دوره و شماره: دوره 24، شماره 1، زمستان 1404 
دست

ارزش تشخیصی معیارهای سونوگرافی در سندروم تونل کارپال (مطالعه‌ی مقطعی)

صفحه 1-5

https://doi.org/10.22034/ijos.2026.246025

عباس عبدلی تفتی، امیرپاشا عامل شهباز، عبدالرحیم صادقی یخدانی، سعید قربانی، میلاد قلی زاده

چکیده مقدمه: سندروم تونل کارپال (CTS) شایع‌ترین نوروپاتی فشاری است که معمولاً با آزمون‌های الکترودیاگنوستیک(EMG‑NCV) تشخیص داده می‌شود؛ بااین‌حال، این آزمون‌ها اگرچه دقت مناسبی دارند، تهاجمی بوده و ممکن است در بخشی از بیماران نتایج منفی کاذب ایجاد کنند. سونوگرافی با وضوح بالا به‌عنوان یک روش تشخیصی غیرتهاجمی، در دسترس و مقرون‌به‌صرفه مطرح شده است. هدف این مطالعه ارزیابی ارزش تشخیصی سونوگرافی در بیماران مبتلا به CTS و بررسی ارتباط آن با یافته‌های بالینی و الکترودیاگنوستیک بود.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه‌ی مقطعی تشخیصی بیماران مراجعه‌کننده با شوک بالینی CTS در بیمارستان شهید صدوقی بررسی شدند. برای تمام بیماران آزمون، EMG‑NCV و سونوگرافی دوطرفه‌ی مچ دست انجام شد. پارامترهای سونوگرافیک، شامل مساحت سطح مقطع (CSA) و عرض عصب مدیان در سطوح مختلف ساعد و تونل کارپال، بین گروه‌های شدت الکترودیاگنوستیک (نرمال، خفیف، متوسط، شدید) مقایسه شدند. حساسیت و ویژگی مقادیر آستانه‌ی انتخاب‌شده برای CSA و عرض عصب محاسبه شد.
نتایج و بحث: تعداد 60 بیمار میانگین سنی 4/10 ± 5/49 سال و میانگین BMI برابر با 6/3 ± 8/26 کیلوگرم بر متر مربع بررسی شدند؛ ۹۰ درصد بیماران زن و 80 درصد دارای درگیری دوطرفه بودند. سن ارتباط معنی‌داری با شدت CTS نداشت (۳۴۴/۰ = p)، درحالی‌که BMI بالاتر با شدت بیشتر بیماری هم‌بستگی داشت (۰۱/۰ = p). مساحت سطح مقطع (CSA) و عرض عصب مدیان به‌طور موازی با افزایش شدت CTS افزایش یافت. در دست راست، آستانه‌ی CSA برابر 5/8 میلی‌متر مربع در سطح تونل کارپال با حساسیت 5/87 درصد و و یژگی 7/81 درصد ایجاد کرد؛ در دست چپ، آستانه‌ی ۸ میلی‌متر مربع حساسیت ۷۰ درصد و ویژگی 5/95 درصد داشت. عرض عصب ۵ میلی‌متر حساسیت بالا ولی ویژگی کمتری نشان داد.
نتیجه‌گیری: سونوگرافی، به‌ویژه اندازه‌گیری CSA عصب مدیان، ابزار تشخیصی غیرتهاجمی، قابل‌اعتماد و دقیق برای کمک به EMG‑NCV در تشخیص و درجه‌بندی CTS محسوب می‌شود.

ارتوپدی

بررسی پیامدهای بازسازی قطع‌شدگی نوک انگشت با فلپ کف‌ دست و عوامل مرتبط با آن (مطالعه‌ی مقطعی گذشته‌نگر)

صفحه 6-13

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.246027

سید حسین سعید بنادکی، میلاد قلی زاده، نیما فتح الله زاده، شهاب شیخعلیشاهی، حسام الدین جعفری نسب

چکیده مقدمه: آسیب‌های نوک انگشت از تروماهای شایع دست هستند و انتخاب روش بازسازی می‌تواند بر درد، عملکرد و ظاهر انگشت اثرگذار باشد. هدف این مطالعه بررسی پیامدهای بازسازی آمپوتاسیون نوک انگشت با فلپ پالمار و ارزیابی عوامل مرتبط با پیامدها بود. مواد و روش‌ها: در این مطالعه‌ی مشاهده‌ای مقطعی گذشته‌نگر، پرونده‌های پزشکی بیمارانی که بین سال‌های 1395 تا 1403 در یک بیمارستان تحت بازسازی با فلپ کف‌دستی قرار گرفته بودند بررسی شدند. پیامدهای گزارش‌شده توسط بیماران شامل عملکرد، درد و ظاهر با استفاده از مقیاس عددی ۱۰نمره‌ای اندازه‌گیری شد. تحلیل‌های آماری با استفاده از آزمون تی مستقل، تحلیل واریانس یک‌طرفه (ANOVA) و ضریب هم‌بستگی رتبه‌ای اسپیرمن انجام شد. نتایج و بحث: در مجموع، ۵۰ بیمار وارد مطالعه شدند؛ میانگین سن ۱۴/۳۰ سال با انحراف معیار (SD) ۵۸/۵ بود و ۸۸ درصد بیماران مرد بودند. مکانیسم آسیب در همه‌ی موارد صنعتی بود. میانگین امتیاز ظاهر ۷۲/۷، درد ۷۲/۷ و عملکرد ۲۶/۸ گزارش شد. تفاوت معنی‌داری در پیامدها برحسب جنس و سمت آسیب مشاهده نشد. درد در بیماران با آسیب سه انگشت بیشتر بود (031/0= P). عملکرد در درگیری انگشت پنجم کاهش معنی‌دار داشت (007/0=P ) تأخیر بیش از ۲۴ ساعت تا جراحی با درد بیشتر همراه بود (017/0= P) و با افزایش تأخیر در عمل جراحی نمره‌ی عملکرد روند مرزی داشت (094/0= P). نتیجه‌گیری: در بازسازی نوک انگشت با فلپ پالمار، تعداد انگشت‌های درگیر، درگیری انگشت پنجم و تأخیر جراحی از عوامل مهم مرتبط با پیامدهای کم هستند.

پاتولوژی

اپیدمیولوژی و ویژگی‌های کلینیکوپاتولوژیک ضایعات ستون مهره (مطالعه‌ای 10ساله)

صفحه 14-16

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.246028

پویا قدیری، مینا حاجی حسینی، سپهر سرخی زاده، میلاد قلی زاده

چکیده مقدمه: ستون مهره بخش حیاتی سیستم اسکلتی-عضلانی است و ضایعات آن می‌توانند به‌طور قابل‌توجهی بر کیفیت زندگی بیماران تأثیر بگذارند. ضایعات خوش‌خیم ستون مهره، مانند عفونت‌ها، قابل‌درمان هستند اما اغلب تشخیص آن‌ها دشوار است، درحالی‌که ضایعات بدخیم، ازجمله سارکوم‌ها و تومورهای متاستاتیک، پیش‌آگهی ضعیفی دارند. مواد و روش‌ها: این مطالعه توصیفی-مقطعی بیماران مبتلا به ضایعات خوش‌خیم و بدخیم ستون مهره در فاصله 10 سال در یک بیمارستان آموزشی بررسی شدند. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه‌ی ساختاریافته جمع‌آوری و با نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۲ تحلیل شدند. متغیرها شامل سن، جنس، نوع پاتولوژی، نوع ضایعه (خوش‌خیم/ بدخیم)، اندازه‌ی ضایعه، منشأ آناتومیک و سال تشخیص بودند. نتایج و بحث: 114 بیمار با میانگین سنی ۵/۲۰ ± ۱/۵۲ سال (دامنه: ۱ ماه تا ۸۹ سال) شامل می شوند. مردان80 مورد (2/70 درصد) را تشکیل می‌دادند. از کل ضایعات، 63 مورد (3/55 درصد) خوش‌خیم و 51 مورد (7/44 درصد) بدخیم بودند. درگیری ناحیه‌ی کمری شایع‌ترین (۶۴ درصد) بود، سپس ناحیه‌ی پشتی (2/20 درصد)، ساکرال (2/13 درصد) و گردنی (6/2 درصد). از نظر پاتولوژیک، ضایعات التهابی (1/49 درصد) شایع‌ترین بودند، پس از آن سرطان‌ها (6/38 درصد)، لنفوم‌ها (4/4 درصد)، تومورهای خوش‌خیم (5/3 درصد)، سارکوم‌ها (9/0 درصد) و سایر موارد (5/3 درصد). هیچ ارتباط معنی‌داری بین نوع ضایعه و جنس، سن، محل ضایعه یا سال تشخیص مشاهده شد (۰۵/۰<p). نتیجه‌گیری: ضایعات خوش‌خیم، به‌ویژه ضایعات التهابی، شایع‌ترین پاتولوژی‌های ستون مهره بودند، اما ضایعات بدخیم نیز تقریباً نیمی از موارد را تشکیل می‌دادند. ناحیه‌ی کمری بیشترین درگیری را داشت. این یافته‌ها بر اهمیت رویکردهای تشخیصی جامع تأکید می‌کنند و نیاز به مطالعات چندمرکزی برای بهبود مدیریت ضایعات ستون مهره را پیشنهاد می‌دهند.

ارتوپدی

انواع شکستگی‌های لگن همراه با مشکل سیستم ادراری

صفحه 17-20

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.246029

مهدی عابدین زاده، سید حسین سعید بنادکی، میلاد قلی زاده، معین بیغمیان، محمد تقی مروج، سیدمصطفی اخلاقی، سارا جام‌برسنگ

چکیده شکستگی‌های لگن اگرچه درصد کمی از آسیب‌های اسکلتی-عضلانی را تشکیل می‌دهند، اما به دلیل مجاورت با ساختارهای حیاتی مانند مثانه و حالب، از اهمیت بالایی برخوردارند. این شکستگی‌ها ممکن است با مرگ‌ومیر تا ۲۰ درصد همراه باشند. موقعیت مثانه و حالب در حفره لگنی، آن‌ها را در برابر تروماهای شدید آسیب‌پذیر می‌سازد. طبق آمار، حدود ۶ تا ۱۵ درصد شکستگی‌های لگن با آسیب‌های اورولوژیک همراه هستند. هدف این مطالعه بررسی ارتباط بین نوع شکستگی لگن (lateral compression ، anterior-posterior compression، وvertical shear) و نوع علائم آسیب مجاری ادراری تحتانی بود. مواد و روش‌ها: در این مطالعه ، پرونده بیماران مبتلا به شکستگی لگن که طی 5 سال‌ به مرکز درمانی مراجعه کرده بودند، از نظر شکل ادراری بررسی شد. بیماران با سابقه شکستگی قبلی لگن یا جراحی اورولوژیک از مطالعه خارج شدند. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS25 تحلیل شدند. نتایج و بحث: نتایج در مجموع ۱۳۴ بیمار بررسی شدند که ۲/۶۴ درصد مرد بودند. میانگین سنی بیماران ۵/۲۱ ± 7/40 سال بود. شایع‌ترین نوع شکستگی کامپرشن لترال (82/8 درصد) بود. ارتباط آماری معنی‌داری بین نوع شکستگی و علائم ادراری مشاهده شد (۰۴۷/۰ = P). هماچوری واضح بیشتر در شکستگی‌های قدامی-خلفی و هماچوری میکروسکوپیک در شکستگی‌های شیرینگ عمودی دیده شد. بیشترین موارد بدون علائم ادراری در گروه کامپرشن لترال بودند. نتیجه‌گیری: نوع شکستگی لگن با نوع و شدت علائم مجاری ادراری تحتانی ارتباط دارد. توجه به این ارتباط می‌تواند در تشخیص سریع‌تر و مدیریت بهتر آسیب‌های اورولوژیک در بیماران ترومایی مؤثر باشد.

ارتوپدی

ارزش تشخیصی تصویربرداری ام-آر-آی در تشخیص سندروم تونل کارپ

صفحه 21-27

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.246032

امیرپاشا عامل شهباز، عباس عبدلی تفتی، اطهر ابوالفتحی، میلاد قلی زاده، شهاب شیخعلیشاهی، حسام الدین جعفری نسب

چکیده مقدمه: سندروم تونل کارپ یک نوروپاتی فشاری شایع اندام فوقانی است. با توجه به ناهمگونی کارایی روش‌های متعارف تشخیصی، ارزیابی شاخص‌های کمّی در تصویربرداری تشدید مغناطیسی می‌تواند به تصمیم‌گیری بالینی کمک کند. این مطالعه ارزش تشخیصی این شاخص‌ها را بررسی می‌کند. مواد و روش‌ها: در یک مطالعه‌ی مقطعی ـ تشخیصی بر روی ۳۰ بیمار مراجعه‌کننده به مرکز دانشگاهی، شدت بالینی با نسخه‌ی فارسی معتبرشده پرسش‌نامه‌ی بوستون سنجیده شد و طبقه‌بندی الکترودیاگنوستیک به خفیف/ متوسط/ شدید انجام گرفت. تصویربرداری تشدید مغناطیسی مچ با سکانس‌های روتین و کورسازی ارزیاب نسبت به داده‌های بالینی و الکترودیاگنوستیک اجرا شد. سطح مقطع عصب مدین در خروجی تونل کارپ، شدت سیگنال عصب و نسبت شدت سیگنال عصب به عضله‌ی هیپوتنار اندازه‌گیری و با افراد نرمال مقایسه شد. تحلیل‌ها با آزمون‌های مناسب و آستانه معنی‌داری ۰۵/۰>P انجام گرفت. نتایج و بحث: سطح مقطع عصب مدین در بیماران در مقایسه با نرمال بزرگ‌تر بود ( ۸۹/۱ ± ۳۶/۱۱ در برابر ۶۳/۱ ± ۷۰/۹ میلی‌متر مربع؛ ۰۵/۰ > P). شدت سیگنال عصب نیز بالاتر بود (۹۵/۵۲ ± ۱۳/۵۹۷ در برابر ۵۰/۴۰ ± ۶۷/۵۰۱؛ ۰۵/۰>P). نسبت شدت سیگنال عصب به عضله‌ی هیپوتنار افزایش نشان داد ( ۲۶/۰ ± ۳۱/۱ در برابر ۱۳/۰ ± ۸۰/۰؛ ۰۱/۰> P). نتیجه‌گیری: شاخص‌های کمّی مبتنی بر تصویربرداری تشدید مغناطیسی توان تمایزبخشی معناداری میان بیماران و افراد نرمال نشان دادند و می‌توانند به‌عنوان مکمل در مسیر تشخیصی به کار روند. این الگو با زیست ساختار فشردگی (ادم/ تورم و تغییرات بافتی) سازگار است و از کارآمدی سنجه‌های کمّی در تکمیل معاینه و الکترودیاگنوستیک حمایت می‌کند استانداردسازی محل اندازه‌گیری و آستانه‌ها و نیز مطالعات آینده‌نگر چندمرکزی برای ترجمه‌ی مطمئن نتایج به عمل بالینی ضروری است.

زانو

رویکردهای درمان نوآورانه برای آرتروز زانو: از تزریق داخل‌مفصلی تا جراحی‌های بازسازی غضروف (مقاله‌ی مروری)

صفحه 28-38

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.246021

فرشاد شایان مهر، زهرا zahra، انیس رنجبرزاد حق، اصغر علمی

چکیده استئوآرتریت زانو (KOA) یک اختلال مفصلی دژنراتیو شایع است، به ویژه در میان افراد بالای 50 سال، و شیوع بیشتر در زنان، افراد چاق و افراد دارای آسیب‌های مفصلی قبلی. استراتژی‌های درمانی فعلی در مرحله اول بر کنترل علائم تمرکز دارند، که بر نیاز فوری به درمان‌های مؤثرتر و اصلاح‌کننده بیماری تأکید می‌کند. پیشرفت‌های اخیر در هر دو روش غیرجراحی و جراحی، گزینه‌های بازسازی امیدوارکننده‌ای را معرفی کرده‌اند. درمان‌هایی مانند پلاسمای غنی از پلاکت (PRP) و سلول‌های بنیادی مزانشیمی (MSCs) پتانسیل کاهش التهاب و ترویج بازسازی غضروف، به ویژه در مراحل اولیه استئوآرتریت را نشان داده‌اند. در مقابل، تزریق اسید هیالورونیک داخل مفصلی (HA) فقط تسکین موقت علائم را فراهم می‌کند و اثربخشی طولانی مدت محدودی را نشان می‌دهد. برای موارد پیشرفته، مداخلات جراحی ازجمله کاشت کندروسیت اتولوگ (ACI) و آرتروپلاستی زانو (TKA) گزینه‌های مناسبی هستند، اگرچه با خطرات و عوارض خاصی همراه هستند. رویکردهای درمانی شخصی‌سازی شده بر اساس شدت بیماری، پیشرفت و عوامل خاص بیمار احتمالاً نتایج بهینه‌ای را به همراه خواهند داشت. مسیرهای آینده در مدیریت آرتروز زانو ممکن است شامل سلول‌های بنیادی مزانشیمی ویرایش‌شده ژنتیکی، ایمپلنت‌های هوشمند و ادغام یادگیری ماشینی برای افزایش دقت درمانی و موفقیت بلندمدت باشد.

ارتوپدی

مدیریت شکستگی‌های هم‌زمان شفت فمور همراه با آمپوتاسیون‌ اطراف زانو (گزارش دوموردی)

صفحه 39-42

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.246033

داوود دهقانی اشکذری، سعید بشارتی، سیدحسین سعید بنادکی، میلاد قلی زاده

چکیده شکستگی‌های هم‌زمان شفت فمور و آمپوتاسیون‌های اطراف زانو، آسیب‌های نادر اما پیچیده‌ای هستند که اغلب ناشی از ترومای پرانرژی هستند. این مقاله چالش‌ها و استراتژی‌های درمانی این موارد را مرور می‌کند و بر پوزیشن‌دهی نوآورانه‌ی بیماران روی تخت عمل مخصوص شکستگی و روش‌های فیکساسیون شکستگی هم‌زمان فمور در آمپوتاسیون‌های بالای زانو، از زانو یا زیر زانو تمرکز دارد. دو مورد جدید ارائه شده است: یک مورد مرد ۲۹ساله با آمپوتاسیون بالای زانو و شکستگی شفت فمور، درمان‌شده با نیل به صورت تأخیری پس از فیکساسیون با اکسترنال فیکساتور. مورد دیگر مرد ۴۰ساله با آمپوتاسیون از زانو و شکستگی باز شفت فمور، مدیریت‌شده با تعبیه‌ی اکسترنال فیکساتور، گرفت پوستی، و سپس فیکساسیون با پلاک. چالش‌های کلیدی شامل ناپایداری بیمار، نقص بافت نرم، استخوان استئوپروتیک، و پوزیشن‌دهی است. تکنیک‌هایی مانند Schanz pins، Kirschner wires، inverted boots و skin traction ریداکشن را تسهیل می‌کنند. این مرور بر نیاز به رویکردهای مرحله‌ای و پروتکل‌های استاندارد برای بهینه‌سازی نتایج در این سناریوهای نادر تأکید دارد.

دست

درد پیلار پس از آزادسازی تونل کارپال (مطالعه‌ی مروری)

صفحه 43-49

https://doi.org/10.22034/ijos.2025.246034

میلاد قلی زاده، عباس عبدلی تفتی، سیدمحمد حسینی مروست

چکیده مقدمه: درد پیلار (Pillar pain) یکی از پیامدهای پس از آزادسازی تونل کارپال (CTR) است که به‌ صورت درد عمقی یا حساسیت فشاری در نواحی تنار و هیپوتنار بروز می‌کند و می‌تواند بازگشت به کار و رضایت بیمار را مختل کند. این مقاله‌ی مروری، با تمرکز بر علت‌شناسی، رویکردهای درمانی نوین و الگوریتم عملی مدیریت درد پیلار تهیه شده است. مواد و روش‌ها: جست‌وجوی ساختاریافته در PubMed و منابع مکمل تا دسامبر ۲۰۲۵ انجام شد. مطالعات کارآزمایی بالینی، مرورهای نظام‌مند و متاآنالیز، مطالعات کوهورت و مرورهای روایی معتبر، که به درد پیلار، عوامل خطر، پاتوفیزیولوژی یا درمان‌های پس از CTR پرداخته بودند، استخراج و دسته‌بندی شدند. نتایج و بحث: شواهد نشان می‌دهد درد پیلار غالباً خودمحدودشونده است و بیشتر موارد طی ۳ تا ۶ ماه فروکش می‌کند‎. بااین‌حال، در برخی گزارش‌ها حدود نیمی از بیماران آن را تجربه می‌کنند. علت‌شناسی چندعاملی است و شامل تغییرات بیومکانیکی قوس کارپال پس از قطع رباط عرضی‎، التهاب بافت نرم یا اسکار، حساسیت شاخه‌ی پوستی کف‌دستی عصب مدین یا نوروما و عوامل مرکزی می‌شود. درمان‌های غیرجراحی ستون اصلی مدیریت هستند و شامل آموزش و اطمینان‌بخشی، مدالیته‌های کاردرمانی (کاهش حساسیت، ماساژ، تمرینات تدریجی)، داروهای ضدالتهاب/ ضددرد غیرمخدر و در موارد مقاوم درمان‌های کم‌تهاجمی مانند شاک‌ویو خارج‌بدنی (ESWT)‎ و فوتوبیومدولیشن‎ است. شواهد نوظهور درباره‌ی لیزر فرکشنال CO₂ برای موارد مقاوم امیدوارکننده ولی هنوز محدود است‎. از منظر پیشگیری، تکنیک‌های کم‌تهاجمی و نیز انتخاب روش مناسب ترمیم پوست می‌تواند بر درد پیلار کوتاه‌مدت اثرگذار باشد‎. نتیجه‌گیری: درد پیلار پس از CTR غالباً خوش‌خیم و گذرا است، اما نیازمند رویکرد مرحله‌ای و چندوجهی است. ترکیب آموزش بیمار، توان‌بخشی هدفمند و راهکارهای غیرمخدر برای کنترل درد و استفاده‌ی انتخابی از درمان‌های کم‌تهاجمی در موارد مقاوم، بهترین توازن میان اثربخشی و ایمنی را فراهم می‌کند.