دوره و شماره: دوره 24، شماره 2، بهار 1405 
هیپ

بررسی پلی اتیلن ها در پروتز های پزشکی (نمونه مورد مطالعه: پروتز مفصل ران)

https://doi.org/10.22034/ijos.2026.530140.1135

ملیحه طالب زاده

چکیده آرتروپلاستی کامل مفصل ران و جایگزین کردن پروتز به جای مفصل طبیعی، یکی از موفق ترین جراحی های ارتوپدی در عصر حاظر محسوب می شود. مهم ترین چالشی که در این خصوص وجود دارد، سطوح تماسی پروتز ها است که ارتباط نزدیکی با میزان بقا و طول عمر پروتز دارد. پس از ساخت اولین پروتز موفق، تا به امروز پیشرفت های زیادی در زمینه افزایش قدرت و کاهش میزان شکنندگی و سایش این سطوح صورت گرفته است؛ زیرا ساییدگی با ایجاد استئولیز، باعث کاهش عمر پروتز می شود. پروتز مفصل ران دارای چند بخش مختلف است اما در این مقاله، کاربرد و ویژگی‌های پلی‌اتیلن در بخش کاسه پروتزهای مفصل ران با تأکید بر انواع مختلف آن از جمله پلی‌اتیلن با وزن مولکولی بسیار بالا، پلی اتیلن پیوندی و پلی‌اتیلن تقویت ‌شده با ویتامین E مورد بررسی قرار گرفته است. هدف این مطالعه، تحلیل خواص مکانیکی، شیمیایی، زیستی این مواد و به همراه مقایسه آن‌ها با سایر مواد متداول مانند فلزات و سرامیک‌ها است. روش تحقیق شامل مرور جامع و استخراج مطالعات بالینی، آزمایشگاهی، و گزارش‌های تحقیقاتی درباره عملکرد پلی‌اتیلن در کاسه استابولار بوده است. نتایج نشان می‌دهد که استفاده از پلی‌اتیلن‌های مدرن، مانند HXLPE و VEPE، به‌طور قابل توجهی طول عمر مفصل را افزایش داده و عوارضی مانند تولید ذرات و سایش را کاهش داده است. همچنین، مقایسه با مواد دیگر نشان داد که پلی‌اتیلن به دلیل هزینه کمتر و زیست‌سازگاری بالاتر، جایگزینی مناسب است، اما همچنان در برابر موادی مانند سرامیک و فلزات محدودیت‌هایی از نظر مقاومت مکانیکی دارد. اهمیت این تحقیق در پیشنهاداتی برای بهبود مقاومت به سایش، استفاده از ترکیبات جدید، و کاهش تأثیرات زیست‌ محیطی تولید و استفاده از پلی‌اتیلن است. یافته‌ها می‌توانند راهنمای مفیدی برای تحقیقات آینده و توسعه پروتزهای بهتر باشند.

بیومواد

نقش اندازه ذرات میکروکرات پلی‌متیل‌متاکریلات در بهبود عملکرد سیمان‌های استخوانی اکریلیکی

https://doi.org/10.22034/ijos.2026.557916.1185

شکوفه برهان، سعید حصارکی، نادر نظافتی

چکیده زمینه پژوهش: پلی‌متیل متاکریلات (PMMA)، به عنوان یک پلیمر زیست‌سازگار، به طور گسترده در تهیه سیمان‌های استخوانی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ترکیب و مورفولوژی فاز پودر سیمان نقش مهمی در خواص فیزیکی و مکانیکی سیمان حاصل دارد. این مطالعه با هدف ارزیابی ساختار، استحکام مکانیکی و سازگاری سلولی سیمان‌های استخوانی ساخته شده از فاز مایع یکسان و پودرهایی با مورفولوژی‌های مختلف انجام شده است.
مواد و روش تحقیق: در این پژوهش، میکروکرات PMMA به روش تبخیر حلال امولسیون روغن–آب سنتز شدند و اثر اندازه ذرات آنها بر خواص مکانیکی سیمان‌های پلیمری مورد بررسی قرار گرفت. دو غلظت مختلف از محلول آلی PMMAبرای کنترل اندازه ذرات در نظر گرفته شد. ارزیابی فازی و گروه های شیمیایی با استفاده از تکنیک‌های XRD و FTIR انجام شد. زمان گیرش، استحکام فشاری و زنده مانی سلولی بر اساس استانداردهای مربوطه انجام شد.
نتایج: بررسی‌های XRD و FTIR خلوص ساختاری و حذف کامل فازهای ناخواسته را تأیید کردند و تصاویر SEM نشان دادند که ذرات تولیدشده کروی و یکنواخت هستند. نتایج نشان داد با کاهش اندازه میانگین ذرات از حدود 200 به 20 میکرومتر، زمان گیرش سیمان از 300 به 90 ثانیه کاهش یافته و استحکام فشاری از 4/21 به 7/81 مگاپاسکال افزایش یافته است. همچنین سیمان‌های ساخته شده از هر دو پودر با اندازه‌های مختلف، رفتار زنده مانی سلولی یکسانی را نشان دادند.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می‌دهد کنترل اندازه میکروکرات PMMA می‌تواند در توسعه سیمان‌های استخوانی با استحکام و زمان گیرش بهینه برای کاربردهای پزشکی و دندان‌پزشکی نقش مؤثری داشته باشد.

ارتوپدی

مقایسه نتایج عملکردی دو روش راستای کینماتیک و مکانیک در تعویض مفصل زانو در بازه زمانی 7 ساله

https://doi.org/10.22034/ijos.2026.255211

محمود کریمی مبارکه، یاسین رحیمی، علیرضا کریمی

چکیده زمینه و هدف:
تعویض مفصل زانو یکی از شایع‌ترین اعمال جراحی ارتوپدی است که به طور سنتی بر اساس راستای مکانیکی انجام می‌شود. در سال‌های اخیر، روش راستای کینماتیک با هدف بازسازی محور طبیعی زانو معرفی شده است. این مطالعه با هدف مقایسه نتایج عملکردی دو روش مکانیک و کینماتیک در تعویض مفصل زانو طی یک دوره پیگیری هفت‌ساله انجام شد.

مواد و روش‌ها:
این پژوهش یک مطالعه کوهورت گذشته‌نگر است که در سال ۱۴۰۴ در بیمارستان‌های ارجمند و مهرگان کرمان صورت گرفت. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه بیماران تحت عمل جراحی تعویض مفصل زانو به روش مکانیک یا کینماتیک توسط دو فوق‌تخصص زانو در فاصله سال‌های ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۳ بود. داده‌ها از پرونده بیماران استخراج و پرسشنامه لی‌شلم از طریق مصاحبه تکمیل شد. تحلیل آماری با نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۳ انجام گرفت.

یافته‌ها:
در مجموع ۲۰۰ بیمار (۱۰۰ نفر در گروه کینماتیک و ۱۰۰ نفر در گروه مکانیک) بررسی شدند. در هر دو گروه، زنان بیش از مردان بودند. میانگین سن بیماران در گروه کینماتیک ۶۸/۰۲ سال و در گروه مکانیک ۶۹/۶۱ سال بود. میانگین مدت پیگیری در گروه کینماتیک ۵۱/۳۷ ماه و در گروه مکانیک ۵۳/۴۱ ماه بود. میانگین امتیاز کلی لی‌شلم در گروه کینماتیک (۸۵/۱۸) بیشتر از گروه مکانیک (۸۴/۴۰) بود، اما این تفاوت از نظر آماری معنادار نبود (p=0.62). سایر شاخص‌های عملکردی نیز تفاوت معناداری نشان ندادند.

نتیجه‌گیری:
هر دو روش مکانیک و کینماتیک در بهبود عملکرد پس از تعویض مفصل زانو مؤثر بوده و تفاوت معنی‌داری از نظر شاخص‌های بالینی و عملکردی ندارند.

ارتوپدی

نتایج و عوارض احتمالی استفاده از پیچ دینامیک کوندیلار در شکستگی‌های ناپایدار پروگزیمال فمور

https://doi.org/10.22034/ijos.2026.555769.1183

سعید کاتبی، حبیب گرگانی فیروز جاه، افشین صاحب جمعی، سمیه قربانی

چکیده چکیده
بیان مسئله: شکستگی‌های ناپایدار پروگزیمال فمور یکی از شایع‌ترین علل مرگ‌ومیر و ناتوانی در افراد مسن است و با افزایش امید به زندگی، روند صعودی دارد. تاکنون گایدلاین جامعی برای درمان جراحی این شکستگی‌ها وجود ندارد و روش‌های غیرجراحی معمولاً عوارض بیشتری به همراه دارند.
روش اجرا: در یک مطالعه گذشته‌نگر توصیفی، ۲۳ بیمار (۱۲ مرد و ۱۱ زن) با شکستگی ناپایدار پروگزیمال فمور (تیپ ۳۱-A۲ و ۳۱-A۳) که بین سال‌های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۲ در بیمارستان ۵ آذر گرگان با بکارگیری پیچ دینامیک کوندیلار عمل شده بودند، بررسی شدند. داده‌ها از پرونده الکترونیک و ویزیت‌های حضوری/تلفنی تا یک سال پس از عمل جمع‌آوری شد. پیامد با Harris Hip Score و زمان جوش‌خوردگی رادیولوژیک و عوارض مکانیکال/غیرمکانیکال ارزیابی گردید.
یافته‌ها: میانگین سنی بیماران ۶۸/۵ سال بود . میانگین امتیاز هریس ۷۴/۹ ± ۸/۵ و میانگین زمان جوش‌خوردگی ۱۴/۹ ± ۲/۲ هفته گزارش شد. عوارض مکانیکال در ۲۱/۷٪ (شایع‌ترین: Lag screw cut-out) و عوارض غیرمکانیکال در ۴۷/۸٪ از بیماران (شایع‌ترین: نیاز به تزریق خون) مشاهده شد. جنسیت مؤنث و سن بالاتر با افزایش عوارض و تأخیر در جوش‌خوردگی همراه بود، هرچند این ارتباط ها معنادار نبود.
نتیجه‌گیری: پیچ دینامیک کوندیلار روشی مؤثر با نتایج عملکردی قابل قبول در شکستگی‌های ناپایدار پروگزیمال فمور است، اما به مطالعات با حجم نمونه بیشتر و گروه کنترل نیاز است.

ارتوپدی

دقت تشخیصی تصویربرداری رزونانس مغناطیسی متعارف برای پارگی‌های تاندون ساب‌اسکاپولاریس: یک مطالعه چندمرکزی مقطعی با آنالیز چندمتغیره

https://doi.org/10.22034/ijos.2026.560184.1189

علیرضا روحانی، حمید افتخاری ممقانی، آران نیک پی، پریسا حاج علی اوغلی

چکیده هدف: پارگی تاندون ساب‌اسکاپولاریس (SSC) تأثیر قابل توجهی بر عملکرد شانه دارد. این مطالعه با هدف ارزیابی دقت تشخیصی MRI متعارف ۱.۵ تسلا برای شناسایی پارگی‌های SSC در جمعیت ایرانی و با استفاده از آرتروسکوپی به عنوان استاندارد طلایی طراحی شد.
روش‌ها: یک مطالعه مقطعی چندمرکزی در سه بیمارستان دانشگاهی از سال ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۴ انجام شد. ۱۸۵ بیمار کاندید آرتروسکوپی شانه که پیش از عمل، MRI متعارف ۱.۵ تسلا را تحت یک پروتکل استانداردتصویربرداری انجام داده بودند، وارد مطالعه شدند. تفسیرهای MRI توسط رادیولوژیست عضلانی-اسکلتی و یک جراح شانه ارتوپد به‌طور مستقل و بدون اطلاع از داده‌های بالینی و ارزیابی‌های یکدیگربررسی و یافته‌های آرتروسکوپی به عنوان مرجع استاندارد استفاده گردید. حساسیت، ویژگی، مقادیر پیش‌بین مثبت و منفی محاسبه و از رگرسیون لجستیک چندمتغیره برای شناسایی پیشبین‌های مستقل دقت تشخیصی استفاده شد.یافته‌ها: در تشخیص هرگونه پارگی SSC، MRI متعارف حساسیت ۵۲.۳ درصد و ویژگی ۸۵.۴ درصد را در بین تمامی ارزیاب‌ها نشان داد. دقت تشخیصی به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای در بیماران مسن‌تر (بیش از ۶۵ سال) و زمانی که اندام غالب درگیر بود، بهبود یافت. آنالیز چندمتغیره نشان داد که سن بیمار، درگیری اندام غالب و پارامترهای خاص توالی MRI به‌طور مستقل بر عملکرد تشخیصی تأثیر می‌گذارند.نتیجه‌گیری: MRI متعارف برای پارگی‌های تاندون SSC حساسیت متوسط ولی ویژگی بالایی دارد. عملکرد آن به‌طور معناداری تحت تأثیر سن بیمار، درگیری اندام غالب و پارامترهای تصویربرداری قرار می‌گیرد. این یافته‌ها بر نیاز به پروتکل‌های تصویربرداری بهینه‌شده و رویکردهای تشخیصی جایگزین در مواردی که شک بالینی بالا است اما MRI منفی گزارش شده است، تأکید می‌کند.

زانو

رابطه بین اندازه کفش، اندازه ایمپلنت و شدت درد پس از جراحی در بیماران کاندید تعویض مفصل زانو

https://doi.org/10.22034/ijos.2026.553808.1181

آران نیک پی، حسام دانش، محمدرضا هاشمی اقدم، بهروز نظری

چکیده زمینه و هدف:
تعیین دقیق اندازه ایمپلنت در آرتروپلاستی کامل زانو (TKA) برای دستیابی به نتایج مطلوب اهمیت زیادی دارد. روش‌های سنتی پیش‌بینی اندازه ایمپلنت زمان‌بر بوده و به تصویربرداری وابسته‌اند. هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط بین اندازه کفش با ابعاد اجزای فمورال و تیبیال و تعیین قابلیت پیش‌بینی اندازه ایمپلنت و شدت درد پس از عمل بر اساس اندازه کفش بود.

مواد و روش‌ها:
این مطالعه مقطعی آینده‌نگر بر روی ۱۰۰ بیمار (۵۰ مرد و ۵۰ زن) که تحت عمل آرتروپلاستی اولیه یک‌طرفه زانو قرار گرفتند، انجام شد. اندازه کفش قبل از عمل با روش استاندارد اندازه‌گیری شد و اندازه اجزای فمورال و تیبیال در حین عمل ثبت گردید. برای بررسی ارتباط بین اندازه کفش و ابعاد ایمپلنت از تحلیل رگرسیون خطی و برای ارزیابی درد پس از عمل از مقیاس دیداری آنالوگ (VAS) در ۲۴ ساعت پس از جراحی استفاده شد.

نتایج:
اندازه کفش پیش‌بینی‌کننده معنی‌داری برای اندازه اجزای فمورال (R² = 0.583، p < 0.001) و تیبیال (R² = 0.572، p < 0.001) بود. دقت پیش‌بینی در محدوده ±۱ اندازه، برای اجزای فمورال ۹۶٪ و برای اجزای تیبیال ۹۳٪ به دست آمد. هیچ رابطه معنی‌داری بین اندازه کفش، ابعاد ایمپلنت و شدت درد پس از عمل مشاهده نشد (p > 0.1).

نتیجه‌گیری:
اندازه کفش به عنوان یک شاخص آنتروپومتریک ساده، بدون نیاز به تصویربرداری، می‌تواند پیش‌بینی‌کننده قابل اعتماد اندازه اجزای فمورال و تیبیال در آرتروپلاستی کامل زانو باشد. این روش ساده، کم‌هزینه و دقیق می‌تواند برنامه‌ریزی پیش‌عملیاتی را بهبود بخشد، به‌ویژه در مراکز با امکانات محدود.پیشنهاد

ارتوپدی

مدیریت جراحی شستگی های نادیده گرفته شده تایپ 2 کاپیتولوم با اپروچ کاپلان: گزارش سری موردی تز بازگشت عملکرد آرنج

https://doi.org/10.22034/ijos.2026.558805.1187

علیرضا روحانی، حسام دانش، آران نیک پی، شهاب مهدی پور، محمدرضا هاشمی اقدم

چکیده مقدمه: شکستگی‌های کاپیتلار، از آسیب‌های نادر اما پیچیده درون‌مفصلی آرنج هستند که اغلب در مرحله اولیه به‌طور غلط تشخیص داده می‌شوند. این موارد نادیده گرفته شده معمولاً به سمت جوش‌خورده بد یا عدم جوش‌خوردگی پیش رفته و منجر به عوارض شدیدی از جمله درد مزمن و اختلال عملکرد قابل توجه مفصل آرنج می‌گردند. این سری موردی، سه بیمار با تشخیص جوش‌خورده بد شکستگی نوع دوم کاپیتلار مورد بررسی قرار می‌دهد.

ارائه موارد: سه بیمار (دو زن و یک مرد) 25 تا 34 ساله با سفتی و درد مزمن آرنج ماه‌ها پس از آسیب اولیه مراجعه کردند. تمام موارد با سی‌تی تأیید و از طریق رویکرد کاپلان تحت جراحی قرار گرفتند. کاهش آناتومیک و فیکساسیون داخلی با پیچ‌های فشاری انجام شد.

بحث بالینی: این روش امکان شروع زودهنگام حرکات فعال را در هفته اول فراهم نمود. این برنامه توانبخشی نقش حیاتی در بهبود سلامت غضروف مفصلی داشت. در ویزیت‌های بیماران به دامنه حرکتی تقریباً کامل در آرنج دست یافتند. تمامی بیماران بازگشت موفقیت‌آمیزی به سطح فعالیت‌های شغلی و روزمره خود بدون درد یا محدودیت عملکردی گزارش نمودند. پیگیری‌های متعاقب بهبودی پایدار و عاری از عوارض را نشان داد.

نتیجه‌گیری:جوش‌خورده بد شکستگی‌های کاپیتلار یک چالش درمانی پیچیده محسوب می‌شود. با این حال، مداخله جراحی به‌موقع با استفاده از رویکرد کاپلان، در ترکیب با یک برنامه توانبخشی ساختاریافته و زودهنگام، می‌تواند به بازسازی عملکردی عالی و نتایج رضایت‌بخش منجر گردد. مطالعه حاضر نشان می‌دهد که این پروتکل درمانی می‌تواند نتایج بالینی مطلوبی را در بیماران با این عارضه نادر به همراه داشته باشد.

ارتوپدی

سندرم درد ناحیه‌ای پیچیده پس از آرتروپلاستی زانو و لگن: مرور روایی اپیدمیولوژی، تشخیص و مدیریت

https://doi.org/10.22034/ijos.2026.545216.1145

افشین طاهری اعظم، یاشار خیراله‌خانی، احمد عباس زاده

چکیده سندرم درد ناحیه‌ای پیچیده (CRPS) پس از آرتروپلاستی زانو و هیپ پدیده‌ای کم‌شیوع اما پراهمیت بالینی است که با درد نامتناسب، اختلالات وازوموتور/سودوموتور و تغییرات حرکتی-تروفیک شناخته می‌شود. این مرور روایی با تمرکز بر بیماران تعویض مفصل، جدیدترین شواهد درباره تعریف و طبقه‌بندی (معیارهای بوداپست و انطباق والنسیا)، اپیدمیولوژی و عوامل خطر، جایگاه CRPS در الگوریتم «پروتز دردناک»، و گزینه‌های درمانی محافظه‌کارانه، دارویی و مداخلات پیشرفته را جمع‌بندی می‌کند. بر اساس داده‌های آینده‌نگر، به‌کارگیری دقیق بوداپست از بیش‌تشخیصی می‌کاهد و نشان می‌دهد CRPS در تعویض مفصل زانو نادر است، هرچند شدت و گسترۀ درد پیش‌عمل می‌تواند خطر را افزایش دهد؛ در آرتروپلاستی لگن، شواهد عمدتاً به گزارش‌های مورد/سری موارد محدود است. در الگوریتم ارزیابی، رد مرحله‌ای عفونت پروتز، ارزیابی مکانیکی با رادیوگرافی/CT و کاربرد هدفمند SPECT/CT (به‌ویژه در زانو) قبل از طرح تشخیص CRPS ضروری است و تصویربرداری هسته‌ای برای «تأیید» CRPS اختصاصی نیست. از منظر درمان، سنگ‌بنای مدیریت مؤثر، توان‌بخشی زودهنگام و چندرشته‌ای همراه با کنترل درد چندوجهی است؛ شواهد کارآزمایی‌ها پشتوانه قوی برای بیس‌فسفونات‌ها، سود متوسط برای استروئید کوتاه‌مدت در فاز التهابی، اثر محدود و کمکی برای گاباپنتینوئیدها و یافته‌های متناقض درباره ویتامین C را نشان می‌دهد. در موارد مقاوم، بلوک‌های سمپاتیک، انفوزیون کتامین با دوز زیر‌بیهوشی (اثر کوتاه‌مدت) و نورومدولاسیون، با برتری DRG در دردهای موضعی اندام، می‌توانند مفید باشند. این مرور در پایان یک مسیر مراقبت گام‌به‌گام و اولویت‌های پژوهشی (استانداردسازی پیامدها) را پیشنهاد می‌کند.