتی با نکروز آواسکولار، منجر به جوش خوردن اسکافوئید شد و عملکرد دست بهبود یافت. عوارض عمدتاً خفیف بودند تنها در ۳۰٫۲% از بیماران عوارضی همچون درد مچ دست و محدودیت حرکت مشاهده گردید.
مروری برکاربرد ونقش انواع پیچها در جراحی ارتوپدی(مقاله مروری)
صفحه 128-147
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.488537.1115
صالح ولیدی، احسان قدیمی، پویا طباطبایی ایرانی، عرفان خسروی، سید هادی کلانتر
چکیده چکیده: پیچهای ارتوپدی نقش حیاتی در فیکساسیون داخلی برای تثبیت شکستگیها، یونیون سطح مفصلی و انجام استئوتومی دارند. پیشرفتهای اخیر در علوم مواد و بیومکانیک منجر به توسعه انواع مختلف پیچهای ارتوپدی شده است که هدف آنها بهینهسازی استحکام فیکساسیون و کاهش عوارض پس از جراحی است. درک ویژگیهای بیومکانیکی، طبقهبندی و نوآوریهای فناوری پیچهای ارتوپدی برای بهبود نتایج جراحی ضروری است. این مطالعه یک بررسی جامع از طبقهبندی، طراحی، ویژگیهای بیومکانیکی و کاربردهای بالینی پیچهای ارتوپدی ارائه میدهد. با تحلیل سیستماتیک منابع علمی، انواع مختلف پیچها بر اساس ترکیب مواد، ویژگیهای مکانیکی و تکنیکهای فیکساسیون مورد ارزیابی قرار گرفتند. همچنین، فناوریهای نوظهور از جمله پیچهای زیستتخریبپذیر، پیچهای قفلشونده و ایمپلنتهای هوشمند از نظر تأثیر آنها بر جراحی ارتوپدی مدرن بررسی شدند. نتایج نشان میدهند که پیچهای قفلشونده (لاک) در استخوانهای استئوپروتیک و شکستگیهای پیچیده، استحکام فیکساسیون برتری داشته و خطر شکست ایمپلنت را کاهش میدهند. پیچهای زیستتخریبپذیر پتانسیل حذف نیاز به جراحی ثانویه برای برداشت ایمپلنت را دارند، اما چالشهایی نظیر کنترل نرخ تخریب آنها همچنان حلنشده باقی مانده است. همچنین، پیچهای دارو-رهش تأثیر مثبتی در کاهش نرخ عفونتهای پس از جراحی نشان دادهاند، اما مطالعات بیشتری برای تعیین دوز بهینه دارو و نحوه آزادسازی آن مورد نیاز است. پیشرفتهای اخیر در فناوری پیچهای ارتوپدی، از جمله نوآوریهای مواد و بهبود طراحی مکانیکی، نتایج بالینی را به طور قابلتوجهی ارتقا دادهاند. بااینحال، چالشهایی همچنان در مورد پایداری طولانیمدت پیچهای زیستتخریبپذیر، بهینهسازی خواص مکانیکی و کاهش عوارض ناشی از ایمپلنتها وجود دارد. تحقیقات آینده باید بر توسعه ایمپلنتهای متناسب با بیمار و اصلاح طراحیهای بیومکانیکی متمرکز شوند تا میزان موفقیت جراحیها را افزایش دهند.
موارد مربوط به موقعیت تثبیت شکستگی گردن فمور با هدایت فلوروسکوپی در موقعیت دکوبیتوس جانبی در مورد با سابقهی ازهمگسیختگی زانو(گزارش موردی)
صفحه 148-151
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.541490.1141
حسن براتی، مجتبی باروتکوب، امیر برزنونی، علی کیپورفرد، علی قضات فر
چکیده چکیده: شکستگی گردن فمور یکی از ناتوانکنندهترین و رو به افزایشترین آسیبها در بیماران بالای ۵۰ سال است. شایعترین وضعیت جراحی در جراحی پروگزیمال فمور، وضعیت خوابیده به پشتروی میز شکستگی یا رادیولوسنت است. در سال ۲۰۲۳، پیسوده و همکارانش وضعیت جراحی جدیدی را معرفی کردند که بیمار را در موقعیت دکوبیتوس جانبی قرار میداد. این مطالعه این وضعیت را در بیماری با سابقهی ازهمگسیختگی توصیف میکند. مردی ۴۰ ساله با شکستگی پاولز نوع I (گاردن نوع II) راست با ازهمگسیختگی زانوی قبلی ناشی از ترومای گستردهی تیبیا، تحت جااندازی بسته و تثبیت داخلی قرار گرفت. بیمار در موقعیت دکوبیتوس جانبی چپ قرار داده شد. مفصل زانو و ران بهطور ایمن تا ۴۵ درجه روی پایه مایو خم شدند. سپس، اندام آسیبدیده بیمار با دقت بلند شد و یک بالش یا پد زیر آن قرار داده شد. پس از قرار دادن در موقعیت مناسب، موقعیت توسط دو تکیهگاه جانبی در پشت و تنه از پشت و جلو پشتیبانی میشد. بهبود دسترسی و تنظیم C-arm که منجر به کاهش خطر آلوده شدن ناحیه استریل، نمای جانبی دقیقتر از پروگزیمال فمور، کاهش خطر از دست دادن جااندازی، بهینهسازی گردش کار و مناسبتر بودن در بیماران پیچیده میشود، از مزایای مشاهده شده در این مورد است. از سوی دیگر، افزایش زمان کل جراحی، شواهد محدود موجود و تنظیمات سختتر فلوروسکوپی از چالشهای این مورد بودند. در این بیمار با سابقه جدا شدن مفصل، موقعیت خوابیده به پهلو برای شکستگی گردن فمور، نتایج امیدوارکنندهای را در حین و بعد از عمل نشان داد.
تکنیک سیمان گذاری در تعویض کامل مفصل زانو(مقاله مروری)
صفحه 152-155
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.482173.1110
سینا امینی زاده، مهدی بیاتی، مهدی صاحبی، محمد آیتی فیروزآبادی، محمد رضا رزاق اف، سید محمد جواد مرتضوی
چکیده چکیده: تعویض کامل مفصل زانو (Total Knee Arthroplasty or TKA) نوعی جراحی برای درمان بیماران مبتلا به استئوآرتریت پیشرفته زانو میباشد. در حال حاضر حدود %۹۵٫۳ آرتروپلاستیهای زانو با سیمان گذاری انجام میشوند. از زمان معرفی سیمان، Polymethylmethacrylate (PMMA) نقش اصلی را به عنوان ماده نگاهدارنده در آرتروپلاستی ایفا کرده است. cementless fixation میتواند نرخ بقای بهتری را در گروهی از بیماران ایجاد کند اما اعتقاد بر این است که cemented TKA دارای عوارض عفونی کمتری است. بنابراین با روند رو به افزایش TKA، برای جلوگیری از افزایش شکست در TKA اولیه و جلوگیری از تحمیل هزینه، بهبود روشهای انجام TKA و به ویژه بهبود تکنیک سیمان گذاری در TKA ضروری میباشد. این مطالعه مروری روایی (narrative review) با جستوجو کردن پایگاه داده الکترونیکی MEDLINE برای مقالات منتشرشده در رابطه با TKA cementing در بازه زمانی 2000 تا 2024 با هدف بررسی مناسبترین تکنیکهای سیمان گذاری در تعویض مفصل زانو انجام شد. مقالات اخیر عوامل متعددی که بر نتایج گذاشتن سیمان در TKA اثر گذارند از جمله میزان نفوذ سیمان، تکنیک سیمان گذاری و ویسکوزیته سیمان (نوع سیمان) را شناسایی کرده-اند.آمادهسازی سطوح استخوانی قبل از هر روش سیمان گذاری برای اطمینان از نفوذ کافی سیمان در استخوان ضروری است. برای این منظور باید دبریهای استخوانی و خون و چربی را از سطوح پاک کرد. سطوح استخوانی باید قبل از سیمان گذاری بهطور کامل خشک شوند. برای اطمینان از نفوذ کافی سیمان به استخوان، باید سطوح اسکلروتیک تحت دریلینگ قرار بگیرند. دریلینگ استخوان اسکلروتیک علاوه بر افزایش نفوذ سیمان باعث بهبود Pull-out Strength نیز میشود. روش سیمان گذاری با شل شدن پروتز مفصل زانو مرتبط است و میتواند منجر به شکست زودهنگام یا دیررس عمل تعویض مفصل و در ادامه نیاز به تعویض مفصل مجدد شود. فلذا بهرهگیری از یک روش دقیق سیمان گذاری در زمان قرار دادن پروتز مفصلی، برای جلوگیری از شل شدن آسپتیک و در نتیجه شکست زودهنگام TKA اساسی است.
