نویسنده = رضا مینایی
زانو

تأثیر گاباپنتین بر درد پس از آرتروپلاستی هیپ: یک مطالعه مروری سیستماتیک

دوره 20، شماره 3، تابستان 1401، صفحه 116-121

https://doi.org/10.22034/ijos.2023.381023.1053

عماد کوهستانی، رضا مینایی، فرشاد صفدری، منتظر الشهیب

چکیده چکیده
هدف: درد پس از جراحی آرتروپلاستی هیپ، THA (Total hip arthroplasty) بر توانبخشی و کیفیت زندگی بیماران تأثیر می‌گذارد. اگرچه گاباپنتین به طور گسترده برای کنترل درد استفاده شده، اما اثربخشی آن در آرتروپلاستی هیپ مورد بحث است. مطالعة حاضـر بـا هـدف مـرور سیسـتماتیک مطالعـات انجـام شـده در زمینة تأثیر گاباپنتین بر درد پس از آرتروپلاستی هیپ انجـام شـد.
روش: در ایـن مطالعـه بـه منظور دستیابی به مقالات مرتبط، جستجوی سیستماتیک بدون محدودیت زمانی در سه پایگاه داده MEDLINE PsycINFO، و Embase، از طریق OVID با استفاده از کلیدواژه‌های گاباپنتین، درد و آرتروپلاستی هیپ، انجام شد. برای ارزیابی کیفیت مقـالات، از ابزار Cochrane Collaboration  اسـتفاده شـد.
یافتهها: از بیـن ۳۰ مقالـه یافـت شـده، در نهایـت ۵ مطالعـه (بـا حجـم نمونة ۷۲۸ نفـر) برای بررسی سیستماتیک انتخاب شدند. در این پژوهش‌ها از گاباپنتین ۶۰۰ میلی‌گرم در ۳ مطالعه و گاباپنتین ۱۲۰۰ میلی‌گرم در ۲ مطالعه استفاده شده بود. نتایج این مطالعات نشان داد گاباپنتین تأثیر معناداری بر درد و کاهش میزان مصرف مورفین پس از آرتروپلاستی هیپ ندارد. در این مطالعات مصرف گاباپنتین با عوارضی از جمله راش، تهوع، سردرد، استفراغ و خارش همراه بود.
نتیجه‌گیری: پس از آرتروپلاستی هیپ، استفاده از گاباپنتین بر درد و کاهش میزان مصرف مورفین تأثیری ندارد. مطالعات کارآزمایی بالینی با حجم نمونه بزرگتر و دوره پیگیری طولانی‌تر مورد نیاز است.
 

بررسی نتایج درمان جراحی دررفتگی های حاد مفصل acromioclavicular با تکنیک modified Weaver-Dunn

دوره 15، شماره 2، بهار 1396، صفحه 46-53

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121334

فریور لاهیجی، فریور لاهیجی، رضا مینایی، شاهین طالبی، سید روح اله موسوی، فرشاد صفدری

چکیده پیش زمینه: یکی از روشهای درمان دررفتگیهای مفصل آکرومیوکلاویکولار (ACJ)، تکنیک Weaver-Dunn است که تا کنون modification های مختلفی از آن ارائه شده است. با توجه به مشکلات روشهای قبلی و ارزش حفظ لیگامان کوراکوآکرومیال (CAL)، ما در این مطالعه به معرفی یک modification جدید از تکنیک Weaver-Dunn پرداختیم. همچنین نتایج اولیه این روش بررسی شد. مواد و روشها: 15 بیمار دچار دررفتگی حاد ACJ در مطالعه بررسی شدند. در این روش نیمی از بخش مدیال CAL از آکرومیون جدا میشود. لیگامان جدا شده از سوراخی که در کلاویکل ایجاد شده، عبور داده و روی خود گره زده شود. قبل و پس از جراحی، CC distance هر دو سمت اندازه گیری و مقایسه شد. در ویزیت نهایی، دو پرسشنامه Constant و UCLA تکمیل شد. شدت درد با استفاده از visual analogue scale (VAS) تعیین شد. بیماران بطور میانگین 6/2±2/4 سال پیگیری شدند. یافته ها: CC distance قبل از عمل بطور معناداری در سمت آسیب دیده بیشتر بود (mm 6/1±5/19 در برابر mm 5/0±1/7؛ 001/0>p < /font>). در ویزیت نهایی CC distance سمت آسیب دیده بطور قابل توجهی کاهش یافت و اختلاف اندک آن با سمت سالم، معنادار نبود (mm 9/0±2/8 در برابر mm 5/0±1/7؛ 318/0=p < /font>). در ویزیت نهایی، میانگین Constant score سمت جراحی شده برابر 2/13±3/93 و سمت سالم 8/10±1/95 بود که اختلاف بین دو سمت از نظر آماری معنادار نبود (118/0=p < /font>). میانگین UCLA score برابر 3/3±6/32 و میانگین درد بر اساس VAS برابر 8/0±4/1 بود. نتیجه گیری: درمان دررفتگی های حاد ACJ با این تکنیک با نتایج مطلوبی همراه است. با این روش، ثبات مفصل حفظ و عملکرد آن بازگردانده می شود.

مقایسه تاثیر پروتزهای با سطح مفصلی متحرک و ثابت در آرتروپلاستی کامل زانو (بررسی کارآیی در کوتاه مدت)

دوره 7، شماره 4، پاییز 1388، صفحه 167-171

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121143

سید مرتضی کاظمی، رضا مینایی، محمد علی اخوت پور، رامین فرهنگ زنگنه، محمدرضا بیگدلی، سید رضا آقاپور

چکیده پیش‌زمینه: نقش پروتزهای دارای سطح مفصلی متحرک در عملکرد زانو هنوز به خوبی شناخته نشده است. مطالعه حاضر با هدف مقایسه دو نوع پروتز با سطح مفصلی ثابت و متحرک انجام گردید.مواد و روش‌ها: در این مطالعه ۳۰ زانو با پروتز دارای سطح مفصلی ثابت و ۳۸ زانو با پروتز دارای سطح مفصلی متحرک، تحت جراحی آرتروپلاستی قرار گرفتند و با استفاده از مقیاس نمره‌دهی انجمن زانو با یکدیگر مقایسه شدند.یافته‌ها: میانگین سنی و میانگین زمان پیگیری گروه سطح مفصلی متحرک به ترتیب ۶۵ سال و ۳۴ ماه؛ و گروه سطح مفصلی ثابت ۶۹ سال و ۳۰ ماه بود. میانگین نمره زانو،  نمره عملکرد زانو و نمره نهایی در گروه سطح مفصلی متحرک به ترتیب از ۲۹، ۴۵ و ۷۳ در قبل از عمل به ۶۴، ۶۷ و ۱۲۸ در پس از عمل؛ و در گروه سطح مفصلی ثابت از ۳۱/۷، ۳۴ و ۶۵/۹ در قبل از عمل به ۶۸، ۵۷ و ۱۲۵ در پس از عمل رسید. بین دو گروه از نظر آماری تفاوت معنی‌داری وجود نداشت.نتیجه‌گیری: گرچه میانگین نمره زانو بعد از عمل در هر دو گروه افزایش یافت، اما بین نتایج کوتاه مدت در دو گروه تفاوت معنی‌داری وجود نداشت. بنابراین هیچ یک از دو نوع پروتز مورد مطالعه بر دیگری ارجحیت ندارد.

استانداردهای اساسی در انتشار مقالات پزشکی

دوره 7، شماره 2، بهار 1388، صفحه 76-81

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121160

سید مرتضی کاظمی، رضا مینایی، رامین فرهنگ زنگنه

چکیده در دهه‌های اخیر، انتشار مقالات پزشکی در سراسر دنیا گسترش چشمگیری داشته است. امروزه مجلات پزشکی متعددی منتشر می‌شوند که مقالات آنها پایه و اساس علم و هنر پزشکی را تشکیل می‌دهند. به موازات این گسترش روزافزون، اصول اخلاقی نیز در انجام و انتشار تحقیقات پزشکی به طور طبیعی دچار دگرگونی شده است. هدف این مقاله بازنگری برخی مقالات موجود در ارتباط با استانداردهای تحقیق و انتشار مقالات علمی پزشکی می‌باشد. توجه دقیق به این استانداردها، اعتبار مقالات و مجلات پزشکی را تضمین می‌کند.

میزان بروز پاتلا باجا و پاتلا باجای کاذب پس از آرتروپلاستی کامل زانو

دوره 6، شماره 4، پاییز 1387، صفحه 143-147

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121176

سید مرتضی کاظمی، رضا مینایی، رامین زنگنه، محمدرضا مینیاتور سجادی، محمدعلی اخوت پور

چکیده پیش‌زمینه: یکی از عوارض عمده بعد از آرتروپلاستی کامل زانو، تغییر در موقعیت پاتلا نسبت به مفصل تیبیوفمورال است که تحت عنوان پاتلا باجا و پاتلا باجای کاذب نامیده می‌شود و هر کدام علل مختلفی دارند. این عوارض باعث درد و محدودیت حرکت زانو بعد از جراحی می‌شوند. هدف این مطالعه بررسی بروز پاتلا باجا و پاتلا باجای کاذب به دنبال تعویض مفصل زانو است.مواد و روش‌ها: یک مطالعه گذشته نگر برروی ۶۰ بیمار (۴۹ زن، ۱۱ مرد) که در فاصله سال‌های ۱۳۷۱ تا ۱۳۸۱ در بیمارستان اختر شهر تهران تحت آرتروپلاستی کامل زانو قرار گرفته بودند، انجام شد. در هنگام مطالعه، حداقل یک سال و حداکثر یازده سال از زمان عمل جراحی بیماران می‌گذشت. همه اندازه‌گیری‌ها توسط یک فرد انجام شد. بیماران به روش حفظ رباط متقاطع پشتی و رویکرد مدیال پارا پاتلار و بدون جزء پاتلا جراحی شدند. میانگین سن بیماران در زمان مطالعه ۶۲/۵ سال و میانگین زمان پیگیری ۲۷/۵ ماه بود. در این مطالعه از سیستم درجه‌بندی انجمن زانو استفاده گردید. پرتونگاری زانوی بیماران ازنظر وجود پاتلا باجا و پاتلا باجای کاذب بررسی شد.یافته‌ها: پپاتلا باجای کاذب در ۱۵ بیمار و پاتلا باجا و پاتلا باجای کاذب هر دو با هم در ۲ بیمار وجود داشت. از نظر آماری بین این عوارض و درجه‌بندی زانو ارتباط معنی‌داری وجود نداشت، اما بین درد و محدودیت دامنه حرکتی و این عوارض رابطه معنی‌دار بود.نتیجه‌گیری: پاتلا باجا و پاتلا باجای کاذب به دنبال آرتروپلاستی زانو ممکن است باعث درد یا محدودیت زانو شود. توجه به برداشتن استخوان به میزان صحیح و دقت در بررسی حرکت کشکک در زمان عمل الزامی است.