نویسنده = فیروز مددی

بررسی زاویه چرخش دیستال فمور با سی‌تی اسکن سه بعدی

دوره 13، شماره 3، تابستان 1394، صفحه 128-133

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121301

آرمین نیکزاد، فرید عباس زاده، زهرا سقایی، سهیل مهدی پور، فیروز مددی، مراد کریم پور

چکیده پیش‌زمینه: تعویض مفصل زانو بک درمان استاندارد برای زانوهای مبتلا به ساییدگی است و اندازه‎گیری زاویه چرخش ناحیه دیستال فمور یکی از مهم‎ترین مباحث می‌باشد. در روش‎های متداول، این زاویه به‎صورت دوبعدی و با تصاویر سی‌تی‌ اسکن اندازه‎گیری می‌شود که البته با خطا همراه است. هدف از این تحقیق، بررسی نحوه اندازه‎گیری این زاویه به‎صورت سه‎بعدی بود. مواد و روش‎ها: با استفاده از تصاویر سی‌تی‌اسکن، مدل­ سه بعدی فمور ۴۰ بیمار با نرم‎افزارهای مهندسی استخراج گردید. با قرار دادن نشانه‎ها، زاویه چرخش ناحیه انتهایی، با استفاده از محورهای برآمدگی پشتی، آناتومیک بین اپی‌کوندیل‌ها، جراحی بین اپی‌کوندیل‌ها و خط وایت ساید در دو نمای عمود بر محور آناتومی و مکانیکی محاسبه شد. یافته‎ها: در حالت نمای مشاهده عمود بر محور مکانیکی، میانگین زاویه بین خط برآمدگی پشتی با خط وایت ساید،  محور جراحی بین اپی کوندیل‎ها و محور آناتومیک بین اپی‌کوندیل‎ها به ترتیب برابر با ۳/۴۱ ، ۱/۳۱- و ۵/۵۳ ؛ و در حالت نمای مشاهده عمود بر محور آناتومی، به ترتیب ۰/۷۴- ، ۱/۲۶- و ۵/۶۷ درجه بود. نمودار بلند ـ آلتمن نشان داد، جز در محورهای بین اپی‌کوندیل‌ها و جراحی بین اپی‌کوندیل‌ها، رابطه‌ای بین سایر زوایا وجود ندارد. نتیجه‎گیری: محورهای برآمدگی پشتی، آناتومیک بین اپی‌کوندیل‌ها، جراحی بین اپی‌کوندیل‌ها، تحت تأثیر نمای اندازه‎گیری نمی‎باشند، اما اختلاف حدود ۴ درجه‎ نشان می‌دهد اندازه‎گیری‎هایی که بر مبنای محور خط وایت ساید انجام می‎گیرد، تحت تأثیر نحوه قرارگیری اندام می‎باشد. عدم ارتباط این خطوط نشان می‎دهد که باید محورهای دیگر و بیشتری برای بهبود عمل جراحی استفاده شود.

بررسی میزان ورژن استابولوم با استفاده از سی‌تی‌اسکن لگن در بیماران غیرارتوپدی

دوره 11، شماره 1، زمستان 1391، صفحه 20-25

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121085

فیروز مددی، مهدی بهار مهربانی، محمدعلی جلیلی، فرشاد صفدری

چکیده پیش‌زمینه: آگاهی از زاویه ورژن استابولوم و تشخیص زاویه طبیعی از غیرطبیعی در بیماری‌های مختلف حائز اهمیت است. میزان طبیعی آن ممکن است در جوامع مختلف متفاوت باشد. در این مطالعه عکس‌های سی‌تی‌اسکن تعدادی بیمار «غیرارتوپدی» به عنوان نمونه کوچک از افراد ایرانی اندازه‌گیری و گزارش می‌شوند. مواد و روش‌ها: در این تحقیق توصیفی گذشته‌نگر، سی‌تی‌اسکن لگن برروی ۸۱ بیمار (۵۴ مرد، ۲۷ زن) که به علت مشکل غیر ارتوپدی تصویربرداری شده بودند انجام شد. ورژن استابولوم اندازه‌گیری و بین ‌دو گروه جنسی زن و مرد و و دهک‌‌های مختلف سنی مقایسه گردید. میانگین سن بیماران ۱/۱۴±۵/۴۱ سال بود. یافته‌ها: اندازه ورژن استابولوم ۴/۳±۷/۱۷ درجه (۳۲-۸ درجه) تعیین گردید. در گروه مورد مطالعه، بین سن یا جنس و ورژن استابولوم از نظر آماری رابطه معنی‌دار وجود نداشت. نتیجه‌گیری: مقدار ورژن استابولوم در گروه نمونه ایرانی بین ۴/۱۷ تا ۴/۱۹ درجه با ضریب اطمینان ۹۵% بود.

فراوانی آژنزی پالماریس لونگوس

دوره 9، شماره 1، زمستان 1389، صفحه 18-21

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121023

کیقباد عاشوری، علی اکبر اسماعیلی جاه، فریور عبدالله‌زاده لاهیجی، علی اکبر اسماعیلی جاه، سیدمهدی حسینی خامنه، فیروز مددی، فریور باقری، مهدی رحیمی، رضا زندی، فرشاد صفدری

چکیده پیش‌زمینه: گزارش‌های متفاوتی از شیوع آژنزی پالماریس لونگوس (Palmaris Longus) از ۵/۱تا ۶۰درصد و عوامل مختلف مؤثر بر شیوع آن در متون وجود دارد. هدف از این تحقیق، تعیین شیوع آژنزی پالماریس لونگوس و عوامل مرتبط با آن بود. مواد و روش‌ها: این تحقیق به روش توصیفی برروی ۱۰۰۸ نفر در طی ۶ماه در یکی از مراکز آموزشی درمانی تهران انجام شد. آژنزی پالماریس لونگوس با استفاده از تست شافر (Schaeffer) مورد بررسی قرار گرفت. شیوع آژنزی در نمونه ما تعیین و میزان واقعی آن در جامعه برآورد شد و نقش جنسیت و دست غالب با بروز آژنزی مورد تحلیل آماری قرار گرفت. یافته‌ها: شیوع آژنزی پالماریس لونگوس در جامعه مورد مطالعه ۸/۲۲% برآورد شد، به طوری که ۲/۱۰% آژنزی طرف راست، ۹/۵% آژنزی طرف چپ و ۷/۶% آژنزی دوطرفه داشتند. از نظر شیوع آژنزی پالماریس لونگوس بین زنان و مردان تفاوت معنی‌داری وجود نداشت. ۹/۹۰% مبتلایان به آژنزی پالماریس لونگوس، و ۵/۷۲% افراد غیرمبتلا به آژنزی پالماریس لونگوس، در مواجهه با دست غالب راست بودند (۰۰۰/۰=p ،۳/۸=OR). نتیجه‌گیری: شیوع آژنزی پالماریس لونگوس در جامعه ایرانی، در محدوده میانی آمارهای جهانی می‌باشد و در دست غالب سمت راست بیشتر دیده می‌شود.

بررسی تاثیر سلکوکسیب بر توانبخشی بیماران پس از جراحی آرتروسکوپیک رباط متقاطع جلویی

دوره 9، شماره 1، زمستان 1389، صفحه 22-27

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121024

محمدرضا فراهانچی برادران، سید مرتضی کاظمی، سید مهدی حسینی خامنه، سید محمد جزایری، فیروز مددی، کیقباد عاشوری، کتایون کاظمی، رضا زندی، فرشاد صفدری

چکیده پیش‌زمینه: بازسازی آرتروسکوپیک رباط متقاطع جلویی یکی از اعمال جراحی شایع در ارتوپدی است. از سوی دیگر گزارش‌هایی در مورد اثرات مثبت استفاده از داروهای بازدارندهcox-2 پس از جراحی وجود دارد. هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی نتایج استفاده از سلکوکسیب بر درد، دامنه حرکتی و توانایی تحمل وزن پس از بازسازی آرتروسکوپیک رباط متقاطع جلویی بود. مواد و روش‌ها: در این کارآزمایی بالینی، 70 بیمار در یک مرکز درمانی شهر تهران مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران، به‌طور تصادفی به دو گروه مورد (دریافت سلکوکسیب) و شاهد (عدم دریافت سلکوکسیب) تقسیم شدند. سپس از نظر میزان درد، تورم، دامنه خم و راست شدن زانو و توانایی تحمل وزن، بررسی و مقایسه گردیدند. یافته‌ها: میزان درد در روز سوم، در گروه شاهد 04/1±3/5 و در گروه مورد 71/0±3/3 بود. در پایان هفته اول 6/29% بیماران گروه شاهد و 8/82% بیماران گروه مورد توانستند زانوی خود را بیش از 90 درجه خم کنند. در پایان هفته چهارم، تمامی بیماران گروه مورد قادر به راه‌رفتن کامل بودند، در حالی‌که در گروه شاهد 6/28% بیماران این توانایی را داشتند. محیط زانو در روز سوم در گروه شاهد 59/0±73/2 و در گروه مورد 92/0±61/1 سانتی‌متر نسبت به قبل از عمل تفاوت داشت. آزمون‌های آماری نشان دادند که دو گروه در همه موارد با یکدیگر اختلاف معناداری داشتند. نتیجه‌گیری: بکارگیری داروی سلکوکسیب در کاهش درد و تورم و تسریع توانبخشی بیماران پس از بازسازی آرتروسکوپیک رباط متقاطع جلویی در جوانان موثر می‌باشد.

بررسی وضعیت تونل‎های تی‌بیا و فمور بعد از بازسازی آرتروسکوپیک رباط متقاطع جلویی زانو

دوره 8، شماره 4، پاییز 1389، صفحه 151-159

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121109

علی اکبر اسماعیلی جاه، سید محمد جزایری، سید مهدی حسینی خامنه، فیروز مددی، سهراب کیهانی، کیقباد عاشوری، پوران حکیمی، رضا زندی، مهدی رحیمی، فرشاد صفدری

چکیده پیش‌زمینه: یکی از نگرانی‌ها در بازسازی رباط متقاطع جلویی، قرارگیری نادرست تونل‌های تی‌بیا و فمور نسبت به وضعیت طبیعی است که می‌تواند بر نتیجه نهایی تاثیر بگذارد. هدف از این مطالعه بررسی میزان صحت محل تونل‌های تی‌بیا و فمور در بازسازی آرتروسکوپیک رباط متقاطع جلویی بود.مواد و روش ها: در این مطالعه مقطعی، تصاویر سی‌تی‌اسکن محل تونل‌های فمور و تی‌بیا در ۴۰ بیمار که تحت بازسازی آرتروسکوپیک رباط متقاطع جلویی قرار گرفته بودند، مورد بررسی قرار گرفت. پارامترهای محل قرارگیری تونل تی‌بیا در برش آگزیال و ساژیتال، محل قرارگیری تونل فمور در برش آگزیال، ضخامت کورتکس پشتی در ناچ فمور و محل قرارگیری «نقطه خروج گرافت در فمور» ارزیابی شدند.یافته‌ها: وضعیت صحیح تونل تی‌بیا، وضعیت صحیح تونل فمور، ضخامت مناسب کورتکس پشتی و وضعیت صحیح «نقطه خروج گرافت در فمور» به ترتیب در ۶۰%، ۵۲/۵%، ۷۰% و ۶۷/۵% موارد دیده شد. به طور کلی وضعیت تونل‌های تیبیال و فمورال در ۳۷/۵% بیماران صحیح بود.نتیجه‌گیری: اگرچه در مطالعه حاضر درصد مواردی که تونل‌های تی‌بیا و فمور به طور جداگانه در محل مناسبی قرار گرفته بودند، در حد قابل قبولی بود، اما در بررسی هر دو تونل به طور همزمان نتایج رضایتبخش دیده نشد. لذا جراحی بازسازی رباط مقاطع جلویی مستلزم توجه و مهارت بیشتر، از نظر  انتخاب محل گرافت می‌باشد.

تثبیت فمور در بازسازی رباط متقاطع جلویی زانو (مقایسه تأثیر سه روش مختلف تثبیت)

دوره 8، شماره 4، پاییز 1389، صفحه 160-165

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121110

فیروز مددی، حعفر توکلیان، آرش ملکی، مهدی رحیمی، رضا زندی، محمدرضا بیگدلی

چکیده پیش‌زمینه: رباط متقاطع جلویی، ساختمان اولیه‌ای است که جا‌به‌جایی جلویی تی‌بیا را کنترل می‌کند. بازسازی این رباط می‌تواند عمکرد طبیعی زانو را بازگرداند. هدف از این مطالعه مقایسه سه روش تثبیت فمور در بازسازی رباط متقاطع جلویی زانو می‌باشد.مواد و روش‌ها: در یک مطالعه کارآزمایی بالینی، ۱۲۰ بیمار به‌صورت تصادفی در 3 گروه ۴۰ نفره قرار گرفتند. هر گروه با یکی از سه روش تثبیت فمور «آپرفیکس»، «رجیدفیکس»، و «اندوباتون» تحت درمان قرار گرفتنند. بیماران قبل و ۱۲ ماه  پس از جراحی، معاینه و براساس میزان جابه‌جایی جلویی تی‌بیا به کمک KT-1000 نمره‌بندی «لی‌شلم»  مقایسه شدند.یافته‌ها: در روش تثبیت با «اندوباتون»، نمره «لی‌شُلم» از ۱۸/۵۹±۶۳/۲۱ قبل از بازسازی رباط به ۹/۴۷±۹۰/۶۴ بعد از بازسازی، در تثبیت با روش «آپرفیکس» از ۱۸/۷۴±۶۵/۷۲ به ۵/۳۵±۹۶/۲۲ و در تثبیت با «رجید‌فیکس» از ۱۷/۴۵±۶۹/۲۱ به ۹/۴۷±۹۰/۶۴ افزایش یافت. شش مورد شکست در روش «اندوباتون»، ۴ مورد در «رجیدفیکس»، و ۱ مورد در روش «آپرفیکس» وجود داشت. میزان جابه‌جایی جلویی تی‌بیا در روش «اندوباتون» ۱/۵۸±۳/۹۶ میلی‌متر، در روش «رجید‌فیکس» ۱/۴۸±۴/۲۸ میلی‌متر و در روش «آپرفیکس» ۱/۷۹±۴/۰۳ میلی‌متر بود. از نظر طول زمان جراحی، بین سه روش تثبیت فمور اختلاف معنی‌داری وجود نداشت.نتیجه‌گیری: از نظر قدرت پیوند در ابتدای کار و نتایج کلی، روش «آپرفیکس» نتایج بهتری نسبت به دو روش دیگر نشان داد. تحقیقات بیشتر با تعداد بیشتر بیماران و دوره پیگیری طولانی‌تر در این زمینه توصیه می‌گردد.

استئوفیت مرکزی استابولوم: الگو‌ها و اهمیت آن در آرتروپلاستی هیپ

دوره 8، شماره 2، بهار 1389، صفحه 73-78

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121125

فیروز مددی، محمد علی اخوت پور، امیر مهرورز سرکشه، فیروزه مددی، مجید بریری

چکیده پیش‌زمینه: علیرغم اهمیت زیاد وضعیت قرار گرفتن کاپ استابولوم در تعویض مفصل هیپ، مطالعات اندکی در مورد محل دقیق آن انجام شده است. یکی از مشکلات این جراحی‌ها، وجود استئوفیت مرکزی استابولوم است که می‌تواند مانع مشاهده علایم آناتومیک گردد. هدف از این تحقیق، بررسی شکل و محل استئوفیت‌ها در حفره استابولوم بود.مواد و روش‌ها: این بررسی در دو مرحله انجام شد: ۲۷۶ بیمار با علایم بالینی و پرتونگاری ساییدگی مفصل هیپ و بدون سابقه شکستگی یا عمل جراحی خاص روی لگن، مورد مطالعه قرار گرفتند. از تمامی بیماران پرتونگاری و سی‌تی‌اسکن انجام شد و تغییرات سی‌تی‌اسکن استابولوم طبقه‌بندی شدند. در مرحله بعد، در ۵۷ بیمار که تحت عمل جراحی تعویض مفصل قرار گرفته بودند، وضعیت استئوفیت‌های مرکزی استابولوم با مشاهده عینی طبقه‌بندی شد و تقسیم‌بندی مرحله اول با یافته‌های پرتونگاری منطبق گردید.یافته‌ها: براساس یافته‌های پرتونگاری، سی‌تی‌اسکن و تطابق با مشاهده عینی، استئوفیت‌های مرکزی استابولوم به چهار نوع تقسیم شدند: نوع  I: نمای ظاهری استابولوم طبیعی و عمق لبه کف «فوویا» (fovea) معادل ۵ میلی‌متر بود؛ در نوع IIa  اسکلروز اطراف «فوویا» دیده شد؛ در نوع IIb اسکلروز بیشتر شد و مانند چتر روی «فوویا» را پوشاند؛ در نوع IIc سقف ایجاد شده روی «فوویا» توسط استئوفیت‌ها تقریباً به هم رسیدند؛ و در نوع III: استئوفیت‌ها سقف کاملی روی «فوویا» تشکیل دادند و آن را ‌پوشاندند.نتیجه‌گیری: مطالعه و طبقه‌بندی استئوفیت‌های کف استابولوم قبل از جراحی و با کمک سی‌تی‌اسکن می‌تواند در قراردادن صحیح‌تر کاپ استابولوم در تعویض مفصل هیپ موثر باشد.

فقدان مادرزادی مفصل زانو (گزارش یک مورد)

دوره 7، شماره 3، تابستان 1388، صفحه 126-130

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121152

فیروز مددی، محمد رضا عباسیان، فریور عبداله‌زاده لاهیجی، رضا زندی

چکیده فقدان یا جوش‌خوردگی مادرزادی استخوانی مفصل زانو به‌صورت ایزوله یا همراه با سایر اختلالات، بیماری بسیار نادر می‌باشد هدف از این مقاله معرفی یک مورد فیوژن استخوانی مفصل زانوست که هیچ صفحه رشدی در اطراف محل مورد انتظار در زانو رویت نشد و بیمار با اصلاح ناهنجاری و بلند کردن اندام در دو مرحله درمان شد.

بازسازی رباط متقاطع جلویی با گرافت همسترینگ با روش ثابت کردن دوبل

دوره 6، شماره 4، پاییز 1387، صفحه 164-171

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121180

فیروز مددی، محمدرضا عباسیان، فواد رحیمی، فریور عبداله زاده لاهیجی، آرمین اعلمی هرندی، فرزام فرهمند، طاهره یزدان یار، فیروزه مددی، رضا صادقیان

چکیده پیش‌زمینه: آسیب رباط متقاطع جلویی یکی از شایع‌ترین صدمات مفصل زانو می‌باشد. روش‌های متعددی برای ثابت کردن رباط بازسازی شده در تی‌بیا معرفی شده ولی ثابت کردن هیبرید گرافت همسترینگ یک روش مقبول در بازسازی رباط متقاطع جلویی می باشد.  هدف از این مطالعه مقایسۀ خصوصیات بیومکانیک تثبیت جزء تی‌بیال گرافت همسترینگ با استفاده از دو روش مختلف ثابت کردن انجام شد.مواد و روش‌ها: در یک مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی، ۲۲ بیمار با پارگی ایزوله رباط متقاطع جلویی که به روش ثابت کردن دوبل بخش تی‌بیا تحت بازسازی اولیۀ قرار گرفته بودند، با ۲۴ بیمار که به روش ثابت کردن منفرد در قسمت تی‌بیا  با پیچ اینترفرانس قابل جذب ثابت شده بودند،  مقایسه شدند. برای گرافت جزء فمورال، از اندوباتون استفاده شد. در این روش جدید ما، باقیمانده گرافت همسترینگ بعد از ثابت کردن در کانال تی‌بیا  با پیچ اینترفرانس قابل جذب از تونل استخوانی در تی‌بیا عبور داده شد و ادامه گرافت با نخ اتی‌باند بخیه شد. در گروه شاهد برای ثابت کردن گرافت در کانال تی‌بیال فقط از پیچ اینترفرانس قابل جذب استفاده شد. سپس بیماران دو گروه در یک پیگیری یک ساله با استفاده از مقیاس درجه‌بندی «سین‌سیناتی» (Cincinnati Knee Scale) دستگاه KT-2000 ارزیابی و مقایسه شدند.یافته‌ها: میانۀ امتیاز نشانه‌ها در گروه مورد ۸ و در گروه شاهد ۹ بود. با استفاده از ابزار KT-2000  در گروه مورد، ۱۱ بیمار نتیجۀ عالی و ۱۱ بیمار خوب؛ و گروه شاهد ۴ بیمار نتیجۀ عالی و ۲۰ بیمار نتیجۀ خوب داشتند (۰/۰۱=p < /em>).نتیجه‌گیری: در بازسازی رباط متقاطع جلویی با استفاده از گرافت هامسترینگ، ثابت کردن قسمت تی‌بیای گرافت به صورت دوبل در مقایسه با ثابت کردن جزء تی‌بیا با پیچ، از نظر علایم ناراحت‌کننده و همچنین براساس ارزیابی با سیستم KT-2000 نتایج بهتری نشان می‌دهد.

مقایسه نتایج عمل جراحی تعویض مفصل هیپ در استئونکروز پیشرفته (نتایج کوتاه مدت با روکش‌گذاری مفصل فلز روی فلز)

دوره 6، شماره 2، زمستان 1386، صفحه 43-47

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121191

فیروز مددی، سید مرتضی کاظمی، آرمین اعلمی هرندی، محمدرضا عباسیان، فریور عبداله زاده لاهیجی، حمیدرضا حسین زاده، فواد رحیمی

چکیده پیش‌زمینه: نکروزآواسکولار هیپ با تخریب استخوانی ناشی از عدم کفایت خون‌رسانی و تخریب سطوح مفصلی ناشی از آن، از جمله بیماری‌های شایع ناتوان‌کنندۀ دهه‌های چهارم و پنجم زندگی است. آرتروپلاستی مفصل هیپ به روش روکش‌گذاری فلز روی فلز از جمله روش‌های درمانی جدید برای رفع مشکلات ناشی از نکروز آواسکولار است و این مطالعه به منظور بررسی نتایج درمانی بیماران با روش مذکور و مقایسه آن با مبتلایان به استئوآرتریت به علل دیگر انجام شد.مواد و روش‌ها: مطالعه به روش کوهورت تاریخی انجام شد. بیست و هشت بیمار مبتلا به استئونکروز آواسکولار (AVN) مراحل III و IV طبقه‌بندی «فیکا» و «آرلِت»، با ۲۴ بیمار مبتلا به استئوآرتریت (OA) مراحل V و IV طبقه‌بندی «کرافت» که در بیمارستان اختر از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۵ تحت عمل جراحی به روش سطح تماس فلز روی فلز مفصل هیپ قرار گرفته بودند، با یکدیگر مقایسه شدند. بیماران دو گروه از نظر جنسیت و تیم جراحی همسان شدند. میانگین زمان پیگیری پس از عمل 22±41 ماه بود و نتایج عمل جراحی با استفاده از مقیاس هیپ «هاریس» ارزیابی شد.یافته‌ها: میانگین سن بیماران گروه AVN معادل ۷/۵±۳۰/۸۶ سال و گروه OA معادل ۱۲/۶± ۴۷/۸۸ سال بود (۰/۰۰۳=p < /em>). در گروه AVN، سه بیمار (۱۰/۷%) و در گروه  OA سه بیمار  (۱۲/۵%) دچار یکی از عوارض شکستگی گردن فمور و یا اشکال در کاپ استابولوم شده بودند (۰/۰۵). بازسازی مجدد در  سه بیمار (۱۰/۷%) گروه  AVN  و ۳ بیمار (۱۲/۵%) گروه OA دیده شد (۰/۰۵). میانگین امتیاز «هاریس» در گروه AVN برابر  ۷/۲± ۹۴ و در گروه  OA برابر  ۹/۴±۹۱/۲ (۰/۰۵)، و میانگین دامنۀ حرکات مفصل هیپ در گروه AVN برابر  ۲۱۶±۶/۲ درجه و در گروه OA برابر ۵/۶±۱۹۶ درجه بود (۰/۰۵). نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که مبتلایان به استئونکروزآواسکولار پیشرفته و استئوآرتریت هیپ، با استفاده ازآرتروپلاستی به روش روکش‌گذاری فلز روی فلز نتایج قابل‌قبولی داشته و بین دو گروه تفاوت معنی‌داری وجود نداشت. با این حال بررسی نتایج طولانی مدت این روش در درمان بیماران، به خصوص مبتلایان استئونکروز آواسکولار، جهت قضاوت نهایی ضروری به نظر می‌رسد.