کلیدواژه‌ها = بی‌حرکتی

بررسی میزان تشکیل لخته در وریدهای عمقی پس از درمان غیرجراحی آسیب‌های مچ‌پا یا پا با گچ یا آتل کوتاه

دوره 9، شماره 3، تابستان 1390، صفحه 116-123

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121040

علیرضا منافی راثی، غلامحسین کاظمیان، غلامحسین کاظمیان، امیرحسین فلاحی، محمد مهدی باقریان لمراسکی، علی نعمتی، فرشاد صفدری

چکیده ۹۵پیش‌زمینه: در مورد تجویز منظم داروهای ضدانعقاد برای جلوگیری از ترومبوز ترومبوپروفیلاکسی در بیمارانی که به‌صورت غیرجراحی با گچ یا آتل کوتاه پا درمان می‌شوند، توافق نظر وجود ندارد. هدف از این مطالعه بررسی میزان بروز ترمبوز رگ‌های عمقی در این بیماران و لزوم انجام ترومبوپروفیلاکسی بود. مواد و روش‌ها: در یک مطالعه مقطعی، ۹۵ بیمار دچار پیچ‌خوردگی مچ پا یا شکستگی با ثبات پا یا مچ پا که تحت درمان گچ‌گیری بودند، از نظر تشکیل ترومبوز وریدی اندام تحتانی بررسی شدند. روزهای ۷ تا ۱۴ پس از شروع درمان، سطح D-dimer اندازه‌گیری ‌شد. اگر سطح D-dimer بالاتر از µg/ml ۰/۲ بود، نتیجه تست مثبت و بیمار تحت بررسی با سونوگرافی داپلر قرار ‌گرفت تا تشکیل ترمبوز رگ‌های عمقی بررسی گردد. همچنین تاثیر عوامل مستعد کننده در تشکیل ترمبوز رگ‌های عمقی بررسی گردید. یافته‌ها: از ۹۵ بیمار، ۴۶ نفر دارای حداقل یکی از عوامل مستعد کننده بروز ترمبوز رگ‌های عمقی بودند. در ۲۱ بیمار (۱/۲۲%) آزمون D-dimer مثبت بود. سونوگرافی داپلر نشان داد که در ۳بیمار ترمبوز رگ‌های عمقی تشکیل شده بود. همچنین بین افزایش احتمال بروز ترمبوز وریدی و وجود عوامل مستعد کننده متعدد (≥۳) ارتباط آماری معناداری وجود داشت (۰۱/۰=p). نتیجه‌گیری: ترمبوز رگ‌های عمقی عارضه شایع به‌دنبال گچ‌گیری زیر زانو نیست و پروفیلاکسی روتین در مواردی ‌که بیمار کمتر از سه عامل مستعد کننده دارد، ضروری نمی‌باشد.

بررسی مقایسه‌ای گچ کوتاه و گچ بلند ساعد در درمان شکستگی‌های با ثبات دیستال رادیوس در بزرگسالان

دوره 9، شماره 3، تابستان 1390، صفحه 133-138

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121042

محمدتقی پیوندی، امیررضا کچوئی، اقبال صدری ‌محولاتی، سیده‌زهرا مصطفویان، محمدحسین ابراهیم‌زاده، امین رازی

چکیده پیش‌زمینه: شکستگی دیستال رادیوس از شایع‌ترین شکستگی‌های استخوان‌های بلند است که در سنین مختلف دیده می‌شود و علی‌رغم روش‌های درمانی متعدد، چالش‌ها و اختلاف‌نظرهای زیادی در درمان آن وجود دارد. هدف از این مطالعه مقایسه نتایج درمان جااندازی بسته با گچ کوتاه و گچ بلند ساعد در نوع A2 شکستگی دیستال رادیوس بود. مواد و روش‌ها: در یک مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی، نتایج درمان 50 مورد جااندازی بسته با گچ کوتاه ساعد با 50 مورد جااندازی بسته با گچ بلند ساعد در شکستگی با ثبات و خارج مفصلی انتهای رادیوس در طی یک‌ سال در سه مرکز آموزشی مشهد مقایسه شدند. پس از جااندازی، پرتونگاری کنترل انجام شد. گچ بلند در هفته 4 کوتاه گردید و هردو نوع گچ در هفته 6 باز شدند. بیماران از نظر دامنه حرکات ساعد، آرنج، وضعیت جوش‌‌خوردگی، عوارض شکستگی، رضایت از نوع گچ و پایداری مفصل رادیو اولنار تحتانی در هفته‌های 6 و 18 بررسی شدند. یافته‌ها: شدت شکستگی در هر دو گروه مشابه بود. هیچ مورد جوش‌نخوردگی, بدجوش‌خوردگی غیرقابل قبول، آتروفی سودک، سندرم کمپارتمان و کارپال تونل دیده نشد. رضایت‌مندی در گچ کوتاه وجود داشت و بیماران گچ بلند تمایل به کوتاه کردن گچ داشتند. حرکات ساعد و آرنج در بیماران با گچ کوتاه بهتر بود. نتیجه‌گیری: جااندازی با گچ کوتاه ساعد به اندازه گچ بلند مؤثر و عوارض آن کمتر است، از سوی بیماران بهتر تحمل می‌شود و نتایج آن در کوتاه‌مدت ارجح می‌باشد. بنابراین استفاده از جااندازی بسته با گچ کوتاه ساعد در موارد شکستگی پایدار پیشنهاد می‌گردد.