نویسنده = فرشاد صفدری

تغییر در تعداد استخوان‌های مهره در بیماران ایرانی مبتلا به اسکولیوز ایدیوپاتیک نوجوانان

دوره 18، شماره 1، زمستان 1398، صفحه 1-6

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121406

حسن قندهاری، مرضیه رشیدی، سعید صباغان، سیدمانی مهدوی، الهام میرزامحمدی، ابوذر عزیزی، فرشاد صفدری

چکیده مقدمه: عمل جراحی در سطح صحیح، یکی از مهمترین نگرانی‌ها در درمان بیماران اسکولیوز ایدیوپاتیک نوجوانان (AIS) است. تغییر در تعداد مهره‌ها می‌تواند به طور بالقوه منجر به انجام جراحی اشتباه شود. این امکان وجود دارد که بروز و نوع این تغییرات تحت تأثیر عوامل مختلفی از قبیل نژاد باشد. در مطالعه گذشته نگر حاضر، شیوع این تغییرات در بیماران مبتلا به AIS ایرانی بررسی شده است.
مواد و روش‌ها: از سال 2012 تا 2017، جراحی فیوژن ستون فقرات برای درمان AIS در 125 بیمار انجام شد. مهره‌های پشتی و کمری تحت رادیوگرافی‌ خلفی بعد از عمل قرار گرفتند. اولین مهره پشتی، مهره متصل به اولین جفت دنده در نظر گرفته شد. شمارش از بالا به پایین انجام شد. مهره های ناحیه کمری دقیقاً از زیر آخرین مهره که یک جفت دنده به آن متصل بود شروع می شد.
یافته‌ها: در 18 بیمار (14.4٪) شمارش غیر طبیعی مهره مشاهده شد. شیوع تعداد غیر طبیعی مهره های کمری نسبت به مهره‌های پشتی بیشتر بود (10.4٪ در مقابل 4٪). در 5 بیمار (4٪) تعداد 11مهره پشتی مشاهده شد. در 11 بیمار (8/8٪) 4 مهره کمری مشاهده شد. 2 بیمار، 6 مهره کمری (1.6٪) داشتند. هیچ بیماری با تعداد غیر طبیعی مهره‌های پشتی و کمری همزمان وجود نداشت.
نتیجه‌گیری: مطالعه حاضر نشان داد که در بیماران مبتلا به AIS در ایران تعداد غیر طبیعی مهره‌های پشتی و کمری نسبتاً بالا است. لازم است که قبل از عمل مهره‌ها را بر اساس یک پروتکل سازمان یافته شمارش کرده تا از جراحی اشتباه در بیماران AIS جلوگیری شود.

نتایج درمان شکستگی های داخل مفصلی دیستال فمور به روش جراحی باز‌

دوره 15، شماره 3، تابستان 1396، صفحه 96-100

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121342

سید مرتضی کاظمی، محمدرضا عباسیان، مانی کریم زاده، فرشاد صفدری، حمید مهدوی محتشم

چکیده پیش‎زمینه: شکستگی‎های داخل مفصلی دیستال فمور (DFIAF) می‎توانند بسیار چالش برانگیز باشند. اگرچه نتایج خوبی از درمان این آسیب‎ها گزارش شده است اما همچنان مشکلات متعددی برای این بیماران باقی می‎ماند. ما در این مطالعه گذشته‎نگر به بررسی نتایج درمان DFIAF با روش جراحی باز و فیکساسیون داخلی (ORIF) با استفاد از پلاک قفل شونده (LCP < /span>) پرداختیم. مواد و روش‎ها: در این مطالعه که در سال 1396 انجام شد، 51 بیمار که طی سال های 1393 و 1394 بدلیل DFIAF تحت ORIF قرار گرفته بودند، بررسی شدند. در ویزیت نهایی پرسشنامه «لی‎شلم» برای بیماران تکمیل شد. شدت درد و میزان رضایت بیماران با استفاده از معیار خطی بصری (VAS) اندازه‎گیری شد. همچنین بروز تغییرات دژنراتیو در مفصل ارزیابی گردید. دامنه حرکتی هر دو زانو اندازه‎گیری و با هم مقایسه شد. بیماران به‎طور میانگین 2/7±4/17 ماه (دامنه 27-13) پیگیری شدند. یافته‎ها: در تمام بیماران ریداکشن قابل قبول و یونیون کامل به دست آمد. تغییرات دژنراتیو در 15 بیمار (4/29%) دیده شد. (درجه I و II براساس تقسیم‎بندی رادیولوژیک Lawrance-Kellgren). سه بیمار دچار عفونت سطحی و یک بیمار دچار عفونت عمقی شد که به شستشو و دبریدمان جراحی نیاز پیدا کرد. میانگین برای شدت درد برابر 3/1±7/2 (دامنه 4-0) بود. 19 بیمار به مصرف مسکن نیاز دشتند (2/37%). میزان رضایت از نتایج درمان برابر 1/1±7/7 (دامنه 9-4) بود. میانگین نمره «لی‎شلم» برابر 3/8±1/81 (دامنه 84-71) بود. میانگین دامنه حرکتی زانو در سمت جراحی شده به‎طور معناداری کمتر از سمت سالم بود (4/12±6/116 در برابر 3/7±3/125 درجه؛ 001/0>p < /span>).  نتیجه‎گیری: درمان DFIAF با ORIF با یونیون شکستگی همراه است. اما میزان بروز تغییرات دژنراتیو، درد و کاهش دامنه حرکتی بسیار نگران کننده است.  

بررسی نتایج درمان جراحی دررفتگی های حاد مفصل acromioclavicular با تکنیک modified Weaver-Dunn

دوره 15، شماره 2، بهار 1396، صفحه 46-53

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121334

فریور لاهیجی، فریور لاهیجی، رضا مینایی، شاهین طالبی، سید روح اله موسوی، فرشاد صفدری

چکیده پیش زمینه: یکی از روشهای درمان دررفتگیهای مفصل آکرومیوکلاویکولار (ACJ)، تکنیک Weaver-Dunn است که تا کنون modification های مختلفی از آن ارائه شده است. با توجه به مشکلات روشهای قبلی و ارزش حفظ لیگامان کوراکوآکرومیال (CAL)، ما در این مطالعه به معرفی یک modification جدید از تکنیک Weaver-Dunn پرداختیم. همچنین نتایج اولیه این روش بررسی شد. مواد و روشها: 15 بیمار دچار دررفتگی حاد ACJ در مطالعه بررسی شدند. در این روش نیمی از بخش مدیال CAL از آکرومیون جدا میشود. لیگامان جدا شده از سوراخی که در کلاویکل ایجاد شده، عبور داده و روی خود گره زده شود. قبل و پس از جراحی، CC distance هر دو سمت اندازه گیری و مقایسه شد. در ویزیت نهایی، دو پرسشنامه Constant و UCLA تکمیل شد. شدت درد با استفاده از visual analogue scale (VAS) تعیین شد. بیماران بطور میانگین 6/2±2/4 سال پیگیری شدند. یافته ها: CC distance قبل از عمل بطور معناداری در سمت آسیب دیده بیشتر بود (mm 6/1±5/19 در برابر mm 5/0±1/7؛ 001/0>p < /font>). در ویزیت نهایی CC distance سمت آسیب دیده بطور قابل توجهی کاهش یافت و اختلاف اندک آن با سمت سالم، معنادار نبود (mm 9/0±2/8 در برابر mm 5/0±1/7؛ 318/0=p < /font>). در ویزیت نهایی، میانگین Constant score سمت جراحی شده برابر 2/13±3/93 و سمت سالم 8/10±1/95 بود که اختلاف بین دو سمت از نظر آماری معنادار نبود (118/0=p < /font>). میانگین UCLA score برابر 3/3±6/32 و میانگین درد بر اساس VAS برابر 8/0±4/1 بود. نتیجه گیری: درمان دررفتگی های حاد ACJ با این تکنیک با نتایج مطلوبی همراه است. با این روش، ثبات مفصل حفظ و عملکرد آن بازگردانده می شود.

پارامترهای رادیوگرافی 5 زاویه مختلف لگن جهت تعیین دیسپلازی استابولوم در افراد بالغ ایرانی

دوره 14، شماره 4، پاییز 1395، صفحه 94-100

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121328

سید مرتضی کاظمی، شاهین صالحی، سید محمد قریشی، مهرشاد پورسعید اصفهانی، محمد حسبی، ژیلا شرقی، فرشاد صفدری

چکیده مقدمه: دیسپلازی هیپ یکی از دلایل تغییرات دژنراتیو زودهنگام هیپ است. در مطالعات قبلی مقادیر مختلفی برای شیوع این مشکل درافراد نرمال در کشورهای مختلف دنیا گزارش شده است. ما در این مطالعه به بررسی شیوع دیسپلازی هیپ در جامعه نرمال ایرانی و اندازه گیری پارامترهای مختلف مورفولوژی استابولوم پرداختیم. مواد و روش ها: در مطالعه حاضر، 586 هیپ متعلق به 293 فرد نرمال از نظر مفاصل هیپ بررسی شدند. در رادیوگرافی ساده قدامی خلفی 5 پارامتر  central edge angle(CEA)، acetabular angle (AA)، acetabular depth (AD)، acetabular roof obliquity (ARO) و roof angle (RA) اندازه گیری شد. مقادیر بین زنان و مردان و نیز هیپ های سالم و دیسپلاستیک مقایسه شد. همچنین، همبستگی CEA و AA و سایر پارامترها بررسی شد. نتایج: بر اساس  CEA، 15 هیپ (6/2%) و براساس AA، 19 هیپ (2/3%) دچار دیسپلازی قطعی یا خفیف بودند. مقادیر AD و RA به طور معناداری در مردان بیشتر بود. به غیر از AA و AD، در سایر موارد، همبستگی آماری معناداری بین CEA یا AA و پارامترهای دیگر وجود داشت. مقادیر CEA، AA، ARO و RA در گروه دیسپلاستیک براساس CEA یا AA، با گروه نرمال اختلاف آماری معناداری داشت. نتیجه گیری: دیسپلازی قطعی در 7/0%، دیسپلازی خفیف در 9/1% دیده شد. باتوجه به این که مقدار CEA بین دو جنس زن و مرد یکسان بود و این زاویه با سایر پارامترهای مورفولوژی استابولوم همبستگی معناداری داشت، به نظر می رسد استفاده از CEA برای ارزیابی وجود دیسپلازی هیپ مناسب تر است.  

مقایسه نتایج درمان شکستگی‎های «جلو پا» با استفاده از کفش‎های Off-Loading و گچ‎گیری

دوره 12، شماره 4، پاییز 1393، صفحه 148-153

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121277

علی اکبر اسماعیلی جاه، علی اکبر اسماعیلی جاه، منوچهر وحید فرهمندی، محمدرضا عباسیان، علی معظمی پور، فرشاد صفدری

چکیده پیش‎زمینه: شکستگی‎های «جلو پا» (forefoot) آسیب‎ شایع در اورژانس‎های ارتوپدی است. هدف از این مطالعه بررسی نتایج درمان غیرجراحی شکستگی‎های «جلو پا» با استفاده از کفش‎های off-loading و مقایسه آن با نتایج گچ‎گیری بود.مواد و روش‎ها: در این مطالعه مورد شاهدی، ۶۰ بیمار دچار شکستگی «جلو پا» در دو مرکز درمانی شهر تهران که اندیکاسیون جراحی نداشتند، به طور مساوی در دو گروه گچ‌گیری (C) و کفش قرار گرفتند. میزان جوش‎خوردن شکستگی ارزیابی شد. قبل و پس از درمان، شدت درد اندازه‌گیری شد و «مقیاس انجمن پا و مچ پا امریکا» (AOFAS) تکمیل گردید و نتایج بین دو گروه مقایسه شد. مدت زمان پیگیری بیماران در گروه گچ گیری ۴/۲±۳۶/۵ روز و در گروه ، ۴/۷±۳۳/۳ روز بود (۰/۰۵≤p < /em>).یافته‎ها: در تمامی بیماران، شکستگی جوش خورده بود و همگی به فعالیت قبلی خود بازگشتند. میزان شدت درد در گروه C برابر ۱/۴±۵/۴ و گروه OS برابر ۱/۱±۵/۹  (۰/۰۵≤p < /em>).؛ و میانگین نمره در گروه C برابر ۱۴/۷±۹۲/۳ و گروه OS برابر ۱۲/۳±۹۴/۵، و در ویزیت نهایی نتایج دو گروه از نظر آماری یکسان بود. در گروه گچ‌گیری، ۲ بیمار دچار مشکلات پوستی و ۱ بیمار دچار علایم ترومبوز وریدی عمیق شدند.نتیجه‌گیری: کفش off-loading به خوبی می‎تواند در درمان شکستگی‎های «جلو پا» استفاده گردد. اگرچه در این مطالعه، بین دو روش اختلاف معنی‌داری وجود نداشت، ولی با توجه به نتایج مطلوب و عدم بروز عوارض پوستی، استفاده از این کفش‎ها در درمان غیرجراحی شکستگی‎های «جلو پا» توصیه می‎شود.

بررسی مشکلات استامپ ناشی از قطع اندام تحتانی در جانبازان

دوره 12، شماره 2، بهار 1393، صفحه 47-51

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121261

محمدهادی نورایی، محمد جاودان، فرهاد نورایی، عبداله محبی دهنوی، فرشاد صفدری

چکیده پیش‌زمینه: با وجود گذشت ۲۰ سال از جنگ تحمیلی، مطالعات اندکی در مورد رزمندگان دچار قطع اندام و عوارض ناشی از آن شده است. استفاده مداوم از پروتزها باعث افزایش مشکلات ناشی از آن می گردد، لذا جهت پیشگیری از آن، توجه خاص متخصصان توانبخشی و جراحان ارتوپد مورد نیاز می باشد. هدف از انجام این تحقیق، بررسی مشکلات ناشی از قطع اندام تحتانی در مورد مجروحان جنگی بود.مواد و روش‎ها: در این مطالعه گذشته نگر، ۱۵۰ بیمار ارجاعی به یک مرکز ارتز و پروتز در شهر اصفهان طی ۱۰ سال بررسی شدند. پس از گرفتن شرح حال، بیماران تحت معاینه قرار گرفتند و پرسشنامه ای برای آنان تکمیل گردید.یافته‌ها: مشکلات استامپ به ترتیب شیوع عبارت بودند از: ضایعات پوستی شامل تغییر رنگ، خارش، لینکیفیکاسیون، تعرق زیاد؛ و همچنین فولیکولیت، آتروفی استامپ کمبود بافت نرم سر استامپ، زخم، نامناسب بودن بافت نرم، درد استخوانی، درد عضلانی، درد خیالی، و ادم استامپ. از بقیه مواردی که با شیوع کمتری مشاهده شدند می توان رشد بیش از حد استخوان استامپ، هیپوستزی، شکستگی استخوان استامپ، افزایش بافت چربی، خونرسانی ناکافی استامپ، درد و رنگ پریدگی استامپ را نام برد. به طور کلی ضایعات پوستی شیوع بالاتر و مشکلات عروقی کمترین شیوع را داشتند. در سایر موارد، مشکلات استامپ در قطع اندام زیر زانو شایع تر یود. نتیجه گیری: با توجه به شیوع فراوان مشکلات پوستی، آموزش نحوه صحیح رعایت بهداشت استامپ و نیز آموزش استفاده صحیح از پروتز بسیار لازم و ضروری می باشد.

بررسی دقت و پایایی «اندازه پروتز» قبل از جراحی در تعویض مفصل ران

دوره 11، شماره 4، پاییز 1392، صفحه 158-162

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121106

حمیدرضا سیدحسین‌زاده، علی اکبر اسماعیلی‌ جاه، سید روح ا... موسوی، فرشاد صفدری

چکیده پیش‌زمینه: اندازه‎گیری و جای‌گذاری مناسب جزء‎ها (templating) قبل از جراحی تعویض کامل مفصل ران رایج می‌باشد. این مطالعه به منظور تعیین دقت و پایایی انجام «اندازه پروتز» قبل از جراحی در تعویض کامل مفصل ران غیرسیمانی انجام شد.مواد و روش ها: مطالعه به صورت مقطعی گذشته‌نگر به مدت چهار ماه انجام شد، ۵۰ بیمار که به دلیل استئوآرتریت شدید ران در یک بیمارستان دانشگاهی تهران تحت عمل تعویض مفصل ران قرار گرفته بودند، انتخاب شدند. با استفاده از الگوهای دستی، اندازه جزءهای فمورال و استابولار برروی پرتونگاری جلویی و پشتی قبل از جراحی توسط چهارجراح تعیین گردید. میانگین درصد توافق بین اندازه‌های تعیین شده بر اساس «اندازه پروتز» و اندازه‌های به کار رفته در جراحی، به عنوان دقت در نظر گرفته شد. همچنین از ضریب کاپا برای تعیین پایایی استفاده گردید.یافته‌ها: دقت «اندازه پروتز» برای تعیین اندازه جزءهای استابولار و فمورال به ترتیب برابر ۶۰% و ۵۹/۵% و پایایی interobserver برابر ۴۹% و ۵۲% به دست آمد.نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های مطالعه حاضر، «اندازه پروتز» قبل از جراحی نمی‌تواند اندازه دقیق جزءهای تعویض کامل مفصل ران را قبل از جراحی تعیین نماید و برای دستیابی به نتایج بهتر، تعیین اندازه مناسب در زمان جراحی هستیم.

بازسازی رباط متقاطع جلویی با استفاده از پیوند تاندون همسترینگ و تاندون پاتلار (بررسی مقایسه‌ای نتایج کوتاه مدت)

دوره 11، شماره 3، تابستان 1392، صفحه 130-135

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121102

جلیل زارع، حلیل زارع، عارفه هدایتی، محمدرضا هدایتی، محمود وکیلی، فرشاد صفدری

چکیده پیش‎زمینه: درمورد انتخاب پیوند مناسب برای بازسازی آرتروسکوپیک رباط متقاطع جلویی تناقضات زیادی وجود دارد. در مطالعه حاضر، نتایج بالینی و عملکردی بازسازی آرتروسکوپی رباط متقاطع جلویی با استفاده از تاندون همسترینگ داخلی و تاندون پاتلار مقایسه شدند. مواد و روش‎ها: در این مطالعه گذشته‌نگر، ۸۸ بیمار دچار آسیب رباط متقاطع جلویی در یک مرکز درمانی شهر یزد بررسی شدند. بیماران بر اساس نوع اتوگرافت مورد استفاده برای بازسازی آرتروسکوپی رباط متقاطع جلویی به دو گروه تاندون همسترینگ (۴۸ نفر) و تاندون پاتلار (۴۰ نفر) تقسیم شدند. در معاینه نهایی که پس از ٢/٢±١٨/٥ ماه در گروه همسترینگ و ٢/٩±١٩/٣ماه در گروه پاتلار انجام شد، شدت درد با استفاده از معیار دیداری درد (VAS) و دامنه خمیدگی زانو اندازه‎گیری شد. نتایج جراحی با استفاده از نمره «تگنرـ لی‌شُلم»  و KOOS  و توانایی بازگشت بیماران به فعالیت قبلی ارزیابی شد. یافته‎ها: بین دو گروه از نظر دامنه خمیدگی زانو، نمره KOOS و «تگنرـ لی‌شُلم» اختلاف معنی‌دار وجود نداشت. میانگین نمره دیداری درد در گروه همسترینگ ٠/٣±٠/٩و گروه پاتلار ٠/٥±١/١٥ بود (٠/٠٥&le;p < /span>). هشتاد درصد بیماران گروه تاندون پاتلار و ٨٥/٤% بیماران گروه همسترینگ توانایی بازگشت به فعالیت قبلی را به‎دست آوردند (٠/٠٥&le;p < /em>). نتیجه‎گیری: بازسازی آرتروسکوپیک رباط متقاطع جلویی با استفاده از اتوگرافت تاندون پاتلار و تاندون همسترینگ داخلی در کوتاه مدت موثر و با نتایج مطلوب بالینی و عملکردی همراه است و نوع گرافت تاثیری در نتایج کوتاه مدت بازسازی آرتروسکوپیک  این رباط ندارد.

نتایج همی‌ورتبرکتومی با رویکرد خلفی تنها در اسکولیوز مادرزادی ناحیه کمری

دوره 11، شماره 2، بهار 1392، صفحه 43-50

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121089

محسن کرمی، علی اکبر اسماعیلی جاه، محمدحسن کاظمی، فرشاد صفدری

چکیده پیش‌زمینه: همی‌ورتبرا یکی از دلایل شایع اسکولیوز مادرزادی است. در موارد پیشرونده و در صورت نیاز به رزکسیون همی‌ورتبرا، معمولاً از طریق یک رویکرد ترکیبی جلویی خلفی انجام می‌پذیرد که با موربیدیته بالا همراه است. اخیرا رزکسیون همی‌ورتبرا از طریق رویکرد خلفی معرفی شده است. در این مطالعه تجربیات روش خلفی ارائه گردیده است.مواد و روش‌ها: در این مطالعه گذشته‌نگر ۱۰ بیمار دچار اسکولیوز مادرزادی کمری که در سال‌های ۹۰-۱۳۸۷ تحت رزکسیون همی‌ورتبرا از طریق رویکرد خلفی و با استفاده از پیچ ترانس پدیکولار و فیوژن کوتاه قرار گرفته بودند، بررسی شدند. قوس‌های اسکولیوز اصلی و جبرانی و میزان قوس کیفوز مربوط به قبل از عمل با پیگیری ۱۰±۱۶.۱ماه مقایسه شدند.یافته‌ها: فیوژن در تمام بیماران به دست آمد. میانگین قوس اسکولیوز اصلی، اسکولیوز جبرانی و کیفوز به طور معناداری به ترتیب از ۶.۶±۳۹.۶ به ۵±۱۱.۳درجه، از ۵.۱±۱۲.۹به ۳.۴±۷.۸ درجه و از ۸.۱±۱۵.۶ به ۸.۲±۲.۷درجه کاهش یافت (۰.۰۵>p < /em>). میانگین میزان اصلاح قوس اسکولیوز اصلی ۹±۷۲.۵ درصد و میانگین اصلاح قوس جبرانی ۳۴.۳±۳۷.۷ درصد به دست آمد. همچنین میانگین اصلاح کیفوز ۵۱±۹۰درصد بود. هیچ بیماری دچار عوارض نوروواسکولار یا عمومی ناشی از جراحی نشد.نتیجه گیری: فرزکسیون همی ورتبرا از طریق رویکرد خلفی تنها با استفاده از پیچ ترانس پدیکولار و فیوژن کوتاه در پیگیری کوتاه مدت، روش ایمن و موثر در درمان بیماران دچار اسکولیوز مادرزادی ناشی از همی ورتبرا در یک سطح می باشد.

ارزش تشخیصی سونوگرافی در تعیین شدت سندرم تونل کارپ

دوره 11، شماره 2، بهار 1392، صفحه 57-62

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121091

فریور عبدا..زاده لاهیجی، حمیدرضا اصلانی، امیر بیسادی، سید مهدی حسینی خامنه، الهام رحیمیان، علی فتوحی ملکی، سید روح ا... موسوی، فرشاد صفدری

چکیده پیش‌زمینه: برخی محققین استفاده از اولتراسوند را در تشخیص سندرم تونل کارپ پیشنهاد کرده‌اند اما توانایی آن در تعیین شدت بیماری روشن نیست. در این مطالعه توانایی اولتراسوند در تعیین شدت سندروم تونل کارپ با استفاده از اندازه‌گیری سطح مقطع عصب مدین در مقایسه با سرعت انتقال عصب (Nerve Condiation Study) بررسی شد.مواد و روش‌ها: در این مطالعه آینده‌نگر، ۱۸۱ مچ متعلق به ۹۴ بیمار مشکوک به سندرم تونل کارپ در یک مرکز آموزشی تهران بررسی گردید. سطح مقطع عصب مدین با اولتراسوند اندازه‌گیری و شدت بیماری براساس معیار ارائه شده توسط «اِل‌میدانی» و همکاران تعیین گردید. سپس بیماران براساس سرعت انتقال عصب در یکی از چهار گروه نرمال یا سندرم تونل کارپ خفیف، متوسط یا شدید قرار گرفتند. در نهایت میانگین سطح مقطع عصب بین گروه‌ها مقایسه شد و ضریب توافق کاپا بین دو روش برای تعیین شدت بیماری محاسبه گردید.یافته‌ها: با افزایش شدت بیماری، میانگین سطح مقطع عصب به‌طور معناداری افزایش یافت (۰.۰۰۰۱>p < /em>). تعیین شدت بیماری براساس اولتراسوند در ۵۶.۹% از مچ‌ها شامل ۸۸.۸% نرمال، ۷۰.۷% سندرم تونل کارپ شدید، با سرعت انتقال عصب مطابقت داشت. ضریب توافق کاپا بین دو روش اولتراسوند و EMG/NCV برابر ۰.۴۳۶تعیین گردید (۰.۰۰۱>p < /em>).نتیجه‌گیری: تشخیص وجود سندرم تونل کارپ شدید یا عدم وجود آن با سونوگرافی، می‌تواند در تصمیم‌گیری برای انجام جراحی یا جراحی نکردن بسیار کمک‌کننده باشد. البته در این مورد توجه به علایم بالینی بیمار و تفسیر یافته‌های سونوگرافی براساس آنها بسیار حائز اهمیت است.

بررسی میزان ورژن استابولوم با استفاده از سی‌تی‌اسکن لگن در بیماران غیرارتوپدی

دوره 11، شماره 1، زمستان 1391، صفحه 20-25

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121085

فیروز مددی، مهدی بهار مهربانی، محمدعلی جلیلی، فرشاد صفدری

چکیده پیش‌زمینه: آگاهی از زاویه ورژن استابولوم و تشخیص زاویه طبیعی از غیرطبیعی در بیماری‌های مختلف حائز اهمیت است. میزان طبیعی آن ممکن است در جوامع مختلف متفاوت باشد. در این مطالعه عکس‌های سی‌تی‌اسکن تعدادی بیمار «غیرارتوپدی» به عنوان نمونه کوچک از افراد ایرانی اندازه‌گیری و گزارش می‌شوند. مواد و روش‌ها: در این تحقیق توصیفی گذشته‌نگر، سی‌تی‌اسکن لگن برروی ۸۱ بیمار (۵۴ مرد، ۲۷ زن) که به علت مشکل غیر ارتوپدی تصویربرداری شده بودند انجام شد. ورژن استابولوم اندازه‌گیری و بین ‌دو گروه جنسی زن و مرد و و دهک‌‌های مختلف سنی مقایسه گردید. میانگین سن بیماران ۱/۱۴±۵/۴۱ سال بود. یافته‌ها: اندازه ورژن استابولوم ۴/۳±۷/۱۷ درجه (۳۲-۸ درجه) تعیین گردید. در گروه مورد مطالعه، بین سن یا جنس و ورژن استابولوم از نظر آماری رابطه معنی‌دار وجود نداشت. نتیجه‌گیری: مقدار ورژن استابولوم در گروه نمونه ایرانی بین ۴/۱۷ تا ۴/۱۹ درجه با ضریب اطمینان ۹۵% بود.

مقایسه راستای خط مفصلی انتهای فمور و ابتدای تیبیا در افراد نرمال با افراد مبتلا به واروس زانو

دوره 10، شماره 4، پاییز 1391، صفحه 192-199

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121080

سید مرتضی کاظمی، سید محمد سید محمد قریشی، مهدی بهاری مهربانی، فرشاد صفدری

چکیده پیش‌زمینه: «اوریب بودن» سطح مفصلی یکی از مشکلات نسبتا شایع به دنبال استئوتومی بالای تیبیا است که شاید بتوان با استئوتومی در دو سطح آن را حل کرد. ‌در این مطالعه راستای انتهای فمور و ابتدای تیبیا پیش از انجام استئوتومی بالای تیبیا در بیماران دچار واروس زانو و افراد نرمال با هم مقایسه خواهند شد. مواد و روش‌: در این مطالعه موردـ شاهدی، ۷۵ بیمار دچار واروس اولیه زانو (گروه مطالعه) و ۷۵ فرد نرمال (گروه شاهد) بررسی شدند. «زاویه بین سطح مفصلی پایین و محور مکانیکی فمور»، «زاویه بین سطح مفصلی بالا و محور مکانیکی تیبیا» و «زاویه انحراف مفصل» بین دو گروه مقایسه شدند. در نهایت درصد بیماران دچار واروس بیش از ۳ درجه هم در پایین فمور و هم در بالای تیبیا تعیین گردید. یافته‌ها: در گروه واروس زانو میانگین «زاویه بین سطح مفصلی پایین و محور مکانیکی فمور» و «زاویه بین سطح مفصلی بالا و محور مکانیکی تیبیا»   به‌‌طور معنی‌داری کمتر و «زاویه انحراف مفصلی زانو» به‌طور معنی‌داری بیش از گروه نرمال بود (۰.۰۵>p < /em>). در ۲۵.۳% از بیماران دچار واروس زانو، میزان واروس هم در پایین فمور و هم در بالای تیبیا بیش از ۳ درجه بود. نتیجه‌گیری: راستای انتهای فمور و ابتدای تیبیا در افراد دچار واروس اولیه زانو با افراد نرمال متفاوت است. راستای ناهنجار انتهای فمور و ابتدای تیبیا  نیز یک یافته نسبتاً شایع در بیماران دچار واروس اولیه زانو و افراد نرمال است، اما این مقدار در مبتلایان واروس اولیه زانو بیشتر است. از آنجا که بسیاری از بیماران دچار واروس زانو ممکن است به استئوتومی در دو سطح نیاز داشته باشند، قبل از انجام استئوتومی بالای تیبیا باید به زوایای دیستال فمور نیز توجه نمود.

مقایسه عمل لامینکتومی با لامینوتومی در درمان هرنی دیسک کمری در بیماران با نمای پرتونگاری تنگی کانال نخاعی

دوره 10، شماره 3، تابستان 1391، صفحه 133-139

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121072

حسین نایب آقایی، حسین صفدری، خلیل کملاخ، فرشاد صفدری

چکیده پیش زمینه : در بسیاری موارد هرنی دیسک بین مهره‌ای کمری با تنگی بدون علامت کانال نخاعی در این ناحیه همراه است که تنها به‌صورت پرتونگاری تشخیص داده می‌شود . در مطالعه حاضر نتایج درمان دو روش لامینکتومی و لامینوتومی مقایسه شدند . مواد و روش ها : در این کارآزمایی بالینی تصادفی، ۴۰ بیمار دچار هرنی دیسک کمری و تنگی بدون علامت کانال کمری به دو گروه مساوی لامینکتومی و لامینوتومی تقسیم شدند . قبل و بعد از جراحی، شدت درد و ناتوانی به ترتیب با استفاده از مقیاس سنجش دیداری درد و «معیار ناتوانی اُسوِستری» ( Oswestry Disability Index=ODI ) در هر دو گروه و بین دو گروه مقایسه شدند. نتایج جراحی با استفاده از سیستم نمره‌دهی « انجمن ارتوپدی ژاپن» ( JOA ) و همچنین مدت جراحی، میزان خونریزی و مدت بستری در بیمارستان بین دو گروه مقایسه گردید . مدت زمان پیگیری یک سال بود. یافته ها : شدت درد و نمره ODI در هر دو گروه بعد از عمل نسبت به قبل از عمل به‌طور معنی‌داری کاهش یافت (۰۰۱/۰> p < /i>). شدت درد، نمره ODI و نتایج جراحی بر ‌ اساس JOA بین دو گروه یکسان بود. مدت جراحی و حجم خونریزی در گروه لامینوتومی به‌طور معنی‌داری کمتر از گروه لامینکتومی (۰۰۱/۰> p < /i>)، اما مدت بستری بین دو گروه یکسان بود . نتیجه ‌ گیری : نتایج کوتاه‌مدت هر دو روش درمانی مطلوب و یکسان بود . ‌ اما از آنجا که لامینکتومی تهاجمی‌تر از لامینوتومی است و احتمال بروز بی‌ثباتی را افزایش می ‌ دهد، در بیماران دچار هرنی دیسک کمری همراه با تنگی پرتونگاری کانال کمری، انجام لامینوتومی ارجح است .

عود استئوسارکوم ناشی از پرتودرمانی در بیمار ۲۸ ساله (گزارش یک مورد)

دوره 10، شماره 3، تابستان 1391، صفحه 150-152

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121074

غلامحسین کاظمیان، غلامحسین کاظمیان، رضا توکلی دارستانی، علیرضا منافی راثی، محمد مهدی سرزعیم، رامین فرهنگ زنگنه، آرش غفاری، فرشاد صفدری

چکیده استئوسارکوما معمول‌ترین تومور بدخیم استخوانی در جوانان است. در این مقاله یک بیمار ۲۸ ساله دچار عود استئوسارکوم ترقوه به‌دنبال رادیوتراپی به‌دلیل لنفوم «هوجکین» معرفی گردید.

شکستگی یاتروژنیک گردن ران به‌دنبال تثبیت شکستگی تنه ران با استفاده از میله داخل کانال (گزارش یک مورد)

دوره 10، شماره 2، بهار 1391، صفحه 93-97

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121066

غلامحسین کاظمیان، غلامحسین کاظمیان، رضا توکلی دارستانی، محمد امامی تهرانی مقدم، علیرضا منافی راثی، بهروز اصغری، علی نعمتی، فرشاد صفدری

چکیده   در این مقاله دو بیمار دچار شکستگی یاتروژنیک گردن ران به دنبال درمان شکستگی دیافیز فمور با میله داخل کانال در اثر اشتباهات تکنیکی، معرفی شدند . اگرچه این عارضه بسیار نادر است اما به دلیل مشکلات فراوان ناشی از آن، لازم است به دقت از وقوع آن جلوگیری شود. به نظر می‌رسد وارد کردن میله از حفره پیریفورمیس، افزایش زاویه بین گردن و تنه ران ( کوکساوالگا ) و وارد کردن بیش از حد میله به داخل کانال باعث افزایش احتمال شکستگی گردن فمور در زمان ثابت کردن تنه با میله داخل کانال گردید .

بلوک عصب سوپرااسکاپولار در درمان دردهای مزمن شانه (مقایسه دو روش کلاسیک و تزریق با کمک التراسوند)

دوره 9، شماره 4، پاییز 1390، صفحه 170-173

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121048

سیدمسعود هاشمی، مهرداد طاهری، فریور عبد اله‌زاده لاهیجی، سید مرتضی کاظمی، فرشاد صفدری

چکیده پیش‌زمینه: بلوک عصب سوپرااسکاپولار یکی از درمان‌های درد مزمن شانه است که اغلب با استفاده از نشانه‌های آناتومیک (روش مور) انجام می‌شود. اخیرا به منظور کاهش عوارض و افزایش دقت تزریق، انجام بلوک تحت هدایت سونوگرافی توصیه شده است. هدف از انجام این مطالعه مقایسه نتایج کوتاه مدت بلوک عصب سوپرااسکاپولار به کمک سونوگرافی و با استفاده از روش کلاسیک بود. مواد و روش‌ها: در یک کارآزمایی بالینی 50 بیمار دچار درد مزمن شانه به طور تصادفی به دو گروه مساوی تقسیم شدند. در گروه اول بلوک عصب سوپرااسکاپولار تحت هدایت سونوگرافی و در گروه دوم با تکنیک «مور» (Moore) انجام شد. شدت درد با مقیاس دیداری درد، عملکرد بیماران با مقیاس نمره‌گذاری Constant شانه و رضایت بیماران قبل و بعد از درمان سنجیده و داده‌های دو گروه مقایسه شدند. یافته‌ها: در پایان هفته و ماه اول شدت درد در گروه سونوگرافی کمتر از گروه «مور» بود. نمره Constant شانه در پایان هفته اول بین دو گروه متفاوت نبود اما در پایان ماه اول در گروه سونوگرافی بیشتر از گروه «مور» بود. میزان رضایت پس از تزریق در گروه سونوگرافی بیشتر از گروه «مور»، در پایان هفته اول یکسان، و در پایان ماه اول در گروه سونوگرافی بیشتر از گروه «مور» بود. در هیچ‌یک‌ از بیماران دو گروه عارضه خاصی مشاهده نشد. نتیجه‌گیری: بلوک عصب سوپرااسکاپولار به کمک سونوگرافی نسبت به تکنیک «مور» در کوتاه مدت از نظر کاهش شدت درد و بهبود کارآیی شانه با نتایج بهتری همراه است.

بررسی میزان تشکیل لخته در وریدهای عمقی پس از درمان غیرجراحی آسیب‌های مچ‌پا یا پا با گچ یا آتل کوتاه

دوره 9، شماره 3، تابستان 1390، صفحه 116-123

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121040

علیرضا منافی راثی، غلامحسین کاظمیان، غلامحسین کاظمیان، امیرحسین فلاحی، محمد مهدی باقریان لمراسکی، علی نعمتی، فرشاد صفدری

چکیده ۹۵پیش‌زمینه: در مورد تجویز منظم داروهای ضدانعقاد برای جلوگیری از ترومبوز ترومبوپروفیلاکسی در بیمارانی که به‌صورت غیرجراحی با گچ یا آتل کوتاه پا درمان می‌شوند، توافق نظر وجود ندارد. هدف از این مطالعه بررسی میزان بروز ترمبوز رگ‌های عمقی در این بیماران و لزوم انجام ترومبوپروفیلاکسی بود. مواد و روش‌ها: در یک مطالعه مقطعی، ۹۵ بیمار دچار پیچ‌خوردگی مچ پا یا شکستگی با ثبات پا یا مچ پا که تحت درمان گچ‌گیری بودند، از نظر تشکیل ترومبوز وریدی اندام تحتانی بررسی شدند. روزهای ۷ تا ۱۴ پس از شروع درمان، سطح D-dimer اندازه‌گیری ‌شد. اگر سطح D-dimer بالاتر از µg/ml ۰/۲ بود، نتیجه تست مثبت و بیمار تحت بررسی با سونوگرافی داپلر قرار ‌گرفت تا تشکیل ترمبوز رگ‌های عمقی بررسی گردد. همچنین تاثیر عوامل مستعد کننده در تشکیل ترمبوز رگ‌های عمقی بررسی گردید. یافته‌ها: از ۹۵ بیمار، ۴۶ نفر دارای حداقل یکی از عوامل مستعد کننده بروز ترمبوز رگ‌های عمقی بودند. در ۲۱ بیمار (۱/۲۲%) آزمون D-dimer مثبت بود. سونوگرافی داپلر نشان داد که در ۳بیمار ترمبوز رگ‌های عمقی تشکیل شده بود. همچنین بین افزایش احتمال بروز ترمبوز وریدی و وجود عوامل مستعد کننده متعدد (≥۳) ارتباط آماری معناداری وجود داشت (۰۱/۰=p). نتیجه‌گیری: ترمبوز رگ‌های عمقی عارضه شایع به‌دنبال گچ‌گیری زیر زانو نیست و پروفیلاکسی روتین در مواردی ‌که بیمار کمتر از سه عامل مستعد کننده دارد، ضروری نمی‌باشد.

محاسبه میزان آسیب استخوانی گلنویید در بی‌ثباتی جلویی شانه با استفاده از سی‌تی‌اسکن سه بعدی

دوره 9، شماره 2، بهار 1390، صفحه 55-60

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121029

مرتضی جان نثاری لادانی، علیرضا فرهمندی، محمدرضا گیتی، محمدرضا هدایتی، علیرضا رحیم‌نیا، فرشاد صفدری

چکیده پیش‌زمینه: بی‌ثباتی جلویی شانه با آسیب استخوانی در لبه جلویی تحتانی گلنویید همراه است. محاسبه میزان این آسیب استخوانی می‌تواند در تعیین روش درمانی و پیش‌بینی احتمال عود بی‌ثباتی پس از جراحی نقش داشته باشد. هدف از این مطالعه بررسی رابطه تعداد دررفتگی با میزان آسیب استخوانی لبه گلنویید با استفاده از سی‌تی‌اسکن سه‌ بعدی و محاسبه میزان حساسیت و اختصاصی بودن سی‌تی‌اسکن سه‌ بعدی برای تعیین بیماران واجد شرایط جراحی باز بود. مواد و روش‌ها: در این مطالعه آینده‌نگر ۳۰ بیمار بررسی شدند. بیماران با استفاده از سی‌تی‌اسکن سه بعدی دوطرفه بررسی شدند و برای هر کدام شاخص گلنویید (glenoid index) محاسبه گردید. سپس وجود همبستگی بین تعداد دررفتگی و شاخص گلنویید و نیز میزان حساسیت و اختصاصی بودن سی‌تی‌اسکن سه‌ بعدی محاسبه شد. یافته‌ها: بیست و هشت بیمار (۹۴%) دچار آسیب استخوانی بودند. بین تعداد دررفتگی و میزان شاخص گلنویید رابطه معناداری وجود نداشت (۰۵/۰≤p). براساس سی‌تی‌اسکن ۲ بیمار به جراحی باز و پیوند استخوان و ۲۸ بیمار به جراحی بنکارت نیاز داشتند. اما در زمان جراحی مشخص شد که تشخیص براساس سی‌تی‌اسکن در دو مورد اشتباه بود. بدین ترتیب میزان حساسیت سی‌تی‌اسکن ۵۰% و میزان اختصاصی بودن آن ۹۶% به‌دست آمد. نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان دادند تعداد دررفتگی نمی‌تواند نشان‌دهنده وسعت آسیب و پیش‌بینی کننده احتمال عود عارضه باشد. استفاده از سی‌تی‌اسکن سه‌ بعدی همراه با بازسازی قبل از جراحی می‌تواند به شناخت آسیب، شدت و محل ضایعه کمک کند و برای انتخاب روش جراحی مناسب نمی‌توان کاملاً به آن اکتفا کرد.

تعیین شیب جلویی‌ـ‌ پشتی پلاتوی تی‌بیا (مطالعه‌ مقطعی در تهران)

دوره 9، شماره 2، بهار 1390، صفحه 61-64

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121030

حمیدرضا حسین زاده، رضا زندی، سید مرتضی کاظمی، سید محمد قریشی، سینا شاهی، فرشاد صفدری، محمدرضا بیگدلی، سیاوش همتی اسلاملو، محمد علی جلیلی

چکیده پیش‌زمینه: شیب پشتی تی‌بیا شیبی است که به‌طور طبیعی پلاتوی تی‌بیا از جلو به پشت دارد. این شیب نقش مهمی در بیومکانیک زانو، عملکرد رباط‌های متقاطع و تعویض مفصل زانو دارد. با توجه به مقادیر متفاوت این شیب در جوامع مختلف و عدم اطلاع از اندازه طبیعی آن در کشور ما، هدف از این مطالعه تعیین اندازه شیب پشتی تی‌بیا در یک مرکز درمانی شهر تهران بود. مواد و روش‌ها: این تحقیق به روش توصیفی بر روی ۱۰۸ زانوی سالم (۷۰ مرد و ۳۸ زن) با میانگین سنی ۳۸سال (۶۰-۲۳ سال) در یک مرکز درمانی تهران انجام شد. افراد مورد بررسی به‌علت ترومای اطراف زانو، نیاز به پرتونگاری زانو داشتند اما در معاینات بالینی و پرتونگاری، شکستگی یا پارگی رباط‌های زانو دیده نشد. مقدار شیب در پرتونگاری نیم‌‌رخ واقعی زانو با استفاده از کورتکس پشتی، به عنوان محور مرجع اندازه‌گیری شد. یافته‌ها: میانگین شیب پشتی تی‌بیا ۸/۱±۴/۹ درجه به دست آمد. سن و جنس نقشی در میزان شیب نداشتند (۰۵/۰≤p). نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان دادند که مقدار شیب پشتی تی‌بیا در گروه ایرانی این مطالعه با جوامع دیگر به‌ویژه جوامع غربی متفاوت است. اعمال این تفاوت‌ها در طراحی سیستم‌های تعویض مفصل زانو ضروری به نظر می‌رسد.

درمان بیماری «کین باخ» به روش جراحی کوتاه‌سازی رادیوس (پیگیری میان‌مدت)

دوره 9، شماره 2، بهار 1390، صفحه 70-76

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121032

فریور ع. لاهیجی، رضا زندی، سهراب کیهانی، فرشاد صفدری، آرش ملکی، سیدرضا آقاپور، سلمان آذرسینا

چکیده پیش‌زمینه: بیماری «کین باخ» از نکروز آواسکولار استخوان لونیت مچ دست ناشی می‌شود و باعث ایجاد درد و ناتوانی در افراد جوان و فعال می‌گردد. کوتاه‌سازی رادیوس یکی از روش‌های درمان این بیماری است. در این مطالعه، نتایج درمان «کین باخ» با کوتاه‌سازی رادیوس ارائه گردید. مواد و روش‌ها: در یک مطالعه گذشته‌نگر، ۹ مرد و ۶ زن، با میانگین سنی ۳۷/۹±۶/۲۸ سال که تحت جراحی کوتاه‌سازی رادیوس قرار گرفته بودند، در یک مرکز درمانی تهران بررسی شدند. براساس تقسیم‌بندی «لیکمن»، ۲ بیمار دچار مرحله II، ۵ بیمار IIIa و ۸ بیمار IIIb بودند. در مراجعه نهایی، «ایندکس استال» (Stahl Index) و نسبت ارتفاع کارپال، درد، قدرت گرفتن اجسام و دامنه حرکتی مچ بررسی شدند و برای بیماران پرسشنامه Quick DASH تکمیل گردید. میانگین زمان پیگیری ۴۴/۲±۵ سال بود. یافته‌ها: درد و دامنه حرکتی، به غیر از ۲ مورد، در سایر بیماران بهبود یافت. قدرت گرفتن اجسام در ۱۳ بیمار در حد مطلوب؛ میانگین نمره Quick DASH در بیماران دچار مرحله II: ۸/۵±۰/۸۴؛ در بیماران دچار مرحله IIIa: ۱۲/۷۲±۵/۰۹   و در بیماران دچار مرحله IIIb: ۲۷/۵۷±۱۸/۸۷ بود. «ایندکس استال» و نسبت ارتفاع کارپال در بیماران دچار مرحله II ثابت ماند، اما در بیماران دچار دو مرحله دیگر به‌طور معناداری کاهش یافت. در ۲ مورد، بیماری پیشرفت کرد. نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد انجام کوتاه‌سازی رادیوس در مراحل IIIa و IIIb مفید است و می‌تواند علایم بالینی بیماران را بهبود بخشد؛ اگرچه علایم پرتونگاری ممکن است پیشرفت نماید.

بازسازی پارگی مزمن تاندون آشیل با استفاده از گرافت تاندون سمی‌تندینوسوس

دوره 9، شماره 2، بهار 1390، صفحه 77-82

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121033

محمد مهدی سرزعیم، محمد امامی، محمد امامی، غلامحسین کاظمیان، غلامحسین کاظمیان، علیرضا منافی راثی، محمد مهدی باقریان لمراسکی، فرشاد صفدری

چکیده پیش‌زمینه: در برخی پارگی‌های مزمن تاندون آشیل، نقص تاندونی وسیع بیش از ۶سانتی‌متر ممکن است وجود داشته باشد که استفاده از تاندون‌های موضعی پا برای بازسازی تاندون مناسب نمی‌باشد. هدف از مطالعه حاضر بررسی نتایج بالینی و عملکردی ترمیم پارگی مزمن تاندون آشیل با استفاده از گرافت تاندون سمی‌تندینوسوس همان سمت بود. مواد و روش‌ها: در این مطالعه از نوع «بررسی پیاپی موردها» (case series) طی ۶سال، ۱۱بیمار با پارگی مزمن تاندون آشیل با فاصله وسیع بین دو انتها در یک مرکز درمانی تهران تحت عمل جراحی قرار گرفتند. میانگین سنی بیماران ۴±۳۰ سال و میانگین نقص تاندونی ۱/۹۶±۸/۳ سانتی‌متر بود. برای بازسازی تاندون آشیل، از تاندون سمی‌تندینوسوس همان سمت استفاده شد. نتایج درمان با استفاده از مقیاس Ankle-Hindfoot سیستم امتیازدهی انجمن پای امریکا (AOFAS) و مقیاس پارگی تاندون آشیل (ATRS) ارزیابی گردید. مدت زمان پیگیری ۳/۳±۴/۲۵ ماه بود. یافته‌ها: میانگین سیستم امتیازدهی انجمن پای آمریکا و مقیاس پارگی تاندون آشیل از ۳/۵±۴/۷۰ و ۷/۵±۷/۳۱ قبل از جراحی به ۸/۴±۸/۹۱ و ۲/۴±۷/۸۸ افزایش یافت. این افزایش از نظر آماری معنادار بود (۰۰۰/۰=p). پس از جراحی، دامنه دورسی فلکسیون در سمت جراحی (۲/۴±۵/۱۳) به‌طور معناداری از سمت سالم (۹/۳±۲/۱۷) کمتر بود (۰۴/۰=p). تمامی بیماران به جز یک ورزشکار، به فعالیت‌های قبلی خود بازگشتند. نتیجه‌گیری: این روش با نتایج بالینی و عملکردی خوب در بیماران دچار نقص تاندونی وسیع همراه است. استفاده از این روش برای بازسازی پارگی‌های مزمن آشیل در مواردی که نقص تاندونی بیش از 6 سانتی‌متر باشد، توصیه می‌گردد.

رابطه شیب پشتی تی‌بیا با پارگی رباط متقاطع جلویی

دوره 9، شماره 1، زمستان 1389، صفحه 8-12

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121021

سیدمرتضی کاظمی، سیاوش همتی اسلاملو، آرش ملکی، رضا زندی، محمدعلی جلیلی، کیقباد عاشوری، فرشاد صفدری

چکیده پیش‌زمینه: در مورد نقش افزایش شیب پشتی تی‌بیا در پارگی رباط متقاطع جلویی اختلاف نظر وجود دارد. هدف از این مطالعه بررسی نقش احتمالی شیب پشتی تی‌بیا در پارگی رباط متقاطع جلویی بود. مواد و روش‌ها: مطالعه حاضر به صورت مورد- شاهدی برروی بیماران مراجعه کننده به یک مرکز درمانی ـ آموزشی شهر تهران در سال‌های 88-1387 انجام گردید. ۶۱ بیمار دچار پارگی رباط متقاطع جلویی که مستعد عمل بازسازی بودند (گروه مورد) با ۶۱ نفر بدون پارگی رباط (گروه شاهد) مقایسه شدند. دو گروه مورد و شاهد از نظر سن و جنس با یکدیگر همسان شدند. میزان شیب پشتی تی‌بیا با استفاده از پرتونگاری نمای کناری واقعی در دو گروه اندازه‌گیری و مقایسه گردید. یافته‌ها: شیب پشتی تی‌بیا در گروه شاهد ۸/۱±۴/۹ و در بیماران دچار پارگی رباط متقاطع جلویی ۴/۴±۳/۱۲ درجه بود و بین دو گروه اختلاف آماری معنی‌داری وجود داشت (۰۰۱/۰=p). همچنین میزان شیب بیش از ۱۰ درجه، در گروه مورد ۱/۳ برابر بیشتر از گروه شاهد بود. نتیجه‌گیری: افزایش شیب پشتی تی‌بیا در افزایش احتمال پارگی رباط متقاطع جلویی موثر است. بنابراین بررسی این شیب در ورزشکاران و افراد فعال و اقدامات لازم جهت پیشگیری از پارگی آن توصیه می‌گردد.

فراوانی آژنزی پالماریس لونگوس

دوره 9، شماره 1، زمستان 1389، صفحه 18-21

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121023

کیقباد عاشوری، علی اکبر اسماعیلی جاه، فریور عبدالله‌زاده لاهیجی، علی اکبر اسماعیلی جاه، سیدمهدی حسینی خامنه، فیروز مددی، فریور باقری، مهدی رحیمی، رضا زندی، فرشاد صفدری

چکیده پیش‌زمینه: گزارش‌های متفاوتی از شیوع آژنزی پالماریس لونگوس (Palmaris Longus) از ۵/۱تا ۶۰درصد و عوامل مختلف مؤثر بر شیوع آن در متون وجود دارد. هدف از این تحقیق، تعیین شیوع آژنزی پالماریس لونگوس و عوامل مرتبط با آن بود. مواد و روش‌ها: این تحقیق به روش توصیفی برروی ۱۰۰۸ نفر در طی ۶ماه در یکی از مراکز آموزشی درمانی تهران انجام شد. آژنزی پالماریس لونگوس با استفاده از تست شافر (Schaeffer) مورد بررسی قرار گرفت. شیوع آژنزی در نمونه ما تعیین و میزان واقعی آن در جامعه برآورد شد و نقش جنسیت و دست غالب با بروز آژنزی مورد تحلیل آماری قرار گرفت. یافته‌ها: شیوع آژنزی پالماریس لونگوس در جامعه مورد مطالعه ۸/۲۲% برآورد شد، به طوری که ۲/۱۰% آژنزی طرف راست، ۹/۵% آژنزی طرف چپ و ۷/۶% آژنزی دوطرفه داشتند. از نظر شیوع آژنزی پالماریس لونگوس بین زنان و مردان تفاوت معنی‌داری وجود نداشت. ۹/۹۰% مبتلایان به آژنزی پالماریس لونگوس، و ۵/۷۲% افراد غیرمبتلا به آژنزی پالماریس لونگوس، در مواجهه با دست غالب راست بودند (۰۰۰/۰=p ،۳/۸=OR). نتیجه‌گیری: شیوع آژنزی پالماریس لونگوس در جامعه ایرانی، در محدوده میانی آمارهای جهانی می‌باشد و در دست غالب سمت راست بیشتر دیده می‌شود.

بررسی تاثیر سلکوکسیب بر توانبخشی بیماران پس از جراحی آرتروسکوپیک رباط متقاطع جلویی

دوره 9، شماره 1، زمستان 1389، صفحه 22-27

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121024

محمدرضا فراهانچی برادران، سید مرتضی کاظمی، سید مهدی حسینی خامنه، سید محمد جزایری، فیروز مددی، کیقباد عاشوری، کتایون کاظمی، رضا زندی، فرشاد صفدری

چکیده پیش‌زمینه: بازسازی آرتروسکوپیک رباط متقاطع جلویی یکی از اعمال جراحی شایع در ارتوپدی است. از سوی دیگر گزارش‌هایی در مورد اثرات مثبت استفاده از داروهای بازدارندهcox-2 پس از جراحی وجود دارد. هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی نتایج استفاده از سلکوکسیب بر درد، دامنه حرکتی و توانایی تحمل وزن پس از بازسازی آرتروسکوپیک رباط متقاطع جلویی بود. مواد و روش‌ها: در این کارآزمایی بالینی، 70 بیمار در یک مرکز درمانی شهر تهران مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران، به‌طور تصادفی به دو گروه مورد (دریافت سلکوکسیب) و شاهد (عدم دریافت سلکوکسیب) تقسیم شدند. سپس از نظر میزان درد، تورم، دامنه خم و راست شدن زانو و توانایی تحمل وزن، بررسی و مقایسه گردیدند. یافته‌ها: میزان درد در روز سوم، در گروه شاهد 04/1±3/5 و در گروه مورد 71/0±3/3 بود. در پایان هفته اول 6/29% بیماران گروه شاهد و 8/82% بیماران گروه مورد توانستند زانوی خود را بیش از 90 درجه خم کنند. در پایان هفته چهارم، تمامی بیماران گروه مورد قادر به راه‌رفتن کامل بودند، در حالی‌که در گروه شاهد 6/28% بیماران این توانایی را داشتند. محیط زانو در روز سوم در گروه شاهد 59/0±73/2 و در گروه مورد 92/0±61/1 سانتی‌متر نسبت به قبل از عمل تفاوت داشت. آزمون‌های آماری نشان دادند که دو گروه در همه موارد با یکدیگر اختلاف معناداری داشتند. نتیجه‌گیری: بکارگیری داروی سلکوکسیب در کاهش درد و تورم و تسریع توانبخشی بیماران پس از بازسازی آرتروسکوپیک رباط متقاطع جلویی در جوانان موثر می‌باشد.

بررسی اثر موزاییک‌پلاستی آرتروسکوپیک بر عملکرد بالینی بیماران دچار آسیب‌های غضروفی پیشرفته زانو

دوره 8، شماره 4، پاییز 1389، صفحه 144-150

https://doi.org/10.22034/ijos.2020.121108

سهراب کیهانی، سیدرضا شریف‌زاده، محمدرضا عباسیان، تورج شفقی، سهیل مهدی‌پور، فرشاد صفدری

چکیده پیش‌زمینه: هدف از این مطالعه بررسی نتایج بالینی موزاییک‌پلاستی آرتروسکوپیک در بیماران دچار آسیب‌های غضروفی پیشرفته زانو و نیز بررسی عوامل موثر بر نتایج درمان بود.مواد و روش‌ها: در یک مطالعه کارآزمایی بالینی به‌روش قبل و بعد از مداخله درمانی، ۵۶ بیمار مبتلا به آسیب غضروفی درجه ۴ (طبقه‌بندیOuter-bridge) طی ۴ سال (۱۳۸۸-۱۳۸۵) در یک مرکز درمانی در شهر تهران تحت عمل جراحی موزاییک‌پلاستی آرتروسکوپیک قرار گرفتند. میانگین زمان پیگیری ۴±۲۱ ماه (۳۲-۱۶ ماه) بود. برای ارزیابی، از معیارهای نمره‌گذاری‌ «لی‌شُلم» و «کمیته بین‌المللی مستندسازی زانو» (IKDC) استفاده شد. همچنین تأثیر متغیرهای سن، کندیل مبتلا، تعداد پلاگ‌ها، وجود آسیب‌های همراه، میزان فعالیت قبل از عمل، مدت‌زمان تورنیکه و عوارض جراحی بررسی شدند. به منظور مشاهده مستقیم محل ترمیم، در ۳ بیمار آرتروسکوپی مجدد انجام شد.یافته‌ها: براساس معیار IKDC، معادل ۷۸/۶% نتایج عالی و ۲۱/۴% نتایج خوب به‌دست آمد. نمره «لی‌شُلم» قبل از عمل (۱۷/۶±۶۷/۱) و بعد ازعمل ۶/۵±۹۳/۲ بود (۰/۰۰۰۴=p < /em>). نتایج درمان در بیماران با آسیب‌های مفصلی همراه، آسیب‌های کندیل خارجی، ورزشکاران حرفه‌ای و بیماران جوان‌تر؛ و همچنین در موارد با تعداد پلاگ کمتر و در آسیب‌های ورزشی بهتر بود (۰/۰۵>p < /em>) در ۲ بیمار عارضه زودرس بعد از عمل مشاهده شد که با درمان مناسب بهبود یافت.نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهند موزاییک‌پلاستی آرتروسکوپیک روش مناسب برای آسیب‌های غضروفی پیشرفته زانو می‌باشد، به ویژه اگر در بیماران جوان‌تر و همراه با درمان سایر مشکلات زانو انجام شود.