دوره و شماره: دوره 20، شماره 3 - شماره پیاپی 78، تابستان 1401، صفحه 110-159 (78) 
مفاصل

درمان شکستگی‌های خرد شده دیستال رادیوس به روش پین‌گذاری زیرپوستی همراه با فیکساتور خارجی

صفحه 99-104

https://doi.org/10.22034/ijos.2023.344174.1024

مهدی تیموری، محمد دهقانی، فاطمه مزارعی

چکیده مقدمه: شکستگی دیستال رادیوس (زند زبرین) بسیار شایع است. این شکستگی می‌تواند در همة گروه‌های سنی رخ دهد. روش‌های مختلفی برای درمان این نوع شکستگی‌ها وجود دارد. بررسی نتایج درمان شکستگی دیستال رادیوس با کاربرد فیکساتور خارجی به همراه پین‌گذاری زیرپوستی (bridging external fixator + (percutaneous pinning هدف ما در این مطالعه است.
مواد و روش‌ها: این مطالعة مقطعی بین سال‌های 1397 تا 1400، در مرکز آموزشی درمانی بیمارستان کاشانی در شهر اصفهان، بر روی 72 بیمار انجام شد. شکستگی بیماران از نوع فرناندز 3، 4 و 5 بود و تحت درمان فیکساتور خارجی و پین‌گذاری برای شکستگی دیستال رادیوس قرار گرفته بودند. بیماران در فواصل 3 و 6 ماه پس از عمل، تحت معاینه مجدد قرار گرفتند.
یافته‌ها: 72 بیمار در این مطالعه بررسی شدند. میانگین سنی 2/44 سال بود. 55 درصد از بیماران مرد و بقیه زن بودند. شایع‌ترین علت ایجاد شکستگی، تصادفات وسایل نقلیه بود. 4 مورد بدجوش‌خوردگی (malunion)، 4 مورد آسیب عصب رادیال سطحی، 2 مورد شل‌شدگی فیکساتور خارجی و 6 مورد عفونت سطحی در نتایج مطالعه یافت شد.
نتیجه‌گیری: کاربرد فیکساتور خارجی یک روش درمانی مناسب برای درمان شکستگی‌های دیستال رادیوس، همراه با عوارض کم و سطح رضایت بالای بیمار است.

سایر

تأثیر تمرین تناوبی با شدت بالا و تمرین مداوم با شدت متوسط بر تراکم استخوان موش‌های صحرایی

صفحه 105-110

https://doi.org/10.22034/ijos.2023.380924.1052

عباس صارمی، محمد پرستش، احمد مهدوی

چکیده پیش‌زمینه: تمرین مداوم با شدت متوسط، MICT (Moderate intensity continuous training)، به عنوان یک تمرین مؤثر بر متابولیسم استخوان گزارش شده است. با این حال، مطالعات بسیار کمی روی تمرینات تناوبی با شدت بالا، HIIT (high-intensity interval training)، متمرکز شده‌اند. هدف از این مطالعه بررسی و مقایسة اثرات ۸ هفته تمرین HIIT و MICT بر تراکم استخوان در موش‌های صحرایی میانسال بود.
مواد و روش‌ها: ۳۰ سر موش صحرایی نر از نژاد ویستار (۱۶هفته‌ای) به طور تصادفی در سه گروه کنترل، MICT و HIIT قرار گرفتند. هر دو گروه، 5 جلسه تمرین روی نوارِگردان (treadmill) را به مدت 8 هفته تکمیل کردند. در این برنامه از گروه HIIT خواسته شد تا 10 جلسه دویدن با سرعت 35 تا 47 متر در دقیقه را با ریکاوری فعال 2 دقیقه‌ای انجام دهند و گروه MICT، 10 تا 45 دقیقه دویدن مداوم با سرعت 15تا 20 متر در دقیقه را انجام دادند. ترکیب بدنی و تراکم استخوان BMD (Bone mineral density)، قبل و پس از مداخله از طریق جذب‌سنجی دوگانه اشعه ایکس، DEXA (Dual Xray absorptiometry)، اندازه‌گیری شد. داده‌ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون‌های آنالیز واریانس یک راهه و تعقیبی توکی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: پس از 8 هفته مداخله، BMD کل بدن و استخوان ران به طور معنی‌دار در دو گروه افزایش یافت (05/0≥p)، هر چند تغییر مشاهده شده در گروه تمرین HIIT بیشتر بود(05/0≥p). بعلاوه، در مورد BMD مهرة کمری بین هر سه گروه بعد از مداخله اختلاف معنی‌داری مشاهده نشد (05/0≤p).
نتیجه‌گیری: این یافته‌ها نشان داد که یک دورة تمرین HIIT و MICT می‌تواند تراکم استخوان را در موش‌های صحرایی میانسال بهبود بخشد و در مقایسه با MICT، HIIT مزایای بیشتری بر تراکم استخوان به همراه داشت.
 

پا و مچ پا

نتیجه آرترودز (خشک کردن مفصل) باز مچ پا، مقایسه بین روش‌های قدامی و جانبی

صفحه 111-115

https://doi.org/10.22034/ijos.2023.363110.1042

سید هادی سید حسینیان، فرشید باقری، رضا پور علی، احسان واحدی، علی بیرجندی نژاد، محمد حسین ابراهیم زاده

چکیده پیش‌زمینه: جراحی آرترودز (Arthrodesis) مچ پا یکی از جراحی‌های اصلی برای درمان آرتروز پیشرفته مفصل مچ پا است. تکنیک‌های مختلفی برای درمان آرترودز مچ پا وجود دارد و هر تکنیک دارای مزایا و معایب منحصر به فرد خود است. هدف از این مطالعه، بررسی نتایج درمانی آرترودز مچ پا با استفاده از دو تکنیک بود که از میان تکنیک‌های مختلف انتخاب شد.
مواد و روش‌ها: سوابق پزشکی بیمارانی که از دی ماه 1393 تا دی ماه 1398 به دلیل آرترودز مچ پا در بیمارستان بستری شده و توسط یک جراح تحت درمان قرار گرفته بودند، بررسی شد. بیماران پس از میانگین دورة پیگیری 19 ماهه برای ارزیابی مجدد به بیمارستان فراخوانده شدند. نتایج عملکردی با استفاده از سیستم‌ امتیازدهی مورد تأیید AOFAS (American Orthopedic Foot and Ankle Society Score) برای مچ پا، پرسشنامه پای منچستر آکسفورد MOXFQ (Manchester-Oxford Foot Questionnaire) و مقیاس دیداری درد VAS (visual analog scale)، ارزیابی شد. داده‌های جمع‌آوری شده در فهرست از پیش طراحی شده، ثبت شد و با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: در مجموع 32 بیمار، 18 مرد و 14 زن با میانگین سنی 7/46 سال وارد مطالعه شدند. 6/67 درصد این بیماران، سابقة شکستگی مچ پا داشتند. 24 بیمار یعنی 75 درصد از بیماران با روش قدامی و باقی بیماران (25 درصد) با روش جانبی تحت جراحی قرار گرفته بودند. رایج‌ترین ابزار برای درمان آرترودز استفاده همزمان از پلیت و پیچ در 18 بیمار (56%) بود. جوش‌خوردگی در 28 بیمار (5/87%) در 1/11 هفته پس از جراحی رخ داد. در ارزیابی این بیماران پس از جراحی، امتیازدهی AOFAS به طور معنی‌داری افزایش یافت و امتیازات MOXFQ و VAS به‌طور معنی‌داری کاهش یافت (p<0.001 برای هر‌کدام). سن بالا و میخ داخل استخوانی با زمان طولانی جوش‌خوردگی همبستگی داشت (p<0.05). روش‌های جراحی (اعم از قدامی یا جانبی) هیچ ارتباطی با امتیازات AOFAS، MOXFQ و VAS نداشتند. عدم جوش خوردن در 4 بیمار (5/12%) و عفونت عمیق در 3 بیمار (3/9%) پس از آرترودز مچ پا گزارش شد.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه نشان داد که این نوع جراحی می‌تواند درد و عملکرد بیماران را با عوارض نسبتاً پایین پس از عمل، بهبود بخشد.
 

زانو

تأثیر گاباپنتین بر درد پس از آرتروپلاستی هیپ: یک مطالعه مروری سیستماتیک

صفحه 116-121

https://doi.org/10.22034/ijos.2023.381023.1053

عماد کوهستانی، رضا مینایی، فرشاد صفدری، منتظر الشهیب

چکیده چکیده
هدف: درد پس از جراحی آرتروپلاستی هیپ، THA (Total hip arthroplasty) بر توانبخشی و کیفیت زندگی بیماران تأثیر می‌گذارد. اگرچه گاباپنتین به طور گسترده برای کنترل درد استفاده شده، اما اثربخشی آن در آرتروپلاستی هیپ مورد بحث است. مطالعة حاضـر بـا هـدف مـرور سیسـتماتیک مطالعـات انجـام شـده در زمینة تأثیر گاباپنتین بر درد پس از آرتروپلاستی هیپ انجـام شـد.
روش: در ایـن مطالعـه بـه منظور دستیابی به مقالات مرتبط، جستجوی سیستماتیک بدون محدودیت زمانی در سه پایگاه داده MEDLINE PsycINFO، و Embase، از طریق OVID با استفاده از کلیدواژه‌های گاباپنتین، درد و آرتروپلاستی هیپ، انجام شد. برای ارزیابی کیفیت مقـالات، از ابزار Cochrane Collaboration  اسـتفاده شـد.
یافتهها: از بیـن ۳۰ مقالـه یافـت شـده، در نهایـت ۵ مطالعـه (بـا حجـم نمونة ۷۲۸ نفـر) برای بررسی سیستماتیک انتخاب شدند. در این پژوهش‌ها از گاباپنتین ۶۰۰ میلی‌گرم در ۳ مطالعه و گاباپنتین ۱۲۰۰ میلی‌گرم در ۲ مطالعه استفاده شده بود. نتایج این مطالعات نشان داد گاباپنتین تأثیر معناداری بر درد و کاهش میزان مصرف مورفین پس از آرتروپلاستی هیپ ندارد. در این مطالعات مصرف گاباپنتین با عوارضی از جمله راش، تهوع، سردرد، استفراغ و خارش همراه بود.
نتیجه‌گیری: پس از آرتروپلاستی هیپ، استفاده از گاباپنتین بر درد و کاهش میزان مصرف مورفین تأثیری ندارد. مطالعات کارآزمایی بالینی با حجم نمونه بزرگتر و دوره پیگیری طولانی‌تر مورد نیاز است.
 

پا و مچ پا

مقایسه تأثیر تزریق کورتیکواستروئید و تزریق کورتیکواستروئید به همراه پای کراستینگ فاشیای پاشنه برای درمان التهاب فاشیای کف پا

صفحه 122-127

https://doi.org/10.22034/ijos.2023.354950.1035

شهاب ایلیکا، علیرضا باغیاری، افشین احمدزاده حشمتی

چکیده مقدمه: مطالعه حاضر با هدف مقایسة «تزریق کورتون» و «تزریق کورتون با کاربرد پای کراستینگ (pie - crusting)» برای درمان التهاب فاشیای پلانتار (plantar fasciitis) بیماران مبتلا به درد پاشنه انجام شده است.
روش اجرا: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی‌سازی شده است. جامعة پژوهش شامل بیماران با درد پاشنه پا است که در طول سال‌های 1398 تا 1399 به بیمارستان باهنر شهر کرمان مراجعه کرده‌اند. بیماران به صورت تصادفی در دو گروه «تزریق کورتون» و «تزریق کورتون به همراه روش خراش دادن فاشیا» قرار گرفتند. در هفته‌های سوم، ششم، دوازدهم و بیست و چهارم بیماران ویزیت شدند. در هر نوبت، شدت درد و نمرة درد پاشنة پا، بر اساس مقیاس نمره‌بندی انجمن ارتوپدی پا و مچ پای آمریکا AOFAS (American orthopaedic foot & ankle society) تعیین شد. داده‌های این مطالعه با نسخه 24نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: در این مطالعه 89 بیمار شامل 46 بیمار زن و مرد در گروه تزریق کورتیکواستروئید و 43 بیمار زن و مرد در گروه تزریق کورتیکواستروئید با کاربرد پای کراستینگ قرار گرفتند. بیماران هر دو گروه از نظر متغیرهای سن، جنسیت و شاخص تودة بدنی مشابه بودند. دو گروه مداخله از نظر مقیاس آنالوگ دیداری درد، فقط در هفته 24 اختلاف آماری معناداری نشان دادند. در مقایسة AOFAS، در ویزیت‌های مختلف اختلاف آماری معناداری بین دو گروه گزارش شد. 
نتیجه‌گیری: یافته‌های این تحقیق استفاده از درمان تلفیقی تزریق کورتون و جراحی غیرتهاجمی پای کراستینگ را تأیید و به عنوان یک تکنیک به‌روز و کاربردی و بدون عوارض معرفی می‌کنند.
 

پا و مچ پا

بررسی نتایج درمان استئوتومی ویل (Weil) در بیماران مبتلا به سفتی مفصل متاتارسوفالنژیال انگشت شست پا

صفحه 128-132

https://doi.org/10.22034/ijos.2023.398022.1059

محمد نوری، کاووس وزیری، مرتضی جان‌نثاری لادانی

چکیده مقدمه: هدف از این مطالعه، بررسی نتایج به دست آمده از درمان جراحی بیماران هالوکس ریجیدوس درجه 3 (3rd grade hallux rigidus) به شیوة استئوتومی ویل (Weil osteotomy) است.
مواد و روش‌ها: این مطالعه به صورت شبه‌تجربی از نوع مداخلة تک‌گروهی به صورت قبل و بعد از مداخله انجام شد. جامعة مورد پژوهش بیماران مبتلا به هالوکس رجیدوس درجه 3 را در بر می‌گرفت. ابزار گردآوری در این مطالعه شامل چک لیست بر اساس معاینات بالینی بود که میزان حرکت مفصلی در دو سمت پلانتار و دورسال را ارزیابی می‌کرد، همچنین برای میزان اندازه‌گیری درد بیماران از پرسشنامه میزان درد VAS (Visual Analoge Scale) استفاده شد. میزان دامنه حرکتی و میزان درد مفاصل MPT (MetaTarsoPhalangeal) بیماران قبل از عمل و 1، 3 و 6 ماه بعد از عمل بررسی و ثبت شد. تمامی این اطلاعات وارد نرم افزار SPSS نسخة 26 شد.
یافته‌ها: در این مطالعه 8 بیمار (9/22 درصد) مرد و 27 بیمار (1/77 درصد) زن، که میانگین سنی ± انحراف معیار آنها 17/12 ± 1/77 سال بود، مورد بررسی قرار گرفتند. میزان درد در بیماران در پیگیری‌های یک ماه و سه ماه بعد از مداخله به میزان معناداری کاهش پیدا کرد (P=0.00) و همچنین میزان حرکت پاسیو مفصل در پلانتار و دورسال فلکسیون نیز به طور معناداری یک ماه و سه ماه بعد از مداخله به میزان معناداری افزایش یافت (p=0.00). مدت زمان راه‌اندازی بیمار بعد از عمل، در 17 بیمار (6/48 درصد) تا دو هفته، در 10 بیمار (6/28 درصد) بین دو تا چهار هفته و در 8 بیمار (9/22 درصد) بیشتر از یک ماه طول کشیده بود. میانگین فضای مفصلی بیماران بعد از عمل در گرافی ساده
46/0 ± 6/3 میلی‌متر بود.
نتیجه‌گیری: در این مطالعه، نتایج جراحی استئوتومی weil در بیماران هالوکس رجیدوس در پیگیری‌های یک ماه وسه ماه بعد از عمل کاهش معناداری در میزان درد بیماران نشان داد. همچنین در این بیماران افزایش معناداری در میزان ROM (Range of Motion) مفاصل، کاهش مدت زمان راه‌اندازی بیماران و همچنین بهبود در میانگین فضای مفصلی بیماران مشاهده شد.
 

جنرال

گزارش یک مورد آسیب Essex-Lopresti به همراه شکستگی دوبل ساعد

صفحه 133-136

https://doi.org/10.22034/ijos.2023.384936.1055

فاطمه ایمانی، اکبر خدابنده

چکیده مقدمه: یکی از آسیب‌های نادر ناحیة آرنج دست، آسیب Essex-Lopresti (ELI) است که شامل شکستگی سر رادیوس، اختلال در غشای بین استخوانی ساعد،IOM  (interosseous membrane) و دررفتگی مفصل رادیواولنار دیستال، DRUJ (distal radio-ulnar joint) است و در اثر وارد شدن فشار عرضی به آرنج و ساعد هنگام زمین خوردن یا وارد شدن انرژی بالا اتفاق می‌افتد.
معرفی مورد: در این مطالعه بیمار40 ساله‌ای را معرفی می‌کنیم که علاوه بر آسیب فوق دچار شکستگی دوبل ساعد نیز شده است. بیمار ابتدا تحت جراحی ORIF دوبل ساعد قرار گرفت و سپس جهت فیکساسیون سر استخوان رادیوس دو عدد پیچ هربرت جاگذاری شد و نیز مفصل رادیواولنار دیستال پین‌گذاری شد.
یافته‌‌ها: معاینه پس از جراحی نشان داد وضعیت عصبی - عروقی بیمار نرمال است و بیمار با بهبودی نسبی مرخص شد.
نتیجه‌گیری: پس از شش ماه ویزیت مجدد نشان داد که بیمار تنها در حالت پرونیشن دارای 20 درجه محدودیت حرکتی است و در بقیة حالت‌ها دامنه حرکتی مفصل کامل بود.
 

سایر

بررسی وضعیت کنونی آموزش رشته ارتوپدی و مقایسه دانش و مهارت دانش‌آموختگان در چند مرکز مختلف تربیت ارتوپد در ایران

صفحه 137-142

https://doi.org/10.22034/ijos.2023.378700.1051

عادل ابراهیم پور، محمد رازی، سید محمد جواد مرتضوی، محمد حسین ابراهیم زاده، روشنک مرادی، فرساد بیگلری، سید سعید خبیری، محمد فکور، محمد علی سازگاری، فرشید باقری

چکیده مقدمه: برای بهبود سطح آموزش دستیاران ارتوپدی و بهبود خدمت‌رسانی به بیماران در سیستم آموزشی درمانی ایران، در قدم اول لازم است که اطلاعاتی در مورد وضعیت کنونی آموزش علمی، عملی و پژوهشی دستیاران به دست آید.
روش‌ها: در این طرح پژوهشی در وهله اول بررسی کریکولوم آموزشی اجرایی در 14 مرکزاز 6 دانشگاه علوم پزشکی مختلف انجام شد و در وهله بعد به بررسی منابع انسانی، زیرساخت‌ها، امکانات و تجهیزات اتاق عمل، نتایج آموزشی و پژوهشی و اجرای منظم آزمون‌های عملی و عملکرد دستیاران در سال‌های رزیدنتی پرداختیم. تمامی موارد فوق در قالب پرسشنامه‌ای کامل و جامع طراحی شد. این پرسشنامه از جانب انجمن علمی ارتوپدی ایران، توسط سایت فرم‌افزار به صورت لینک برای رؤسای بخش‌های این مراکز ارسال و پاسخ‌ها بررسی شد. ارتباط امکانات و تجهیزات با میزان قبولی در امتحان بورد تخصصی ارتوپدی در این پرسشنامه سنجیده شد.
یافته‌ها: در بین مراکز بررسی شده تنها 20 درصد به طور مشخص معیارهای کوریکولوم آموزشی ایران را در تمام زمینه‌های منابع انسانی، آموزشی و پژوهشی کامل رعایت کرده بودند.
نتیجه‌گیری: مراکز آموزشی ارتوپدی ایران باید در فواصل منظم روش‌های نوین آموزشی مراکز معتبر جهانی و کوریکولوم کشوری را بررسی کنند. همچنین سیستم‌های نظارتی نیز باید به طور مستمر بر روند آموزش دستیاران تخصصی ارتوپدی نظارت کنند تا استاندارد‌سازی و یکسان‌سازی خدمات، تجهیزات و برنامه آموزشی بخش‌های داخل کشور به نحو مطلوب انجام شود.