بازیابی عملکرد و الگوی عوارض پس از درمان جراحی شکستگیهای پیلُن (مطالعهای آیندهنگر ۱۲ماهه)
دوره 23، شماره 4، پاییز 1404، صفحه 172-179
https://doi.org/10.22034/ijos.2025.243331
شیروان رستگار، مهدی هادیان، مهدی مطیفی فرد، علیرضا اسعدی، زینب سعیدیان، فرشاد جلیلی
چکیده چکیده مقدمه: شکستگیهای داخلمفصلی پیلُن در انتهای دیستال تیبیا از شدیدترین انواع شکستگیها هستند و پیامدهای عملکردی طولانیمدت و گستردهای ایجاد میکنند. با وجود پیشرفتهای اخیر در روشهای جراحی، پروتکلهای مدیریتی استاندارد و الگوهای دقیق بهبودی همچنان مورد بحث و بررسی هستند. هدف این مطالعه مقایسهی نتایج عملکردی و میزان عوارض پس از درمان جراحی شکستگیهای پیلُن با دو روش ریداکشن باز و فیکساسیون داخلی (ORIF) و استئوسنتز با پلیت کمتهاجمی (MIPO) و همچنین بررسی نقش سن در روند بهبود و بروز عوارض است. مواد و روشها: این مطالعهی کوهورت آیندهنگر بر روی ۱۸۳ بیمار مبتلا به شکستگی پیلُن نوع B یا C انجام شد که همگی در یک مرکز ترومای واحد تحت درمان جراحی قرار گرفتند. سطح بهبودی عملکردی پس از آسیب با استفاده از شاخص عملکرد پا (FFI) اندازهگیری شد. عوارض پس از جراحی و زمان بازگشت بیمار به فعالیتهای روزمره ثبت شد. برای ارزیابی روند تغییرات نمرات FFI از آنالیز واریانس با اندازهگیریهای مکرر استفاده شد. نتایج و بحث: در تمام زیرمقیاسهای FFI بهبودی معناداری مشاهده شد (۰۰۱/۰>P) بیشترین میزان بهبود در ۶ ماه نخست رخ داد. میانگین زمان بازگشت به فعالیت ۵/۲۵±۵/۷ هفته بود. عوارض شامل بدجوشخوردگی (۲۳ درصد)، عدم جوشخوردگی (۶/۳۰ درصد)، عفونت عمقی (۸/۱۵ درصد)، لق شدن ایمپلنت (۸/۱۴ درصد) و نیاز به عمل مجدد (۶/۳۶ درصد) است. نتیجهگیری: درمان جراحی شکستگیهای پیلُن موجب بهبود قابلتوجه عملکرد بیمار میشود، اما عوارض همچنان شایع هستند. سن بیمار نقش مهمی در پیشآگهی دارد. بنابراین، برنامهریزی دقیق پیش از عمل، پایش نزدیک پس از جراحی و توانبخشی فردمحور برای دستیابی به بهترین نتیجهی ضروری است.
بررسی زمان جوش خوردن شکستگیهای بستة شفت فمور در بیماران سیگاری و غیرسیگاری به دنبال جااندازی باز و ثابتسازی داخلی با پلاک و نیلاینترامدولاری
دوره 19، شماره 2، بهار 1400، صفحه 52-57
https://doi.org/10.22034/ijos.2021.279286.0
امیر سالاری، مهران سلیمانها، دلاله خصوصی، کامران عزتی
چکیده کیده
مقدمه: جوش نخوردن یا تأخیر در جوش خوردن یکی از مشکلات شناخته شده پس از جراحی شکستگی استخوانهای بلند است. در این مطالعه هدف بررسی زمان جوش خوردن درشکستگیهای بستة شفت فمور در بیماران سیگاری و غیرسیگاری به دنبال جااندازی باز و ثابتسازی داخلی با پلاک و نیل اینترامدولاری است.
مواد و روشها: در یک مطالعة کوهورت، بیماران به صورت داوطلبانه به دو گروه سیگاری و غیرسیگاری با شکستگی بستة عرضی استخوان شفت فمور تقسیم شدند. در این مطالعه مصرف 6 نخ سیگار یا بیشتر در روز به عنوان معیار سیگاری بودن تعریف شد. درمان بر اساس تمایل بیمار و نه سیگاری بودن یا نبودن بیمار انجام شد. بیماران به مدت یک سال از نظر جوش خوردن به صورت بالینی و رادیولوژیکی پیگیری و بررسی شدند. پس از جمعآوری دادهها، اطلاعات وارد نرم افزار SPSS نسخة 19 شد و مورد تحلیل قرار گرفت.
یافتههای پژوهش :در مطالعة ما 220 بیمار بررسی شدند (110 بیمار سیگاری و 110 بیمار غیرسیگاری). درصد بیشتری از مراجعان با شکستگی بستة شفت فمور را مردان (7/79%) تشکیل میدادند. میانگین سنی مراجعان با شکستگی بستة شفت فمور برابر 93/16±78/32 سال بود. ارتباط آماری معنیداری بین وضعیت جوشخوردگی استخوان در درمان با پلاک و نیلاینترامدولاری در ارتباط با مصرف سیگار دیده شد (004/0p=). در حالی که تمام افراد غیرسیگاری تا انتهای 180 روز پس از جراحی، دارای استخوان جوشخورده بودند (100%). در گروه درمان شده با پلاک 1/74 درصد و در گروه درمان شده با نیلاینترامدولاری 8/78 درصد از بیماران فقط سیگاری مورد مطالعه تا انتهای 180 روز پس از جراحی دارای استخوان جوشخورده بودند (234/0p=). همچنین ارتباط آماری معنیداری بین وضعیت دیرجوشخوردگی استخوان در درمان با پلاک و اینترامدولاری نیل در بیماران فقط سیگاری دیده شد (04/0P=).
نتیجهگیری: وضعیت درمان و عملکرد در بیماران سیگاری بدتر از بیماران غیرسیگاری است و بیماران سیگاری نیاز به دورة پیگیری بیشتری دارند. همچنین به نظر میرسد روش نیلاینترامدولاری در بیماران سیگاری با شکستگی بستة شفت فمور، منجر به تأخیر کمتر جوشخوردگی شود.
واژههای کلیدی: سیگارکشیدن، ترمیم شکستگی، فیکساسیون داخلی شکستگی، جا اندازی باز شکستگی
تأثیر هورمون پاراتیروئید بر تأخیر در جوشخوردگی یا عدمجوشخوردگی در شکستگی دیافیز استخوان تیبیا/فیبولا
دوره 19، شماره 1، زمستان 1399، صفحه 7-11
https://doi.org/10.22034/ijos.2021.130298
محمدتقی پیوندی، فرشید باقری، علی بیرجندی نژاد، سارا عامل فرزاد، لیدا جراحی، میلاد اسماعیل زاده، امین رازی، رضا حبیب زاده شجاعی
چکیده مقدمه: تأثیر استفاده از هورمون پاراتیروئید در درمان عوارض شکستگی، در مطالعات محدودی ارزیابی شده است. پس، هدف از این مطالعه، ارزیابی تأثیر هورمون پاراتیروئید بر جوشخوردگی شکستگیهای دیافیز استخوان تیبیا/فیبولا مبتلا به تأخیر در جوشخوردن یا جوشنخوردن بوده است.
مواد و روشها: این ارزیابی، مطالعهای بیمارستانی بود که روی بیماران مبتلا به شکستگی با تأخیر یا عدمجوشخوردگی استخوان تیبیا یا فیبولا انجام شده است. در بیمارستان شهید کامیاب، بیماران با معیارهای ورود به مطالعه پس از پر کردن رضایت آگاهانه وارد مطالعه شدند. آزمایشهایCBC ،ESR ،Ca ،P ،Mg ،ALK-P ،Cr ،BUN انجام شد و پس از آن برای گروه موردمطالعه ویتامین D و کلسیم خوراکی همراه با هورمون پاراتیروئید برای 3 ماه تجویز شد. در گروه کنترل فقط از ویتامین D و کلسیم خوراکی استفاده شد. بیمارانی که دارای فاکتورهای خطر خاص مانند استفاده از دیگوکسین یا نارسایی کلیه بودند از مطالعه خارج شدند و بیماران با دو معیار کلینیکی و رادیوگرافیک بهصورت ماهانه موردارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: میانگین و انحراف سن در گروه مورد 16.9±37.7 سال و در گروه شاهد 13.8±39.1 سال بوده است (P=0.73). از نظر جنسیت در دو گروه، 24 نفر مذکر و 6 نفر مؤنث بودهاند (P=1.0). تفاوت معنادار آماری در نوع شکستگی، شکل شکستگی و نوع فیکساسیون در گرافیهای نهایی بین دو گروه مشاهده نشد.
نتیجهگیری: در ارزیابی اخیر مشاهده شد که در 3 ماه تجویز هورمون پاراتیروئید، هیچ تأثیر مثبتی از این هورمون در بهبود شکستگی حتی از نظر کلینیکی و رادیوگرافی وجود ندارد.
سلولهای تکهستهای به دست آمده از مغز استخوان خودی ممکن است بر درمان جوشناخوردگی استخوانهای بلند تأثیر مثبت داشته باشند
دوره 18، شماره 4، پاییز 1399، صفحه 112-119
https://doi.org/10.22034/ijos.2021.128718
امین رازی، محمد تقی پیوندی، علی بیرجندی نژاد، سارا عامل فرزاد
چکیده ٰ چکیده مقدمه: «جوشناخوردگی» (nonunion)، یک عارضة جدی به دنبال شکستگی استخوانهای بلند است که چالش بزرگی برای جراحان ارتوپد به همراه دارد. این نوع شکستگیها عوارض زیادی به دنبال دارند. فاکتورهای تحریککنندة استخوانسازی، همراه با بهبود شرایط مکانیکال محیطی میتوانند سرعت جوشخوردن را افزایش دهند. در این مطالعه، هدف ما درمان جوشناخوردگی به کمک سلولهای تکهستهای به دست آمده از مغز استخوان، BMDMC (bone marrow-derived mononuclear cell) و تغلیظ و کاربرد آن به عنوان منشأ سلولهای استئوپروژنیتور همراه با فیکساسیون داخلی بود. مواد و روشها: از نوامبر2010 تا می 2013، 19 بیمار با جوشناخوردگی استخوان، تحت درمان با سلول تکهستهای مشتق از مغز استخوان (BMDMC) قرار گرفتند که شامل 15 مرد و 4 زن با متوسط سنی 8/37 سال (18 تا 81 سال) بود. فاصلة زمانی بین تروما تا درمان بین 7 تا 28 ماه (میانگین 4/13 ماه) بود. ابتدا قشرزدایی اطراف محل جوشناخورده انجام شد تا بستر مناسب برای سلولهای تکهستهای ایجاد شود. سپس 2 میلیلیتر مغز استخوان تغلیظ شده در محل قرار داده شدکه به صورت مخلوط با چیپس آلوگرافت کورتیکوکنسلوس دمینرالیزه بود. سرعت ترمیم به صورت بالینی و رادیولوژیک هر 4 هفته پیگیری شد. یافتهها: جوشخوردن استخوان در 18بیمار از19 بیمار، در طول 06/1 تا 6 ماه با متوسط زمانی 5/3 ماه، به دست آمد. در طول مدت بیهوشی عارضهای نداشتیم و هیچ موردی از عفونت، هماتوم یا درد مزمن در بیماران ایجاد نشد. نتیجهگیری: پیوند مغز استخوان خودی با BMDMC یک درمان منطقی، مؤثر و آسان برای درمان جوشناخوردگی استخوانهای بلند مثل تیبیا و فمور بعد از فیکساسیون داخلی به شمار میرود.
تأثیر نانو هیدروکسی آپاتیت به همراه مغزاستخوان برای ترمیم نقیصه استخوانی در خرگوش؛ بررسی رادیولوژیکی و هیستوپاتولوژیکی
دوره 18، شماره 1، زمستان 1398، صفحه 7-15
https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121407
مهرداد یادگاری، امین بیغم صادق، ساناز فرهنگ، سجاد فرهنگی
چکیده پیشزمینه: اﻣﺮوزه در ارﺗﻮﭘﺪی داﻣﭙﺰﺷﮑﯽ و اﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﺮای ﺗﺤﺮیﮏ فرایند اﻟﺘﯿﺎم ﺷﮑﺴﺘﮕﯽﻫﺎ، ﺳﺮﻋﺖ ﺑﺨﺸﯿﺪن ﺑﻪ اﺗﺼﺎل ﻣﻔﺼـﻠﯽ و ﺗﺮﻣﯿﻢ ﻧﻘﯿﺼﻪﻫﺎی اﺳﺘﺨﻮاﻧﯽ از ﭘﯿﻮﻧﺪ اﺳﺘﺨﻮاﻧﯽ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽﺷﻮد. در این مطالعه اثرات استفاده توام نانوهیدروکسی آپاتیت با مغز استخوان در ترمیم شکستگی استخوان خرگوش به شکل رادیولوژیکی و هیستوپاتولوژیکی بررسی میشود.
مواد و روشها: این مطالعه تجربی در بهار و تابستان 1398، بر روی 20 خرگوش نر بالغ نژاد نیوزلندی 12 ماهه، به وزن تقریبی 2 کیلوگرم انجام شد. خرگوشها به صورت تصادفی به 4 گروه تقسیم شدند. قطعه استخوانی از استخوان رادیوس برداشته شد در گروه اول (تعداد=5) (گروه کنترل)، نقیصه استخوانی خالی ماند و هیچ مادهای تزریق نشد. در گروه دوم (تعداد=5)، در محل نقیصه نانوهیدروکسی آپاتیت، در گروه سوم (تعداد=5)، مغز استخوان و در گروه چهارم (تعداد=5)، نانوهیدروکسی آپاتیت به همراه مغزاستخوان تزریق و پوست و عضلات بخیه شد.
رادیوگراف از دست خرگوشها بعد از عمل و در روز های 14، 28، 42 و 56 در نمای جانبی تهیه شد. نمونهبرداری از استخوان جهت ارزیابی هیستوپاتولوژی در هفته هشتم انجام گرفت. رادیوگراف و نمونهها از لحاظ میزان جوشخوردگی، فعالیت استخوانسازی و دوباره شکلپذیری مورد بررسی آماری قرار گرفت.
یافتهها: در بررسی رادیوگرافیکی در هفتههای دوم و چهارم و ششم و هشتم اختلاف آماری معنیداری بین گروهها مشهود بود (05/0p<) که این اختلاف در هفته ششم بیشتر شاخص بود. در هفته ششم مشاهده شد که گروه نانوهیدروکسیآپاتیت+مغزاستخوان بهتر از گروه نانوهیدروکسیآپاتیت به تنهایی عمل کرده بود (02/0p=). در بررسی هیستوپاتولوژیک گروه نانوذرات هیدروکسیآپاتیت به همراه مغز استخوان، در مقایسه با گروه کنترل روند استخوانسازی از شدت بیشتری برخوردار بود.
نتیجهگیری: نتیجه به دست آمده در مطالعه ما بیانگر این است که گروه «نانوهیدروکسی آپاتیت+مغزاستخوان» در مقایسه با دو گروه دیگر «نانوهیدروکسی آپاتیت به تنهایی» و گروه «کنترل» از نظر ترمیم استخوانی بهتر عمل کرده است. پیشنهاد میشود این آزمایش با مدل حیوانی بزرگتر انجام شود تا کاربرد بالینی پیدا کند
ارزیابی خواص التیامی استفاده همزمان هیدروکسی آپاتیت و صفحه رشد دمینراله شده گوساله جنینی در نقیصه استخوانی خرگوش (یک مطالعه حیوانی)
دوره 11، شماره 4، پاییز 1392، صفحه 144-151
https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121104
امین بیغم صادق، ایرج کریمی، محمد شادخواست، محمد حسین مهدوی
چکیده پیشزمینه: هیدروکسی آپاتیت سنتزی، بتاتری کلسیم فسفات و سایر ترکیبات فعال زیستی ساختاری شبیه استخوان دارند و به همین دلیل در ارتوپدی کاربرد دارند. استفاده از جایگزینهای بیخطر پیوند استخوانی، رو به افزایش است و در این مطالعه استفاده همزمان هیدروکسی آپاتیت به همراه پودر صفحه رشد جنین گاو و روند التیام استخوان بررسی گردید.مواد و روشها: دراین مطالعه ۱۵ خرگوش نیوزلندی به صورت تصادفی به ۳ گروه مساوی تقسیم شدند. قطعه استخوانی به شکل طولی به اندازه دو برابر عرض استخوان رادیوس برداشته شد. در گروه اول نقیصه ایجاد شده با هیدروکسی آپاتیت، در گروه دوم با هیدروکسی آپاتیت و پودر صفحه رشد جنینی و در گروه سوم با پودر صفحه رشد جنینی پر شد. ارزیابی پرتونگاری و هیستوپاتولوژی انجام شد و داده ها مورد بررسی آماری قرار گرفت.یافتهها: در ۵۶ روز پس از عمل، از نظر تشکیل استخوان و باز آرایی آن، اختلاف معنیداری بین گروهها وجود داشت (۰/۰۳=p < /em>). پنجاه و شش روز پس از جراحی گروه ۲ نسبت به دو گروه دیگر از نظر آماری برتری داشت. در ارزیابی هیستوپاتولوژی اختلاف معنیداری بین گروهها دیده نشد (۰/۰۵=).نتیجهگیری: هیدروکسی آپاتییت نقش هدایت کننده، و پودر صفحه رشد نقش القاء کننده در استخوانسازی داشتند که باعث بهبود و تسریع روند التیام نقیصه استخوانی نسبت به دو گروه دیگر گردید.
