بررسی نتایج آرتروپلاستی بای پولار مفصل هیپ در میان مدت
صفحه 119-126
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.546089.1151
مسعود شایسته آذر، مصطفی کلته، مسعود غریب، جمشید یزدانی چراتی
چکیده چکیده: مقدمه: آرتروپلاستی به عنوان یک گزینه درمانی، بهطور گستردهای در بیماران مسن مبتلا به شکستگی گردن استخوان فمور مورد حمایت قرار گرفته است هر چند نوع آرتروپلاستی هنوز مورد بحث است. مواد و روشها: این مطالعه به منظور ارزیابی نتیجه عملکردی همی آرتروپلاستی دوقطبی (BHA) انجام شد. ٤٩ بیمار با شکستگی داخل کپسولی گردن فمور که با BHA جراحی شده بودند وارد مطالعه شدند. پیگیری بالینی و رادیولوژیک انجام شد. نتایج عملکردی با استفاده از نمره هریس هیپ اصلاح شده ارزیابی شد. نتایج و بحث: در مطالعه حاضر ٩ بیمار (٤/١٨ %) زیر ٦٠ و ٤٠ بیمار (٦/٨١ %) سن بالای ۶۰ سال داشتند. در گروه ٦٠< سال، ٧/٦٦ % مرد و ٣/٣٣ % زن و در گروه ٦٠ ≥ سال، ٤٥% مرد و ٥٥% زن بودند. میانگین دوره پیگیری در افراد ٦٠< سال٦٦/٤٨ ماه و در افراد ٦٠ ≥ سال ٦٠/٤٦ ماه بود. اختلاف میانگین نمره هیپ هریس بین دو گروه بهطور حاشیهای معنیدار بود (٠٦/٠=p). در طبقهبندی عملکرد بر اساس نمره هریس هیپ در افراد ٦٠< سال ٦/٥٥ % عملکرد ضعیف، ٣/٣٣ % نسبتاً خوب و ١/١١ % خوب را نشان دادند. این نسبتها در افراد ٦٠≥ سال به ترتیب ٨٥ %، ٥/٧ % و ٥/٧% بود. نتیجهگیری: مطالعه حاضر نتوانست یک پیامد عملکردی رضایتبخش را پس از BHA در درازمدت مشاهده کند؛ بنابراین ارزیابی عملکرد هیپ و دلایل آنها در بیماران تحت BHA در درازمدت نکته ایست که نیاز به بررسی دارد. فرسایش استابولوم متعاقب BHA شاید دلیل احتمالی عملکرد نسبتاً ضعیف در این بیماران در درازمدت باشد.
مرگومیر پس از جراحی شکستگیهای اینترتروکانتریک در یک سال (یک مطالعه گذشتهنگر)
صفحه 127-133
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.547943.1167
شاهین طالبی، مسعود شایسته آذر، سلمان غفاری، مهران رضوی پور، عبدالرسول علایی، رضا زندی، حسن حیدریان
چکیده چکیده:
مقدمه: شکستگیهای اینترتروکانتریک فمور از شایعترین شکستگیهای مفصل ران هستند و میتوانند با عوارض و مرگومیر قابلتوجهی همراه باشند. هدف از این مطالعه، بررسی میزان مرگومیر و عوامل مؤثر بر آن در بیماران تحت جراحی شکستگی اینترتروکانتریک بود.
مواد و روشها: این مطالعه گذشتهنگر توصیفی-تحلیلی بر روی ۲۲۷ بیمار مبتلا به شکستگی اینترتروکانتریک انجام شد که طی یک سال تحت عمل جراحی قرار گرفته بودند انجام شد. اطلاعات دموگرافیک، سوابق بالینی (شامل استئوپروز، اختلالات شناختی، سابقه شکستگی)، نوع جراحی و فاصله بین بستری تا جراحی از پروندههای بیماران استخراج گردید. وضعیت حیات بیماران از طریق تماس تلفنی پیگیری شد. تحلیل آماری با استفاده از نرمافزار STATA و آزمون رگرسیون لجستیک انجام شد.
نتایج و بحث: نرخ کلی مرگومیر 3/16 درصد بود. سن، استئوپروز، سابقه شکستگی، اختلالات شناختی، فشارخون بالا، از DHS (Dynamic Hip Screw) و تأخیر در جراحی در گروه فوتشده بهطور معناداری بیشتر بود (05/0>p). در تحلیل رگرسیون، سن بالا، استئوپروز، سابقه شکستگی، اختلالات شناختی، سابقه افتادن، تأخیر در جراحی و نوع روش جراحی، بهعنوان عوامل مستقل پیشبینیکننده مرگومیر شناسایی شدند (05/0>p).
نتیجهگیری: مرگومیر پس از جراحی شکستگی اینترتروکانتریک تحت تأثیر مجموعهای از عوامل بالینی و قابل مداخله قرار دارد. انتخاب بهموقع روش جراحی مناسب و شناسایی بیماران پرخطر میتواند نقش مؤثری در بهبود پیامدهای درمانی ایفا کند.
تأثیر جراحی ارتوپدی در سینماتیک راه رفتن، تعادل وضعیتی و سرعت راه رفتن در کودکان مبتلا به فلج مغزی اسپاستیک: رویکردی چندبعدی
صفحه 134-139
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.547939.1165
خدیجه کاظمی، مسعود شایسته آذر، مرضیه مرادی، میثم نظام الدینی، مسعود غریب
چکیده چکیده:
مقدمه: فلج مغزی اسپاستیک (CP) شایعترین ناتوانی حرکتی در کودکان است که با اسپاستیسیتی مزمن، سفتی عضلانی و اختلال در کنترل حرکتی مشخص میشود و به اختلالات راه رفتن، ناپایداری وضعیتی و کاهش سرعت راه رفتن منجر میشود. جراحی ارتوپدی شامل طولانی کردن تاندونها و رهاسازی عضلات بهطور روزانه برای اصلاح ناهنجاریهای اسکلتی-عضلانی و بهبود عملکرد حرکتی به کار میرود. بااینحال، میزان تأثیر این جراحیها در سینماتیک راه رفتن، تعادل وضعیتی و سرعت راه رفتن نامشخص است. هدف این مطالعه ارزیابی تأثیر جراحی ارتوپدی در سینماتیک راه رفتن، تعادل وضعیتی و سرعت گامبرداری در کودکان مبتلا به CP اسپاستیک با استفاده از رویکردی چندبعدی بود.
مواد و روشها: مشاهدهای آیندهنگرانه کوهورت بر روی 30 کودک (۵ تا ۱۲ سال، سطوح GMFCS I تا GMFCS III)، که برای جراحی ارتوپدی برنامهریزی شده بودند، انجام شد. شرکتکنندگان قبل از عمل و در فواصل 6 و 12 ماه پس از جراحی ارزیابی شدند. متغیرهای مورد بررسی شامل سینماتیک راه رفتن (طول گام، کادنس، زوایای مفصلی)، تعادل وضعیتی (مقیاس تعادل کودکان [PBS]، آزمون برخاستن و رفتن زماندار [TUG]) و سرعت راه رفتن (آزمون راه رفتن ۱۰ متری [10MWT]) بودند. دادهها با استفاده از ANOVA با اندازههای تکراری تحلیل شدند و اندازه اثر کوهن (Cohen's d) محاسبه شد.
نتایج و بحث: در 12 ماه پس از جراحی، بهبود معناداری در تمامی متغیرهای پیامدی مشاهده شد. طول گام ۵/۱۲ درصد (۰۱/۰ p <) و کادنس ۳/۸ درصد (۰۵/۰ p <) افزایش یافت. زاویه فلکسیون زانو و دُرسیفلکسیون مچ پا نیز بهطور معناداری بهبود یافتند (۰۱/۰ p <). تعادل وضعیتی بهتر شد، بهطوری که نمره PBS از ۳/۴۲ به ۷/۴۸ افزایش (۰۱/۰ p <) و زمان آزمون TUG از ۵/۱۲ به ۸/۹ ثانیه کاهش یافت (۰۱/۰ p <). سرعت راه رفتن در حالت عادی ۶/۱۸ درصد و در حالت سریع ۲/۱۵ درصد بهبود یافت (۰۱/۰ p <). تحلیل زیرگروهها نشان داد که کودکان با سطح GMFCS I بهبود بیشتری از سطوح GMFCS II و GMFCS III داشتند (۰۵/۰ p <). تفاوت معناداری بین روشهای طولانی کردن تاندون و رهاسازی عضلات مشاهده نشد (۰۵/۰ p <).
نتیجهگیری: جراحی ارتوپدی بهطور معناداری سینماتیک راه رفتن، تعادل وضعیتی و سرعت گامبرداری را در کودکان مبتلا به CP اسپاستیک بهبود میبخشد و این پیامدها تا 12 ماه پس از جراحی پایدار میمانند. یافتهها بر اهمیت مداخلات جراحی و پروتکلهای توانبخشی فردی در بهبود تحرک عملکردی و کیفیت زندگی این بیماران تأکید میکنند.
بررسی تأثیر پوزیشن لگن بر Pelvic incidence
صفحه 140-144
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.547942.1166
سعید احمدی، مانی فلسفی، ناصر قائمیان، هدی شیرافکن، امیر محمود افشار
چکیده چکیده:
مقدمه: با توجه به اهمیت ثابت بودن زاویه pelvic incidence جهت برسی راستای ستون مهرهها و از طرفی اهمیت زاویه مناسب جهت فیکسیشن ستون مهرهها در اعمال جراحی ستون مهرهها، هدف از انجام این مطالعه بررسی این زاویه و مقایسه آن در وضعیتهای Flexion Full و
Full Extension بوده است.
مواد و روشها: در این مطالعه مقطعی، 44 دانشجو که جهت شرکت در مطالعه داوطلب بودند، مورد ارزیابی دینامیک ویو در دو پوزیشن
Full Flexion و Full Extension قرار گرفتند و زاویه Pelvic incidence در دو پوزیشن مورداندازهگیری قرار گرفت. از تمام شرکتکنندگان که وارد مطالعه شدند دینامیک ویو در دو حالت 1- نشسته و خم شدن به جلو در حد توان (Full Flexion) و 2- حالت دراز کشیده و سپس پاها آویزان از تخت در حد توان فرد (Full Extension) گرفته شد. سپس با کمک نرمافزار PACS زاویه Pelvic incidence اندازهگیری شد.
نتایج و بحث: میانگین زاویه PI در پوزیشنهای Full Flexion وFull Extension ، برابر نیستند و زاویه موردنظر در دو پوزیشن، تغییرات را نشان میدهد. تغییرات زاویه PI در پوزیشنها مورد مطالعه بدینصورت بود که میانگین آن در پوزیشن Full Flexion بیشتر از پوزیشن
Full Extension بود. میانگین تغییرات زاویه PI بین دو پوزیشن برابر 6/3±9/3 درجه بود. تغییرات به معنی اختلاف زاویه PI بین دو پوزیشن
Full Flexion وFull Extension میباشد. میانگین زاویه PI در پوزیشن Full Flexion در زنان 23/11±83/55 درجه به دست آمد که بیشتر از زاویه PI در همان پوزیشن در مردان 62/7±22/53 درجه بود اما به لحاظ آماری اختلاف معناداری دیده نشد (390/0=P). میانگین زاویه PI در پوزیشن Full Extension در زنان 87/9±61/51 درجه محاسبه شد که بیشتر از زاویه PI در همان پوزیشن در مردان 05/7±65/49 درجه بود از نظر آماری، تفاوت معنادار گزارش نشد (608/0=P).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد که پوزیشن لگن بر میزان Pelvic Incidence تأثیر میگذارد و اندازه PI در دو پوزیشنهای مختلف، یکسان نمیباشد. همچنین میزان PI در پوزیشن Flextion Full بیشتر از پوزیشن Full Extension بوده است.
بررسی ارتباط معیارهای رادیوگرافیک پیش از جراحی با میزان آزادسازی مدیال در عمل تعویض مفصل زانو
صفحه 145-151
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.546877.1161
سلمان غفاری، مسعود شایسته آذر، مهران رضوی پور، شاهین طالبی، شایان امجدی
چکیده چکیده: مقدمه: دفورمیتی واروس شایعترین دفورمیتی موجود در بیمارانی است که مورد تعویض مفصل زانو قرار میگیرند و اصلاح آن بر آزادسازی بافت نرم مدیال زانو استوار است؛ اما معیار دقیقی برای میزان آن وجود ندارد هدف از مطالعه کنونی بررسی پارامترهای رادیوگرافیک قبل از جراحی است که قادر به پیشبینی میزان نیاز به آزادسازی عناصر مدیال میباشند. مواد و روشها: در یک مطالعهی همگروهی گذشتهنگر کلیه بیمارانی که از در دورهای ۲ ساله در مراکز درمانی دانشگاهی توسط یک جراح مورد جراحی تعویض مفصل زانو اولیه قرار گرفتند بهصورت سرشماری وارد مطالعه شدند. بیماران بر اساس نوع و میزان آزادسازی مدیال به سه گروه تقسیم شدند. رادیوگرافی استاندارد ایستاده زانو در نماهای رخ و نیمرخ و الایمنت قبل و پس از عمل جراحی بررسی شد و معیارهای رادیوگرافیک شامل زاویه مکانیکال فموروتیبیال (mFTA)، زاویه لترال دیستال فمور (LDFA)، زاویه مدیال پروگزیمال تیبیا (MPTA)، زاویهی خط مفصلی (JLCA) و والگوس کات انگل (VCA) قبل و بعد از عمل بین گروهها مقایسه شد. نتایج و بحث: تعداد ۱۱۵ زانو مرتبط با 103 بیمار موردبررسی قرار گرفتند. بین زوایای لترال دیستال فمورال (LDFA) و مدیال پروگزیمال تیبیا (MPTA) و مکانیکال فمور و تیبیا (mFTA) و والگوس کات انگل (VCA) و میزان نهایی اصلاح واروس (زاویه مکانیکال فمور و تیبیا) با درجهی آزادسازی مدیال ارتباط آماری معنیداری وجود داشت (05/0 < P). میزان اصلاح نهایی واروس بهصورت معنیداری پیشگوییکننده نیاز به ریلیز وسیعتر مدیال میباشد (01/0 = P، 49/1 = OR). نتیجهگیری: زوایای LDFA،MPTA ، زاویهی مکانیکال فمور و تیبیا (mFTA) و والگوس کات انگل (VCA) و میزان نهایی اصلاح زاویه مکانیکال فمور و تیبیا با درجهی آزادسازی مدیال ارتباط آماری معنیداری وجود دارد و میزان اصلاح نهایی واروس بهصورت معنیداری پیشگوییکننده نیاز به ریلیز بیشتر مدیال میباشد.
داربستهای مورد استفاده در مهندسی بافت: مروری بر دستاوردها چالشها(مقاله مروری)
صفحه 152-159
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.475958.1105
محمدحسین شمس شمس، آذین عطابخش، محمدرضا صفری
چکیده چکیده: مهندسی بافت، علمی نوین و بین رشته ای است که بررسی روش های مورد استفاده در ترمیم ساختاری و عملکردی بافت های آسیب دیده میپردازد. یکی از مهمترین مراحل در مهندسی بافت، تهیه داربستی مناسب با ویژگیهای سازگار با بافت هدف میباشد. در سالهای اخیر با توجه به گسترش تکنولوژی، داربستهای متعددی با استفاده از روشهای گوناگون تهیه شده است که جهت ترمیم بافتهای متفاوتی کاربرد دارند. مطالعه حاضر به بررسی پژوهشهای اخیر در خصوص تهیه داربستهای مورداستفاده در مهندسی بافتهای گوناگون پرداخته است. با توجه به نتایج بررسیهای انجام شده، داربستهای متعدد شامل کامپوزیتها، نانوفیبرها، هیدروژلها، پلیمرهای سنتتیک یا نیمه سنتتیک و سرامیکها تهیه و استفاده شدهاند. برخی داربستها نیز در طی سلول زدایی بافتهای طبیعی حاصلشدهاند. همچنین روشهای متعددی همچون الکتروریسی، الکترواسپاینینگ یا چاپ سهبعدی بهمنظور تهیه داربستهای سنتتیک مورداستفاده قرارگرفتهاند. بااینحال نیاز به بررسیهای بیشتر in-vivo جهت اطمینان از عملکرد مناسب این داربستها در شرایط درون بدن وجود دارد.
پیامدهای مصرف طولانی مدت داروهای کورتیکواسترویید بر سیستم اسکلتی عضلانی(مقاله مروری)
صفحه 160-165
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.504247.1127
عبدالسلام رزاقی، سینا اسماعیلی، محمد ایتی فیروزابادی، پویا طباطبایی ایرانی، حامد نقی زاده، سید محمد جواد مرتضوی
چکیده چکیده: کورتیکواستروئیدها داروهای پرکاربردی هستند که مصرف آنها در حال افزایش است. در بیماریهای خودایمنی و روماتولوژی، استفاده از کورتیکواستروئیدها به صورت پالس درمانی و طولانیمدت بسیار رایج است و به دلیل پاندمی کووید-۱۹، مصرف آنها افزایش چشمگیری یافته است. بااینحال، مصرف طولانیمدت کورتیکواستروئیدها میتواند با عوارض جانبی متعددی بر سیستم اسکلتی-عضلانی همراه باشد، از جمله استئوپروز، افزایش خطر شکستگی، نکروز آواسکولار، هیپوکلسمی، هیپوویتامینوز D و اختلال در رشد استخوان در کودکان. استئوپروز ناشی از کورتیکواستروئیدها شایعترین نوع پوکی استخوان ثانویه است. چندین عامل مانند سن، مدتزمان مصرف، سابقه خانوادگی پوکی استخوان، شکستگیهای قبلی و میزان دریافت کلسیم در شیوع آن نقش دارند. کورتیکواستروئیدها اثرات خود را با اختلال در تعادل بین عملکرد سلولهای استئوبلاست و استئوکلاست اعمال میکنند. این داروها همچنین با تغییر در جذب کلسیم از روده و دفع کلسیم از طریق کلیهها، متابولیسم کلسیم را مختل میکنند. برای به حداقل رساندن این عوارض، میبایست درمان با کورتیکواستروئید در صورت امکان محدود شود-با مصرف مکملهای کلسیم و ویتامین D همراه باشد، ایجاد وقفههای حداقل سهماهه بین دورههای مصرف کورتیکواستروئید و در نظر داشتن درمانهای جایگزین (بهویژه در اطفال) میتواند به کاهش خطرات احتمالی کمک کند.
شکستگی استرسی دوطرفه دیستال فمور(گزارش موردی)
صفحه 167-171
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.546872.1160
مهران رضوی پور، سینا زمانی، سلمان غفاری
چکیده چکیده: شکستگیهای استرسی از آسیبهای نادر هستند که بر اثر فشار مکانیکی مکرر یا استفاده بیشازحد از استخوان ایجاد میشوند. هدف ما در این مطالعه گزارش یک مورد شکستگی استرسی دوطرفه دیستال فمور با گسترش داخل - مفصلی در خانمی سالمند با پیشینه طولانی بیماری دژنراتیو مفصل (DJD) و پوکی استخوان بود. در این گزارش، وضعیت زنی سالمند با پیشینه پوکی استخوان و آرتروز بررسی میشود که دچار شکستگی استرسی داخل - مفصلی دوطرفه دیستال فمور شده بود. این زن با شکایت از تشدید درد، محدودیت حرکتی و اختلال در تحمل وزن مراجعه کرده بود. پس از یک سال دیگر که مراجعه کرد، تحت عمل جراحی تعویض کامل مفصل زانو (TKA) در هر دو زانو با فاصله سه ماه قرار گرفت. پس از دو سال پیگیری، درد در ناحیه زانوهای او از بین رفته بودند و شکایت خاصی ذکر نشد. شکستگیهای استرسی حتی با گسترش داخل - مفصلی در سالمندان مبتلا به آرتروز ممکن است علائم خاصی نداشته باشند و گاهی با علائم آرتریت اشتباه گرفته شوند یا پشت آن پنهان بمانند. ارتوپدها باید، در تشخیصهای افتراقی بیماران سالمند مبتلا به آرتروز و درد مداوم، شکستگی استرسی را در نظر داشته باشند.
