دوره و شماره: دوره 20، شماره 1 - شماره پیاپی 76، زمستان 1400 (76) 

بررسی نتایج کوتاه مدت بازسازی رباط صلیبی قدامی با استفاده از تاندون پرونئال لونگوس

صفحه 1-7

https://doi.org/10.22034/ijos.2022.349557.1029

مهران سلیمانها، سهراب کیهانی، مریم موسوی، زهرا مهرپویا

چکیده هدف: بازسازی رباط صلیبی قدامی یکی از رایج‌ترین جراحی‌های زانو در بزرگسالان است. انتخاب اتوگرافت مناسب نقش اساسی در بازگرداندن پایداری زانو و حداقل عوارض ناحیة اهدا کننده دارد. تاندون پرونئال لونگوس می‌تواند به عنوان یک اتوگرافت جایگزین مناسب برای بازسازی رباط صلیبی قدامی در نظر گرفته شود. این مطالعه با هدف ارزیابی نتایج درمانی کوتاه‌مدت بازسازی رباط صلیبی قدامی با استفاده از تاندون پرونئال لونگوس انجام شده است.
روش: در این مطالعه مقطعی- توصیفی بیماران دچار پارگی رباط صلیبی قدامی، تحت جراحی بازسازی با استفاده از تاندون پرونئال لونگوس قرار گرفتند و به مدت حداقل یک سال پیگیری شدند. قطر گرافت در حین عمل اندازه‌گیری شد. نتایج عملکردی زانو بر اساس امتیاز Lysholm و IKDC قبل از عمل و حداقل یک سال بعد ارزیابی شد. عملکرد ناحیة اهداکننده مچ پا با استفاده از اسکورهایAOFAS  ،FADI  و دامنة حرکتی مچ پا بررسی شد.
یافته‌ها: 50 بیمار (47 مرد و 3 زن) با میانگین سنی 2/24 سال (50-17 سال) و میانگین زمان پیگیری 19 ماه (24 –12 ماه) مورد مطالعه قرار گرفتند. متوسط قطر اتوگرافت پرونئال لونگوس 5/0± 22/8 میلی متر (9-7 میلی‌متر) بود. بیماران بهبود قابل توجهی در نتایج عملکردی و نمرات بالینی نشان دادند (001/0p <). اختلال عملکرد قابل توجهی در مفصل مچ پا مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج عملکردی حاصل از جراحی و عدم اختلال عملکرد در محل برداشت گرافت، تاندون پرونئال لونگوس به عنوان یک اتوگرافت جایگزین ایمن و کاربردی برای بازسازی رباط صلیبی قدامی توصیه می‌شود.
 

نتایج درمان شکستگی فشاری ستون فقرات: مقایسه روش غیرجراحی با کیفوپلاستی و ورتبروپلاستی

صفحه 8-14

https://doi.org/10.22034/ijos.2022.347358.1027

بهرام مرادی، آراد فتاحیان، رضا فتاحیان

چکیده زمینه و هدف: شکستگی‌های فشاری ستون فقرات از عوارض شایع پوکی استخوان هستند که منجر به درد مداوم، ناتوانی در انجام فعالیت‌های روزانه و کاهش قابل توجه کیفیت زندگی می‌شوند. کیفوپلاستی و ورتبروپلاستی (Kyphoplasty and Vertebroplasty) دو روش درمانی نیمه‌تهاجمی برای درمان این عارضه هستند. بنابراین هدف از این تحقیق ارزیابی و مقایسة نتایج درمانی حاصل از استفاده از دو روش ذکر شده با درمان طبی غیرجراحی در بیماران مبتلا به شکستگی فشاری ستون فقرات بود.
مواد و روش‌ها: موارد شکستگی فشاری ستون فقرات قفسه سینه مراجعه کننده به 2 بیمارستان آموزشی طی یک دوره 2 ساله (1394 تا 1396) به صورت گذشته‌نگر مورد بررسی قرار گرفت. نتایج 3 روش درمانی غیرجراحی، ورتبروپلاستی و کیفوپلاستی با بررسی نمودار و همچنین پرسش و معاینة مستقیم با حداقل پیگیری در یک سال مقایسه شد. ارزیابی VAS (Visual Analog Scale)، دردناک و وضعیت عملکردی شاخص ناتوانی ODI (Oswestry Disability Index) و فرم کوتاه SF-36 تکمیل شد.
یافته‌ها: از مجموع 138 مورد شکستگی فشاری ستون فقرات قفسه سینه تنها 96 مورد معیارهای ورود را داشتند و وارد مطالعه شدند. 42 بیمار مرد و 54 بیمار زن مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران حداقل 3 ماه و حداکثر 1 سال (میانگین = 5/7 ماه) پیگیری داشتند. نمرة VAS در گروه غیرجراحی 32/1±75/6، در ورتبروپلاستی 94/1±58/3 و در کیفوپلاستی 64/1±67/2 بود. نمرات ODI برای غیرجراحی، ورتبروپلاستی و کیفوپلاستی به ترتیب: 4/14±82/56، 40/15±28 و 52/13±64/25 بود. نمرات SF-36 در هر 3 روش درمانی تقریباً مشابه بود.
نتیجه‌گیری: دو روش ورتبروپلاستی و کیفوپلاستی در مقایسه با درمان غیرجراحی به میزان قابل توجهی درد را کاهش داده و کیفیت زندگی و توانایی کار را بهبود بخشیده اند. بنابراین، دو روش درمان مبتنی بر جراحی، تکنیک‌های ارجح برای شکستگی‌های فشاری ستون فقرات هستند.
 

اثرات کاربرد همزمان لخته‌خون و داکسی‌سایکلین در التیام استخوان، روی مدل حیوانی خرگوش

صفحه 15-22

https://doi.org/10.22034/ijos.2022.330332.1019

امین بیغم صادق، سعید لطفی، احمد عریان، ایمان حفار

چکیده پیش‌زمینه: تسهیل پروسة التیام استخوان با هدف افزایش سرعت ترمیم و کاهش مشکلات دورة ریکاوری امری ضروری است. هدف از این مطالعه بررسی اثرات لخته‌خون و داکسی‌ساکلین بر التیام استخوان بود.
مواد و روش کار: در این مطالعه ۲۰ سر خرگوش نر نیوزلندی بالغ، به صورت تصادفی به ۴ گروه مساوی تقسیم شدند. سپس نقیصه استخوانی به طول یک سانتی‌متر در استخوان زندزبرین دست راست هرکدام از خرگوش‌ها ایجاد شد. در گروه کنترل، نقیصه بدون جاگذاری مواد پیوندی، خالی رها شد و در سایر گروه‌ها نقیصه‌های استخوانی با لخته‌خون، داکسی‌ساکلین و ترکیب این دو پر شد. سپس گراف‌های رادیولوژی در هفته‌های 2، 4، 6 و 8 از دست جراحی شده تهیه شد. مقاطع هیستوپاتولوژی نیز در پایان هفته هشتم، بعد از آسان‌کشی خرگوش‌ها تهیه شدند.
یافته‌ها: بررسی‌های رادیولوژیک اختلاف معنی‌داری را بین گروه‌های مختلف در هفته‌های متفاوت به نمایش نگذاشت (05/0p>). اما بررسی‌های هیستوپاتولوژیک نشان از برتری تمامی گروه‌های درمانی بر گروه کنترل داشت (05/0p<). همچنین، گروه ترکیب از دیدگاه هیستوپاتولوژی در روز 56 نسبت به سایر گروه‌های درمانی عملکرد بهتری را به معرض نمایش درآورد (05/0p<). هیچ‌گونه شواهدی مبنی بر پس زدن پیوند در هیچ‌یک از گروه‌ها مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه ثابت کرد که ترکیب لخته‌خون و داکسی‌سیکلین نسبت به سایر گروه‌های دارویی عملکرد بهتری را در پروسة التیام استخوان داشته است.
 

ترومبوز ورید عمقی اندام تحتانی پس از جراحی توراکولومبار: یک مطالعه کوهورت آینده نگر

صفحه 23-26

https://doi.org/10.22034/ijos.2022.355855.1036

نجم الدین اسدیان، سیدمانی مهدوی، مرجان حاج احمدی

چکیده مقدمه: ترومبوز ورید عمقی (DVT) یکی از عوارض شایع و مهم ناشی از انجام عمل جراحی نخاعی، به ویژه جراحی‌های توراکولومبار است. این مطالعه با هدف بررسی میزان بروز ترومبوز ورید عمقی پس از انجام عمل جراحی توراکولومبار، با استفاده از سونوگرافی داپلر صورت گرفت.
روش: یک مطالعه گروهی آینده نگر بر روی 51 بیمار که از بهمن 1399تا آبان 1400، تحت عمل جراحی نخاع و توراکولومبار قرار گرفته بودند، انجام شد. همة بیماران از نظر DVT یک روز قبل، و همچنین یک ماه بعد از عمل ، توسط سونوگرافی داپلر، تحت بررسی قرار گرفتند. تمامی نمونه‌های مورد بررسی، از جوراب الاستیک استفاده کردند و استفاده از هپارین با وزن مولکولی کم (LMWH) پس از عمل جراحی تجویز شد. این تجویز به مدت 2 هفته ادامه یافت.
نتایج: 1/45 درصد از بیماران زن و 9/54 درصد مرد بودند. میانگین سنی آنها 35 سال بود. میانگین سنی کلی آنها بین 36/39±42/14سال بود. میانگین شاخص توده بدنی آنها، 76/3±08/25 کیلوگرم بر متر مربع در نظر گرفته شد. با توجه به نتایج حاصل از بررسی‌های قبل از عمل، هیچ گونه شواهدی مبنی بر وجود DVT (ترومبوز وریدهای عمقی) وجود نداشت. با توجه به نتایج حاصل از بررسی توسط تکنیک سونوگرافی داپلر، میزان بروز DVT، یک ماه پس از جراحی 92/3 درصد بود. هیچ شواهدی مبنی بر ترومبوز بالینی در بیماران یافت نشد.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که هیچ گونه شواهدی مبنی بر بروز DVT قبل از جراحی وجود نداشته است، در حالی که میزان بروز DVT در بیمارانی که جراحی قفسه سینه انجام داده بودند، 9/3 بود. از آنجایی که DVT می‌تواند کشنده باشد، باید به طور جدی مورد بررسی قرار گیرد.
 

مقایسه رضایتمندی بیماران مبتلا به سندرم تونل کارپ دوطرفه بعد از عمل جراحی همزمان و غیر‌همزمان

صفحه 27-31

https://doi.org/10.22034/ijos.2022.347234.1028

مهران رضوی پور، سلمان غفاری، علی سینا

چکیده مقدمه: با توجه به مزایا و معایب عمل جراحی آزادسازی دوطرفة همزمان تونل کارپ، CTR (Carpal Tunnel Release) و کم بودن رهنمودهای بالینی مربوط به تصمیم‌گیری جراحان راجع به این نوع عمل، این مطالعه طراحی شد.
مواد و روش‌ها: این مطالعه به صورت توصیفی طولی طراحی شد و 60 بیمار مبتلا به CTS (Carpal Tunnel Syndrome) دوطرفه که کاندید جراحی بودند به صورت سرشماری و بر اساس معیارهای ورود و خروج از جامعة آماری مربوطه وارد مطالعه شدند. 30 بیمارکه تمایل به انجام عمل CTR دوطرفه همزمان و 30بیمار که تمایل به انجام عمل CTR یکطرفه داشتند، توسط یک جراح استخوان متخصص در جراحی دست عمل شدند. پرسشنامة ADL_IADL (Activity of daily living - Instrumental activity of daily living) بیماران، قبل از عمل، 3 روز بعد از عمل و 14 روز بعد از عمل تکمیل شد.
یافته‌ها: بر اساس نتایج پرسشنامه ADL_IADL، نمرة میزان وابستگی نمونه‌ها قبل از جراحی، 3 روز بعد از عمل و 2 هفته بعد از عمل، بین دو گروه تفاوت معناداری مشاهده نشد. براساس چک لیست ارزیابی رضایتمندی از نتایج عمل در انجام کارهای روزمره زندگی، 95% بیماران از نتیجه عمل خود خیلی راضی یا تا حدی راضی و 5% نه راضی و نه ناراضی بودند.
نتیجه‌گیری: توانایی در انجام کارهای روزمرة زندگی به ویژه در رعایت بهداشت شخصی، در بیمارانی که تحت عمل دوطرفة همزمان قرار گرفته بودند، در3 روز بعد از عمل، اختلاف قابل توجهی با بیمارانی که تحت عمل یکطرفه قرار گرفته بودند نداشت و اکثر بیمارانی که تحت عمل دوطرفه قرار گرفته بودند از انجام این نوع عمل رضایت داشتند. این مطالعه در نهایت در افراد مبتلا به CTS دوطرفه، عمل CTR دوطرفة همزمان را پیشنهاد می‌کند.
 

بررسی تأثیر سایز تخلخل بر نفوذ در استخوان در ایمپلنت‌های تیتانیومی متخلخل ساخته شده با پرینت سه ‌بُعدی

صفحه 32-36

https://doi.org/10.22034/ijos.2022.334772.1020

غزاله مرادخانی، مراد کریم پور، سید محمود طاهری

چکیده مقدمه: مطالعة تأثیر پارامترهای گوناگون ساختارهای متخلخل تیتانیومی بر روی رشد داخلی استخوان و ادغام بافت ایمپلنت و استخوان در سال‌های اخیر مورد توجه محققان بسیاری قرار گرفته است. تحقیقات نشان داده است ایمپلنت‌های متخلخل طراحی شده با ساختار کمینه سطح متناوب TPMS (triply periodic minimal surface) و ساخته شده به روش پرینت سه‌ بعدی، به طور قابل توجهی تأثیرگذاری بیشتری بر سلول‌های استخوانی و استحکام مکانیکی به نسبت ایمپلنت‌های رایج دارند. در این پژوهش تأثیر سایز تخلخل ایمپلنت‌های متخلخل تیتانیومی با طرح تخلخل جایروید (Gyroid) در نفوذ استخوان و ادغام با بافت ایمپلنت مورد بررسی قرار گرفته است.
مواد و روش‌ها: سه ایمپلنت تیتانیومی متخلخل دیسک شکل با طرح «تخلخل حلقوی چندوجهی» در اندازه تخلخل 400، 500 و 600 میکرومتر طراحی شد. همة نمونه‌ها به وسیله پرینت سه‌بعدی و با تکنیک SLM (Selective Laser Melting) و از جنس تیتانیوم آلیاژی گرید مدیکال (Ti6Al4V) ساخته شدند. جهت مطالعه حیوانی، از موش صحرایی نر، نژاد ویستار با وزن 350 تا 450 گرم استفاده شد. بررسی رشد و ترمیم استخوان به وسیله ایجاد ضایعه در استخوان کالواریا و جایگذاری ایمپلنت‌های ساخته شده در داخل ضایعه، انجام شد. پس از دوازده هفته، نمونه‌های حیوانی قربانی شدند، پوست از استخوان کالواریا برداشته شد و ایمپلنت‌های جایگذاری‌شده به منظور ارزیابی هیستولوژیک خارج شدند.
نتایج: ساختار متخلخل حلقوی چندوجهی نسبت سطح به حجم بالایی داشته و تخلخل‌ها دارای اتصال داخلی بوده‌اند که موجب چسبندگی سلولی و رشد و نفوذ استخوان می‌شود. نتایج نشان داد رشد داخلی استخوان به طور قابل‌توجهی در سایز تخلخل 400 میکرومتر نسبت به سایر گروه‌های مورد آزمایش بیشتر بوده و نفوذ استخوان به داخل ساختار مشهود بود. هم‌چنین‌، رگزایی در سایز تخلخل 600 میکرومتر مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: نتایج، تأثیر مثبت تخلخل در ایمپلنت‌های تیتانیومی بر تشویق استخوان به رشد داخلی و نفوذ استخوان به داخل تخلخل را تایید کرد. در ایمپلنت متخلخل تیتانیومی با ساختار حلقوی چندوجهی، سایز تخلخل 400 میکرومتر برای تمایز و تکثیر سلول‌های استخوانی مناسب بود و موجب ادغام بافت ایمپلنت و استخوان شد.
 

شانه و آرنج

علل و فراوانی دررفتگی مفصل آرنج در یک بیمارستان ارجاعی منطقه‌ای در افغانستان

صفحه 37-39

https://doi.org/10.22034/ijos.2022.338386.1022

شاه ولی حبیب

چکیده زمینه و هدف: مفصل آرنج شامل سه استخوان است که ممکن است از جای خود جدا شده و باعث دررفتگی آرنج شوند. هدف این مطالعه بررسی علل دررفتگی مفصل آرنج در منطقه کندز افغانستان به قصد کاهش بروز موارد آن از طریق اطلاع‌رسانی به مردم و گفتگو در این زمینه با دولت بود.
روش: این مطالعه موردی آینده‌نگر در یک بیمارستان منطقه‌ای در ولایت کندز افغانستان طراحی شد تا علل و تعداد دررفتگی‌های مفصل آرنج را از ابتدا تا پایان سال 2021 بررسی کند. جامعة آماری مطالعه شامل 23 بیمار بالای پنج سال بود. داده‌ها به صفحة گسترده وارد شد و در نرم‌افزار SPSS مورد تجزیه ‌وتحلیل قرار گرفت.
نتایج: از 23 بیمار بررسی شده، 18 نفر (78%) مرد، 5 نفر (22%) زن، 14 نفر بین 10 تا 30 سال داشتند و 15 نفر (66%) باشندة (ساکن) ولایت کندز بودند. 10 مورد (43%) از دررفتگی مفصل آرنج ناشی از سقوط از ارتفاع، 6 مورد (26%) تصادف جاده‌ای، 5 مورد (22%) صدمات ورزشی و 2 (9%) نزاع خانوادگی بود. نوع دررفتگی‌ها شامل دررفتگی خلفی 19 مورد (84%)، دررفتگی قدامی 4 مورد (1%)، دررفتگی جانبی 4 مورد (1%)، دررفتگی خلفی باز همراه با شکستگی 4 مورد (1%) و دررفتگی پیچیدة خلفی نزدیک به 4 مورد (1%) بود. در 61 درصد موارد، آرنج دست راست دررفته بود. 21 مورد دررفتگی آرنج بدون عمل جراحی و 2 مورد (8%) با عمل جراحی درمان شدند. در این 21 مورد (92%) هیچ عارضه‌ای وجود نداشت، 1 نفر (4%) میوزیت استخوانی و  در 1 نفر (4%) که دررفتگی توسط شکسته‌بند محلی درمان شده بود، آرنج به صورت دررفته باقی‌مانده بود.
نتیجه‌گیری: شایع‌ترین علل دررفتگی آرنج سقوط از ارتفاع و تصادفات جاده‌ای و شایع‌ترین نوع دررفتگی، دررفتگی خلفی جانبی بود.
 
 

زیست‌ماده‌های مورد استفاده در پروتز مفصل ران – به روز رسانی فنی (مقاله مروری)

صفحه 40-51

https://doi.org/10.22034/ijos.2022.322682.1017

اصغر صادق آبادی، ناهید حسن زاده نعمتی، محمد رضا واعظی، محمد تقی خراسانی

چکیده زمینه: تعویض کلی مفصل ران، THA (Total Hip Arthroplasty) یکی از موفق‌ترین جراحی‌های انجام شده در تاریخ پزشکی است.  تعویض مفصل ران با استفاده از مفصل مصنوعی با اصطکاک کم (Low-Friction Arthroplasty)، توسط سر جان چارنلی (Sir John Charnley) در دهة 1960 آغاز شد. پس از آن، مواد لغزشی (Bearing surfaces)، روش‌های تثبیت و طراحی‌های جدید، بهبود یافتند و اصلاح شدند. نگرانی اصلی در مورد THA، پاسخ بیولوژیکی به ذرات تولید شده توسط سطوح لغزشی است که منجر به تخریب استخوان (Osteolysis) و از دست رفتن پروتز می‌شود. برای حل این مشکل، زیست‌ماده‌های مدرن THA توسعه یافتند.
روش‌ها: جستجوی نشریات با به کارگیری کلید واژه‌های مختلف انجام شد. مقاله‌ها و گزارش‌های فنی با بالاترین کیفیت که شامل بهترین و جدیدترین مطالب مرتبط بودند انتخاب شدند. کلیدواژه‌های جستجو شامل پروتز ران، زیست‌ماده، سایش، تیتانیم، زیرکونیا، آلومینا، UHMWPE
(Ultra-High-Molecular-Weight-Polyethylene) و کبالت-کروم بودند. در نهایت 69 منبع انتخاب و در این تحقیق از آنها استفاده شد.
نتایج: مطالعه انجام شده نشان می‌دهد که پیشرفت‌های اخیر در حوزة پروتزهای ران بر روی استحکام مکانیکی، زیست‌سازگاری، زیست‌فعالی، افزایش مقاومت سایشی و قابلیت اطمینان با استفاده از فن‌آوری‌های جدید و اصلاح ساختار و هیبرید کردن با فن‌آوری نانو، متمرکز شده‌اند. طراحی‌های هیبریدی در نانو سرامیک‌ها باعث افزایش مقاومت تا 4 برابر آلومینا شده است به طوری که امکان طراحی سر فمورال کوچک‌تر را فراهم می‌کند. به دلیل افزایش بیماران جوانی که نیازمند تعویض مفصل ران هستند و سطح فعالیت بالاتر این بیماران، به ثبات و عمر طولانی‌تر و قابلیت اطمینان بیشتر پروتز نیاز است که این فقط با روش‌های علمی و مواد جدید بهبود یافته قابل دستیابی می‌باشد.
نتیجه‌گیری: در این مقاله زیست‌ماده‌های به کار رفته در پروتز مفصل ران به خوبی معرفی شده و از جنبه های مختلف مورد بحث قرار گرفته‌اند. همچنین زیست‌ماده‌های پیشرفته‌تر برای THA که ممکن است در آینده باعث کاهش بیشتر سایش شوند و عمر پروتز را افزایش دهند بررسی شده‌اند.