بررسی ارتباط سطح هموگلوبین A1c (Hb A1c) سه ماه قبل و سه ماه بعد از ترمیم آرتروسکوپیک روتاتور کاف در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو
صفحه 1-6
https://doi.org/10.22034/ijos.2024.369432.1044
امیر سبحانی، شایان امیری، شروین لشکری
چکیده چکیده:
پس زمینه: ارتباط بین سطح هموگلوبین A1c (HbA1C) با عوارض پس از جراحی آرتروسکوپیک ترمیم روتاتور کاف در تعدادی از مطالعات گزارش شده است. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی ارتباط بین عوارض پس از جراحی ترمیم روتاتور کاف به روش آرتروسکوپی با میانگین سطح HbA1c، سه ماه قبل و سه ماه بعد از جراحی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو طراحی شد.
مواد و روشها: 61 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو که از سال 1398 تا 1400، در یک بیمارستان آموزشی تحت عمل حراحی آرتروسکوپیک ترمیم روتاتور کاف قرار گرفته بودند به صورت گذشتهنگر بررسی شدند. سطح هموگلوبین A1c (HbA1c) بیماران، سه ماه قبل و سه ماه بعد از جراحی ارزیابی شد. تمام بیماران 6 ماه پس از عمل جراحی، از نظر بروز عفونت بافتی، نیاز به جراحی مجدد، دهیسنس زخم و خشکی و سفتی پوست بعد از عمل پیگیری شدند.
نتایج: 16 بیمار (2/26%) دچار خشکی و سفتی (stiffness) شده بودند. تا 6 ماه پس از جراحی هیچ موردی از پارگی زخم، عفونت بافتی و نیاز به جراحی مجدد مشاهده نشد. نتایج آنالیز چند متغیره رگرسیون لجستیک نشان داد، شانس رخداد سفتی بعد از عمل به طور معنیداری با عوامل زیر ارتباط داشت. سن بالا (نسبت شانس 13/1، فاصله اطمینان 95 درصد: 03/1 تا 27/1، ارزش p برابر 041/0)؛ جنسیت مرد (نسبت شانس 88/1، فاصله اطمینان 95 درصد: 11/1 تا 75/2، ارزش p برابر 001/0)؛ میانگین HbA1c (نسبت شانس 23/1، فاصله اطمینان 95 درصد: 03/1 تا 48/1، ارزش p برابر 01/0)؛ و دورة قبل از عمل بیماران (نسبت شانس 11/1، فاصله اطمینان 95 درصد: 02/1 تا 26/1، ارزش p برابر 023/0).
نتیجهگیری: مطالعة ما نشان داد در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو، میانگین سطح HbA1c قبل و بعد از عمل جراحی ترمیم روتاتور کاف به روش آرتروسکوپی، به طور معنیداری با افزایش بروز سفتی بعد از عمل همراه است.
بررسی ارتباط یافتههای سونوگرافی با نتایج ترمیم پارگی های عصب مدین (Median)
صفحه 7-12
https://doi.org/10.22034/ijos.2024.427881.1079
میربهرام صفری، علی تبریزی، افشین محمدی، شاهین صدقی
چکیده چکیده:
مقدمه: آسیب عصب مدین (Median) شیوعی در حدود 8/2% در بیماران ترومایی دارد. تستهای الکترودیاگنوستیک نمیتوانند اطلاعات شفافی در مورد نوع آسیب ایجاد شده، تصویرسازی عصب قطع شده، تشخیص وجود یا عدم وجود نوروما و ارزیابی تشکیل اسکار بافتی اطراف ضایعه برای راهنمایی و برنامهریزی جهت مداخلة جراحی به پزشک بدهد. سونوگرافی یک متد تشخیصی قابل اعتماد، ارزان، سودمند و قابل دستیابی سریع در بالین بیمار است.
مواد و روش کار: در این مطالعة توصیفی – تحلیلی، بیمارانی که با نشانههای آسیب و پارگی حاد عصب مدین دراثر ترومای نافذ در یک بخش ارتوپدی اموزشی در طی یک سال بستری شده بودند، وارد مطالعه شدند. بیمارانی با اختلالات عصبی مادرزادی، مبتلا به دیابت و سایر بیماریهای سیستمیک یا سابقة جراحی روی اعصاب مچ دست و وجود دیسکوپتیهای گردنی حذف شدند. بیماران در پیگیری سه ماه بعد از ترمیم عصب تحت معاینة بالینی و تستهای الکترودیاگنوستیک و سونوگرافی قرار گرفتند.
یافتهها: در طی یک سال، به صورت گذشتهنگر، 21 بیمار شامل 12 مرد و 9 زن در بازة سنی 20 تا 55 سال، با ترمیم عصب مدین، وارد مطالعه شدند. میانگین ضخامت عصب ترمیم شده در سمت پروگزیمال 51/0±58/2 میلیمتر و در دیستال 61/0±51/2 میلیمتر به دست آمد. میانگین ضخامت عصب ترمیم شده در سمت پروگزیمال به محل آسیب در جنس مذکر به صورت معنادار بیشتر بود. بر اساس معاینات بالینی 12 مورد (1/57%)، 3 ماه پس از جراحی بهبودی کامل و 9 مورد (9/42%) بهبودی نسبی داشتند. با توجه به آنالیز سونوگرافی، حجم نورومای تشکیل شده در محل ترمیم در موارد بهبود یافتة کامل، کمتر از بیماران با بهبودی نسبی بود. حجم نورومای تشکیل شده در محل ترمیم در موارد با نتیجة الکترومیوگرافی ریجنراسیون عصب کمتر از بیماران با آسیب آکسونی شدید بود ولی رابطة معناداری یافت نشد. همچنین بیماران با آسیب در محل ورودی تونل کارپال با جراحی بهبودی کامل داشته اند ولی رابطة معناداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: از سونوگرافی میتوان به عنوان یک روش کمهزینه و غیرتهاجمی برای بررسی نتیجة درمان آسیب اعصاب محیطی و پیگیریهای پس از ترمیم استفاده کرد.
بررسی تأثیر فیزیوتراپی قبل و بعد از عمل بازسازی رباط صلیبی قدامی با اتوگرافت همسترینگ در میزان موفقیت عمل جراحی
صفحه 13-16
https://doi.org/10.22034/ijos.2024.461160.1085
داود مشرقی، محمد فکور، پیام محمدحسینی
چکیده چکیده:
مقدمه: پارگی رباط صلیبی قدامی ACL (anterior cruciate ligament)، ثبات زانو را مختل می کند و خطر آسیب بعدی منیسک و خطر ابتلا به بیماری دژنراتیو مفصل را افزایش می دهد. بازسازی ACL یکی از رایج ترین جراحی های ارتوپدی است. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر فیزیوتراپی قبل و بعد از عمل بازسازی ACL با اتوگرافت همسترینگ بر میزان موفقیت عمل جراحی بر اساس پارامترهای هشتگانه LKSS (Lysholm Knee Scoring Scale) انجام شد.
روش انجام کار: این مطالعة توصیفی- تحلیلی بر روی 140 بیمار انجام شد که به دنبال پارگی لیگامان صلیبی، در سال های 1398 تا 1402، تحت جراحی بازسازی ACL با اتوگرافت همسترینگ قرار گرفتند. یک سال بعد از عمل، ارتباط بین تعداد جلسات فیزیوتراپی قبل و بعد از عمل و زمان شروع فیزیوتراپی به کمک معیارهای LKSS با استفاده از نسخه 22 نرم افزار SPSS بررسی شد.
نتایج: در این مطالعه 112 مرد و 28 زن مورد بررسی قرار گرفتند. بین امتیاز LKSS و تعداد جلسات فیزیوتراپی قبل و بعد از عمل، ارتباط معناداری وجود نداشت؛ ولی در بیمارانی که 1 تا 10 جلسه فیزیوتراپی قبل از عمل داشتند و بیمارانی که کمتر از 10 جلسه فیزیوتراپی بعد از عمل داشتند، امتیاز LKSS بیشتر بود. همچنین بیمارانی که در هفتة اول بعد از عمل، فیزیوتراپی خود را شروع کردند نتایج به مراتب بهتر بود.
نتیجه گیری: هرچند تعداد جلسات فیزیوتراپی قبل از عمل و بعد از عمل بازسازی ACLبا اتوگرافت همسترینگ بر نتایج عمل تاثیر واضحی ندارد. ولی در بیمارانی که قبل از عمل، فیزیوتراپی داشتند و همچنین در بیمارانی که هرچه زودتر بعد از عمل، فیزیوتراپی خود را شروع کردند، نسبت به بیمارانی که اصلاً تجربة فیزیوتراپی قبل از عمل نداشتند نتایج به مراتب بهتر بود.
بررسی مقایسه ای درمان جراحی بازسازی با درمان فیزیوتراپی در پارگی رباط متقاطع قدامی زانو
صفحه 17-21
https://doi.org/10.22034/ijos.2024.407034.1065
احسان فلاح، مسعود باقری لمراسکی، سید محمد صادق افقهی
چکیده چکیده:
مقدمه: رباط متقاطع قدامی یکی از رباط های مهم زانو است که هنگام فعالیت های شدید آسیب می بیند. این آسیب که گاه به پارگی رباط می انجامد بین ورزشکاران حرفه ای شیوع بیشتری دارد.. هدف از این پژوهش مقایسة درمان جراحی بازسازی با درمان فیزیوتراپی در یک بیمارستان اموزشی است.
مواد و روش: در یک طرح مقطعی، 63 نفر در بازة سنی 19 تا 38 سال، با آسیب رباط متقاطع قدامی که در چهار گروه شغلی سرباز، کادر نظامی، ورزشکار و شغل آزاد قرار داشتند وارد بررسی شدند. 32 نفر تحت درمان جراحی و بازسازی و 31 نفر تحت درمان فیزیوتراپی قرار گرفتند و سپس بیماران بین یک تا شش ماه پی گیری شدند. برای تمام این بیماران پرسشنامة کمیتة بین المللی زانو تکمیل شد و داده های جمع آوری شده وارد نرم افزار SPSS شد و با آنالیز آماری آنووا دوطرفه و تست تکمیلی بون فرونی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که نوع درمان و نوع شغل هردو تأثیرگذار بودند ولی نوع درمان به روش جراحی بازسازی نسبت به روش درمانی فیزیوتراپی نمرة بالاتری داشت. گروه جراحی نمرة 7/0 ±7/69 و گروه فیزیوتراپی نمرة 0/1±3/66 را کسب کردند که معنادار بود. همچنین مقایسه بین شغل ها نشان داد که، نمره سربازان به طور معناداری کمتر از نمرة بقیه شغل ها بود ولی بین سه شغل آزاد، کادر، ورزشکار تفاوت معناداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: مطابق با یافته ها هم نوع درمان انتخاب شده و هم نوع شغل بیماران در پی گیری بیماران مؤثر بوده است. با حذف معیار درد، نوع درمان جراحی بازسازی نسبت به فیزیوتراپی با اختلاف بیشتری برتری یافت. در واقع علی رغم درد بیشتر کسانی که جراحی شده بودند توانستند فعالیت های ورزشی و عملکرد بالاتری نشان دهند و نمرة بالاتری کسب کنند.
تجزیه و تحلیل المان محدود تکنیک گوه باز استئوتومی پروگزیمال استخوان تیبیا
صفحه 22-29
https://doi.org/10.22034/ijos.2024.411578.1067
ابوالفضل مجیدی یزدی، بهروز سپهری، علیرضا موسویان
چکیده چکیده:
زﻣﻴﻨﻪ و هدف: انحراف در امتداد سالم استخوان از مشکلات رایج بیماران ارتوپدی است. یکی از این اختلالات به طور خاص در زانو به صورت ژنو واروم و ژنو والگوم بروز می کند. اندیکاسیون های تا حدودی مشخص برای اصلاح این مشکلات وجود دارد که این اصلاح معمولاً به صورت جراحی با استئوتومی و تغییر شکل و ثابت کردن استخوان در موقعیت جدید انجام می شود. در این زمینه تکنیک های فراوانی چه از نظر جراحی، چه از نظر نوع استئوتومی و چه از نظر نوع وسیلة فیکساسیون وجود دارد.
هدف این مطالعه تجزیه و تحلیل المان محدود و مقایسه بیومکانیکی تکنیک گوه باز استئوتومی پروگزیمال استخوان تیبیا بود. به این منظور تلاش شد تا تأثیر جراحی استئوتومی بر اصلاح تراز اندام تحتانی شبیه سازی شود. در این پژوهش رفتار بیومکانیکی چهار حالت شامل پروفیل پلاک به صورت خمیده و صاف و جهت گیری پیچ های پروگزیمال به صورت همگرا و واگرا تحت بار استاتیکی روی مدل ساخته شده در نرم افزار المان محدود بررسی و نیز برای نزدیک شدن به واقعیت یک مدل از چهار حالت مذکور، پیچ های ارتوپدی به صورت رزوه دار شبیه سازی شد.
روش ها: مدل سازی و شبیه سازی برای این که تا حد ممکن با مراجع نزدیک باشد، از تصاویر ثبت شده به روش سی تی اسکن از مولاژ استخوانی تهیه شده توسط مشاور طرح در 379 مقطع استفاده شد. تصاویر سی تی اسکن به نرم افزار میمیکس (Mimics) منتقل شد، وضعیت هندسی ایمپلنت ها و پیچ های ارتوپدی بعد از تهیه فیزیکی در نرم افزار سالید ورک (Solid work) ترسیم شد، سپس، مدل تحت آنالیز بیومکانیکی به صورت استاتیک در محیط نرم افزار آباکوس (Abaqus 6.14.2) قرار گرفت. برای دستیابی به مدل واقعی از منظر خواص، استخوان کورتیکال به صورت ارتوتروپیک و استخوان اسفنجی به صورت همسانگرد صفحه ای و ایمپلنت و پیچ های ارتوپدی نیز از جنس آلیاژ تیتانیوم در نظر گرفته شدند.
نتایج: در مقایسة تنش فون میسز (von Mises stress) بین چهار حالت، حالت پلاک خمیده با جهت پیچ های پروگزیمال به صورت همگرا، دارای بیشترین مقدار تنش فون میسز بر روی ایمپلنت و پیچ های ارتوپدی است، در حالی که تنش فون میسز روی استخوان در این حالت نسبت به سایر حالات دارای کمترین مقدار و احتمال رخ دادن پدیدة سپر تنشی (stress shielding) در این حالت بیشترین مقدار است؛ در مقابل، حالت پلاک صاف با جهت پیچ واگرا دارای کمترین مقدار تنش فون میسز روی ایمپلنت و پیچ های ارتوپدی است و انتظار می رود این حالت از منظر بیومکانیکی دارای بهترین خواص باشد. در مدل سازی با در نظر گرفتن رزوه برای پیچ های ارتوپدی، تنش به طور چشمگیری روی استخوان، ایمپلنت و پیچ های ارتوپدی افزایش یافت و این مسئله بیانگر اهمیت و ضرورت درنظر گرفتن رزوة پیچ های ارتوپدی در مدل سازی المان محدود است چراکه با حذف رزوة پیچ ها تمرکز تنش روی دندانة پیچ ها حذف می شود و نتایج با واقعیت اختلاف خواهد داشت.
فیکساسیون پیچ داخل - مدولاری برای جوشخوردگی تأخیری متاکارپ: گزارش موردی
صفحه 30-33
https://doi.org/10.22034/ijos.2024.463541.1087
محمد علی اخوت پور، مهرداد صدیقی، امیر صباغ زاده، فرساد بیگلری، میثم جعفری کافی آبادی، عادل ابراهیم پور
چکیده چکیده:
شکستگیهای متاکارپ آسیبهای شایعی در ناحیة دست هستند که اغلب برای جابجایی یا ناپایداری شدید به مداخلة جراحی نیاز دارند. روشهای فیکساسیون گوناگونی از قبیل سیمهای کیرشنر، صفحات، فیکساتورهای خارجی و پیچهای داخل - مدولاری استفاده میشوند که هر کدام عوارض احتمالی خاص خود را دارند. درک آناتومی و بیومکانیک متاکارپ برای مدیریت موفق بسیار مهم است. در اینجا، مردی 36ساله را که بر اثر تصادف با موتورسیکلت دچار شکستگی متاکارپ دوم شده بود بهعنوان نمونه ارائه میکنیم. پس از اینکه پینینگ اولیه ناموفق بود، جااندازی باز با کمک فیکساسیون داخلی انجام شد که بعداً یک پیچ سرصاف داخل - مدولاری جای آن قرار گرفت. فیزیوتراپی بعدی به نتیجهای موفقیتآمیز در عملکرد و جوشخوردگی طبیعی منجر شد. روشهای جراحی برای شکستگیهای متاکارپ شامل پینینگ، آبکاری و دستگاههای داخل - مدولاری است که هرکدام مشخصات و ملاحظات خاصی دارند. درحالیکه پینینگ مقرون به صرفه و کمتر تهاجمی است، آبکاری برای الگوهای شکستگی خاص ترجیح داده میشود و دستگاههای داخل - مدولاری امکان تحرک اولیه را فراهم میکنند. در نمونة ما، پیچ داخل ‑ مدولاری برای درمان جوشخوردگی تأخیری پس از عدم موفقیتهای قبلی مؤثر بود. برای تأیید اثربخشی و کشف عوارض بالقوة این جراحی به مطالعات گستردهتری نیاز است. این نمونه اهمیت روشهای درمانی فردی را در شکستگیهای پیچیدة متاکارپ برجسته میکند.
