دوره و شماره: دوره 17، شماره 4 - شماره پیاپی 67، پاییز 1398 (67) 

نوآوری پیامد شک‌گرایی است

صفحه 129-132

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121400

جیمز روچ

چکیده در آخرین سال‌های قرن نوزدهم، نسل دوم و سوم مدیرعامل‌های راه‌آهن، دلباخته خود و ماشین‌هایشان بودند. تمام اندیشه و ذهنیات آنان به راه‌آهن اختصاص داشت، اما کار حمل و نقل مردم و کالاها منحصر به راه‌آهن باقی نماند. آن مدیران نتوانستند وضع موجود خود را به چالش بکشند. بنابراین، هیچ نقشی در صنایع بزرگ و سودآور بعدی، یعنی صنعت خودرو و صنعت حمل ‌و نقل هوایی پیدا نکردند...»
«نوآوری در پزشکی اکنون حتی با سرعت بیشتری به پیش می‌تازد. پیتر دنسن (Peter Densen) در دانشگاه آیووا (Iowa)، که زمان دو برابر شدن دانش پزشکی در سال 1950 را 50 سال برآورد کرده بود، همین زمان را در سال 1980، 7 سال و در سال 2010 ، 5/3 سال تخمین زده است. در سال 2020، دو برابر شدن دانش پزشکی فقط 2/0 سال، یعنی فقط 73 روز برآورد می‌شود...»
«به نظر متناقض می‌آید، اما در طول تاریخ، این بدبینان بوده‌اند که به پیشرفت و نوآوری کمک کرده‌اند. افراد شکاک، به اسناد و شواهد نیاز دارند، پس در برابر پذیرش وضع موجود یا ایده‌های جدیدی که هنوز تأیید نشده‌اند، مقاومت می‌کنند. «شک و تردید» در مورد باورهای جدید و آزمایش آنها برای اطمینان یافتن و همچنین قرار دادن باورهای جدید در معرض بررسی سیستماتیک و جستجو برای یافتن اسناد و شواهد تجربی برای رسیدن به حقیقت لازم است...»
(بخش‌هایی از سخنرانی دکتر جیمز روش «James Roach»، استاد جراحی ارتوپدی دانشگاه یوتا)

با تجربه‌ای که دارم، سخنران مهمان سه وظیفه دارد، سخنانش باید کمی جالب باشد، خودش کمی شوخ باشد و سوم این که سخنرانی‌اش طولانی نباشد. امیدوارم به این اهداف برسم. می‌خواهم در مورد نوآوری‌های حاصل از شک‌گرایی صحبت کنم. در حقیقت خودم هیچ افشاگری و ادعای نوآوری نداشته‌ام، اما همیشه به نوآوری‌های دنیای تجارت توجه و علاقه‌ نشان داده‌ام. نوآوری‌هایی که باعث افزایش موفقیت یک شرکت نسبت به دیگری می‌شود. کاملاً مشخص است که در تجارت، درجا زدن در یک وضعیت، شرکت‌ها را از بین می‌برد. اغلب، شرکت‌هایی باقی‌ می‌مانند که وضع موجود را به چالش می‌کشند، محصولات خود را بهبود می‌بخشند یا حتی صنایع جدیدی را توسعه می‌دهند

نتایج برداشتن تیغه استخوانی ایجاد شده درغضروف رشد اندام تحتانی

صفحه 133-141

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121401

شیتی جی منچند، جنیفر رودگر، یاسین کانان، چان هی جو، دیوید پودسوا، جان برچ

چکیده چکیده اهداف: هدف ما دراین مقاله تعیین میزان شیوع و بروز بیماری، گسترش آن و عوامل پیش‌آگهی جهت ازسرگیری رشد در غضروف رشد، پس از برداشتن ناحیه بسته شده غضروف رشد (تیغه استخوانی) اندام تحتانی است. روش‌ها: ما به صورت گذشته‌نگر،پرونده تمام بیماران تحت درمان برداشتن ناحیه بسته شده غضروف رشد (تیغه استخوانی) اندام تحتانی را که بین سال‌های 1981 تا 2017 انجام شده است بررسی کردیم. تمام تصاویر رادیوگرافی قبل از عمل تا زمان قطع رشد در غضروف رشد بیمار، جراحی بعدی یا بلوغ اسکلتی را نیز در نظر داشتیم و بازنگری و بررسی کردیم. نتایج: 89 بیمار معیارهای ورود به مطالعه را داشتند که در آنها 26 مورد استخوان دیستال فمور، 49 مورد استخوان پروگزیمال تیبیا (شامل 40 مورد بلانت نوزادی) و 14 مورد دیستال تیبیا ثبت شده بود. بعد از جراحی برداشتن نوار استخوانی غضروف رشد، 37 مورد (41%) حداقل دو سال از رشد نرمال برخوردار بودند («موفقیت‌آمیز»)، 13 مورد (15%) کمتر از دو سال رشد داشتند («نسبتا موفقیت آمیز») و 39 مورد (44%) رشدی نشان ندادند («ناموفق»). 56% از گروه‌های «موفق» و گروه «بهبود جزئی» در مقایسه با 100% از گروه «شکست خورده» نیاز به جراحی‌های بعدی داشتند. استفاده از متیل متاکریلات (کرانیوپلاست TM) به عنوان ماده جایگزین، نسبت به چربی به دست آمده از بدن شخص، برتری داشت (01/0p <). نوع آناتومیک تیغه استخوانی (محیطی، مرکزی، خطی)، غضروف رشد آسیب‌دیده، سن بیمار و علت آن، تأثیری درپیش‌آگهی نداشتند. نتیجه‌گیری: تقریباً 40% از بیماران پس از برداشتن تیغه استخوانی غضروف رشد جزئی (partial)، از سرگیری مفید رشد را نشان دادند. به استثنای ماده جایگزین، سایر متغیرها، تأثیری درپیش‌آگهی نداشتند. این نتایج باید هنگام تعیین ضروری بودن عمل جراحی برداشتن تیغه استخوانی غضروف رشد در هر کدام از بیماران در نظر گرفته شود. بازسازی تصویربرداری پیشرفته سه‌بعدی قبل از عمل، تأیید عکس رادیوگرافی تهیه شده از برداشتن کامل تیغه استخوانی غضروف رشد، استفاده از نشانگرها برای تشخیص و پی‌گیری رشد استخوان و انجام رادیوگرافی دوره‌ای تا زمان قطع رشد یا بلوغ باید در یک برنامه درمانی استاندارد گنجانده شود. سطح شاهد: سطح 3  

مدلسازی اجزای محدود پُروالاستیک در یک بخش حرکتی ستون فقرات کمری و اعتبارسنجی آن در حرکات مختلف جهت کاربرد در مطالعات کلینیکی

صفحه 142-152

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121402

احسان قبادی ها، محمد نیکخو، صادق ناصرخاکی

چکیده مقدمه: در حدود 80 درصد از مردم در زندگی خود درد کمر را تجربه می‌کنند. گرچه خیلی از بیماران درد کمری مرتبط با دژنراسیون دیسک دارند، ولی روند دقیق دژنراسیون همچنان نامشخص است. بیماری دژنراسیون دیسک یک سوم جمعیت جوان جهان را درگیر کرده است. در طول دژنراسیون، دیسک دستخوش تغییرات مورفولوژی و بیوشیمیایی می‌‌شود که در نتیجه آن هیدراسیون بافت، نفوذپذیری و در نهایت ظرفیت تحمل بار دیسک تغییر می‌‌کند. به همین دلیل، مدل اجزای ‌محدود که به منظور مطالعه ارتباط بین باربرداری مکرر و دژنراسیون دیسک طراحی می‌‌شود، باید قادر به تحلیل درست در برابر بارگذاری‌‌های پیچیده شناخته شده در in-vivo باشد. هدف از این مطالعه ساخت و بروزرسانی مدل‌‌های اجزای محدود با خواص پروالاستیک بود تا از این طریق بتوان بارگذاری‌‌های مختلف شبه‌‌استاتیکی را با ارائه مدل شخصی‌‌سازی شده در افراد مختلف بررسی کرد و در مطالعات کلینیکی به منظور شبیه‌‌سازی رفتار بیومکانیکی روزانه جهت تشخیص و درمان دقیق‌‌تر مورد استفاده قرار داد.
روش انجام کار: در این مطالعه سه حالت مختلف از مدلسازی‌‌های موجود اجزای محدود از جمله روش تقارن محوری، مدل پارامتری و مدل دقیق با خواص مکانیکی پروالاستیک شبیه‌‌سازی و نتایج آن با آزمایش‌های تجربی in-vivo مقایسه شد. به منظور اعتبارسنجی مدل‌‌های ساخته شده، نتایج سه آزمایش مختلف شبه استاتیکی خزشی صورت گرفته، از جمله خزش کوتاه مدت، بلند مدت و خزش تحت فعالیت‌‌های منظم روزانه ارائه شده است.
 نتایج: نتایج حاصل نشان‌‌دهنده پیش‌‌بینی تغییرات قد و جابه‌‌جایی محوری ستون فقرات و فشار میان دیسکی مرکز نوکلئوس است.
نتیجه‌گیری: کلیه نتایج مطرح شده بیانگر آن بود که مدل‌‌های ارائه شده در رفتار شبه‌‌استاتیکی پیش‌‌بینی‌های قابل قبولی ارائه کرده و اعتبار کافی جهت بررسی در سایر آزمون‌‌های شبه‌‌استاتیکی داشته اند. از این رو می‌‌توان در بررسی نتایج حاصل در فعالیت‌‌های کلینیکی در تعیین روند دژنراسیون دیسک بین مهره‌‌ای گامی رو به جلو برداشت.

اثر اسید زولدرونیک موضعی بر فیوژن ستون فقرات بیماران مبتلا به پوکی استخوان: یک کارآزمایی بالینی تصادفی

صفحه 153-158

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121403

ADEL EBRAHIMPOUR، alireza manafi rasi، bahamin attar، ahmadreza mirblok

چکیده مقدمه: فیوژن (پیوند) ستون فقرات یک روش جراحی برای درمان بیماری‌های دژنراتیو ستون فقرات است. ما اثر پیوند استخوان آغشته به اسید زولدرونیک (ZA) را در فیوژن ستون فقرات مطالعه کردیم.
مواد و روش‌ها: 60 بیمار مبتلا به بیماری دژنراتیو که در لیست جراحی فیوژن ستون فقرات قرار گرفته بودند به طور تصادفی به 2 گروه مساوی تقسیم شدند، گروهی که گرافت استخوانی موضعی و گروهی که گرافت استخوان موضعی آغشته به اسید زولدرونیک را دریافت می‌کنند. این بیماران با استفاده از مقیاس آنالوگ بصری (VAS)، پرسشنامه اوسوستری ناتوانی عملکردی کمر و رادیوگرافی تشکیل پل استخوان در طول 12 ماه مورد مطالعه قرار گرفتند.
نتایج: این مطالعه با 57 بیمار انجام شد: 27 بیمار در «گروه کنترل» و 30 بیمار در «گروه مورد مطالعه» قرار گرفتند. بعد از گذشت 12 ماه، نمره VAS در گروه مورد مطالعه به طور معنی‌داری در مقایسه با گروه کنترل کمتر بود (p value: 0.00). در مورد نمره پرسشنامه ناتوانی عملکردی کمر (ODI)، میانگین این نمره در «گروه مورد مطالعه» نسبت به «گروه کنترل» به طور معنی‌داری کاهش یافته بود (p value = 0.006). نمرات رادیوگرافی پل استخوانی A یا B در 12 ماه بعد از عمل در گروهی که اسید زولدرونیک دریافت کرده بودند غالباً از گروه کنترل بیشتر بود (p value=0.00).
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان می‌دهد که افزودن اسید زولدرونیک به گرافت استخوان در فیوژن ستون فقرات افراد مسن، میزان فیوژن را افزایش می‌دهد و با نتیجه بالینی و عملکردی بهتری همراه است.

شیوع هپاتیت B، هپاتیت C و ویروس نقص ایمنی انسان در بیماران ترومایی: مطالعه‌ای بر روی 27000 بیمار ترومایی

صفحه 159-162

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121404

سید هادی سید حسینیان، فرشید باقری، علی بیرجندی نژاد، محمد تقی پیوندی، محمد حسین ابراهیم زاده

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی شیوع هپاتیت B (HBV)، هپاتیت C (HCV) و ویروس نقص ایمنی انسان (HIV) در یک مرکز ترومای بزرگ در شمال شرق ایران است.
روش‌ها: در یک مطالعه توصیفی مقطعی، 27252 بیمار که از ماه مارس 2012 تا مارس 2017، به صورت متوالی در بیمارستان ویژه تروما در مشهد بستری شده بودند و برای جراحات ناشی از آسیب‌دیدگی خود نیاز به عمل جراحی داشتند، از نظر حضور آنتی ژن سطح هپاتیت B (HBsAg)، ضد HCV Ab و ضد HIV Ab بررسی شدند.
نتایج: در 926 بیمار حداقل یکی از آزمایش‌های سرولوژیک مثبت بود که نشانگر بروز 3/3 درصد میزان مثبت بودن در جمعیت مورد مطالعه است. HBsAg به ترتیب در 523 بیمار (9/1 درصد)، HCV Ab در 388 بیمار (4/1 درصد) و HIV Ab در 15 بیمار (05/0 درصد) مثبت بود. 19 بیمار (06/0درصد) به طور همزمان توسط بیش از یک ویروس آلوده شده بودند.
نتیجه: نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که شیوع سرمی عوامل بیماری از طریق خون در بیماران تروما به ویژه HCV و HIV بیشتر از جمعیت عمومی است و تأکید می‌شود که کارکنان مراقبت‌های بهداشتی در مراکز تروما باید به طور دقیق مطابق با اقدامات احتیاطی استاندارد عمل کنند تا از انتقال ویروس جلوگیری شود.
سطح شواهد بالینی: 4

بررسی قبل از جراحی ارتباط بین قطر تاندون سمی تاندینوسوس به وسیله ام آرآی جهت بازسازی رباط صلیبی قدامی با قطر محصول نهایی هنگام جراحی

صفحه 163-168

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121405

محمد طحامی، رضا قشقایی منصور

چکیده مقدمه: استفاده از اتوگرافت همسترینگ جهت بازسازی پارگی رباط صلیبی قدامی زانو، با توجه به نتایج مطلوبی مانند کم‌کردن موربیدیتی و بهبود روش‌های فیکساسیون افزایش یافته است. قطر گرافت نهایی در کاهش احتمال پارگی مجدد مؤثر است. پارامترهای سن، جنسیت، قد، وزن، شاخص توده بدنی(BMI) و اندازه دور ران، به عنوان فاکتورهای پیش‌بینی‌کننده قطر نهایی، در مطالعات مختلف گزارش شده‌اند؛ اما اجماعی قوی بر سر این موضوع وجود ندارد. همچنین، بررسی‌های رادیولوژیک بر پایه ام‌آر‌آی نیاز به ابزار مخصوص دارد. در این پژوهش پیش‌بینی قطر تاندون سمی‌تاندینوسوس پیش از عمل جراحی، در مقایسه با قطر محصول نهایی در حین عمل جراحی، توسط ام‌آر‌آی مورد آزمایش قرار گرفت.
روش انجام کار: بیماران بالغ با پارگی رباط صلیبی قدامی ثابت شده توسط ام‌آر‌آی با حداقل کیفیت 5/1 تسلا و تست‌های مثبت معاینه بالینی که از اردیبهشت ماه 1396 تا شهریور 1397، به یک درمانگاه آموزشی ارتوپدی مراجعه کرده و کاندید استفاده از اتوگرافت برای بازسازی رباط صلیبی قدامی بودند وارد این مطالعه آینده‌نگر مقطعی شدند. تصاویر ام‌آر‌آی بیماران به نرم‌افزار Infinite وارد شد و با تعیین سطح مفصلی در نمای کرونال و آنگاه تبدیل آن به نمای اگزیال و سپس اندازه‌گیری دو فاصله پروگزیمال‌تر و دو فاصله دیستال‌تر از سطح مفصل، ماکزیمم قطر تاندون سمی‌تاندینوسوس به‌دست آمد. قطر گرافت سمی‌تاندینوسوس حین جراحی و نیز قطر گرافت نهایی، اندازه‌گیری و ثبت شد. از نرم‌افزار Statistical Package for the Social Sciences (SPSS) ویرایش 22، برای تحلیل داده‌ها و یافتن همبستگی‌های احتمالی استفاده شد.
نتایج: 20 بیمار مرد بالغ، با میانگین سنی 28 سال بررسی شدند. در 4 مورد طول گرافت سمی‌تاندینوسوس بیشتر از 34 سانتی‌متر بود که قطر گرافت‌های چهار لا بزرگتر یا مساوی 9 میلی‌متر بود. در همه این موارد قطر گرافت سمی‌تاندینوسوس بیشتر از 6/4 میلی‌متر در دو فاصله دیستال به مفصل بود. در 16 مورد دیگر، تاندون گراسیلیس نیز برداشته شد. قطر تاندون سمی‌تاندینوسوس در دو فاصله دیستال‌تر از سطح مفصل، مساوی یا بیشتراز 4/3 میلی‌متر بود و با قطر گرافت نهایی مساوی یا بیشتر از 8 میلی‌متر همبستگی داشت.
نتیجه‌گیری: روش اندازه‌گیری پیشنهاد شده می‌تواند گزینه‌ای قابل اتکا برای جراحان ارتوپد جهت پیش‌بینی قطر محصول نهایی پیش از عمل باشد.