بازسازی تکرشتهای پارگی رباط صلیبی قدامی در مقایسه با بازسازی دورشتهای آن: مطالعة مقایسهای کوتاهمدت
دوره 21، شماره 2، بهار 1402، صفحه 46-53
https://doi.org/10.22034/ijos.2024.468368.1089
حسین پیرمحمدی، علی رضا رحیم نیا، سید احمدرضا مدینه ای
چکیده چکیده:
پیشینه: با توجه به شیوع بالای آسیبهای رباط صلیبی قدامی، Anterior Cruciate Ligament (ACL)، تلاشهایی برای ترمیم این رباط انجام شده است تا آن را به آناتومی طبیعی نزدیکتر کند. استفاده از گرافتهای تاندون نیمهتاندینوس و گراسیلیس ترکیبی (روش دورشتهای) روش رایجتری برای بازسازی رباط صلیبی قدامی (ACL) است. استفاده از اتوگرافت نیمهتاندینوس چهارگانه (روش تکرشتهای) ممکن است نتایج یکسانی داشته باشد. ما این دو تکنیک را در بازسازی ACL با هم مقایسه میکنیم.
روشها: بیماران تحت بازسازی ACL در دورهای یکونیمساله به دو گروه روش دورشتهای یا تکرشتهای تقسیم شدند و نتایج با معاینات بالینی و پرسشنامة لیشولم () در پیگیری ششماهه با هم مقایسه شدند.
نتایج: تعداد 39 بیمار زیر 30 سال شامل 19 بیمار دچار پارگی تکرشتهای و 20 بیمار پارگی دورشتهای برای این مطالعه ثبتنام شدند. تفاوت معناداری بین دو گروه از نظر قد، وزن و شاخص تودة بدنی، Body Mass Index(BMI)، وجود نداشت. نتایج آزمونهای بالینی، عوارض، آزمونهای پایداری لیشولم (Lysholm) و شیفت پیوت (Pivot Shift Stability Test) نیز یکسان بود.
نتیجهگیری: با توجه به شرایط بیمار و طول و قطر گرافت، میتوان از اتوگرافت تکرشتهای یا دورشتهای برای بازسازی ACL با نتایج نهایی مشابه استفاده کرد.
بررسی مقایسه ای درمان جراحی بازسازی با درمان فیزیوتراپی در پارگی رباط متقاطع قدامی زانو
دوره 21، شماره 1، زمستان 1401، صفحه 17-21
https://doi.org/10.22034/ijos.2024.407034.1065
احسان فلاح، مسعود باقری لمراسکی، سید محمد صادق افقهی
چکیده چکیده:
مقدمه: رباط متقاطع قدامی یکی از رباط های مهم زانو است که هنگام فعالیت های شدید آسیب می بیند. این آسیب که گاه به پارگی رباط می انجامد بین ورزشکاران حرفه ای شیوع بیشتری دارد.. هدف از این پژوهش مقایسة درمان جراحی بازسازی با درمان فیزیوتراپی در یک بیمارستان اموزشی است.
مواد و روش: در یک طرح مقطعی، 63 نفر در بازة سنی 19 تا 38 سال، با آسیب رباط متقاطع قدامی که در چهار گروه شغلی سرباز، کادر نظامی، ورزشکار و شغل آزاد قرار داشتند وارد بررسی شدند. 32 نفر تحت درمان جراحی و بازسازی و 31 نفر تحت درمان فیزیوتراپی قرار گرفتند و سپس بیماران بین یک تا شش ماه پی گیری شدند. برای تمام این بیماران پرسشنامة کمیتة بین المللی زانو تکمیل شد و داده های جمع آوری شده وارد نرم افزار SPSS شد و با آنالیز آماری آنووا دوطرفه و تست تکمیلی بون فرونی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که نوع درمان و نوع شغل هردو تأثیرگذار بودند ولی نوع درمان به روش جراحی بازسازی نسبت به روش درمانی فیزیوتراپی نمرة بالاتری داشت. گروه جراحی نمرة 7/0 ±7/69 و گروه فیزیوتراپی نمرة 0/1±3/66 را کسب کردند که معنادار بود. همچنین مقایسه بین شغل ها نشان داد که، نمره سربازان به طور معناداری کمتر از نمرة بقیه شغل ها بود ولی بین سه شغل آزاد، کادر، ورزشکار تفاوت معناداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: مطابق با یافته ها هم نوع درمان انتخاب شده و هم نوع شغل بیماران در پی گیری بیماران مؤثر بوده است. با حذف معیار درد، نوع درمان جراحی بازسازی نسبت به فیزیوتراپی با اختلاف بیشتری برتری یافت. در واقع علی رغم درد بیشتر کسانی که جراحی شده بودند توانستند فعالیت های ورزشی و عملکرد بالاتری نشان دهند و نمرة بالاتری کسب کنند.
بررسی نتایج کوتاه مدت بازسازی رباط صلیبی قدامی با استفاده از تاندون پرونئال لونگوس
دوره 20، شماره 1، زمستان 1400، صفحه 1-7
https://doi.org/10.22034/ijos.2022.349557.1029
مهران سلیمانها، سهراب کیهانی، مریم موسوی، زهرا مهرپویا
چکیده هدف: بازسازی رباط صلیبی قدامی یکی از رایجترین جراحیهای زانو در بزرگسالان است. انتخاب اتوگرافت مناسب نقش اساسی در بازگرداندن پایداری زانو و حداقل عوارض ناحیة اهدا کننده دارد. تاندون پرونئال لونگوس میتواند به عنوان یک اتوگرافت جایگزین مناسب برای بازسازی رباط صلیبی قدامی در نظر گرفته شود. این مطالعه با هدف ارزیابی نتایج درمانی کوتاهمدت بازسازی رباط صلیبی قدامی با استفاده از تاندون پرونئال لونگوس انجام شده است.
روش: در این مطالعه مقطعی- توصیفی بیماران دچار پارگی رباط صلیبی قدامی، تحت جراحی بازسازی با استفاده از تاندون پرونئال لونگوس قرار گرفتند و به مدت حداقل یک سال پیگیری شدند. قطر گرافت در حین عمل اندازهگیری شد. نتایج عملکردی زانو بر اساس امتیاز Lysholm و IKDC قبل از عمل و حداقل یک سال بعد ارزیابی شد. عملکرد ناحیة اهداکننده مچ پا با استفاده از اسکورهایAOFAS ،FADI و دامنة حرکتی مچ پا بررسی شد.
یافتهها: 50 بیمار (47 مرد و 3 زن) با میانگین سنی 2/24 سال (50-17 سال) و میانگین زمان پیگیری 19 ماه (24 –12 ماه) مورد مطالعه قرار گرفتند. متوسط قطر اتوگرافت پرونئال لونگوس 5/0± 22/8 میلی متر (9-7 میلیمتر) بود. بیماران بهبود قابل توجهی در نتایج عملکردی و نمرات بالینی نشان دادند (001/0p <). اختلال عملکرد قابل توجهی در مفصل مچ پا مشاهده نشد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج عملکردی حاصل از جراحی و عدم اختلال عملکرد در محل برداشت گرافت، تاندون پرونئال لونگوس به عنوان یک اتوگرافت جایگزین ایمن و کاربردی برای بازسازی رباط صلیبی قدامی توصیه میشود.
روش آناتومیک «ترانسپورتال» و غیرآناتومیک «ترانستیبیال» برای بازسازی رباط صلیبی قدامی: ارزیابی بالینی بیماران نظامی
دوره 18، شماره 2، بهار 1399، صفحه 54-62
https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121412
علیرضا رحیم نیا، صدرا حاجی، محمود جعفر بیگلو
چکیده زمینه: بازسازی آسیبهای رباط صلیبی قدامی، ACL (anterior cruciate ligament)، با استفاده از روش آرتروسکوپی «تک باندل» (single‐bundle)، یک روش معمول با میزان موفقیت 83% تا 95% است. برخی مطالعات نشان میدهند که روش ترانس پورتال برای ایجاد تونل استخوان فمور منجر به موفقیت بالاتری نسبت به روش ترانس تیبیال میشود. مطالعات دیگری میزان موفقیت یکسانی را در هر دو روش نشان میدهند. هدف از این مطالعه بررسی این موضوع است که کدام یک از دو روش نزدیکترین بیومکانیک را به ACL اصلی دارد و نتیجة بهتر برای بیماران دربردارد. روشها: این مطالعه به صورت پیگیری مقطعی (آیندهنگر) انجام شده است. نتایج بالینی بازسازی ACL در بیماران نظامی با پارگی خالص ACL ارزیابی و پیگیری شد. در یک گروه 26 بازسازی ACL با استفاده از روش ترانس پورتال TP (transportal) انجام شد و در گروه دیگر 20 بیمار با استفاده از روش ترانس تیبیال TT (transtibial) بازسازی شدند. یافتهها: در پیگیری نهایی، 8 بیمار (40%) در گروه TT و پنج مورد (23/19%) در گروه TP تست «Pivot» مثبت داشتند. 3 بیمار (15%) در گروه TT و 9 بیمار (61/34%) در گروه TP تست «Lachman» مثبت داشتند. از نظر آماری اختلاف معنیداری در تست Pivot (06/0p=) و آزمون Lachman (35/0 p=) بین دو گروه وجود نداشت. میانگین نمرات Lysholm در گروه TT و TP به ترتیب 5/2±8/92 و 8/2±2/93 بود (01/0p=). میانگین زاویة پیوند در گروه TT و در گروه TP به ترتیب 9/2±7/68 و 1/4±6/43 بود (001/0p=). هیچ ارتباطی بین زاویة قرارگیری گرافت و رضایت بیماران (Lysholm Score) پس از جراحی (05/0P>) و بین زاویة قرارگیری گرافت و تستهای «ناپایداری» زانو (05/0P>) بین دو گروه مشاهده نشد. نتیجهگیری: تفاوت بالینی معنیداری بین دو روش آناتومیک (ترانس پورتال) و غیرآناتومیک (ترانستیبیال) برای بازسازی رباط صلیبی قدامی مشاهده نشد. هیچ تفاوت بالینی قابل توجهی بین دو روش یافت نشد، بنابراین، هر دو روش میتوانند نتایج خوبی داشته باشند.
بررسی قبل از جراحی ارتباط بین قطر تاندون سمی تاندینوسوس به وسیله ام آرآی جهت بازسازی رباط صلیبی قدامی با قطر محصول نهایی هنگام جراحی
دوره 17، شماره 4، پاییز 1398، صفحه 163-168
https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121405
محمد طحامی، رضا قشقایی منصور
چکیده مقدمه: استفاده از اتوگرافت همسترینگ جهت بازسازی پارگی رباط صلیبی قدامی زانو، با توجه به نتایج مطلوبی مانند کمکردن موربیدیتی و بهبود روشهای فیکساسیون افزایش یافته است. قطر گرافت نهایی در کاهش احتمال پارگی مجدد مؤثر است. پارامترهای سن، جنسیت، قد، وزن، شاخص توده بدنی(BMI) و اندازه دور ران، به عنوان فاکتورهای پیشبینیکننده قطر نهایی، در مطالعات مختلف گزارش شدهاند؛ اما اجماعی قوی بر سر این موضوع وجود ندارد. همچنین، بررسیهای رادیولوژیک بر پایه امآرآی نیاز به ابزار مخصوص دارد. در این پژوهش پیشبینی قطر تاندون سمیتاندینوسوس پیش از عمل جراحی، در مقایسه با قطر محصول نهایی در حین عمل جراحی، توسط امآرآی مورد آزمایش قرار گرفت.
روش انجام کار: بیماران بالغ با پارگی رباط صلیبی قدامی ثابت شده توسط امآرآی با حداقل کیفیت 5/1 تسلا و تستهای مثبت معاینه بالینی که از اردیبهشت ماه 1396 تا شهریور 1397، به یک درمانگاه آموزشی ارتوپدی مراجعه کرده و کاندید استفاده از اتوگرافت برای بازسازی رباط صلیبی قدامی بودند وارد این مطالعه آیندهنگر مقطعی شدند. تصاویر امآرآی بیماران به نرمافزار Infinite وارد شد و با تعیین سطح مفصلی در نمای کرونال و آنگاه تبدیل آن به نمای اگزیال و سپس اندازهگیری دو فاصله پروگزیمالتر و دو فاصله دیستالتر از سطح مفصل، ماکزیمم قطر تاندون سمیتاندینوسوس بهدست آمد. قطر گرافت سمیتاندینوسوس حین جراحی و نیز قطر گرافت نهایی، اندازهگیری و ثبت شد. از نرمافزار Statistical Package for the Social Sciences (SPSS) ویرایش 22، برای تحلیل دادهها و یافتن همبستگیهای احتمالی استفاده شد.
نتایج: 20 بیمار مرد بالغ، با میانگین سنی 28 سال بررسی شدند. در 4 مورد طول گرافت سمیتاندینوسوس بیشتر از 34 سانتیمتر بود که قطر گرافتهای چهار لا بزرگتر یا مساوی 9 میلیمتر بود. در همه این موارد قطر گرافت سمیتاندینوسوس بیشتر از 6/4 میلیمتر در دو فاصله دیستال به مفصل بود. در 16 مورد دیگر، تاندون گراسیلیس نیز برداشته شد. قطر تاندون سمیتاندینوسوس در دو فاصله دیستالتر از سطح مفصل، مساوی یا بیشتراز 4/3 میلیمتر بود و با قطر گرافت نهایی مساوی یا بیشتر از 8 میلیمتر همبستگی داشت.
نتیجهگیری: روش اندازهگیری پیشنهاد شده میتواند گزینهای قابل اتکا برای جراحان ارتوپد جهت پیشبینی قطر محصول نهایی پیش از عمل باشد.
